دکتر مصطفی ملکیان میگوید: «اگر بخواهیم زیر آوار اطلاعات هر روزه دفن نشویم چارهای جز این نیست که جنگل اندیشهها را با تفکر انتقادی هرس کنیم.» مصطفی ملکیان در نشست نقد و بررسی کتاب «راهنمای تفکر نقادانه» که در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد، درباره تعریف و ضرورت پرداختن به تفکر نقادانه سخن گفت. کتاب «راهنمای تفکر نقادانه»، نوشتهٔ «ام. نیل براون» و «استیوارتام. کیلی» با توضیح تفکر انتقادی سوالاتی را در این باره مطرح کرده و تمرینهایی نیز ارائه داده است. این کتاب با ترجمه کوروش کامیاب و ویراستاری هومن پناهنده منتشر شده است.
چندی پیش در گفتوگویی که با «مهرنامه» انجام داده بودید صحبت از مراحل پنجگانه حیات فکری خود کرده بودید. که این مراحل به ترتیب شامل: بنیادگرایی اسلام، سنتگرایی اسلامی، تجددگرایی اسلامی یا همان روشنفکری دینی، اگزیستانسیالیسم الهی و عقلانیت و معنویت. در نظر دارم بیشتر در خصوص مرزهای میان مرحله سوم و پنجم یعنی روشنفکری دینی و مرحلهای که الان در آن به سر میبرید یعنی عقلانیت و معنویت پرسش کنم. برای بسیاری از اهل نظر همچنان این گره فکری وجود دارد که این دو با توجه به برخی شباهتهایی که با هم دارند در طول یکدیگرند و یا در عرض هم تعریف میشوند؟ و یا اینکه اصلا عقلانیت و معنویت حاصل نمیشود مگر با عبور از روشنفکری دینی؟
دوره اخلاق کاربردی در هفت 7 جلسه توسط استاد ملکیان سخنرانی شده است. من سه بار به طور کامل گوش داده ام و در یادداشت های زیر تنظیم کرده ام. اگرچه سعی کرده ام برای انسجام بخشی بیشتر به مطالب قسمتهایی را پس و پیش کنم اما تمام تلاشم بر این بوده که به محتوای سخنرانی استاد پایبند باشم.
بسم الله الرَّحمنِ الرَّحیم (وَلا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فیِ سَبیلِ اللهِ أَمواتُ بَل أَحیآءٌ وَلکِن لَّاتَشعُرُون)
در گذر زمان انسانهای متشخّص اعم از برگزیدگان خداوند متعال از آدم تا خاتم و صاحب نظران و اندیشمندان و متفکران از مکاتب مختلف، جهان پیرامون را متأثر از دگرگونی و انقلاب و تغییرات اساسی در حیات انسانی نمودهاند. و بر اثر اندیشهی آنان، رخدادها و حوادث و صحنهای متفاوتی در اعصار به وقوع پیوسته است. خداوند انسان را در مواجهه با سختیها آفرید و بر سر دوراهی هدایت و گمراهی قرار داد تا با استفاده از قوهی سمع و بصر و فؤاد راه را از چاه تشخیص و در راستای کسب سعادت دنیا و آخرت بدون وقفه تلاش نماید.
بیش از یک قرن است که در محافل اسلامی سخن از میزان قابلیت اسلام برای اصلاح و توسعه به میان میآید؛ مشابه همان اصلاحاتی که مسحیت در قرن پانزده و شانزده میلادی با آن روبرو شد و آن را از گذشته به زمان حال رساند، از آسمان به زمین فرود آورد و به ابزاری تبدیل کرد که توانست با مدرنیته تعامل کند.
مسحیت اساساً از تغییرات روز تأثیر و تأثر میپذیرفت بدون اینکه به طور جدی به مؤسسههای دینی و شیوهی تجزیه و تحلیل و میراث سنتی آن پایبند باشد.
آرش نراقی: اصلاح فکر دینی فرآیندی تجویزی، تاریخی، و مستمر است. مسلمانان در هر عصر باید سویه های عقلانی و اخلاقی ایمان خود را با وسواس وارسی، و در صورت نیاز اصلاح و بازسازی کنند. اما اصلاح گران دینی همواره نگران بوده اند که به ظرافت در میانه دو حدّ افراط و تفریط، یعنی "بدعت" و "جمود"، گام بردارند. به نظر می رسد که در روزگار ما جریان اصلاح فکر دینی در اسلام میان دو حدّ آونگ آسا در نوسان است: رویکرد سنّت گرایی غیر انتقادی و رویکرد مدرنیت گرا.
وقتی ﺍﺯ ﺗﮏ ﺗﮏ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺳﺆﺍﻝ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﮔﺮﯾﺰﺍﻧﯿﻢ. ﺍﻣﺎ ﻣﺴﺌﻠﻪﯼ ﻣﻬﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﭼﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﯽﺷﻮﺩ؟
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻋﺒﺎﺭﺗﺴﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺑﺮﺳﺪ ﮐﻪ ﻏﻢ ﻭ ﺗﺮﺱ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
اشاره: در بعد از ظهر یک روز زمستانی میزبان دکتر ابوالقاسم فنایی بودیم. موضوع گفتوگوی ما معطوف به دو کتاب «دین در ترازوی اخلاق» و «اخلاق دینشناسی» بود. اما به تدریج دامنه بحث به موضوعات دیگر نیز گسترش یافت. دکتر فنایی از چالشهای مطرح شده در برابر اندیشههایش استقبال میکرد و با صبر و حوصله فراوان به یکایک پرسشهای ما پاسخ گفت. هرچند این گفتگو با قدری تأخیر منتشر میشود، اما محتوای آن همچنان تازه است.
ضرورت تدریس دروس معارف، محورهای قابل بحث و استیصال در مورد مباحث اعتقادی، بازنگری دروس معارف و... از جمله مباحثی است که در نشستی با جناب آقای دکتر مصطفی ملکیان مورد بحث و ارزیابی قرار گرفت، با عنایت به اینکه آنچه در مصاحبه با استادان ارجمند ذکر می شود الزاماً به معنای تأیید نشریه معارف نمی باشد
ابوالقاسم فنایی در بخش دوم مصاحبه به ضرورت تحول در پیشفرضهای رایج فقه سنتی اشاره میکند و با تفکیک میان عقلانیتی که او از آن به «عقلانیت فقهی» تعبیر میکند از «عقلانیت عرفی»، به این سؤال پاسخ میدهد که آیا امکان نقد عقلانیت رایج در فقه و اصول فقه فراهم است یا نه.
* در جایی اشاره کرده بودید به اینکه تعبیر اخلاق فرادینی بهتر از اخلاق سکولار است و به تفاوت این دو پرداخته بودید. فکر نمیکنید تعبیر اخلاق جهانی بهتر از اخلاق فرادینی باشد؟
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb