آن اندازه که به ما القاء شده که با یهودیان در ستیز باشیم، به همان اندازه علّت ستیز و بیزاری ما نسبت به یهود، به ما و فرزندانمان القاء نشده است و همین امر سبب شده که تلاش و کوشش ما آنچنان که لازم است نتیجه ندهد و بسیاری از مسلمانان در سطوح مختلف اجتماعی نسبت به قضایای مختلف اسلامی از جمله فلسطین و بیتالمقدس که نخستین قبلهگاه مسلمانان است، بیمبالات و بیتفاوت باشند و حتی گاهگاهی نیز به اصطلاح آب به آسیاب دشمن بریزند.
بنابراین وظیفه اساسی ما در وهله اول آن است که به طور شفّاف و صریح علت بیزاری و دشمنی خود را نهتنها برای فرزندانمان، بلکه برای تمام جهانیان بیان کنیم و سپس راه مبارزه منطقی را با آنان در پیش بگیریم.
سؤالاتی که در این راستا میتوان مطرح کرد این است:
اندیشمند، مترجم و پژوهشگری سوری؛ جرج طرابیشی در سنّ ۷۷ سالگی (۱۷مارس ۲۰۱۶م) در پاریس درگذشت. از او آثار تألیفی و ترجمهای بسیاری بهجای مانده است که در حدود نیم قرن کتابخانهی عربی را غنا بخشید. با درگذشت او، روشنفکری عربی یکی دیگر از رهبران خویش را از دست داد تا به کاروان دیگر روشنفکران همترازش همانند محمد ارکون، نصر حامد ابوزید و محمد عابد الجابری بپیوندد. مشهورترین کتابهای وی «من إسلام القرآن إلی إسلام الحدیث» و «المعجزة أو سبات العقل فی الإسلام»اند که به ترتیب در سالهای ٢٠١٠ و ٢٠٠٨ در بیروت چاپ و منتشر شدهاند.
ظن: در لغت به معنی گمان بردن و حدس زدن است و به دو شاخهی سوءظن و حسن ظن تقسیم میگردد که اولی به معنی بدگمانی و دومی به معنای گمان نیک است.
در کامنتی که دوستانی بر پست چند وقت پیشم در بارهی “ابوزید” گذارده بودند، خواسته بودند مقایسهای بین آراء سه اندیشمند تأثیرگذار ایرانی: شبستری، سروش و ملکیان داشته باشم که پاسخ آن را به بعد موکول کردم.
آنچه در پی میآید نوعی انتقاد به برداشت دکتر عبدالکریم سروش از مقوله دگرپذیری است؛ همچنین میکوشم مقداری از دیدگاه کاک احمد مفتیزاده را بەنسبت مقوله دیگرپذیری تبیین کنم. پیش از ایراد انتقادات لازم است تعریفی از پلورالیزم داشته باشم که دقیقاً مرادم از پلورالیزم چه نوعی از پلورالیزم است...
این روزها چهاردهمين سالگرد غروب جسمانى بزرگمرد فرهيختەای است کە خورشید اندیشەی تابناکش در افق حقیقتخواهی و حقطلبی همچنان میدرخشد.
جنبشهای اسلامیای که در اطراف و اکناف جهان اسلام شکل گرفتهاند، در شرایط و احوالی پا به عرصه وجود نهادند که مبارزهطلبیهای خطرناکی ـ به ویژه در دهههای نخست قرن بیستم ـ امّت اسلامی را مورد تاخت و تاز قرار داده بود.
موج خروشان این تهدید و مشکلات تنها بعد سیاسی و استقلال جغرافیای شرق و غرب جهان اسلام را در بر نگرفت بلکه حیات اجتماعی و دینی را نیز درنوردید.
در زهدان این اوضاع و احوال ناگوار و نگرانکننده بود که جنبشهای اسلامی در مناطق مختلف جهان اسلام دیده به جهان گشود و زاد و ولد کرد.
چهارم مارس نخستین سالروز وفات عالم و فقیه بزرگ دکتر طاها جابر علوانی است؛ وی یک سال پیش در چنین روزی پس از آن که عمری نزدیک به هشتاد سال را در خدمت به اسلام و مسلمانان سپری کرد از دیار فانی رخت بربست. دکتر علوانی در شهر فلوجه در عراق به دنیا آمد؛ در کودکی با قرآن کریم مأنوس شد و آموزههای اسلامی را فرا گرفت و روز به روز رابطهاش را با قرآن کتاب هدایت و سرچشمهی حکمت و دانش مستحکمتر کرد. از همان آغاز سؤالاتی ذهن وی را به خود مشغول میکرد: چرا مسلمانان از کتاب الهی دورند؟ این جدایی از چه وقت و چگونه آغاز شد؟ چرا مسلمانان به چنین روزی دچار شدهاند؟
مقدّمه
گرچه قرآن کریم كتاب علوم زیستی و دانش فنّی نیست و آیات آن بیشتر جهت اثبات قدرت و حکمت خالق متعال است، ولی در اشاره به تعدادی از پدیدهها و مخلوقات، چنان راز و رمز علمی نهفته است كه ذهن و قلب انسان را متحیّر كرده و او را به كنكاش واداشته و از همین طریق راه هدایت و رستگاری او را نشان میدهد.
یكی از سورههای قرآن كه بیشترین حجم آن به بیان آیات خداوند در طبیعت و مخلوقات او اختصاص یافته است سورهی ‹‹نحل›› یا زنبور عسل است.
الحمدلله الذی جعل کلمة التوحید حرزا من النار وحصنا، وجعل البیت مثابة للناس وامنا، والصلوة و السلام علی سیدنا محمد خانم النبیین وامام الـمتقین وقائد الغر الـمحجلین، الذی اصطفاه الله من خیرة بنی اسمـاعیل، رافع قواعد البیت مع ابیه الخلیل ابراهیم، قال الله ﻷ في کتابه الحکیم: ﴿وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ١٢٧﴾ [البقرة: ١٢٧].
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb