رسانهایکردن تحقیرآمیز خطای سهوی یک معلم و تعمیم نمادین آن به کل معلمان، پاککردن صورتمسئله است. مسألهی اصلی، ساختار بیمار آموزش و پرورش و تراکم غیرمعمول ۴۰ تا ۵۰ دانشآموز در یک کلاس است که کیفیت آموزش را نابود و معلمان توانمند را به فرار اداری و تبعید خودخواسته سوق داده است. بهجای زهرچشمگیری و تحقیر معلمان، لازم است به اصلاح ساختارها و تکریم واقعی جایگاه معلم پایبند باشیم.
مقاله به کشتار گستردهی غیرنظامیان در شهر فاشر سودان بهدست نیروهای حمیدتی میپردازد و آن را اقدامی حسابشده برای رعبافکنی و زمینهسازی پیشرویهای بعدی میداند. نویسنده این فاجعه را نشانهای از فروپاشی نظم اخلاقی جهانی و زوال لیبرالیسم میشمارد. در ادامه، با اشاره به سرنوشت انقلابهای عربی، بحرانهای کنونی را حاصل ترکیب استبداد داخلی و مداخلات خارجی میداند و نقش امارات را در این آشوبها پررنگ میبیند؛ کشوری که در رفاه غوطهور است اما در سیاست خارجی دچار «سندرم ثروت» و رفتارهای مداخلهگرانه شده است.
در پایان سپتامبر ۲۰۲۵ رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، پیشنهادی ۲۰ بندی برای آتشبس و «نظمبخشی» غزه را در کاخ سفید ارائه کرد که با پذیرش مشروط بنیامین نتانیاهو همراه شد. این طرح بدون حضور نمایندگان رسمی فلسطینی تدوین شد و از همان آغاز با ابهامات جدی در سازوکار اجرایی و ضمانتهای حقوقی مواجه گردید.
با وجود فرودستی سیاسی و عقبماندگی علمی جهان اسلام، نفی نقش و کارآمدی دین اسلام در انسانسازی و توسعهی عادلانه، سادهسازی و بیانصافی است. اسلام، آموزگار کرامت انسان، عدالت، آزادی، پاکی و عمران است و ناسازگاریاش نه با علم و شادی و همزیستی، بلکه با ستم، جهل، فقر و فریبکاری است. پس کاستیهای امروز را باید بیشتر ناشی از عملکرد مدعیان دانست تا محتوای دین.
این نوشتار عوامل استحکام خانواده را از دو منظر بررسی میکند: اسلام: خانواده بر ایمان، محبت، حسن معاشرت، رعایت حقوق، صبر، مشورت، تربیت دینی و عفت استوار است. سیره پیامبر ﷺ و صحابه نمونههای عملی این اصولاند. روانشناسی: در مکتبهای قدیم بر نقشهای ثابت، اقتدار و سلامت والدین تأکید میشد، اما روانشناسی جدید بر ارتباط مؤثر، انعطافپذیری، دلبستگی ایمن، حل تعارض و معنویت. نتیجه: پیوند آموزههای دینی (چارچوب ارزشی) و روانشناسی (ابزارهای علمی) میتواند خانوادهای پایدار و سالم بسازد.
چکیده: طرح صلح عقیم ترامپ، که به عنوان "معامله قرن" شناخته میشود، تلاشهایی برای حل و فصل منازعه اسرائیل و فلسطین بود. این طرح به دلیل عدم توجه به حقوق و خواستههای فلسطینیها و همچنین حمایت یکجانبه از اسرائیل، با انتقادات زیادی مواجه شد. در حالی که هدف این طرح پایان دادن به جنگ و تنشهای طولانیمدت در منطقه بود، اما به جای ایجاد آرامش، به تشدید اختلافات و نارضایتیها منجر شد. نتیجه نهایی این طرح، پایان نامشخص جنگ و ادامه بحران انسانی در فلسطین و اسرائیل است.
متن در سوگ دکتر محمدطاهر عباسیراد، پزشک فرهیخته، مؤمن و نیکوکار مهابادی نوشته شده است. نویسنده با اشاره به ایمان، تعهد و روحیه انساندوستانهی او، وی را پزشکی دلسوز، یاریرسان نیازمندان و الگویی از خدمت خالصانه معرفی میکند. دکتر عباسیراد نهتنها در عرصهی پزشکی، بلکه در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی نیز نقش برجستهای داشت؛ از جمله همکاری با جماعت دعوت و اصلاح مهاباد و مشارکت در تأسیس جمعیت خیریهی نورافزا. او با طبابت رایگان، پرداخت هزینههای درمان بیماران بیبضاعت و برگزاری کارگاههای آموزشی، عمر خود را وقف خدمت به مردم کرد. درگذشت وی ضایعهای بزرگ برای جامعهی پزشکی، نهادهای مدنی و مردم مهاباد دانسته شده است.
در پی اعطای جایزهی صلح نوبل به خانم «کورینا ماچادو»، ترامپ و کاخ سفید از تصمیم کمیتهی نوبل ابراز نارضایتی کردند. نویسنده با نگاهی انتقادی، این رویداد را نشانهای از سیاسی بودن جایزهی صلح نوبل میداند و کنایهآمیز مینویسد که اگر معیار صلح، عملکرد ترامپ باشد، او شایستهترین فرد است. در متن، فهرستی از سیاستهای ترامپ در حمایت از رژیم صهیونیستی و همراهی در «نسلکشی مردم غزه» آورده شده است؛ از وتوی قطعنامههای سازمان ملل و تهدید دادگاه لاهه گرفته تا سرکوب اعتراضات ضد جنگ و به رسمیت شناختن اشغال قدس و جولان. نویسنده نتیجه میگیرد که حقوق بشر و عدالت در نظام جهانی کنونی به شعاری تهی بدل شده و نظمی نوین بر پایهی «حق با زور است» شکل گرفته است. او در پایان آرزو میکند که رنج مردم فلسطین پایان یابد و ظلم ریشهکن شود.
پس از مذاکرات غیرمستقیم میان حماس و اسرائیل در شرمالشیخ، مرحلهی نخست توافق غزه به دست آمد. این مرحله شامل آتشبس، آزادسازی ۲۰ اسیر اسرائیلی و بیش از ۲۰۰۰ اسیر فلسطینی، ورود کمکهای انسانی و بازگشت آوارگان است. همچنین نیروهای اسرائیل تا خط مرزی عقبنشینی میکنند. جزئیات مدیریتی غزه و سرنوشت حماس هنوز مشخص نیست و مراحل بعدی شامل خلع سلاح حماس و تشکیل دولت تکنوکرات تحت نظارت بینالمللی خواهد بود.
دیشب حماس پاسخی حسابشده و با ادبیاتی روانشناسانه به طرح آتشبس ترامپ ارائه داد که با استقبال فوری رئیسجمهور آمریکا مواجه شد. ترامپ در واکنش، خواستار توقف بمباران غزه برای آزادی گروگانها شد و این اقدام او سکوت معنادار اسرائیل و نتانیاهو را در پی داشت. بیانیه حماس با قدردانی از تلاشهای ترامپ آغاز شده و ضمن پذیرش بخشهایی از طرح (توقف جنگ، آزادی گروگانها، عقبنشینی کامل اسرائیل)، درباره بخشهای دیگر اصلاح و اجماع ملی فلسطینی را شرط کرده است. این پاسخ همسو با مواضع همیشگی حماس است اما با زبانی متفاوت و متناسب با شخصیت ترامپ ارائه شده تا رضایت او را جلب کند. استقبال ترامپ از آن، فشار جدی بر نتانیاهو وارد میسازد و همزمان تردیدهایی درباره نیت واقعی آمریکا و اسرائیل باقی گذاشته است؛ اینکه این روند مقدمه صلحی پایدار خواهد بود یا صرفاً ابزاری برای آزادی گروگانها. در شرایطی که ترامپ به دنبال دستاوردی بزرگ در عرصه بینالمللی و احتمالا جایزه صلح نوبل است، پاسخ حماس میتواند روزنهای برای پایان جنگ غزه باشد، هرچند همهچیز منوط به واکنش اسرائیل، تضمینهای میانجیگران و روند مذاکرات پیشرو است. همچنین تماسهای اخیر ترامپ با اردوغان و امیر قطر در شکلگیری این فضای جدید بیتأثیر نبوده است.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb