روابط ایران و آمریکا طی بیش از چهار دهه گذشته همواره میان تنش، بازدارندگی و تلاشهای مقطعی برای دیپلماسی در نوسان بوده است. پس از انقلاب ۱۳۵۷ و قطع روابط رسمی، بیاعتمادی عمیقی میان دو کشور شکل گرفت که با بحران گروگانگیری، تحریمهای گسترده و تقابلهای غیرمستقیم در منطقه تشدید شد. با این حال، این تقابل هرگز به جنگ مستقیم منجر نشد و محاسبۀ هزینه–فایده همواره مانع عبور از آستانه جنگ شده است.
این مقاله به تبیین فلسفه و عملکرد «جماعت دعوت و اصلاح» بهعنوان جریانی معتدل میپردازد که با نفی افراطگرایی و سکولاریسم، بهدنبال آشتی میان سنت و تجدد و ترویج اسلامی انسانمحور و عقلانی است. نویسنده با تأکید بر چهارگانه «توحید، تزکیه، عدالت و سازندگی»، استراتژی این جماعت را تمرکز بر تحول مدنی و فرهنگی از پایین به بالا (ساختن انسان) بهجای تصاحب قدرت سیاسی معرفی میکند. در نهایت، ضمن بررسی چالشها و مواضع بلوغیافته جماعت در برابر منتقدان، این مسیر بهعنوان راهی صبورانه برای دستیابی به عدالت، آزادی و هویت ملی تکثرگرا در ایران امروز ترسیم شده است.
عبدالباسط محمد عبدالصمد، قاری نامدار قرآن و چهرهای اثرگذار در تاریخ تلاوت، با صدایی منحصربهفرد و تربیتی آمیخته با معنویت، به یکی از برجستهترین سفیران قرآن در جهان اسلام بدل شد. او با تسلط بر قرائتهای هفتگانه و درک ذوقی از مقامات، نغمه را در خدمت معنا قرار داد و تلاوت را به تفسیری صوتی از آیات تبدیل کرد. پژوهشهای انجامشده درباره صدای او نشان میدهد که انتخاب الحان و مقاطع صوتیاش مبتنی بر انتقال معنا و هماهنگی با بافت آیات بوده است. گرچه در نهم آذر ۱۳۶۷ خاموش شد، اما پژواک تلاوتهایش همچنان در دل مشتاقان قرآن زنده است.
یادداشت با نقد نظام آموزشی ایران، نشان میدهد که با گسترش مدارس غیردولتی و تأثیر فزایندهی معدل نهایی در کنکور، عدالت آموزشی بهشدت آسیب دیده و آموزش و پرورش از نهاد فرصتساز به نهادی تبعیضزا و رانتمحور تبدیل شده است. مدارس دولتی فرسوده و بیامید شدهاند، در حالی که مرفهان با هزینههای میلیاردی مسیر موفقیت تحصیلی را در انحصار گرفتهاند. شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز با پافشاری بر سیاستهای ناعادلانه، به تعمیق بحران دامن زده است. نویسنده این وضعیت را «اختلال فراسیستمیک» در آموزش کشور مینامد و هشدار میدهد که نسل «رستگار رحمانیها» رو به زوال است.
نویسنده تنش اخیر میان دو کشور را نتیجهی فعالیت «تحریک طالبان پاکستان» و پیوندهای قومی و مذهبی آن با طالبان افغانستان میداند. او معتقد است که این اختلاف میتواند با میانجیگری کشورهای مسلمان، بهویژه ترکیه و قطر، حل شود. أقطای نقش کشورهایی چون هند، آمریکا و اسرائیل را در دامنزدن به بحران پررنگ میبیند و هشدار میدهد که هدف آنها تضعیف وحدت جهان اسلام است. در پایان تأکید میکند که اشتراکات دینی و فرهنگی افغانستان و پاکستان بسیار بیشتر از اختلافاتشان است و باید از این بحران فرصتی برای همبستگی اسلامی ساخت.
اشاره: خانواده یکی از هفت نهاد اجتماعی است که خشت بنای جامعه را تشکیل میدهد. خانواده و خانه، مهد پرورش انسان و مأمنی آرام برای بالیدن و سکونت و محلّی برای تمرین مودّت و مهرورزی و در یک کلمه «انسانشدن» است. در جهت بازشناسی مشکلات خانواده و آسیبشناسی آن، پرسشهایی را با کمال آذری(۱۳۴۸روستای بیوران سفلی سردشت) معلّم و مشاور بازنشسته و دارندهی کارشناسی مشاوره(تبریز) و کارشناسی ارشد مشاورهی خانواده(قزوین) و مدرّس دورهی مهارتهای زندگی و آموزش خانواده، در میان نهادهایم، امید که طالبان را سودمند افتد.
شب یلدا از منظر دینی پدیدهای ذاتاٌ خنثی است که ارزش آن نه در قدمت تاریخی، بلکه در گرو پالایش از خرافه و هدایت به سمت ارزشهای اخلاقی نظیر صلهرحم، تکریم والدین و احسان به نیازمندان است. دین با نگاهی حکیمانه به «عرف»، این شب را فرصتی برای تقویت پیوندهای اجتماعی و یادآوری گذر زمان میداند، مشروط بر آنکه به تجملگرایی، غفلت از خالق و بیانصافی در معیشت مردم آلوده نشود. در نهایت، یلدا زمانی میتواند با روح توکل اسلامی همسو شود که به جای تقدسیافتنِ زمان، به بستری برای تحقق عدالت، همدلی و بندگی صادقانه تبدیل گردد.
عراق در آستانه انتخابات پارلمانی چالشی برای ۳۲۹ کرسی است، بدون حضور جریان صدر که بیشترین کرسیها را در ۲۰۲۱ داشت. ائتلافهای شیعی نزدیک به ایران احتمالاً اکثریت را به دست میآورند، اما اختلافات داخلی میان آنها، بهویژه با هادی عامری و نوری مالکی، مهمترین چالش برای تشکیل حکومت آینده خواهد بود. در جبهه اهل سنت، محمد حلبوسی و دو جریان اصلی دیگر حضور دارند، اما نبود یک رهبری واحد و وضعیت اقتصادی محدودیت ایجاد میکند. کردها با حزب دموکرات و اتحاد میهنی همچنان نقش سوم را در پارلمان و کابینه خواهند داشت، هرچند اختلافات میان دو حزب کرد ممکن است تنشهایی بهوجود آورد. در مجموع، مشارکت پایین و ائتلاف شیعیان نزدیک به ایران بیشترین نفوذ سیاسی را خواهد داشت.
ترامپ در دورهی دوم ریاستجمهوری خود تلاش میکند با پایان دادن به جنگ غزه و توافق با حماس، نام خود را به عنوان رئیسجمهوری که موفق به حل منازعهی فلسطین-اسرائیل شده ثبت کند. او خود را ناجی اسرائیل معرفی میکند و توافق غزه را راهی برای دستیابی به «صلح گستردهتر» در خاورمیانه میداند. با این حال، صلح ترامپ بر اساس قدرت اسرائیل است و بدون حل ریشهای منازعهی فلسطین-اسرائیل، پایدار و همهجانبه نخواهد بود.
در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، رخدادی در شمال غزه روی داد که مسیر تاریخ معاصر فلسطین را دگرگون کرد. صاعقهای که از دل دههها مقاومت و رنج برخاست، ساختار مشروعیتی را که جهان برای «اسرائیل» ساخته بود، در هم شکست. پاسخ ویرانگر رژیم صهیونیستی به آن رویداد، اگرچه بهای سنگینی از جان و زیربنا گرفت، اما در برابر پایداری شگفتانگیز مردم فلسطین، چهرهی واقعی ستم را بر جهان آشکار ساخت. غزه، که گمان میرفت به زانو درآمده باشد، بدل به میدان بیداری وجدان جهانی شد؛ جایی که مقاومت، بار دیگر نه تنها بهعنوان واقعیتی میدانی، بلکه بهعنوان طرفی سیاسی در معادلات بینالمللی شناخته شد. اکنون، در آستانهی توافق و بازسازی، این پرسش پیشِروست که آیا میتوان از دل این ویرانی، افق تازهای برای آیندهی فلسطین گشود؟
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb