به علت وجود عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فکری گوناگون، فهم عربی و اسلامی در طی قرن نوزدهم شاهد تحولات ژرف و تغییرات حادی بوده است و در مجموع به چالشهای تمدنی و فرهنگیای برمیگردد که طرف اروپایی ایجاد کرده است. اندیشهی عربی بدین خاطر از بافت نوینی برخوردار شده و افق دیدش را به سوی طرف مقابل دوخته است، زیرا او را دشمن خویش پنداشته که پایههای اجتماعی و فرهنگی اسلامی را تهدید مینماید. اندیشهی عربی در پی شیوههای تازهای است تا شادابی را به خود برگرداند. اندیشمندان در سدهی نوزدهم به عقبافتادگی مسلمانان نگریستند که بر واقعیات جامعه خیمه افکنده بود
اشاره: عمر احمدی لاوین، متولد ١٣٤٢ در پیرانشهر است. دبیر بازنشستهی ریاضی است و «فلسفه علم» را در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه شریف و با پایاننامهی «ابطال در روششناسی و معرفتشناسی پوپر» گذرانده است. به باور او اصلاحگری فرهنگی در جامعهی ما مستلزم بازاندیشی در تفکر دینی به قصد بازسازی آن است:
به نظرم شیوه تربیت دینی کودکان از جمله اموری است که باید مورد تجدیدنظر اساسی قرار بگیرد. در تفکر دینی سنتی کودک هویت حقوقی مستقل ندارد و بخشی از مایملک پدر بشمار می رود. و والدین (خصوصاً پدر) حق و بلکه تکلیف دارند که آموزه های دینی خود را (که غالباً میراثی تقلیدی از والدین شان است) در ذهن و روان کودکان خود حک کنند. تربیت دینی در غالب موارد تلقین یا تحمیل باورها و هنجارهای دینی والدین به تن و روان کودکان است. «به نظر من این شیوه تعلیم دینی نقض آشکار حقوق انسانی کودک است.» فرزندان ابزار تحقق بخشیدن به آمال و ارزشهای دینی و ایدئولوژیک والدین نیستند.
اصلاحوب: مصطفی خرمدل که هماکنون صفای ویژهی عهد پیری و از سر گذراندن تجارب رنگرنگ روزگار، در کلام و سیمایش پدیدار است؛ همچنان گرمپوی و قویدل در کار نوشتن و ترجمه است و در میان کوششهای عدیدهاش، تفسیر نور را بیشتر دوست دارد. تفسیر نور که در حقیقت ترجمهای حاوی پارهای توضیحات لازم و مختصر است، سهم فراوانی در وصل دلها و نگاههای جامعهی اهلسنت ایران با کتاب آسمانی قرآن داشته است. به این بهانه گفتوگوی کوتاهی داشتهایم با صاحب این اثر پُرفایده و از سیر زندگی و دیگر کوششهای فرهنگی و فکریاش جویا شدهایم.
الگوی حاکمیت استخلافی با مجموعهای از تنشها و ناکامیها و سرانجام هبوطی دیگر به پایان رسید: وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَىٰ كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ ﴿ص/٣٤﴾ «قطعاً سلیمان را آزمودیم و بر صندلیاش کالبدی را انداختیم، آنگاه به درگاه خدا برگشت» سلیمان به عنوان یک جانشین خدایی به خاطر تواناییهایش از کش و قوسها، کشیدگیها، تنشها و تیرگیهای فراوانی رنج برد، چون قدرتش همهی موجودات مرئی و نامرئی، بشری و غیر بشری، طبیعی و فوقالعاده را فرا گرفت. برنامهها و سازوکارهای سلیمان محکی برای تجربیات مطلق و کامل انسان هنگام چیرگی بر هستی و پدیدههایش بود.
آن اندازه که به ما القاء شده که با یهودیان در ستیز باشیم، به همان اندازه علّت ستیز و بیزاری ما نسبت به یهود، به ما و فرزندانمان القاء نشده است و همین امر سبب شده که تلاش و کوشش ما آنچنان که لازم است نتیجه ندهد و بسیاری از مسلمانان در سطوح مختلف اجتماعی نسبت به قضایای مختلف اسلامی از جمله فلسطین و بیتالمقدس که نخستین قبلهگاه مسلمانان است، بیمبالات و بیتفاوت باشند و حتی گاهگاهی نیز به اصطلاح آب به آسیاب دشمن بریزند.
بنابراین وظیفه اساسی ما در وهله اول آن است که به طور شفّاف و صریح علت بیزاری و دشمنی خود را نهتنها برای فرزندانمان، بلکه برای تمام جهانیان بیان کنیم و سپس راه مبارزه منطقی را با آنان در پیش بگیریم.
سؤالاتی که در این راستا میتوان مطرح کرد این است:
اندیشمند، مترجم و پژوهشگری سوری؛ جرج طرابیشی در سنّ ۷۷ سالگی (۱۷مارس ۲۰۱۶م) در پاریس درگذشت. از او آثار تألیفی و ترجمهای بسیاری بهجای مانده است که در حدود نیم قرن کتابخانهی عربی را غنا بخشید. با درگذشت او، روشنفکری عربی یکی دیگر از رهبران خویش را از دست داد تا به کاروان دیگر روشنفکران همترازش همانند محمد ارکون، نصر حامد ابوزید و محمد عابد الجابری بپیوندد. مشهورترین کتابهای وی «من إسلام القرآن إلی إسلام الحدیث» و «المعجزة أو سبات العقل فی الإسلام»اند که به ترتیب در سالهای ٢٠١٠ و ٢٠٠٨ در بیروت چاپ و منتشر شدهاند.
ظن: در لغت به معنی گمان بردن و حدس زدن است و به دو شاخهی سوءظن و حسن ظن تقسیم میگردد که اولی به معنی بدگمانی و دومی به معنای گمان نیک است.
در کامنتی که دوستانی بر پست چند وقت پیشم در بارهی “ابوزید” گذارده بودند، خواسته بودند مقایسهای بین آراء سه اندیشمند تأثیرگذار ایرانی: شبستری، سروش و ملکیان داشته باشم که پاسخ آن را به بعد موکول کردم.
آنچه در پی میآید نوعی انتقاد به برداشت دکتر عبدالکریم سروش از مقوله دگرپذیری است؛ همچنین میکوشم مقداری از دیدگاه کاک احمد مفتیزاده را بەنسبت مقوله دیگرپذیری تبیین کنم. پیش از ایراد انتقادات لازم است تعریفی از پلورالیزم داشته باشم که دقیقاً مرادم از پلورالیزم چه نوعی از پلورالیزم است...
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb