بیش از یک قرن است که در محافل اسلامی سخن از میزان قابلیت اسلام برای اصلاح و توسعه به میان میآید؛ مشابه همان اصلاحاتی که مسحیت در قرن پانزده و شانزده میلادی با آن روبرو شد و آن را از گذشته به زمان حال رساند، از آسمان به زمین فرود آورد و به ابزاری تبدیل کرد که توانست با مدرنیته تعامل کند.
مسحیت اساساً از تغییرات روز تأثیر و تأثر میپذیرفت بدون اینکه به طور جدی به مؤسسههای دینی و شیوهی تجزیه و تحلیل و میراث سنتی آن پایبند باشد.
آرش نراقی: اصلاح فکر دینی فرآیندی تجویزی، تاریخی، و مستمر است. مسلمانان در هر عصر باید سویه های عقلانی و اخلاقی ایمان خود را با وسواس وارسی، و در صورت نیاز اصلاح و بازسازی کنند. اما اصلاح گران دینی همواره نگران بوده اند که به ظرافت در میانه دو حدّ افراط و تفریط، یعنی "بدعت" و "جمود"، گام بردارند. به نظر می رسد که در روزگار ما جریان اصلاح فکر دینی در اسلام میان دو حدّ آونگ آسا در نوسان است: رویکرد سنّت گرایی غیر انتقادی و رویکرد مدرنیت گرا.
وقتی ﺍﺯ ﺗﮏ ﺗﮏ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺳﺆﺍﻝ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﮔﺮﯾﺰﺍﻧﯿﻢ. ﺍﻣﺎ ﻣﺴﺌﻠﻪﯼ ﻣﻬﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﭼﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﯽﺷﻮﺩ؟
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻋﺒﺎﺭﺗﺴﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺑﺮﺳﺪ ﮐﻪ ﻏﻢ ﻭ ﺗﺮﺱ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
اشاره: در بعد از ظهر یک روز زمستانی میزبان دکتر ابوالقاسم فنایی بودیم. موضوع گفتوگوی ما معطوف به دو کتاب «دین در ترازوی اخلاق» و «اخلاق دینشناسی» بود. اما به تدریج دامنه بحث به موضوعات دیگر نیز گسترش یافت. دکتر فنایی از چالشهای مطرح شده در برابر اندیشههایش استقبال میکرد و با صبر و حوصله فراوان به یکایک پرسشهای ما پاسخ گفت. هرچند این گفتگو با قدری تأخیر منتشر میشود، اما محتوای آن همچنان تازه است.
ضرورت تدریس دروس معارف، محورهای قابل بحث و استیصال در مورد مباحث اعتقادی، بازنگری دروس معارف و... از جمله مباحثی است که در نشستی با جناب آقای دکتر مصطفی ملکیان مورد بحث و ارزیابی قرار گرفت، با عنایت به اینکه آنچه در مصاحبه با استادان ارجمند ذکر می شود الزاماً به معنای تأیید نشریه معارف نمی باشد
ابوالقاسم فنایی در بخش دوم مصاحبه به ضرورت تحول در پیشفرضهای رایج فقه سنتی اشاره میکند و با تفکیک میان عقلانیتی که او از آن به «عقلانیت فقهی» تعبیر میکند از «عقلانیت عرفی»، به این سؤال پاسخ میدهد که آیا امکان نقد عقلانیت رایج در فقه و اصول فقه فراهم است یا نه.
* در جایی اشاره کرده بودید به اینکه تعبیر اخلاق فرادینی بهتر از اخلاق سکولار است و به تفاوت این دو پرداخته بودید. فکر نمیکنید تعبیر اخلاق جهانی بهتر از اخلاق فرادینی باشد؟
واژهی دموکراسی از اصطلاح یونانی «دیموکراتیا» گرفته شده است و به دو بخش تقسیم میشود: دیمو یعنی مردم و کراتیا یعنی حکومت؛ که با تقدیم صفت بر موصوف میشود: حکومت مردمی؛ بر خلاف زبان انگلیسی که موصوف را پیش از صفت میآورند. این کلمه پس از تغییراتی در زبان عربی به «دیموقراطیة» و در فارسی به «دموکراسی» تبدیل شد.
از ویژگیهای بارز و برجستهی رجال فکر و اندیشه این است، که نسبت به مسائل پیرامون خود بیتفاوت نیستند؛ هرچند خارج از تخصص آنان باشد. مسائلی اساس از جمله: فلسفهی حیات، مبدأ و فلسفهی وجود هستی، مسائل سیاسی، اجتماعی، حقوق انسان و غیره. اصولاً رویکرد هر صاحب نظر و اندیشمندی در رابطه با مسائل کلی و کلان فوق، برگرفته از جهان بینی و باور اوست.
دکتر ابوالقاسم فنایی در ادامه گفتگو با دینآنلاین درباره «اخلاق دینی و اخلاق فرادینی»، به علل ایجاد فاصله میان علم و عمل اخلاقی در شهروندان میپردازد و ضمن اشاره به شیوههای لازم برای گستراندن رفتارهای اخلاقی در جامعه، برخی رفتارهای اجتماعی و سیاسی را از منظر اخلاقی، آسیبشناسی میکند. او در این گفتگو به مسائلی مانند اخلاق جنسی و شیوه برخورد با مسائل جنسی نیز میپردازد.
آفریدگار هستی انسان را موجودی دوبعدی آفرید؛ بعد مادی و جسمی او و بعد معنوی و روحی وی. قرآن در اشاره به این دو بعد می-فرماید: (إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِینٍ فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ)[ص:71]؛ «[و به خاطر بیاور] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری از گِل میآفرینم.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb