امام بنا در جایگاه امام پدر و انسان الگو: وقتی مادر زنش به او هشدار داد و گفت: «یهود تو را خواهد كشت»، تبسم بر لبانش نقش بست و خندید، گویا سخنش را تأیید میكرد و گفت: دولت با تمام تشكیلاتش برای كشتنم برنامهریزی و توطئه میكند در حالی كه من به تنهایی رفت و آمد میكنم و حتی كودكی ده ساله میتواند
درآمد: آنچه در پیِ میآید ادامه گفتاری از مصطفی ملکیان با عنوان «بحران معنویت» میباشد که در دهم شهریور ماه 1384 در سالن اجتماعات مجتمع فرهنگی امام صادق اصفهان و با حضور اعضای کانون توتم اندیشه ایراد گردیده است.
مدتی پیش مقالهای تحت عنوان «ایمان در اسلام» نوشتهی جناب آقای هادی صادقی را در سایت اصلاح دیدم که به معناشناسی ایمان در قرآن پرداخته بود؛ ابتدا خواستم در بخش نظرات پاسخی به مطلب بنویسم، اما با توجه به اهمیت مسأله تصمیم گرفتم، مقالهای هر چند مختصر نوشته و در انظار همگان قرار دهم تا شاید قلمهای دیگر در این مهم به کار بیفتند و صاحبان عقل و خرد نیز به نوبهی خود بیندیشند و احسن اقوال را برگزینند.
پروردگار جهانیان را ستایش می گوییم و درود می فرستیم به اشرف الانبیاء والمرسلین و بر اهل بیت و یاران بزرگوارش.
از خداوند متعال می خواهیم که اعمال صالح را از ما و شما بپذیرد و سال های متمادی رمضان را نصیبمان گرداند و لباس ایمان و سلامتی را بر ما بپوشاند و زندگی سعادتمند و نفس های مطمئنه را به ما مرحمت فرماید.
برادر و خواهر مسلمانم: هشت اقدام مفید پس از رمضان را ذکر می کنیم، باشد که با انجام آنها پس از رمضان بتوانیم همچنان بر ایمان خود بیفزاییم.
اقدام اول: حسابرسی
برادر و خواهر بزرگوارم!
یكی از رویدادهایی كه در سیرهی پیامبر (ص) روی داده است و متأسفانه مورد سوء استفادهی دو طیف خشونتطلب اسلامی و دشمنان اسلام قرار میگیرد، مسألهی كشتن شدن یهودیان بنیقریظه و كعببنالاشراف یهودی است.
اشاره: در پی انتشار فیلم موهن به ساحت پیامبر اسلام (ص) و اقدامات چندسالهی اخیر در رابطه با توهین به مقدّسات اسلامی، در گفتگو با سه تن از صاحبنظران اهل سنت، چرایی انجام اینگونه اقدامات، تحلیل واکنشهای مسلمانان بدانها، برخورد منطقی و راهکارهای اصولی تعامل و نیز جلوگیری از هتک حرمت مقدّسات دینی، بررسی شده است. این گفتگو به شکل مکتوب با سه شخصیت زیر انجام شده است:
بررسی وضع فرهنگی کنونی ایران و جریانهای روشنفکری موجود در آن: در زمان کنونی وضعیّت فرهنگی در ایران حالت خاصّ یافته است. تعامل زمان، مکان، اوضاع و احوال خاصّ با هم به وضع فرهنگی ویژهای انجامیده است. با نگاهی از برون (از بالا) به این امر میتوان به دو مشکل اساسی پی برد؛ یکی از این دو ناآشنایی اندیشمندان ایرانی با حوزهی فرهنگی جهان اسلام است، و دیگری کاستیهایی است که آنان در مواجهه با فرهنگ غرب دارند.
خوشحالم از اینکه یکبار دیگر خدمت سروران و اساتید میرسم. بنا براین شد که ادامهی بحث «جریانشناسی فرهنگی» را که سال قبل در همین ایّام ایراد کرده بودم، ادامه دهم و بنده هم مخالف نیستم.
این نیروی عقل بود که اوّلینبار «دکارت»[182] (Descartes) از آن به «نور طبیعی» (Normal light) تعبیر کرد، در برابر «نور الهی» که در فلسفه توماس اکوینی به معنای وحی تلقّی میشد. دکارت خودش موحّد بود و گرایشات الحادی و کفرآمیز نداشت، امّا آنقدر به این نور طبیعی بها داد که دیگر جایی برای نور الهی باقی نماند. او نخستین کسی است که از همهی ما دعوت کرد تا از نور طبیعی فردی خود استفاده کنیم.
1) انسان به یک معنا دوباره به حدّ حیوانات تنزّل مییابد، ولی نه بمعنای منفیاش. انسان در قرون وسطی واقعاً تافته جدابافتهای بود؛ با همه حیوانات فرق داشت و قدمای ما این فرق را به عقل او میدانستند. امّا اگر همین انسان طبق قول هیوم تابع غرایز باشد و بنظر نیچه تابع میل به قدرت باشد و بقول کانت خودش انگارهای داشته باشد که تصویری از جهان را به ما تحمیل میکند و بقول فروید عقایدش ناشی از لیبیدو (Libido) باشد و به قول مارکس منافع مادّی و طبقاتی اینقدر در او تأثیر داشته باشد، این انسان چیزی میشود اندکی بالاتر از غرایزی که حیوانات دارند. غرایز حیوانات هم هنرش همین بود که به صیانت ذاتشان کمک میکرد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb