کشور ما در شرایطی دشوار و هموطنان ما در مرحله‌ای دشوارتر قرار گرفته‌اند؛ سفره‌ها روز به روز کوچک‌تر و کم‌رونق‌تر می‌شوند؛ در مقابل، اندوه و افسردگی رو به افزایش و گسترش دارند؛ غم بینوایی یا بینوایان، خوشی را از درون دانایان و بیداران ربوده است! وقت آن است که جامعه به خویش بازگردد و از راندن به ماندن بپردازد؛ زیرا در حالت به خاطر افتادن ماندن، نه کام می‌توان راند و نه سخن و نه فرمان!
در این میان، بخش دیندار و خداترس و قیامت‌اندیش جامعه نیز، نیازمند بازآرایی هندسه دینداری و گماشتن مظاهر و مناسک دینی به خدمت و تقویت مقاصد شرعی و تبدیل عبادت به توش و توان برای گذر از گردنه رستگاری یا به تعبیر قرآن، اقتحام عقبه است که بر مبنای توضیح خود قرآن، با تلاش در راه آزادسازی انسان‌ها، خوراک دادن به گرسنگان، سرپرستی یتیمان، دستگیری نیازمندان و بالأخره سفارش یکدیگر به شکیبایی و مهربانی، ممکن خواهد بود!
گویی خداوند در سوره بلد، به بندگان‌اش نهیب می‌زند که دینداری صرفاً ادای برخی مراسم و حضور در جماعت و مشارکت در مسجد نیست و عبادت اگر به یک نیروی درونی خلق‌نوازانه و عزمی جدی برای عمران جامعه و خدمت مخلوق و تمرکز بر ترویج مهربانی و حساسیت بر حل مشکلات مردم تبدیل نشود، تنها پوسته‌ای تهی از هسته و نمایشی عاری از زایش است!
وقتی قرآن در سوره ماعون، آشکارا تندی با یتیمان و بی‌اعتنایی به تهیدستان را عین دروغ‌انگاشتن رستاخیز و نشانه محرومیت از ایمان می‌شمارد، در واقع به مسلمانان و به‌ویژه حاکمان و ثروتمندان هشدار می‌دهد که انسان نه یک موضوع حاشیه‌ای در پروژه دینداری، بلکه بزرگداشت او و پیشگیری از زبونی و فرسودگی او و برآوردن نیازهایش، اهدافی والاست که باید در اولویت اهداف تربیتی خانواده‌ها و مؤسسات آموزشی اسلامی باشد!
بر این اساس، سبکی از دینداری که هدف و رهاوردش، نمایشگری و فروکاستن دین به شعایر و مراسم و القاب و نمادهای دینی و عاری از تکریم انسان، برقراری عدالت، زدایش ظلم و تبعیض، وجدان شغلی، امانت‌داری در تصدی امور عمومی، بی‌اعتنایی به ناله نیازمندان و آه یتیمان و ناله پدران شرمنده از زن و فرزند باشد، با اسلام قرآنی بیگانه است و کارایی شکوفایی شخصیتی و نجات‌بخشی اخروی را نیز نخواهد داشت؛ اهتمام به تزیینات مراکز دینی و توسعه گنبدها و بلندتر شدن مناره‌ها و افزایش حجم شرکت‌کنندگان در مراسمات دینی، زمانی دین‌پسندانه و دل‌انگیز است که در همسایگی آنها یتیمی نالان از فقر، بیماری درمانده و بی‌پول و پدری فروکوفته فقر و بیکاری، از درد فرساینده بی‌پناهی ننالند و پس از بررسی عطوفت مسئولان و اقوام و آشنایان، ناکام و حسرتمند نمانند!
در نگرش دینی،گرسنگی و درماندگی نیازمندان فقط محصول بی‌مسئولیتی و راحت‌طلبی خود آنان نیست؛ بی‌گمان بخش بزرگی از این وضعیت، بازتاب فقر اخلاقی و معنوی اطرافیان و فقدان یا ضعف عزم آنان برای گذر از گردنه رستگاری هم هست؛ اگر ما در این سوی گردنه، غرق مال‌اندوزی و تکاثر اقتصادی و رقابت جاه‌طلبی و تهی از صفاتی ایمانی چون شوق خدمت خلق و حمایت از نیازمندان نشده و با ارزش‌های تمدن‌سازی چون عمران، پاکدستی اداری، سفارش یکدیگر به همبستگی و مهربانی، کارآفرینی، پرداخت زکات و مبارزه با فقر و تبعیض بیگانه نمی‌بودیم، اکنون شاهد این همه اشک و آه و التماس و حسرت نمی‌بودیم!