محمد الجولاني طي ده سال گذشته بارها با افراد و گروههاي مختلف توافق و اعلام همراهي كرده اما هر بار در موقعيتي ديگر به آن توافقات پشت كرده است و با افرادي قويتر وارد معامله شده است.
در علم روانشناسی مبحث مهمی درخصوص «عقدهها» و «بغضهای فروخورده» وجود دارد که عالمان علوم اجتماعی و سیاسی از آن برای تفسیر مطالبات مردم و نحوه پاسخگویی به آن بهره میگیرند. مبتنی بر این نظریه گفته میشود زخمهای درمان نشده در روان آدمی در صورتی که درمان نشوند از میان نمیروند بلکه به ناخودآگاه پس زده میشوند تا در موقعیت مناسب دوباره به سطح خودآگاه بازگردانده شود.
رییسجمهور در تبیین و تحلیل عوامل و چرایی حوادث اخیر و ایجاد اغتشاش و آشوب در برخی شهرهای کشور اظهار داشت: دشمن در جنگ ۱۲روزه قصد و ارادهاش این بود که کشور ما را با آشوب مواجه کند که شکست خورد، الان هم در مرحله بعدی اقدامات خود قصد دارد، به بهانه مسائل اقتصادی و اصلاحاتی که به نفع مردم در حال جریان است، در کشور ناآرامی ایجاد کند. «مسعود پزشکیان» دیروز یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴ در گفتوگوی تلویزیونی صریح و صمیمی با مردم به تشریح اهداف، دلایل، ابعاد و نحوه اجرای طرح بزرگ اقتصادی دولت در اصلاح نظام یارانهای پرداخت
تحلیل پیشرو بیانگر آن است که عبدالله اوجالان با رویکردی هنجاری و گزینشی، مفاهیم تاریخ اسلام همچون میثاق مدینه، جهاد و شورا را از بستر تاریخیشان جدا کرده و با بازتعریف آنها در قالب «اسلام دموکراتیک»، تلاشی آگاهانه برای مشروعیتبخشی دینی به پروژه سیاسی «جامعه دموکراتیک» انجام داده است؛ این بازخوانی اگرچه با زبانی اخلاقی و ضدخشونت، پلی میان سنت و مدرنیته میسازد، اما به دلیل ابهام در سازوکارهای عملی و سادهسازی تعارضات تاریخی، مشخص نیست که یک دگردیسی فکری صادقانه است یا صرفاً اقدامی تاکتیکی و بهرهگیری ابزاری از دین برای عبور از بنبستهای گفتمانی به حساب میآید.
نویسنده مدرنیتهی غربی را یک «صنعت فریب» میداند که با غلبه دادن «شکل» بر «محتوا»، به دنبال تبدیل انسان به مهرهای بیهویت در چرخهی مصرفگرایی است. او با نقد نظریهی «جهان مسطح»، مدعی است که غرب با تکیه بر «داروینیسم سیاسی» و ابزارهای «خیرهکنندگی نرم»، سعی در ریشهکن کردن دلبستگی مسلمانان به زمین و هویتشان دارد تا سلطهی خود را تداوم بخشد؛ لذا تنها راه مقابله، تبدیل مدرنیته از یک بحث نخبگانی به یک آگاهی انتقادی عمومی برای کشف منطق قدرت در پشت زرقوبرق دنیای مدرن است.
جامعه مدنی به عنوان رکن سوم نظم اجتماعی، از طریق نظارت بر قدرت، تقویت سرمایه اجتماعی و میانجیگری میان دولت و شهروندان، بستر ساز تحقق حکمرانی شایسته است. پایداری این ساختار مستلزم تعامل دوجانبهای است که در آن دولت با تضمین آزادیهای قانونی و جامعه مدنی با حفظ استقلال و شفافیت، به بازتولید اعتماد عمومی میپردازند. علیرغم چالشهای ساختاری، پویایی این نهادها یگانه مسیر گذار به توسعه متوازن و ایجاد جامعهای مسئولیتپذیر، عادل و پیراسته از فساد تلقی میشود.
روابط ایران و آمریکا طی بیش از چهار دهه گذشته همواره میان تنش، بازدارندگی و تلاشهای مقطعی برای دیپلماسی در نوسان بوده است. پس از انقلاب ۱۳۵۷ و قطع روابط رسمی، بیاعتمادی عمیقی میان دو کشور شکل گرفت که با بحران گروگانگیری، تحریمهای گسترده و تقابلهای غیرمستقیم در منطقه تشدید شد. با این حال، این تقابل هرگز به جنگ مستقیم منجر نشد و محاسبۀ هزینه–فایده همواره مانع عبور از آستانه جنگ شده است.
این مقاله به تبیین فلسفه و عملکرد «جماعت دعوت و اصلاح» بهعنوان جریانی معتدل میپردازد که با نفی افراطگرایی و سکولاریسم، بهدنبال آشتی میان سنت و تجدد و ترویج اسلامی انسانمحور و عقلانی است. نویسنده با تأکید بر چهارگانه «توحید، تزکیه، عدالت و سازندگی»، استراتژی این جماعت را تمرکز بر تحول مدنی و فرهنگی از پایین به بالا (ساختن انسان) بهجای تصاحب قدرت سیاسی معرفی میکند. در نهایت، ضمن بررسی چالشها و مواضع بلوغیافته جماعت در برابر منتقدان، این مسیر بهعنوان راهی صبورانه برای دستیابی به عدالت، آزادی و هویت ملی تکثرگرا در ایران امروز ترسیم شده است.
عبدالباسط محمد عبدالصمد، قاری نامدار قرآن و چهرهای اثرگذار در تاریخ تلاوت، با صدایی منحصربهفرد و تربیتی آمیخته با معنویت، به یکی از برجستهترین سفیران قرآن در جهان اسلام بدل شد. او با تسلط بر قرائتهای هفتگانه و درک ذوقی از مقامات، نغمه را در خدمت معنا قرار داد و تلاوت را به تفسیری صوتی از آیات تبدیل کرد. پژوهشهای انجامشده درباره صدای او نشان میدهد که انتخاب الحان و مقاطع صوتیاش مبتنی بر انتقال معنا و هماهنگی با بافت آیات بوده است. گرچه در نهم آذر ۱۳۶۷ خاموش شد، اما پژواک تلاوتهایش همچنان در دل مشتاقان قرآن زنده است.
یادداشت با نقد نظام آموزشی ایران، نشان میدهد که با گسترش مدارس غیردولتی و تأثیر فزایندهی معدل نهایی در کنکور، عدالت آموزشی بهشدت آسیب دیده و آموزش و پرورش از نهاد فرصتساز به نهادی تبعیضزا و رانتمحور تبدیل شده است. مدارس دولتی فرسوده و بیامید شدهاند، در حالی که مرفهان با هزینههای میلیاردی مسیر موفقیت تحصیلی را در انحصار گرفتهاند. شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز با پافشاری بر سیاستهای ناعادلانه، به تعمیق بحران دامن زده است. نویسنده این وضعیت را «اختلال فراسیستمیک» در آموزش کشور مینامد و هشدار میدهد که نسل «رستگار رحمانیها» رو به زوال است.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb