نویسنده مدرنیتهی غربی را یک «صنعت فریب» میداند که با غلبه دادن «شکل» بر «محتوا»، به دنبال تبدیل انسان به مهرهای بیهویت در چرخهی مصرفگرایی است. او با نقد نظریهی «جهان مسطح»، مدعی است که غرب با تکیه بر «داروینیسم سیاسی» و ابزارهای «خیرهکنندگی نرم»، سعی در ریشهکن کردن دلبستگی مسلمانان به زمین و هویتشان دارد تا سلطهی خود را تداوم بخشد؛ لذا تنها راه مقابله، تبدیل مدرنیته از یک بحث نخبگانی به یک آگاهی انتقادی عمومی برای کشف منطق قدرت در پشت زرقوبرق دنیای مدرن است.
نویسنده موفقیت در تربیت را یک مسئولیت شرعی و تشکیلاتی میداند که بر چهار پایه استوار است: ایمان عمیق به هدف برای پایداری در بحرانها، اخلاص جهت صیانت از سلامت مسیر، حماسهی هدفمند برای دوری از آشفتگی و کنشگری میدانی بهجای توقف در نظریات. او با تمرکز بر نقش کلیدی زن در حفظ هویت اسلامی، راهکار را در تبدیل مفاهیم ذهنی به مهارتهای کاربردی (مانند مدیریت خانواده و انضباط گروهی) و نظارت مستمر بر رشد تدریجی متربی میبیند.
شب یلدا از منظر دینی پدیدهای ذاتاٌ خنثی است که ارزش آن نه در قدمت تاریخی، بلکه در گرو پالایش از خرافه و هدایت به سمت ارزشهای اخلاقی نظیر صلهرحم، تکریم والدین و احسان به نیازمندان است. دین با نگاهی حکیمانه به «عرف»، این شب را فرصتی برای تقویت پیوندهای اجتماعی و یادآوری گذر زمان میداند، مشروط بر آنکه به تجملگرایی، غفلت از خالق و بیانصافی در معیشت مردم آلوده نشود. در نهایت، یلدا زمانی میتواند با روح توکل اسلامی همسو شود که به جای تقدسیافتنِ زمان، به بستری برای تحقق عدالت، همدلی و بندگی صادقانه تبدیل گردد.
جامعه مدنی به عنوان رکن سوم نظم اجتماعی، از طریق نظارت بر قدرت، تقویت سرمایه اجتماعی و میانجیگری میان دولت و شهروندان، بستر ساز تحقق حکمرانی شایسته است. پایداری این ساختار مستلزم تعامل دوجانبهای است که در آن دولت با تضمین آزادیهای قانونی و جامعه مدنی با حفظ استقلال و شفافیت، به بازتولید اعتماد عمومی میپردازند. علیرغم چالشهای ساختاری، پویایی این نهادها یگانه مسیر گذار به توسعه متوازن و ایجاد جامعهای مسئولیتپذیر، عادل و پیراسته از فساد تلقی میشود.
این مقاله به قطع بیرویه درختان (گردو، توت، کاج و سرو) در شهرستان پاوه میپردازد و آن را فاجعهای زیستمحیطی و مرتبط با دیگر ناهنجاریهای اجتماعی میداند. نویسنده، وضعیت موجود را ناشی از ناهماهنگی منافع فردی و جمعی و خطای نگاه به قانون تحلیل میکند. رهیافت نهادگرایانه (بر اساس مدل ویلیامسون) بهعنوان راهحل پیشنهاد شده است؛ با تأکید بر سطح دوم (تحول فرهنگی و ایجاد قواعد غیررسمی) بهعنوان پیشنیاز ضروری برای موفقیت نهادهای رسمی (سطح سوم) و رفع این دردهای مشترک.
تحلیلگر سیاسی، عریب الرنتاوی، در مقالهای شدیداللحن، خواستار بازنگری رادیکال در جامعهی مدنی عربی شد و نسبت به انحراف این نهادها از مأموریت اصلی خود هشدار داد. الرنتاوی تأکید میکند که جامعهی مدنی عربی در ۳۰ سال اخیر به دلیل وابستگی به منابع مالی خارجی، به "کسب و کارهای خانوادگی" تبدیل شده و در خدمت دستور کارهای امنیتی و عادیسازی با اسرائیل قرار گرفته است. وی تصریح میکند که پس از جنگ نسلکشی در غزه و افشای چهرهی غرب، مبارزه با اسرائیل اکنون نه یک همبستگی، بلکه یک مبارزهی حیاتی برای آیندهی آزاد عربی است و فعالان باید فوراً با قطع وابستگی، مسیر خود را به سمت استقلال مطلق و اتحاد با افکار عمومی جهانی (علیه فاشیسم و استبداد) تصحیح کنند.
برادر و خواهر هنرمند، ابوبکر و نسیبه فتحی (استودیو ابوفتو)، مسیر خود را از دل شرایط ویژه، با تکیه بر تصویر، صدا، موسیقی و ارادهای مداوم، از بستک تا صحنههای هنری تهران با موفقیت گشودند و ثابت کردند که قهرمانان، سازندگان جهان خود هستند.
سکوت نسل Z ریشه در تفاوتهای رشدی (نابرابری مغزی هیجانی و منطقی) و ترس از قضاوت در دنیای دیجیتال دارد، نه بیعاطفگی. این نسل با زبان بصری و پیامهای کوتاه راحتتر است و در مقابل نصیحت، سرزنش و عجله بزرگسالان سکوت میکند. برای رفع سکوت، باید بر ایجاد فضای امن، محبت، شنیدن فعال و احترام به استقلال تمرکز کرد (اشتاینبرگ و آموزههای قرآنی). گفتوگو زمانی آغاز میشود که نوجوان احساس امنیت، برابری نسبی و شنیده شدن کند.
بر همگان واضح است که جهان آفرینش دانشگاهی فوق تخصصی است که از جانب خداوند بینهایت علیم، حکیم و رحیم خلق شده است. و تنها روش درست تعامل با آن از کانال دانش متخصصین تأمین میشود. لذا بر همگان لازم است که برای بهرهوری مفید از نعمات جهان هستی بر دانش موجود در نزد علمای علوم تجربی و انسانی و علوم وحیانی تکیه نمود، تا از این طریق در راستای تأمین آسایش و آرامش خویش به رشد و کمال مطلوب نایل شد. بر این اساس لازم است که با بیان نکاتی چند موضوع درخواستی را در حد توان بررسی نمود.
عبدالباسط محمد عبدالصمد، قاری نامدار قرآن و چهرهای اثرگذار در تاریخ تلاوت، با صدایی منحصربهفرد و تربیتی آمیخته با معنویت، به یکی از برجستهترین سفیران قرآن در جهان اسلام بدل شد. او با تسلط بر قرائتهای هفتگانه و درک ذوقی از مقامات، نغمه را در خدمت معنا قرار داد و تلاوت را به تفسیری صوتی از آیات تبدیل کرد. پژوهشهای انجامشده درباره صدای او نشان میدهد که انتخاب الحان و مقاطع صوتیاش مبتنی بر انتقال معنا و هماهنگی با بافت آیات بوده است. گرچه در نهم آذر ۱۳۶۷ خاموش شد، اما پژواک تلاوتهایش همچنان در دل مشتاقان قرآن زنده است.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل