تعریف روشنفکری: ابتدا به جای این که روشنفکری را تعریف کنیم ـ که به گمان بنده، تعریف روشنفکری مثل تعریف بسیاری از مفاهیم دیگر متداول در زبان فرهنگی ما امکانپذیر نیست ـ چاره ای جز این نیست که باید از روشنفکری تعیین مراد کرد ؛ مگر این که نفس تعیین مراد را یک نوع تعریف تلقی کنیم؛ ....
از من خواسته شده است درباره مسابقه با خود و مقایسه خود با خودهای پیشتر گفتوگو کنیم؛ بحثی که قبلاً هم به آن پرداختهام اما نمیدانم در جایی منتشر شده است یا نه. مسابقه با خود یا دیگری؟ موفقیت یا رضایت؟ در یک تقسیمبندی کلی ما انسانها به لحاظ روانی به دو دسته تقسیم میشویم؛ یکی کسانی که به تعبیر من اهل موفقیتاند؛ و دسته دوم کسانی که اهل رضایتاند.
دکتر فنایی در این گفتگو میکوشد به رفع ابهاماتی بپردازد که درباره پروژه دین در چارچوب اخلاق وجود دارد. در این راستا وی مدعیات اصلی این پروژه را در هفت مورد صورتبندی میکند، و در ادامه توضیح میدهد که مراد از ابطال احکامی که حاوی انواعی از تبعیضهای غیراخلاقی است چه میتواند باشد. وی در ضمن این گفتگو به این مسئله پاسخ میدهد که معنای دقیق و قابل دفاع پیروی از سنت های امضا شده توسط پیامبر یا شارع مقدس چیست، و مسلمانان چگونه می توانند از سنت نبوی برای حل مشکلاتی که در جهان مدرن با آن روبرو هستند استفاده کنند؟
امامیه رکن چهارم طلاق را گرفتن شاهد بر طلاق میدانند و به آیه زیر استناد میکنند و رجوع ضمیر را در گرفتن شاهد به طلاق میدانند و نه چیز دیگر . « فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ »( طلاق/2)
ابوالقاسم فنایی: اگر شریعت در زمان حیات پیامبر سیال و در حال تحول بوده، و اگر خدای شارع در زمان حیات پیامبر اکرم در حکم خود نسبت به برخی موضوعات، از جمله قبله، احکام روزه یا برخی از احکام جهاد، تجدید نظر کرده، و این تجدید نظر در قرآن هم آمده، در این صورت پرسش این است که چرا با رحلت پیامبر اکرم ناگهان همه احکام ثابت میشوند. رحلت پیامبر که تغییری در سرشت خدای شارع ایجاد نمیکند. خدا همان خداست. خدایی که قادر است در زمان حیات پیامبر حکمش را تغییر دهد، و حکم جدیدی را به جای حکم قبلی خود بنشاند، علیالاصول قادر خواهد بود که بعد از رحلت پیامبر نیز چنین کاری را بکند.
سروش دباغ: سلام عرض می کنم خدمت خوانندگان محترم. در ابتدا باید بگویم که شخصاْ برای جناب ملکیان بسیار احترام قائلم و سالهاست توفیق آشنایی از نزدیک با ایشان را دارم. ایامی که در ایران بودم، مکرراً خدمتشان می رسیدم، ایشان نیز برای ایراد سخنرانی و شرکت در جلسات متعدد به «موسسۀ معرفت پژوهش»می آمدند.
امسال نیز بمانند سالهای گذشته خداوند توفیقمان داد و به لطف خداوند توانستیم به ماه مبارک رمضان برسیم. ماه سراسر خیر و برکت که خداوند درهای لطف و رحمت خود را به روی بندگانش میگشاید و شیاطین به زنجیر کشیده میشوند. در این روزهای مبارک به شب قدر نزدیک میشویم. شبی پربرکت که از هزار شب برتراست.
برای كندوكار در مبانی نظری مدارا، منطقاً لازم است كه، نخست مراد خود را از لفظ مدارا (tolerance یا toleration) روشن كنیم. مراد من از مدارا، در این جستار، عبارت است از: نگرش ( یا طرز تلقی) روادارانه یا آزاد اندیشانه نسبت به عقائد یا اعمالی كه با عقائد یا اعمال خود شخص تغایر یا تعارض دارند. و مرادم از نگرش ( یا: طرز تلقی) نیز عبارت است از: آمادگیای اكتسابی و نسبتاً ثابت برای یك نوع عمل خاص در جهت نیل به یك هدف. ظن قریب به یقین دارم كه اكثر حاضران در این جلسه نیز از لفظ مدارا همین معنا را اراده و فهم میكنند.
در گذشته چندین مطلب و کنفرانس در نقد تقسیمبندی مناطق توسط امام محمد بن حسن شیبانی (متوفای 187هـ) نگاشته و داشتهام. ایشان سرزمینها را به دو بخش دار الإسلام و دارالحرب تقسیم میکند. سرزمین اسلام نزد وی جایی است که در آن احکام شریعت اسلامی اجرا میگردد، حدود الهی برپاست، مردم از امنیت اسلامی برخوردارند و سروری و رهبری از آن قوانین اسلامی است، بدون توجه به درصد و میزان جمعیت، و انتساب دینی حاکمان.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev