این روزها چهاردهمين سالگرد غروب جسمانى بزرگمرد فرهيختەای است کە خورشید اندیشەی تابناکش در افق حقیقتخواهی و حقطلبی همچنان میدرخشد.
جنبشهای اسلامیای که در اطراف و اکناف جهان اسلام شکل گرفتهاند، در شرایط و احوالی پا به عرصه وجود نهادند که مبارزهطلبیهای خطرناکی ـ به ویژه در دهههای نخست قرن بیستم ـ امّت اسلامی را مورد تاخت و تاز قرار داده بود.
موج خروشان این تهدید و مشکلات تنها بعد سیاسی و استقلال جغرافیای شرق و غرب جهان اسلام را در بر نگرفت بلکه حیات اجتماعی و دینی را نیز درنوردید.
در زهدان این اوضاع و احوال ناگوار و نگرانکننده بود که جنبشهای اسلامی در مناطق مختلف جهان اسلام دیده به جهان گشود و زاد و ولد کرد.
چهارم مارس نخستین سالروز وفات عالم و فقیه بزرگ دکتر طاها جابر علوانی است؛ وی یک سال پیش در چنین روزی پس از آن که عمری نزدیک به هشتاد سال را در خدمت به اسلام و مسلمانان سپری کرد از دیار فانی رخت بربست. دکتر علوانی در شهر فلوجه در عراق به دنیا آمد؛ در کودکی با قرآن کریم مأنوس شد و آموزههای اسلامی را فرا گرفت و روز به روز رابطهاش را با قرآن کتاب هدایت و سرچشمهی حکمت و دانش مستحکمتر کرد. از همان آغاز سؤالاتی ذهن وی را به خود مشغول میکرد: چرا مسلمانان از کتاب الهی دورند؟ این جدایی از چه وقت و چگونه آغاز شد؟ چرا مسلمانان به چنین روزی دچار شدهاند؟
مقدّمه
گرچه قرآن کریم كتاب علوم زیستی و دانش فنّی نیست و آیات آن بیشتر جهت اثبات قدرت و حکمت خالق متعال است، ولی در اشاره به تعدادی از پدیدهها و مخلوقات، چنان راز و رمز علمی نهفته است كه ذهن و قلب انسان را متحیّر كرده و او را به كنكاش واداشته و از همین طریق راه هدایت و رستگاری او را نشان میدهد.
یكی از سورههای قرآن كه بیشترین حجم آن به بیان آیات خداوند در طبیعت و مخلوقات او اختصاص یافته است سورهی ‹‹نحل›› یا زنبور عسل است.
الحمدلله الذی جعل کلمة التوحید حرزا من النار وحصنا، وجعل البیت مثابة للناس وامنا، والصلوة و السلام علی سیدنا محمد خانم النبیین وامام الـمتقین وقائد الغر الـمحجلین، الذی اصطفاه الله من خیرة بنی اسمـاعیل، رافع قواعد البیت مع ابیه الخلیل ابراهیم، قال الله ﻷ في کتابه الحکیم: ﴿وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ١٢٧﴾ [البقرة: ١٢٧].
بعد از طلوع آفتاب بروز عید حج، حجّاج (حجکنندگان) به منی میرسند یکسر به نزد ستون عقبه میروند و هفت سنگ به آن میاندازند و هنگام سنگ انداختن به ستون عقبه رو به ستون عقبه مینمایند، دگر کسانی که هدی همراه دارند یا فدیه لازمشان است یا قربانی میکنند همه در منی گوشتی را کارد میدهند، دگر موی سر یا بعضی از آن میتراشند، آن وقت به مکّه میروند.
برخی از تحلیلگران، علاّمه دکتر احمد ریسونی را به شدّت مورد حمله قرار میدهند به گمان اینکه وی منکر سیاست و خلافت در اسلام است. گاهی او را با علی عبدالرّازق مقایسه میکنند که منکر ارتباط اسلام با سیاست و حکومت بود. امّا چکیدهی سخن استاد ریسونی این است که اسلام نظام مفصّلی برای سیاست و حکومت تدوین نکرده است بلکه آن را به اجتهاد مستمرّ و تحوّلات زمانی واگذار کرده است.
بدیعالزمان شیخ سعید نورسی در سال ۱۸۷۶ در یکی از روستاهای کردنشین ترکیه به نام «نورس» از توابع استان بتلیس در اواخر عمر امپراتوری عثمانی به دنیا آمد و علوم مقدماتی و دینی را نزد بسیاری از علمای بزرگ و مذهبی کُرد فراگرفت و سپس در جهت تعمیق پروژه فکری خود یعنی پیوند عقل و ایمان به فراگیری علوم جدید همچون فلسفه، ریاضی، فیزیک، شیمی … روی آورد و آشنایی و تسلط زود هنگام او بر علوم دینی و مدرن او را صاحب لقب «بدیعالزمان» گردانید.
چکیده يكي از تمايلات و استعدادهای دروني انسان ميل و نياز به سرور، بهجت و لذت در زندگي است. اضطرابهای فكری و تنشهای روانی از مشكلات جدی انسان عصر تكنولوژی و ارتباطات است كه منجر به كاهش احساس شادی در وی شده است. اين جستار با هدف بررسی شادی ازدیدگاه قرآن انجام شده است. پژوهش حاضر، يك مطالعه کتابخانه ای است که به تبيين ماهيت شادی با رویکرد قرآنی، می پردازد. شادی در قرآن دارای جايگاه خاصي است و به گونه های مختلف مورد تاييد و توجه قرار گرفته است؛ اما نه شادي بيهوده و عبث بلكه شادی توأم با اهداف الهی و انسانی. مفهوم شادی مجموعاً ۲۵ بار با الفاظ مختلف (فرح و سرور) در قرآن آمده است. آيات قرآن درباره شادی دو دستهاند؛ دسته ای از آيات مؤمنین را دعوت به شادی کردهاند و دستهی ديگر شادی را نکوهش میکنند. در اسلام، شادی در دل جای دارد، حال آنكه مشكل بسياری از اشخاص در قرن اخير اين است كه شادی را در هياهوی بيرون جستجو میکنند. تعبير و تفسير دين از شادی این است که شادی خود هدف نيست، بلكه عاملی مهم و مؤثر برای رسيدن انسان به كمالات والای انسانی و حرکت خاصانه در مسیر عبودیت است. چکیده
به علت وجود عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فکری گوناگون، فهم عربی و اسلامی در طی قرن نوزدهم شاهد تحولات ژرف و تغییرات حادی بوده است و در مجموع به چالشهای تمدنی و فرهنگیای برمیگردد که طرف اروپایی ایجاد کرده است. اندیشهی عربی بدین خاطر از بافت نوینی برخوردار شده و افق دیدش را به سوی طرف مقابل دوخته است، زیرا او را دشمن خویش پنداشته که پایههای اجتماعی و فرهنگی اسلامی را تهدید مینماید. اندیشهی عربی در پی شیوههای تازهای است تا شادابی را به خود برگرداند.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb