فقط خداوند را خدمت کنید. برای من که قرار بود افعال امر قرآن را بشمارم، ذکر ساده اینکه خداوند را خدمت کنید، بسیار ناقص و به‌نوعی خالی از امانت‌داری بود. ظاهراً دعوت قرآن بیشتر از آنکه عبادت خداوند باشد؛ عبادت "فقط" خداوند است. در اکثریت مطلق زمان‌هایی که دعوت به عبادت خداوند می‌شود یا ذکری از عبادت خداوند می‌شود، قید یا توصیفی وجود دارد که عبادت را فقط در حالت عبادت انحصاری خداوند مطلوب می‌داند (این قیدها یا توصیفات در فایل پیوست با های‌لایت خاکستری کم‌رنگ نشان‌داده‌شده‌اند). ظاهراً اصل ریشه عبد در زبان‌های سامی، حول معنای محوری "کارکردن" بوده است. به نظر می‌آید که در ادبیات عربی و قرآنی، خصوصاً وقتی که در مورد خداوند به کار گرفته می‌شود، با نوعی مفهوم نرمی و روانی و محبت آمیخته شده است و در نهایت بعد از یک توسعه در معنا، حاوی مضمون پرستش و اطاعت نیز شده است؛ بنابراین، برای اینکه این مفاهیم را در ترجمه وارد کنم، ترجیح دادم که در ترجمه "اعبدوا الله" به‌جای عبارتی مثل "برای خداوند کار کنید"، عبارت "خداوند را خدمت کنید"، انتخاب کنم. هر چند شاید ترجمه‌ای مانند "خداوند را بندگی کنید" به‌نوعی دقیق‌تر باشد، اما باتوجه‌به کاربرد کمتر آن در مکالمات روزمره امروزه، به نظرم ارتباط با " فقط خداوند را خدمت کنید"، راحت‌تر است. در قرآن، ۳۱ بار (بدون درنظرگرفتن آیه ۱۵ زمر) در قالب فعل امر و ۷ بار در قالب نهی (با درنظرگرفتن آیات ۲ هود و ۲۳ اسراء) و در مجموع ۳۸ بار، مخاطبین عام خود را دعوت به عبادت خداوند کرده است. این غیر از ۶ موردی است که مخاطبان خاص (پیامبران) را دعوت به عبادت کرده است. این ۳۸ بار، باعث شده که بر مبنای مدل مطرح شده در مقدمه این نوشتار، رتبه دوم اصلی‌ترین خواسته قرآن از مخاطبانش، اختصاص به عبادت موحدانه خداوند داشته باشد. یادمان باشد که بر مبنای آن مدل، رتبه نخست با ۷۶ بار دعوت مخاطبین عام (و ۱ بار دعوت پیامبر) اختصاص به تقوا داشت. این مقایسه، یادآوری مجددی بر اهمیت تقوا است که تعداد تکرار امر به آن، ۲ برابر نزدیک‌ترین امر بعدی است.

نمونه هایی از این 38 دعوت به عبادت موحدانه در زیر آمده است:

  • وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِيٓ إِلَيۡهِ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠فَٱعۡبُدُونِ 25 انبیاء
  • ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖخَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ فَٱعۡبُدُوهُۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٞ 102 انعام
  • وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا وَبِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَ... 36 نساء
  • يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ أَرۡضِي وَٰسِعَةٞ فَإِيَّٰيَ فَٱعۡبُدُونِ 56 عنکبوت
  • إِذۡ جَآءَتۡهُمُ ٱلرُّسُلُ مِنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَۖ.... 14 فصلت

و حداقل در 5 مورد دیگر که بسیار به سیاق امر و نهیِ مستقیم نزدیک است، این دعوت تکرار شده:

  • وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواْ ٱلزَّكَوٰةَۚ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ 5 بینه
  • ... وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُوٓاْ إِلَٰهٗا وَٰحِدٗاۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ سُبۡحَٰنَهُۥ عَمَّا يُشۡرِكُونَ 31 توبه
  • .... إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ 40 یوسف
  • قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ تَعَالَوۡاْ إِلَىٰ كَلِمَةٖ سَوَآءِۢ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمۡ أَلَّا نَعۡبُدَ إِلَّا ٱللَّهَ وَلَا نُشۡرِكَ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗا... 64 آل عمران
  • وَإِذۡ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ لَا تَعۡبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَانٗا .... 83 بقره

و حداقل در 3 جای دیگر با استفهام انکاری این دعوت تکرار شده:

  • قُلۡ أَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا نَفۡعٗاۚ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ 76 مائده
  • قَالَ أَفَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمۡ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَضُرُّكُمۡ 66 انبیاء
  • قَالَ أَتَعۡبُدُونَ مَا تَنۡحِتُونَ ٩٥ وَٱللَّهُ خَلَقَكُمۡ وَمَا تَعۡمَلُونَ ٩٦ 95 و 96 صافات

علاوه بر این ها، در حدود 60 آیه دیگر در حالت توصیفی و در قالب فعلی، به نوعی در خوبی عبادت موحدانه خداوند و مذمت انحراف از این مسیر صحبت شده است:

  • وَٱلَّذِينَ ٱجۡتَنَبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ أَن يَعۡبُدُوهَا وَأَنَابُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰۚ فَبَشِّرۡ عِبَادِ ١٧ 17 زمر
  • وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَٰنٗا وَمَا لَيۡسَ لَهُم بِهِۦ عِلۡمٞۗ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِن نَّصِيرٖ  71 حج
  • إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَاذَا تَعۡبُدُونَ ٨٥ أَئِفۡكًا ءَالِهَةٗ دُونَ ٱللَّهِ تُرِيدُونَ ٨٦ 85 و 86 صافات
  • قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِن كُنتُمۡ فِي شَكّٖ مِّن دِينِي فَلَآ أَعۡبُدُ ٱلَّذِينَ تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَٰكِنۡ أَعۡبُدُ ٱللَّهَ ٱلَّذِي يَتَوَفَّىٰكُمۡۖ وَأُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ104 یونس

در سوره ای که در فرهنگ و تاریخ مسلمانان بیش از هر سوره دیگری خوانده شده است و می شود؛ بعد از حمد خداوندی که پرودگار عالمیان است و ذکر صفات او، اولین باری که به نوعی صحبت از انسان می شود، رویکرد " إِيَّاكَ نَعۡبُدُ" مطرح می شود. رویکردی که پیشاپیش، پاسخ به تمنای مدام " ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ" در آیه بعد است. انگار، جواب را قبل از سوال داده است. اگر در جست و جوی صراط مستقیم هستی باید اهل "ایاک نعبد" باشی. پاسخی که در جاهای مختلفی به صراحت آمده است:

  • إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ 51 آل عمران
  • وَإِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ ٣٦ مریم
  • إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ 64 زخرف
  • وَأَنِ ٱعۡبُدُونِيۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ 61 یس

به نظرم، نزدیک ترین مفهوم برای توصیف عبادت، پیمودن یک راه است. عبد بودن، انگار، حرکت در مسیر صراط مستقیم است. راهی که به لطف خداوند و به برکت راهبری مهرآمیخته پیامبران و رهپیمایی پیروان آن ها برای ما مشخص شده و برای پیمودن، هموار شده است. چیزی که مانده، اراده ما بر استقامت در این راه است. این مهم، مستلزم از راه به در نشدن، و به بیراهه نرفتن است. چرا که چشمک زن های بسیاری، انسان را به انحراف از راه، فرا می خوانند. احتمال خطای عبد و کج شدن آدمی از مسیر، با توجه به ذات انسان،  بسیار است. مهم اما، بازگشت سریع است. مهم این است که همواره حریص و مواظب باشیم که به محض کوچکترین انحراف، به راه برگردیم. برای همین 2 بار در قرآن و البته بیشتر از هر توصیف دیگری برای کلمه "عبد" در حالت مثبتش، بر این مفهوم بازگشت تاکید شده است:

  • ... إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ 9 سبا
  • تَبۡصِرَةٗ وَذِكۡرَىٰ لِكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ ٨ قاف

نشانه ها و یادآوری ها، کمک می کند که عبد منیب به راه بازگردد. این ویژگی ممتازی است که قرآن مکررا در مورد توصیف عباد خاص (پیامبران)، برجسته می کند: ویژگی "بازگشت به مسیر". بسیار حساس به انحراف از مسیر و مترصد بازگشت به مسیر صراط مستقیم در سریعترین حالت ممکن :

  • ٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلۡأَيۡدِۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ 17 ص
  • وَوَهَبۡنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيۡمَٰنَۚ نِعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ 30 ص
  • وَخُذۡ بِيَدِكَ ضِغۡثٗا فَٱضۡرِب بِّهِۦ وَلَا تَحۡنَثۡۗ إِنَّا وَجَدۡنَٰهُ صَابِرٗاۚ نِّعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٞ ٤٤ ص

بهتر است ما اگر به سان پیشقراولان نمونه این طریق، " أَوَّابٞ " نیستیم؛ حداقل " مُّنِيبٖ " باشیم.

دعوت به عبادت موحدانه خداوند، چیزی است که از زبان پیامبران مختلف، ورای زمان و مکانی که در آن قرار داشته اند، تکرار شده است. دقیقا دعوت به تقوی نیز اینگونه بود و از زبان پیامبران مختلف تکرار شده بود. انگار که می گوید این ها، اصلی ترین خواسته های تمام پیامبران بوده اند. 

  • وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَۖ... 36 نحل

اما یک تفاوت جالب این جا وجود دارد که مخاطب اصلی دعوت تقوا " يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ " است. انگار که دعوت به تقوا، یک دعوت سطح بالاتری است. مخاطب دعوت تقوا بیشتر کسانی هستند که رهنوردی در این صراط را آغاز کرده اند و انتظار این است که کم کم، اهل تقوا نیز شوند و تقوا کمک می کند حالا که وارد راه شده اند؛ از راه منحرف نشوند. انگار که آدمی با عبادت موحدانه خداوند در مسیر صراط مستقیم قرار می گیرد و با تقوا باید مراقب باشد که از راه به در نشود. در مورد پیامبر اسلام، طنین تکرار دعوت به تقوا، در فضای مدینه بیشتر شده بود. انگار "از راه به در نشدن"، اساسی تر، مهم تر و سخت تر از "به راه آمدن" است. به نظر تقوا، قله ای است که بر ستون هایی بنا شده است و یکی از آن ستون ها، ستون عبادت است. این تقدم و تاخر را می توان در آیه زیر به روشنی یافت:

  • يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱعۡبُدُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ  21 بقره

تا جایی که می دانم در هیچ آیه دیگری که امر به عبادت شده باشد، به چنین صراحتی هدف از آن را مشخص نکرده است. انگار که دعوت به عبادت موحدانه خداوند، دعوت مقدماتی تر و ماموریت مشترکی است که پیامبران مختلف، ابتدا از آن جا شروع کرده اند و همه آن ها اطرافیان خود را مخاطب قرار داده اند:

  • لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ فَقَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓ ....59 اعراف، 23 مومنون
  • وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمۡ هُودٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥ .... 69 اعراف، 50 هود
  • وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمۡ صَٰلِحٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥ .... 73 اعراف، 61 هود
  • وَإِلَىٰ مَدۡيَنَ أَخَاهُمۡ شُعَيۡبٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥ.... 85 اعراف، 84 هود
  • وَإِبۡرَٰهِيمَ إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱتَّقُوهُۖ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ 16 عنکبوت
  • ..وَقَالَ ٱلۡمَسِيحُ يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡۖ إِنَّهُۥ مَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ ٱلۡجَنَّةَ..  72مائده

همانطور که گفتیم، این دعوت به عبادت خداوند، قرین نفی اله گرفتن غیر است. چیزهای زیادی هستند که ممکن است به جای خداوند، در این مقام اله، توسط انسان انتخاب شوند. نمونه هایی از این کاندیداهای احتمالی در آیات قرآن معرفی شده اند. اصنام (74 انعام و 138 اعراف)، قدرتمندانی مثل فرعون (29 شعرا و 38 قصص)، خوبانی مثل پیامبران (مائده 116) و هوای نفس (فرقان 43 و جاثیه 23) می توانند اله باشند.

اگر می خواهید از عبادت موحدانه خداوند پایین بیایید و در عبادت غیر خداوند غرق شوید، دیگر خیلی مهم نیست که چه یک وجب غرق شوید و چه صد وجب. چه عیسی را بندگی کنید (پیامبر مقرب خداوند که به روایت قرآن، مرده را زنده می کرد) و چه اصنام را و چه هوای نفس تان را و چه مستکبران مستبد طاغی را و چه شیطان را و چه هر چیز دیگر را. اگر از صراط مستقیم عبادت موحدانه خداوند به در می روید، خیلی فرق نمی کند به کجا می روید و در کدام وادی هلاک شوید. تعبیر قرآن در این مورد بسیار تکان دهنده است! 

  • فَٱعۡبُدُواْ مَا شِئۡتُم مِّن دُونِهِۦۗ ..... 15 زمر

این حجم از تاکید، جای تعجب ندارد چرا که در نگاه قرآنی، اصولا داستان خلقت بر مبنای عبادت موحدانه خداوند شکل گرفته است :

  • وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ 56 ذاریات

و طبیعتا انحراف از این مسیر به شدت نکوهش می شود:

  • أُفّٖ لَّكُمۡ وَلِمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ 67 انبیاء

و مشخصا در حدود 20 آیه به طور مستقیم از عاقبت سوء تخطی از عبادت موحدانه خداوند در روز قیامت صحبت می کند که نمونه های آن ها در ادامه آمده اند: 

  • إِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمۡ لَهَا وَٰرِدُونَ 98 انبیاء
  • أَن لَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَۖ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ أَلِيمٖ 26 هود
  • وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواْ ٱلسَّبِيلَ 17 فرقان

چه عواملی احتمال دارند که مانع عبادت موحدانه انسان شوند؟

می توان در قرآن عوامل مختلفی را برای انحراف از عبادت خدواند و به خصوص عبادت موحدانه خداوند برشمرد. با شاخص قرار دادن تعداد تکرار عوامل، به نظرم مهم ترین های این عوامل از این قرار اند:

1- میراث آباء و اجدادی

به نظر می آید که در روایت قرآن، هیچ عامل دیگری به اندازه پیروی از میراث آباء و اجدادی، باعث انحراف از مسیر عبادت موحدانه خداوند نشده است. به نظرم هیچ چیزی گویا تر از آیات زیر نیست:

  • وَقَالُواْ لَوۡ شَآءَ ٱلرَّحۡمَٰنُ مَا عَبَدۡنَٰهُمۗ مَّا لَهُم بِذَٰلِكَ مِنۡ عِلۡمٍۖ إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ ٢٠ أَمۡ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ كِتَٰبٗا مِّن قَبۡلِهِۦ فَهُم بِهِۦ مُسۡتَمۡسِكُونَ ٢١ بَلۡ قَالُوٓاْ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّهۡتَدُونَ ٢٢ وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ ٢٣ 20 تا 23 زخرف
  • ...  قَالُوٓاْ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ 10 ابراهیم
  • قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا لِنَعۡبُدَ ٱللَّهَ وَحۡدَهُۥ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ 70 اعراف
  • قَالُواْ يَٰصَٰلِحُ قَدۡ كُنتَ فِينَا مَرۡجُوّٗا قَبۡلَ هَٰذَآۖ أَتَنۡهَىٰنَآ أَن نَّعۡبُدَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا ... 62 هود
  • قَالُواْ يَٰشُعَيۡبُ أَصَلَوٰتُكَ تَأۡمُرُكَ أَن نَّتۡرُكَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَآ أَوۡ أَن نَّفۡعَلَ فِيٓ أَمۡوَٰلِنَا مَا نَشَٰٓؤُاْۖ ... 87 هود
  • فَلَا تَكُ فِي مِرۡيَةٖ مِّمَّا يَعۡبُدُ هَٰٓؤُلَآءِۚ مَا يَعۡبُدُونَ إِلَّا كَمَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُهُم مِّن قَبۡلُۚ ....ٖ 109 هود
  • مَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِهِۦٓ إِلَّآ أَسۡمَآءٗ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ ... 40 یوسف
  • وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ قَالُواْ مَا هَٰذَآ إِلَّا رَجُلٞ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمۡ عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُكُمۡ ... 43 سباء
  • قَالُواْ وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا لَهَا عَٰبِدِينَ ٥٣ انبیاء
  • وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ إِبۡرَٰهِيمَ ٦٩ إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَا تَعۡبُدُونَ ٧٠ قَالُواْ نَعۡبُدُ أَصۡنَامٗا فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ ٧١قَالَ هَلۡ يَسۡمَعُونَكُمۡ إِذۡ تَدۡعُونَ ٧٢أَوۡ يَنفَعُونَكُمۡ أَوۡ يَضُرُّونَ ٧٣قَالُواْ بَلۡ وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفۡعَلُونَ ٧٤ 69 تا 74 شعرا

این آیات، باید تلنگر و یک نقشه راهی برای ما باشد و ما خودمان را مصون از بزرگترین آسیبی که قرآن در این راه معرفی می کند، ندانیم. به قول امروزی ها، ما باید یک دید خود انتقادی نسبت به میراث عبادی خود داشته باشیم که از طریق آباء و اجدادمان به ما رسیده و همواره آن را متهم کنیم که نکند از عبادت موحدانه خداوند به انحراف رفته باشد. خودمان و میراث رسیده به ما را مبرا از این انحراف ندانیم و به استثناهایی از قبیل آیه زیر دلخوش نباشیم:

  • أَمۡ كُنتُمۡ شُهَدَآءَ إِذۡ حَضَرَ يَعۡقُوبَ ٱلۡمَوۡتُ إِذۡ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعۡبُدُونَ مِنۢ بَعۡدِيۖ قَالُواْ نَعۡبُدُ إِلَٰهَكَ وَإِلَٰهَ ءَابَآئِكَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ إِلَٰهٗا وَٰحِدٗا وَنَحۡنُ لَهُۥ مُسۡلِمُونَ 133 بقره

چرا که اینجا نیز، مهم، نه اسم هایی است که خود را به آن ها منتسب می کنیم؛ بلکه محوری است که حول پرستش "اله واحد" و آن هم از طریق سلسله ای از پیامبران، شکل گرفته است. کما اینکه خود قرآن گواهی می دهد بعدا، فرزندان یعقوب در این مسیر دچار انحرافات گسترده ای شده اند. دلخوش به اسامی بزرگانی که آباء و اجداد برایمان بازگو میکنند، نباشیم و بر منش موحدانه حساس باشیم.

2- تلاش برای جلب منفعت و دفع ضرر با مصداق خاص رزق

دفع ضرر و جلب منفعت، یک ویژگی عمومی دیگر انسان است. پرچم های مختلفی ممکن است ادعای دفع ضرر و جلب منفعت را داشته باشند و با این پرچم ها ما را از صراط مستقیم عبادت موحدانه خداوند به در کنند. باید متوجه باشیم که خدواند مالک حقیقی آسمان ها و زمین است و تنها راه و رسمی که او تعیین کرده است می تواند نفع را به ما برساند و ضرر را از ما دور کند.

  • قُلۡ أَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا نَفۡعٗاۚ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ 76 مائده
  • قَالَ أَفَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمۡ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَضُرُّكُمۡ 66 انبیاء
  • وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمۡ وَلَا يَضُرُّهُمۡۗ وَكَانَ ٱلۡكَافِرُ عَلَىٰ رَبِّهِۦ ظَهِيرٗا 55 فرقان
  • وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡ وَيَقُولُونَ هَٰٓؤُلَآءِ شُفَعَٰٓؤُنَا عِندَ ٱللَّهِۚ ... 18 یونس
  • وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ إِبۡرَٰهِيمَ ٦٩ إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَا تَعۡبُدُونَ ٧٠ قَالُواْ نَعۡبُدُ أَصۡنَامٗا فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ ٧١ قَالَ هَلۡ يَسۡمَعُونَكُمۡ إِذۡ تَدۡعُونَ ٧٢  أَوۡ يَنفَعُونَكُمۡ أَوۡ يَضُرُّونَ ٧٣    69 تا 73 شعراء

یکی از بزرگترین مصادیق این حوزه نفع و ضرر، "رزق" است. باید حواسمان باشد که رزاق، خداوند واحد است و طلب رزق ما را به وادی هایی که خداوند نمی پسندد، نکشاند.

  • إِنَّمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا وَتَخۡلُقُونَ إِفۡكًاۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَمۡلِكُونَ لَكُمۡ رِزۡقٗا فَٱبۡتَغُواْ عِندَ ٱللَّهِ ٱلرِّزۡقَوَٱعۡبُدُوهُ وَٱشۡكُرُواْ لَهُۥٓۖ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ 17 عنکبوت
  • وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَمۡلِكُ لَهُمۡ رِزۡقٗا مِّنَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَسۡتَطِيعُونَ 73 نحل
  • ٱللَّهُ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ ٦٢ عنکبوت 
  • قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُۥۚ وَمَآ أَنفَقۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَهُوَ يُخۡلِفُهُۥۖ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ39سباء
  • إِنَّ رَبَّكَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا ٣٠ اسراء
  • وَأَصۡبَحَ ٱلَّذِينَ تَمَنَّوۡاْ مَكَانَهُۥ بِٱلۡأَمۡسِ يَقُولُونَ وَيۡكَأَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُۖ ... 82 قصص
  • ٱللَّهُ لَطِيفُۢ بِعِبَادِهِۦ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُۖ وَهُوَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡعَزِيزُ ١٩ شورا
  • وَلَوۡ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزۡقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٖ مَّا يَشَآءُۚ إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرُۢ بَصِيرٞ ٢٧شورا
  • يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لِلَّهِ إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ 172 بقره
  • فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ حَلَٰلٗا طَيِّبٗا وَٱشۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ 114 نحل

یادمان باشد که در این مسیر مانند کسانی نباشیم که عبادت خداوند، در حاشیه زندگی آن ها است و با کوچکترین تلاطمی در زندگی، زیر و زبر می شوند.

  • وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَعۡبُدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ حَرۡفٖۖ فَإِنۡ أَصَابَهُۥ خَيۡرٌ ٱطۡمَأَنَّ بِهِۦۖ وَإِنۡ أَصَابَتۡهُ فِتۡنَةٌ ٱنقَلَبَ عَلَىٰ وَجۡهِهِۦ خَسِرَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةَۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡخُسۡرَانُ ٱلۡمُبِينُ 11 حج

3- خود برتر بینی (استکبار)

دو نکته پیش گفته، به نظر بیشتر ناظر به انحراف از مسیر عبادت موحدانه خداوند بود. با بررسی ریشه عبد در حالت مصدری (یعنی خود کلمه عبادت)، عامل دیگری جلب توجه می کند که ظاهرا این عامل، بیشتر، مانع از اصل ورود به این مسیر عبادت خداوند است. یعنی ظاهرا یک ویژگی وجود دارد که آن ویژگی، نقش مزاحم در ورود به مسیر عبادت خداوند را دارد. ویژگی که قرآن از آن به استکبار یاد می کند. یعنی کسانی که به نوعی، ورود به این مسیر خدمت خداوند را ننگ می شمارند و خود را برتر از آن می دانند که در این راه، گام نهند. نوعی سرپیچی آمیخته با گردنکشی و سرکشی متکبرانه. انتظار قرآن این است که انسان خود را بزرگتر و برتر از آن نداند که وارد مسیر عبادت خداوند شود.

  • لَّن يَسۡتَنكِفَ ٱلۡمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبۡدٗا لِّلَّهِ وَلَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ٱلۡمُقَرَّبُونَۚ وَمَن يَسۡتَنكِفۡ عَنۡ عِبَادَتِهِۦ وَيَسۡتَكۡبِرۡ فَسَيَحۡشُرُهُمۡ إِلَيۡهِ جَمِيعٗا 172 نساء
  • وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ٦٠ غافر
  • وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَمَنۡ عِندَهُۥ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِهِۦ وَلَا يَسۡتَحۡسِرُونَ 19 انبیاء
  • إِنَّ ٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِهِۦ وَيُسَبِّحُونَهُۥ وَلَهُۥ يَسۡجُدُونَۤ۩  206 اعراف

ریشه عبد در حالت اسمی

آنچه که تا کنون گفته شد، بیشتر به کاربرد ریشه عبد در قرآن در حالت فعلی بود. بررسی ریشه عبد در حالت اسمی نیز همان پیام را مخابره می کند؛ مبنی بر تشویق به ورود به مسیر عبادت موحدانه خداوند و تثبیت این ویژگی در انسان تحت عناوینی مانند عبد و عابد.

  • قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُوحَىٰٓ إِلَيَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۖ فَمَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلۡيَعۡمَلۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَلَا يُشۡرِكۡ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا ١١٠ کهف
  • وَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَئِمَّةٗ يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡهِمۡ فِعۡلَ ٱلۡخَيۡرَٰتِ وَإِقَامَ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءَ ٱلزَّكَوٰةِۖ وَكَانُواْ لَنَا عَٰبِدِينَ ٧٣ انبیاء

نکته ای که در کاربرد کلمه عبد در قرآن وجود دارد این است که به نظر می رسد در نگاه قرآنی، همه انسان ها عبد خداوند اند و مسئله، عبد بودن نیست؛ بلکه، عبد شدن است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه بدانیم و چه ندانیم، کارگزار خداوند در هستی هستیم و عبد خداوندیم. همین که ما هستیم و خلق شده ایم، به خاطر اراده او بوده است که نقشی را به ما واگذار کرده است. مهم اما این است که ما آگاهانه عبد خداوند بشویم. این ماییم که باید تصمیم بگیریم که در این سمفونی خداوند، می خواهیم آگاهانه و مختارانه نقشی را به عهده بگیریم و یا اینکه ساز ناکوک این سمفونی باشیم. به همین خاطر به صورت کلی، واژه عبد لزوما بار مثبت در معنا ندارد و شامل همه می شود:

  • إِن كُلُّ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ إِلَّآ ءَاتِي ٱلرَّحۡمَٰنِ عَبۡدٗا 93 مریم

حتی انسان هایی که به گناه بزرگ شرک دچار شده اند و بر این حال مرده اند همچنان عباد خطاب می شوند. نمونه ای از آیاتی که نشان می دهند عبد لزوما بار مثبت معنایی ندارد در زیر آورده شده اند:

  • وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواْ ٱلسَّبِيلَ ١٧ فرقان
  • إِن تُعَذِّبۡهُمۡ فَإِنَّهُمۡ عِبَادُكَۖ وَإِن تَغۡفِرۡ لَهُمۡ فَإِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ 118 مائده
  • يَٰحَسۡرَةً عَلَى ٱلۡعِبَادِۚمَا يَأۡتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ 30 یاسین
  • فَلَمۡ يَكُ يَنفَعُهُمۡ إِيمَٰنُهُمۡ لَمَّا رَأَوۡاْ بَأۡسَنَاۖ سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ فِي عِبَادِهِۦۖ وَخَسِرَ هُنَالِكَ ٱلۡكَٰفِرُونَ ٨٥غافر
  • قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاْ إِنَّا كُلّٞ فِيهَآ إِنَّ ٱللَّهَ قَدۡ حَكَمَ بَيۡنَ ٱلۡعِبَادِ ٤٨ غافر

عبد شدن اما، داستان متفاوتی دارد. تاجی است که آگاهانه بر سر نهادن آن، وصف مکرری است که از پیامبران خداوند می شود:

  • لَّن يَسۡتَنكِفَ ٱلۡمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبۡدٗا لِّلَّهِ وَلَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ٱلۡمُقَرَّبُونَۚ ... 172 نساء
  • وَإِن كُنتُمۡ فِي رَيۡبٖ مِّمَّا نَزَّلۡنَا عَلَىٰ عَبۡدِنَا فَأۡتُواْ بِسُورَةٖ مِّن مِّثۡلِهِۦ ... 23 بقره
  • هُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦٓءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ لِّيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ بِكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ ٩حدید
  • تَبَارَكَ ٱلَّذِي نَزَّلَ ٱلۡفُرۡقَانَ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦ لِيَكُونَ لِلۡعَٰلَمِينَ نَذِيرًا 1 فرقان
  • ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبۡدِهِ ٱلۡكِتَٰبَ وَلَمۡ يَجۡعَل لَّهُۥ عِوَجَاۜ  ١ کهف
  • سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِيٓ أَسۡرَىٰ بِعَبۡدِهِۦ لَيۡلٗا مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا .... 1 اسراء
  • فَأَوۡحَىٰٓ إِلَىٰ عَبۡدِهِۦ مَآ أَوۡحَىٰ ١٠نجم
  • قَالَ إِنِّي عَبۡدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِيَ ٱلۡكِتَٰبَ وَجَعَلَنِي نَبِيّٗا ٣٠ مریم
  • ذِكۡرُ رَحۡمَتِ رَبِّكَ عَبۡدَهُۥ زَكَرِيَّآ ٢ مریم
  • كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ فَكَذَّبُواْ عَبۡدَنَا وَقَالُواْ مَجۡنُونٞ وَٱزۡدُجِرَ ٩ قمر
  • وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَآ أَيُّوبَ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَسَّنِيَ ٱلشَّيۡطَٰنُ بِنُصۡبٖ وَعَذَابٍ ٤١ ص
  • وَٱذۡكُرۡ عِبَٰدَنَآ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ أُوْلِي ٱلۡأَيۡدِي وَٱلۡأَبۡصَٰرِ ٤٥ص

عبد شدن، حکایت کارگزاری است که کل برنامه روزانه اش نشانی از خداوند رحمان دارد. حکایت خادمی که رنگ مخدوم را می گیرد. حکایت آدمی که برای خدا کار می کند و آنقدر غرق است که رنگ و بوی خدایی می گیرد و چه رنگی، خوشرنگ تر از آن.

  • صِبۡغَةَ ٱللَّهِ وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ صِبۡغَةٗۖ وَنَحۡنُ لَهُۥ عَٰبِدُونَ 138 بقره

 عبد شدن، رفتن در حصار امن الهی است و مسیری برای بازگشت به جنت او.

  • أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبۡدَهُۥۖ وَيُخَوِّفُونَكَ بِٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ 36 زمر
  • جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدَ ٱلرَّحۡمَٰنُ عِبَادَهُۥبِٱلۡغَيۡبِۚ إِنَّهُۥ كَانَ وَعۡدُهُۥ مَأۡتِيّٗا ٦١ مریم
  • يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ ٢٧ ٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةٗ مَّرۡضِيَّةٗ ٢٨فَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِي ٢٩ وَٱدۡخُلِي جَنَّتِي ٣ 27-30 فجر
  • يَٰعِبَادِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡكُمُ ٱلۡيَوۡمَ وَلَآ أَنتُمۡ تَحۡزَنُونَ ٦٨ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَكَانُواْ مُسۡلِمِينَ ٦٩ 68 و 69 زخرف

1- رابطه خداوند و عباد

به نظر می آید که چشمگیرترین نکته در رابطه بین خداوند و عباد این است که خداوند در ارتباط با بندگانش، فعال ما یشاء است. این نگاهی است که باید در جهان بینی انسان حاکم شود. بر آنکس که اراده کند وحی نازل می کند، آنکس را که اراده کند هدایت می کند، بر آنکس که اراده کند رزق را می گستراند و زمین را میراث آنکس که اراده کند قرار می دهد. هر آنچه که در زندگی عباد در جریان است در قبضه قدرت بی حصر او و منطبق با اراده اوست (آیات مربوطه در فایل پیوست آورده شده اند).

این البته به معنی سلب اراده عبد نیست. در عین حال، آزادی عملی به عبد داده شده است که می تواند گام در وادی مانند کفر بنهد که خداوند به آن راضی نیست.

إِن تَكۡفُرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمۡۖ وَلَا يَرۡضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلۡكُفۡرَۖ وَإِن تَشۡكُرُواْ يَرۡضَهُ لَكُمۡۗ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰۚ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرۡجِعُكُمۡ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ٧ زمر

این آزادی اراده و انتخاب عبد، پیشاپیش، هر بهانه ای را از انسان سلب می کند:

وَقَالَ ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواْ لَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا عَبَدۡنَا مِن دُونِهِۦ مِن شَيۡءٖ نَّحۡنُ وَلَآ ءَابَآؤُنَا وَلَا حَرَّمۡنَا مِن دُونِهِۦ مِن شَيۡءٖۚ كَذَٰلِكَ فَعَلَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ فَهَلۡ عَلَى ٱلرُّسُلِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ 35 نحل

نکته جالب توجه در این حوزه، این است که بیشترین صفاتی که در رابطه با عباد به خداوند نسبت داده شده اند، صفت "بصیر" و هم خانواده های آن مانند "خبیر" است:

  • ... لِلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي ... وَرِضۡوَٰنٞ مِّنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ بَصِيرُۢ بِٱلۡعِبَادِ 15 آل عمران
  • .... فَإِنۡ أَسۡلَمُواْ فَقَدِ ٱهۡتَدَواْۖ وَّإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّمَا عَلَيۡكَ ٱلۡبَلَٰغُۗ وَٱللَّهُ بَصِيرُۢبِٱلۡعِبَادِ 20 آل عمران
  • فَسَتَذۡكُرُونَ مَآ أَقُولُ لَكُمۡۚ وَأُفَوِّضُ أَمۡرِيٓ إِلَى ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ بَصِيرُۢ بِٱلۡعِبَادِ ٤٤ غافر
  • .... وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗىۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِۦبَصِيرَۢا ٤٥ فاطر
  • وَٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ هُوَ ٱلۡحَقُّ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِعِبَادِهِۦلَخَبِيرُۢ بَصِيرٞ ٣١فاطر
  • وَلَوۡ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزۡقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٖ مَّا يَشَآءُۚ إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرُۢ بَصِيرٞ ٢٧ شورا
  • إِنَّ رَبَّكَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا ٣٠ اسراء
  • قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا  ٩٦ اسراء 
  • وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِنَ ٱلۡقُرُونِ مِنۢ بَعۡدِ نُوحٖۗ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا ١٧اسراء
  • وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِهِۦۚ وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦخَبِيرًا 58 فرقان 

انگار یادآور می شود که قرار بوده تک تک ثانیه های زندگی ما در هر روز از زندگی، از لحظه بیدار شدن از خواب تا خوابیدن مجدد و بلکه در طول خواب، نمایشی از از کار کردن برای خداوند و خدمت کردن او باشد. زندگی که خداوند بصیر بر آن نظارت تام دارد. خداوند بینا که در عین حال از عمق و باطن و نیات ما آگاه است و فقط بحث ظاهر اعمال نیست؛ بلکه، از عمق اعمال بندگان و نیات آنان آگاهی عمیق و خبر دقیق دارد.

آیا حضور همیشگی خداوند بصیر که " ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ " (18 و 61 انعام) هم است و نیز خاصتا بر ذنوب عباد، خبیر است؛ باعث نوعی ترس و نگرانی همیشگی برای انسان نمی شود؟ انسانی که خطا و اشتباه و گناه، به نوعی همزاد اوست؟ پاسخ، به نظر "خیر" است. این نگاه، بیشتر خواستار یک زندگی مسئولانه است. زندگی مسئولانه ای که مثلا سخن گفتن نیک و زیبا را از ما می طلبد که باعث ایجاد سوء تفاهم نشود. زندگی مسئولانه ای که عباد دَین خود را به شنیدن ادا می کنند و پیرو نیکو ترین شنیده هایشان هستند.

  • وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ يَنزَغُ بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ كَانَ لِلۡإِنسَٰنِ عَدُوّٗا مُّبِينٗا ٥٣ اسراء
  • وَٱلَّذِينَ ٱجۡتَنَبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ أَن يَعۡبُدُوهَا وَأَنَابُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰۚ فَبَشِّرۡ عِبَادِ ١٧ ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ ١٨ 17 و 18 زمر

 

برای فهم بهتر نوع رابطه خداوند و بندگان، توجه به جلوه ای دیگر از صفات خداوند که در رابطه با عباد مطرح می شوند، بسیار کمک کننده است:

  • نَبِّئۡ عِبَادِيٓ أَنِّيٓ أَنَا ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ 49 حجر
  • قُلۡ يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ ٥٣ زمر
  • أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ هُوَ يَقۡبَلُ ٱلتَّوۡبَةَ عَنۡ عِبَادِهِۦ وَيَأۡخُذُ ٱلصَّدَقَٰتِ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ 104 توبه
  • وَهُوَ ٱلَّذِي يَقۡبَلُ ٱلتَّوۡبَةَ عَنۡ عِبَادِهِۦ وَيَعۡفُواْ عَنِ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ وَيَعۡلَمُ مَا تَفۡعَلُونَ ٢٥ شورا
  • وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡرِي نَفۡسَهُ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلۡعِبَادِ 207 بقره
  • يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗاۗ وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفۡسَهُۥۗ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلۡعِبَادِ 30 آل عمران
  • ٱللَّهُ لَطِيفُۢ بِعِبَادِهِۦ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُۖ وَهُوَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡعَزِيزُ ١٩شورا
  • وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِيعَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌۖ أُجِيبُ دَعۡوَةَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِۖ فَلۡيَسۡتَجِيبُواْ لِي وَلۡيُؤۡمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمۡ يَرۡشُدُونَ 186 بقره
  • وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يُرِدۡكَ بِخَيۡرٖ فَلَا رَآدَّ لِفَضۡلِهِۦۚ يُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ 107 یونس

از پیامبرش با تاکید خواسته می شود که تصویرگر خداوند غفور رحیم باشد. خدواند رحیمی که نا امیدی را گردن زده است. خداوند توابی که بازگشت بندگانش را می پذیرد و گناهانشان را می آمرزد. خداوندی که از زشتی ها می گذرد. خداوند نزدیکی که پاسخگوی دعای دعا کنندگان است. خداوندی که به نسبت بندگانش رئوف است. خداوندی که به نسبت بندگانش لطیف است. 

این نکته ای است که پاره ای از عباد خداوند به نیکی درک کرده اند و از این دروازه وارد شده اند:

  • إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ١٠٩ مومنون 

آیا تعامل اینچنین خداوند، با عبادِ ولو خطاکارش، پیامی برای خلیفه خداوند ندارد؟ آیا کارگزاران خداوند در زمین، نباید چشمه های مهر و رافت و آمرزش و گذشت و لطف برای همگان باشند؟ بندگانی با مشی آرام و اهل پاسخ های نرم و ملایم در مواجهه با نادانی هایی که با آنان روبرو می شوند.

  • وَعِبَادُ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلَّذِينَ يَمۡشُونَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ هَوۡنٗا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَٰمٗا ٦٣ فرقان 

این حضور خداوند بصیرِ خبیرِ رحیمِ غفورِ رئوفِ لطیف در زندگی عباد، طبیعتا باعث محرومیت انسان از بهره های زندگی دنیا نیست:

قُلۡ مَنۡ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِيٓ أَخۡرَجَلِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَٰتِ مِنَ ٱلرِّزۡقِۚ قُلۡ هِيَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا خَالِصَةٗ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ 32 اعراف

اگر هنوز در گوشه ذهنتان درباره خداوندی که نسبت به بندگانش فعال ما یشاء، بصیر و خبیر است و در عین حال قاهرِ فوقِ عباد است چیزی در دل دارید، آیات زیر به نوعی اتمام حجت می کند: 

  • ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيكُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيۡسَ بِظَلَّامٖ لِّلۡعَبِيدِ 182 آل عمران
  • ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيكُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيۡسَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ 51 انفال
  • ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ يَدَاكَ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيۡسَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ ١٠ حج
  • مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَاۗ وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ ٤٦فصلات
  • مَا يُبَدَّلُ ٱلۡقَوۡلُ لَدَيَّ وَمَآ أَنَا۠ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ ٢٩احقاف
  • مِثۡلَ دَأۡبِ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۚ وَمَا ٱللَّهُ يُرِيدُ ظُلۡمٗا لِّلۡعِبَادِ 31 غافر

آنچه که در زندگی با آن مواجه می شوید، بیشتر دستاوردِ خودتان است و مهم این است با تاکید، یقین بدانید که خدواند در رابطه با بندگانش، کوچکترین ظلمی روا نمی دارد.

2- کدام عباد؟

اگرچه خداوند نسبت به عباد، رئوف و لطیف است؛ اما قرآن نظر ویژه ای به بندگانی خاص دارد و توصیفات ویژه ای را برای آن ها بکار می برد. پیامبران، بندگان اهل بازگشت، بندگان صالح نیک کردار، بندگان توانمند، بندگان عالم و آگاه، بندگان شکور، بندگان اهل تقوا، نمونه هایی از بندگان تحسین شده قرآن اند.

  • تِلۡكَ ٱلۡجَنَّةُ ٱلَّتِي نُورِثُ مِنۡ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيّٗا ٦٣ مریم
  • فَوَجَدَا عَبۡدٗا مِّنۡ عِبَادِنَآ ءَاتَيۡنَٰهُ رَحۡمَةٗ مِّنۡ عِندِنَا وَعَلَّمۡنَٰهُ مِن لَّدُنَّا عِلۡمٗا ٦٥ کهف
  • وَمِنَ ٱلنَّاسِ وَٱلدَّوَآبِّ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ مُخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهُۥ كَذَٰلِكَۗ إِنَّمَا يَخۡشَى ٱللَّهَ مِنۡ عِبَادِهِ ٱلۡعُلَمَٰٓؤُاْۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ ٢٨فاطر
  • وَلَقَدۡ كَتَبۡنَا فِي ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعۡدِ ٱلذِّكۡرِ أَنَّ ٱلۡأَرۡضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ ٱلصَّٰلِحُونَ  105 انبیاء
  • قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ وَسَلَٰمٌ عَلَىٰ عِبَادِهِ ٱلَّذِينَ ٱصۡطَفَىٰٓۗ ءَآللَّهُ خَيۡرٌ أَمَّا يُشۡرِكُونَ59 نمل
  • .... ٱعۡمَلُوٓاْ ءَالَ دَاوُۥدَ شُكۡرٗاۚ وَقَلِيلٞ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ 13 سبا
  • وَٱذۡكُرۡ عِبَٰدَنَآ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ أُوْلِي ٱلۡأَيۡدِي وَٱلۡأَبۡصَٰرِ ٤٥ ص

 با نگاه دقیق تر می توان 2 گروه توصیف شده عباد را از نظر تکرار، برجسته تر دید:

الف- عباد مخلص

به نظر می رسد این وصف مخلص بیشتر ناظر به آن حالت انحصاری عبادت خداوند است که قبلا در موردش صحبت کردیم. زندگی دنیوی آدمی چه بخواهیم و چه نخواهیم در عالم واقع، قرین بدی ها، زشتی ها، گمراهی ها و پیامدهای سوء اعمال خود ما است. یک طیف که تا حد زیادی (حتی از نظر شیطان که متخصص گمراه کردن است) از این بدی ها مصون می مانند، عباد مخلص خداوند هستند.

  • قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ ٨٢ إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ ٨٣ 82 و 83 ص
  • قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغۡوَيۡتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ ٣٩ إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ ٤٠ 39 و 40 حجر
  • إِنَّكُمۡ لَذَآئِقُواْ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَلِيمِ ٣٨ وَمَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٣٩  إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ ٤٠ 38 تا 40 صافات
  • وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ ٧٢ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُنذَرِينَ ٧٣ إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ ٧٤ 72 تا 74 صافات
  • ٱللَّهَ رَبَّكُمۡ وَرَبَّ ءَابَآئِكُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ ١٢٦ فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمۡ لَمُحۡضَرُونَ ١٢٧  إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ ١٢٨ 126-128 صافات
  • سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ١٥٩ إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ ١٦٠ 159 و 160 صافات
  • وَلَقَدۡ هَمَّتۡ بِهِۦۖ وَهَمَّ بِهَا لَوۡلَآ أَن رَّءَا بُرۡهَٰنَ رَبِّهِۦۚ كَذَٰلِكَ لِنَصۡرِفَ عَنۡهُ ٱلسُّوٓءَ وَٱلۡفَحۡشَآءَۚ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُخۡلَصِينَ 24 یوسف
  • وَإِن كَانُواْ لَيَقُولُونَ ١٦٧ لَوۡ أَنَّ عِندَنَا ذِكۡرٗا مِّنَ ٱلۡأَوَّلِينَ ١٦٨ لَكُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ ١٦٩ 167 تا 169 صافات

ب- عباد اهل ایمان

گفتیم که خداوند پیامبران را به نوعی بندگان خاص خود معرفی می کند. ویژگی که به طور خاص آن را در این عباد ویژه برجسته می کند، ایمان است:

  • سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٖ فِي ٱلۡعَٰلَمِينَ ٧٩ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ ٨٠ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٨١ 79 تا 81 صافات
  • سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ ١٠٩ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ ١١٠  إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَاٱلۡمُؤۡمِنِينَ ١١١ 109 تا 111 صافات
  • سَلَٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ١٢٠  إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ ١٢١ إِنَّهُمَا مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ١٢٢ 120 تا 122 صافات
  • سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلۡ يَاسِينَ ١٣٠ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ ١٣١ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ١٣٢ 130 تا 132 صافات
  • وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا دَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰنَ عِلۡمٗاۖ وَقَالَا ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي فَضَّلَنَا عَلَىٰ كَثِيرٖ مِّنۡ عِبَادِهِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ 15 نمل

به نظر می آید که خداوند خطاب خاصی با بندگان اهل ایمان خود دارد و می خواهد پیام های ویژه ای به آن ها مخابره کند. خوشا به حال مخاطبان خاص خداوند و بشارت ها بر آنان باد:

  • يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ أَرۡضِي وَٰسِعَةٞ فَإِيَّٰيَ فَٱعۡبُدُونِ  56 عنکبوت
  • قُلۡ يَٰعِبَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمۡۚ لِلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٞۗ وَأَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٌۗ .... ١٠ زمر
  • قُل لِّعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ .... ٣١ابراهیم
  • ذَٰلِكَ ٱلَّذِي يُبَشِّرُ ٱللَّهُ عِبَادَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِۗ ... ٢٣ شورا

نکته پایانی

نکته پایانی که دوست دارم به آن اشاره کنم این است که تعدادی از آیات این حوزه، به نحوه دلگرم کننده ای می توانند به عنوان شاهدی برای کارایی روش معرفی شده در این سلسله نوشتار مورد استناد قرار گیرند. در این روش، ما به واسطه شمارش افعال امر و نهی صریح قرآن نتیجه گرفته ایم که عبادت موحدانه خداوند، یکی از اساسی ترین و اصلی ترین خواسته های قرآن از مخاطبانش است. این چیزی است که به صراحت در آیاتی از قرآن با کلید واژه امر و نهی به عنوان رسالت پیامبر به آن اشاره شده است:

  • ... قُلۡ إِنَّمَآ أُمِرۡتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱللَّهَ وَلَآ أُشۡرِكَ بِهِۦٓۚ إِلَيۡهِ أَدۡعُواْ وَإِلَيۡهِ مَ‍َٔابِ 36 رعد
  • إِنَّمَآ أُمِرۡتُ أَنۡ أَعۡبُدَ رَبَّ هَٰذِهِ ٱلۡبَلۡدَةِ ٱلَّذِي حَرَّمَهَا وَلَهُۥ كُلُّ شَيۡءٖۖ وَأُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ 91 نمل
  • قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱللَّهَمُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ ١١ وَأُمِرۡتُ لِأَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ ١٢ 11 و 12 زمر
  • قُلۡ إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِلَمَّا جَآءَنِيَ ٱلۡبَيِّنَٰتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرۡتُ أَنۡ أُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ  66 غافر
  • قُلۡ إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِۚ قُل لَّآ أَتَّبِعُ أَهۡوَآءَكُمۡ قَدۡ ضَلَلۡتُ إِذٗا وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُهۡتَدِينَ 56 انعام

و البته این امر منحصر به پیامبر اسلام نبوده و دیگر پیامبران هم بر این منهج بوده اند:

  • وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواْ ٱلزَّكَوٰةَۚ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ 5 بینه
  • .... إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ 40 یوسف
  • ٱتَّخَذُوٓاْ أَحۡبَارَهُمۡ وَرُهۡبَٰنَهُمۡ أَرۡبَابٗا مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَٱلۡمَسِيحَ ٱبۡنَ مَرۡيَمَ وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُوٓاْ إِلَٰهٗا وَٰحِدٗاۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ سُبۡحَٰنَهُۥ عَمَّا يُشۡرِكُونَ31 توبه
  • مَا قُلۡتُ لَهُمۡ إِلَّا مَآ أَمَرۡتَنِي بِهِۦٓ أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡۚ وَكُنتُ عَلَيۡهِمۡ شَهِيدٗا مَّا دُمۡتُ فِيهِمۡۖ فَلَمَّا تَوَفَّيۡتَنِي كُنتَ أَنتَ ٱلرَّقِيبَ عَلَيۡهِمۡۚ وَأَنتَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ ١١٧  117 مائده