ابوالقاسم فنایی: اگر شریعت در زمان حیات پیامبر سیال و در حال تحول بوده، و اگر خدای شارع در زمان حیات پیامبر اکرم در حکم خود نسبت به برخی موضوعات، از جمله قبله، احکام روزه یا برخی از احکام جهاد، تجدید نظر کرده، و این تجدید نظر در قرآن هم آمده، در این صورت پرسش این است که چرا با رحلت پیامبر اکرم ناگهان همه احکام ثابت میشوند. رحلت پیامبر که تغییری در سرشت خدای شارع ایجاد نمیکند. خدا همان خداست. خدایی که قادر است در زمان حیات پیامبر حکمش را تغییر دهد، و حکم جدیدی را به جای حکم قبلی خود بنشاند، علیالاصول قادر خواهد بود که بعد از رحلت پیامبر نیز چنین کاری را بکند.
سروش دباغ: سلام عرض می کنم خدمت خوانندگان محترم. در ابتدا باید بگویم که شخصاْ برای جناب ملکیان بسیار احترام قائلم و سالهاست توفیق آشنایی از نزدیک با ایشان را دارم. ایامی که در ایران بودم، مکرراً خدمتشان می رسیدم، ایشان نیز برای ایراد سخنرانی و شرکت در جلسات متعدد به «موسسۀ معرفت پژوهش»می آمدند.
امسال نیز بمانند سالهای گذشته خداوند توفیقمان داد و به لطف خداوند توانستیم به ماه مبارک رمضان برسیم. ماه سراسر خیر و برکت که خداوند درهای لطف و رحمت خود را به روی بندگانش میگشاید و شیاطین به زنجیر کشیده میشوند. در این روزهای مبارک به شب قدر نزدیک میشویم. شبی پربرکت که از هزار شب برتراست.
برای كندوكار در مبانی نظری مدارا، منطقاً لازم است كه، نخست مراد خود را از لفظ مدارا (tolerance یا toleration) روشن كنیم. مراد من از مدارا، در این جستار، عبارت است از: نگرش ( یا طرز تلقی) روادارانه یا آزاد اندیشانه نسبت به عقائد یا اعمالی كه با عقائد یا اعمال خود شخص تغایر یا تعارض دارند. و مرادم از نگرش ( یا: طرز تلقی) نیز عبارت است از: آمادگیای اكتسابی و نسبتاً ثابت برای یك نوع عمل خاص در جهت نیل به یك هدف. ظن قریب به یقین دارم كه اكثر حاضران در این جلسه نیز از لفظ مدارا همین معنا را اراده و فهم میكنند.
در گذشته چندین مطلب و کنفرانس در نقد تقسیمبندی مناطق توسط امام محمد بن حسن شیبانی (متوفای 187هـ) نگاشته و داشتهام. ایشان سرزمینها را به دو بخش دار الإسلام و دارالحرب تقسیم میکند. سرزمین اسلام نزد وی جایی است که در آن احکام شریعت اسلامی اجرا میگردد، حدود الهی برپاست، مردم از امنیت اسلامی برخوردارند و سروری و رهبری از آن قوانین اسلامی است، بدون توجه به درصد و میزان جمعیت، و انتساب دینی حاکمان.
بسا بسیاری ندانند که شیخ محمد غزالی مصری (1335 ــ 1416هـ ق /1917 ــ 1996م) نخستین کسی است که مفهوم حاکمیت را از دیدگاه شهید سید قطب (1324ــ 1386هــ /1906 ــ 1966م) که در کتاب «معالم فی الطریق» مطرح شده بود، مورد انتقاد قرار داد.
از کودکی در نمازهای جمعه و جماعات شرکت میکردم و از هفت سالگی بر آن عادت کرده بودم. تا این اواخر که به علت کهولت نمیتوانم شرکت کنم. از همان دوران از خطیبان در دعاهای جمعه میشنیدم که بر ضد کافران دعا میکردند. هرگز آن دعاهای لذیذ و طولانی برای پیروزی بر کفار را فراموش نمیکنم که امام و نمازگزاران خواهان بودند بر تمام سفیدپوستان و گندمگونان پیروز شوند، سرمایههای هنگفت و زنان چشم آبی و موحنایی آنان برای مسلمانان به غنیمت گرفته شود!
اخیراً مناظرهای بین عبدالکریم سروش و عبدالعلی بازرگان صورت گرفت که دکتر سروش در این مناظره قرآن را رویایی رسولانه نامید. گرچه ایشان معمولاً رأی خود را در لفافهای میپیچد ولی این بار به وضوح آن را بیان نمود و قرآن را حاصل تراوش فکری و رویای پیامبر دانست.
تعریف اعتکاف:
اعتکاف درلغت به معنی؛ نگه داشتن، ماندن و پیوسته بودن است.
از جنبهٔ شرعی به مفهوم ماندن در مسجد از سوی شخص مخصوصی یا شرایط ویژه است و به آن مجاورت و نزدیکی نیز گفته میشود. برخی از علما نیز اعتکاف را چنین تعریف کردهاند: معنی اعتکاف و حقیقتش، همان قطع وابستگیها و علایق از مخلوقات برای پیوستن و رسیدن به خدمت و بندگی آفریننده است.
تعریفها بر حسب روش و خط مشی صاحبانش باهم متفاوت هستند؛ تعریف اول به حد اعتکاف شرعی نظر دارد تا به وسیلهٔ آن، مبطلات و مکروهاتی را که با اعتکاف ناسازگار است از معتکف دور کند و تعریف دوم نتیجه و ثمرهٔ اعتکاف را در نظر میگیرد که آن تنها با بریدن قلب از هر آنچه غیر خدا است
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb