رهبری اجتماعی فرایندی برای هدایت، توانمندسازی و همراهکردن افراد در جهت حل مسائل مشترک و تحقق خیر عمومی است. رهبر اجتماعی با تکیه بر اخلاق، خلاقیت، تفکر راهبردی، مهارت ارتباطی و توانایی حل مسئله میکوشد ظرفیتهای جامعه را فعال کند، مشارکت اجتماعی را افزایش دهد و زمینهٔ توسعه و همبستگی اجتماعی را فراهم سازد. رهبری پایدار نیز با درنظرگرفتن پیامدهای تصمیمهای امروز برای نسلهای آینده، میان نیازهای کنونی و مسئولیت نسبت به آینده تعادل برقرار میکند. خلاصه اینکه جامعه فقط به مدیر نیاز ندارد، به آدمهایی نیاز دارد که بلد باشند دیگران را برای ساختن آیندهای بهتر با خود همراه کنند؛ ظاهراً همین بخش سادهٔ ماجرا همیشه سختترین قسمت است.
رهبری اجتماعی توانایی تأثیرگذاری بر دیگران و ایجاد انگیزه برای دستیابی به اهداف مشترک و توسعه جامعه است. این نوع رهبری تنها به جایگاه رسمی افراد وابسته نیست، بلکه بر مجموعهای از مهارتها مانند گوش دادن فعال، تفکر انتقادی، ارتباط مؤثر، سازماندهی و مدیریت زمان استوار است. استفاده درست از رسانههای اجتماعی، یادگیری مستمر، شناخت تنوع فرهنگی و نیازهای جامعه و ایجاد محیطی مبتنی بر همکاری نیز از عوامل مهم موفقیت رهبران اجتماعی به شمار میروند. در نهایت، مشارکت فعال در جامعه، تعیین اهداف روشن، کسب تجربه و تقویت مستمر مهارتها میتواند افراد را برای ایفای نقشی مؤثر در رهبری و تقویت جوامع آماده کند.
کار خیر در اسلام تنها به کمک مالی محدود نمیشود، بلکه جلوهای از رحمت، همبستگی اجتماعی، مسئولیتپذیری و همکاری میان انسانهاست. قرآن و سنت بر انفاق، یاری نیازمندان، اطعام گرسنگان، حمایت از یتیمان و رفع گرفتاری دیگران تأکید کردهاند. فعالیتهای خیریه افزون بر کاهش فقر و نابرابری، به تقویت سرمایه اجتماعی، حمایت از آموزش و سلامت و تحقق توسعه پایدار کمک میکند. در این میان، وقف و بهویژه وقف نخلستان میتواند الگویی برای کار خیر ماندگار باشد؛ زیرا با ایجاد یک منبع درآمد پایدار، امکان تداوم حمایت از نیازمندان و اجرای پروژههای عامالمنفعه را برای سالهای طولانی فراهم میسازد.
تناقض اصلی در تربیت امروز این است که کودکان علیرغم دسترسی آسان به دانش فراوان و آگاهی از مسیر درست، اغلب فاقد مهارت «خودتنظیمی» و توانایی عملی برای پیمودن آن مسیر هستند. زندگی در عصر سرعت و تمایل ناخودآگاه والدین به حذف تمامی موانع و مسئولیتها از سر راه فرزندان، مانع از شکلگیری صبر، استقامت و تابآوری در آنان شده است. تربیت واقعی زمانی محقق میشود که به جای دانستنِ صرف، به فرزندان بیاموزیم چگونه با تجربه کردن، پذیرش پیامدها و مدیریت خویشتن، در مواجهه با چالشها مستقل و توانمند عمل کنند.
این یادداشت باتکیهبر آمار کمکهای خیریه در آمریکا، بر ضرورت بازاندیشی در فرهنگ کار خیر در کشورهای خلیجفارس تأکید میکند. مسئله اصلی، مخالفت با امدادرسانی نیست، بلکه عبور از خیریهٔ صرفاً امدادی بهسوی خیریهٔ توسعهای و توانمندساز است؛ خیریهای که بخشی از منابع خود را به آموزش، پژوهش علمی، نوآوری، اشتغال، سرمایهگذاری اجتماعی و تربیت نیروی انسانی اختصاص دهد.
این نوشته بر این نکته تأکید دارد که اختلاف علمای اهلسنت دربارهی جشن میلاد پیامبر(ص) بیش از آنکه ناشی از اختلاف در ادله باشد، به ابهام در تعریف و معیار تشخیص «بدعت» بازمیگردد. برخی، هر امر عبادیِ بیسابقه در نص را بدعت میدانند، در حالی که برخی دیگر، ملاک را سازگاری یا ناسازگاری آن امر با اصول کلی شریعت قرار میدهند. نویسنده با مقایسهی دیدگاه شاطبی، ابوشامه و ابنتیمیه نشان میدهد که حتی دربارهی یک عمل واحد، احکام بسیار متفاوتی شکل گرفته است؛ تا جایی که ابنتیمیه جشن مولودی را بدعت میداند، اما در صورت نیت نیک و محبت به پیامبر(ص)، برای انجامدهندهی آن «اجر عظیم» قائل میشود. از این رو، نویسنده نتیجه میگیرد که مفهوم بدعت، دستکم در برخی حوزهها، مفهومی تا حدی مبهم و اجتهادپذیر است و در ارزیابی آن، افزون بر خود عمل، نیت، شرایط و مصلحت نیز میتوانند نقش داشته باشند.
این مقاله اندیشههای انور عبدالملک را دربارهی سلطهی غرب، مرکزیت اروپا و نقش جهان سوم بررسی میکند. او ریشهی این سلطه را در انباشت اقتصادی، علمی و فکری غرب میداند و برای تغییر جهان، بر توسعهی مستقل، توجه به ویژگیهای تاریخی و تمدنی جوامع و شکلگیری نظامی چندقطبی و مبتنی بر تکثر تأکید دارد. مقاله همچنین دیدگاه او را با اندیشههای سمیر امین و حسن حنفی در نقد سلطهی غرب و دفاع از جایگاه جهان سوم مقایسه میکند.
این نوشتار روایتی از دیدار نویسنده با دو خاندان علمی و دینی مهاباد است: حاج ماموستا ملا مصطفی ستوده، که پس از نزدیک به نود سال همچنان منشأ دانش، تربیت و خدمت است، و خانواده مرحوم حاج ماموستا عبدالله احمدیان که ۲۲ سال پس از درگذشت او، میراث علمی و فرهنگیاش را زنده نگه داشتهاند. نویسنده با اشاره به فرزندان شایسته هر دو بزرگمرد، بر این نکته تأکید میکند که ماندگاری انسانها تنها به حضور جسمانی آنان نیست، بلکه در تربیت نسلهای پس از خود، آثار علمی و خدمت به جامعه تداوم مییابد. این دو دیدار، از نگاه نویسنده، نمونهای از تداوم چراغ دانش، ایمان، تربیت و فرهنگ در نسلهای پیدرپی و ضرورت ثبت خاطرات و میراث عالمان و بزرگان فرهنگی یک دیار است.
غنوشی بیش از سه سال است در زندان به سر میبرد و با وجود سن بالا و وخامت وضعیت جسمی، حکومت تونس همچنان بر ادامه حبس او اصرار دارد. نویسنده معتقد است مسئله الغنوشی بیش از آنکه قضایی باشد، سیاسی است؛ زیرا او همچنان نماد جریان اسلامگرای معتدل و یکی از چهرههای اثرگذار سیاسی در تونس و منطقه است. مقاله در نهایت بر ضرورت پایان دادن به سرکوب سیاسی و حرکت تونس به سوی آشتی ملی و گفتوگو تأکید میکند.
مسئولیتپذیری و خوداتکایی رفتاری آنی نیست، بلکه فرایندی تدریجی است که باید از سنین خردسالی در بستر خانواده پایهگذاری شود. این مقاله با استناد به پژوهشهای معتبر بینالمللی (از جمله دانشگاههای هاروارد، استنفورد و لا تروب)، چهار گام عملی را برای اصلاح بیانضباطیها و پرورش فرزندی مستقل معرفی میکند: ۱. واگذاری کارهای روزانه و شخصی (مانند مرتبکردن اتاق و وسایل)، ۲. آموزش خودمراقبتی و بهداشت مستقل (نظیر حمامکردن تحت نظارت)، ۳. جلب مشارکت فعال در امور خانه (ایجاد حس کارآمدی و اعتماد)، و ۴. پرورش انضباط معنوی و جمعی (از طریق حضور در مناسک و جمع بزرگسالان). اجرای مستمر این گامها، ضمن کاهش تنشهای خانوادگی، مهارتهای حل مسئله، اخلاق کاری و پیشرفت در دوران بزرگسالی را تضمین میکند.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb