متن شما از نظر ویرایشی و املایی بررسی شد. در ویرایش زیر، ضمن رعایت دقیق اصول دستور زبان و املا (بر اساس ضوابط فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، موارد زیر اصلاح شدهاند:
جداسازی نیمفاصلهها: اصلاح مواردی مانند «بیمانند»، «آسمانی»، «تصدیقکننده»، «دستورات» و...
اصلاح فاصلهگذاریها و نشانهگذاریها: تنظیم علائم نگارشی (نقطه، کاما، گیومه) و اصلاح اعراب و تنوینها.
حذف تکرار: حذف بخش ابتدایی متن که بهصورت تکراری درج شده بود.
یکدستسازی عبارتهای دعا و اعرابگذاریها: تنظیم صحیح کلمات عربی، اعرابگذاری آیات و احادیث و اصلاح حروف کِشیده یا فاصلههای اشتباه.
خداوند، پروردگار مخلوقات، عالم شهادت و غیب را خلق نمود. در این آفرینش، هر موجودی را با هدف و حکمتی خاص به صحنهٔ وجود آورد و زمانی فرا رسید که پروردگار هستی اراده کرد مخلوقی متفاوت و جدید باشد. بنابراین، در ملأ اعلی اعلام شد که مخلوقی بدیع، بیمانند و بیبدیل با هویتی متفاوت از سایر موجودات پا به عرصهٔ وجود میگذارد و خطاب به ملائکه فرمود:
«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا...»
(ای پیامبر! یاد آور) آن زمان را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من انسانی را میآفرینم.» (سورهٔ حجر/ ۲۸)
در اینجا منظور از آفریدن، بیان خلقت از جنبهٔ هویت معنوی و کارکردی اوست، نه ساختار جنس، مواد و شیوهٔ آفرینش؛ ما به این موارد نمیپردازیم. چنانکه خداوند متعال میفرماید:
«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»
و (یاد آور) زمانی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در زمین جانشینی قرار میدهم.» (سورهٔ بقره/ ۳۰)
ارزش این موجود، یعنی انسان، آنقدر والا است که خداوند همهٔ موجودات، نعمتها و پدیدههای روی زمین را به خاطر و برای او آفرید؛ چنانکه میفرماید:
«هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا»
اوست کسی که همهٔ آنچه را در زمین است برای شما آفرید. (سورهٔ بقره/ ۲۹)
آنچه خداوند برای انسان در نظر گرفته، هویتی است که او را از سایر موجودات متمایز میکند. منظور از هویت در این مقاله، مقولهای است که موجب میشود این موجود دارای ویژگیها، کیفیتها و ارزشهایی گردد که زمینهٔ تمایز و شناسایی او را از سایر موجودات فراهم میسازد.
به عبارت دیگر، پروردگار متعال در شناسنامهٔ هستیبخشی انسان برای تمایز و تفاوتش از سایر موجودات — یعنی برای کسب آن هویت خاص — یک سری نیازهای فکری، درونی و جسمیِ متمایز مقرر فرموده است تا انسان در جهت رشد فکری، اعتقادی، اجتماعی و فرهنگی، دارای آنها باشد و شایستهٔ احراز هویتی دینی گردد. بدین ترتیب، انسان با تکوین این هویت، احساس تعهد و مسئولیت در قبال باورها و ارزشهای آن دین مینماید. بنابراین، برای احراز این هویت، خداوند در خلق انسان، در پارهای از مسائل به او اختیار داده است تا در مقابل حمل بار مسئولیت و تعهدی که خداوند خواستار آن است، سر تعظیم و فرمانبرداری فرود آورد؛ تعهد و مسئولیتی که سایر موجودات از قبول آن سر باز زدند، ولی انسان — مخلوق مأمورِ الله جلجلاله — آن را پذیرفت.
خداوندِ هستی برای این اعجوبهٔ عالم خلقت و ادارهٔ آن، وظایف خاصی مشخص فرموده و به اقتضای تکالیفی که معین نموده است، امکانات و قابلیتهای خاص و لازم را در اختیار انسان قرار داده است تا با استفاده از توان و نیرویش، به بهرهوری و بهرهبرداری از نعمتها و ذخایر خدادادیِ نهفته در زمین بپردازد و همواره در جهت ارتقا و حفظ زندگی مؤمنانه بکوشد و به عبادت پروردگارش مشغول باشد. همراه با امور بیانشده، وظیفه و تعهدِ شکوفایی و آبادانی زمین را نیز به سرانجام برساند. لذا در جهت پیشبرد وظایف محوله، امکانات و تواناییهای خاصی به او بخشید تا با حفظ هویت «خلیفةاللهی» خود، امر خداوند را به سرانجام برساند. این توانمندیها که در قسمتهای قبل شرح داده شدهاند، عبارتاند از:
تفکر و تعقل
پیامبران و وحی
در این قسمت به نقش کتاب و قرآن در این هویتبخشی میپردازیم.
کتاب و قرآن
کتاب، مجموعه کلمات وحیانی است که بر پیامبران صاحبکتاب نازل شده است؛ به عبارت دیگر، در منظر قرآن کریم به آنچه بر پیامبرانی از ذریهٔ نوح و ابراهیم (علیهماالسلام) و بر پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی (صلیاللهعلیهوسلم) نازل شده، اطلاق میگردد:
«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ...»
ما نوح و ابراهیم را فرستادیم و در دودمان آن دو، پیامبری و کتاب (های آسمانی) را قرار دادیم... (سورهٔ حدید/ ۲۶)
و خطاب به رسول خدا (صلیاللهعلیهوسلم) میفرماید:
«وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ...»
و بر تو (ای پیامبر) این کتاب را به حق نازل کردیم، در حالی که تصدیقکنندهٔ کتابهای پیشین و نگاهبان و حاكم بر آنهاست... (سورهٔ مائده/ ۴۸)
این کلمات وحیانی و آسمانی مشتمل بر حق بودند و به سوی حقیقت و عدالت دعوت میکردند. این کلمات بر فرستادگان خدا نازل میشد تا بهوسیلهٔ آنها مردم را راهنمایی کنند؛ خداوند در هر عصری شریعت و دین خود را فرو میفرستاد تا قانون و دستور زندگی امت شود:
«كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ...»
مردم (در آغاز) امتی واحد بودند؛ پس خداوند پیامبران را مژدهدهنده و بیمدهنده برانگیخت و با آنان، کتاب آسمانی را به حق نازل کرد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند... (سورهٔ بقره/ ۲۱۳)
همچنین واژهٔ «کتاب» در اصطلاح قرآن به معنی مکتوب و نوشته است. مراد از کتاب در قرآن، مجموعهای از قوانین است که اصول جامع جهانبینی و مسائل فردی و اجتماعی را در بر میگیرد. بر این اساس، به تکتک آیات، لفظ «قرآن» اطلاق میشود و به مجموع آیات قرآن کریم — چه بهصورت مکتوب و مصحف و چه بهصورت حفظ در سینه — «کتاب» گفته میشود:
«كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ»
(این) کتابی مبارک است که آن را بر تو نازل کردیم تا در آیههایش تدبر کنند و خردمندان پند گیرند. (سورهٔ ص/ ۲۹)
«ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ»
این است آن کتابی که هیچ شک و تردیدی در آن نیست؛ راهنمای پرهیزگاران است. (سورهٔ بقره/ ۲)
البته لازم به ذکر است که کتاب به معانی دیگری چون نامه، کارنامه، قرارداد و... نیز در قرآن آمده است.
خداوند متعال، قرآن را به عنوان تصدیقکننده و تفصیلدهنده — نه ملغیکننده و جدا — وصف فرموده و میفرماید:
«وَمَا كَانَ هَٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرَىٰ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَٰكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ»
شایسته نیست که این قرآن از سوی غیر خدا ساخته و پرداخته شده باشد؛ بلکه تصدیقکنندهٔ کتابهای آسمانی پیشین و بیانگر و تفصیلِ آن کتاب است؛ شکی در آن نیست و از سوی پروردگار جهانیان است. (سورهٔ یونس/ ۳۷)
بنابراین قرآن، حافظ و شاهدِ کتابهای آسمانی پیشینیان، نگاهدارِ اصول و مسائل، و شاهدی بر حقایق الهی و انحرافات و عقاید خرافی است.
مسلمانان علاوه بر قرآن، به کتابهایی که خداوند در دوران قبل بر پیامبران خود نازل فرموده — در صورتی که دچار تحریف نشده باشند — ایمان دارند. اما قرآن، یعنی کل مجموعهٔ شریعتی که در قالب وحی توسط جبرئیل (علیهالسلام) بر حضرت محمد (صلیاللهعلیهوسلم) نازل شده، تنها کتابی است که بدون تحریف باقی مانده است و باید بدون کموکاست از آن پیروی شود. هر کس به این قرآن ایمان بیاورد، بدان عمل کند، اخبارش را تصدیق نماید، از اوامر و نواهیاش تبعیت کند و اخلاقش آراسته به اخلاق قرآن شود، خداوند متعال جایگاه او را در دنیا و آخرت رفیع میگرداند.
«لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ»
به راستی برای شما کتابی نازل کردیم که یاد و (مایهٔ شرافت) شما در آن است؛ آیا اندیشه نمیکنید؟! (سورهٔ انبیاء/ ۱۰)
«ای کسانی که محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب به سوی شما فرستاده شده است! ما برایتان کتابی بزرگ و قرآنی روشن فرو فرستادهایم که ﴿فِيهِ ذِكۡرُكُمۡ﴾ مایهٔ شرافت، افتخار و وسیلهٔ بزرگواری شماست. اگر از اخبار راستینی که در آن هست پند پذیرید، به آن باور داشته باشید، به دستوراتش عمل کنید و از آنچه نهی کرده پرهیز نمایید، مقاماتتان بالا میرود و از جایگاهی والا برخوردار خواهید شد. ﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾ آیا آنچه را به سود یا زیان شماست نمیفهمید؟ و چگونه به آنچه وسیلهٔ بیداری و شرافت شما در دنیا و آخرت است عمل نمیکنید؟ پس اگر عقل دارید باید این راه را در پیش گیرید. اگر راهی دیگر را انتخاب نمایید، در دنیا و آخرت زیانمند و بدبخت خواهید شد و این بیانگر آن است که از عقل درست و نظری شایسته برخوردار نیستید.» (تفسیر سعدی، ذیل آیهٔ ۱۰ سورهٔ انبیاء)
مصداق این آیه روشن است؛ زیرا اصحاب و کسانی که بعد از آنها آمدند و پند پذیرفتند، به برتری، مقام و شهرت بزرگی دست یافتند و شرافت آنها از پادشاهان بیشتر شد، و این امری است که برای همگان معلوم و مشخص است. همچنین زیان، بدبختی و فلاکت کسانی که به قرآن توجه نکردند، هدایت نشدند و خود را با قرآن پاک نساختند نیز آشکار است. پس جز پند گرفتن از این کتاب، راهی برای سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت وجود ندارد.
سید قطب (رحمهالله) در تفسیر آیهٔ ۱۰ سورهٔ انبیاء میگوید: «پیش از قرآن، نام و آوازهای از عرب نبود و چیزی با خود نداشتند که آن را به بشریت ارمغان دارند تا انسانها ایشان را با آن بشناسند و به سبب آن از آنها یاد کنند. به تعبیر دیگر، قبل از نزول قرآن فاقد هویتی برجسته بودند. این معجزهٔ خارقالعاده وقتی نازل شد و تبدیل به قانون زندگی گردید، موجب هویتبخشی، ماندگاری، عزت و شرف مسلمانان و عربها شد و علاوه بر ارتقای جایگاه آنان، سبب رشد علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... اقوام ایرانی، مصری و سایر ملتهای مسلمان گردید.»
از حضرت عمر (رضیاللهعنه) روایت شده که رسولالله (صلیاللهعلیهوسلم) فرمودند:
«إِنَّ اللَّهَ يَرْفَعُ بِهَذَا الْكِتَابِ أَقْوَامًا وَيَضَعُ بِهِ آخَرِينَ»
(خداوند بهوسیلهٔ این کتاب [قرآن] گروههایی را به مقام رفیع میرساند و گروههای دیگری را خوار و نگونسار میسازد.)
شرط کسب این جایگاه، تمسک و تبعیت از آن است؛ هر امتی به قرآن روی آورد، آن را تلاوت کند و بدان عمل نماید، خداوند متعال او را در دنیا و آخرت خوار نمیگرداند. پس حفظ هویت و ارتقای امت، در کسب هدایت و راهنمایی از نصوص شریعت اسلام است.
رسول خدا (صلیاللهعلیهوسلم) فرمودهاند:
«إِنِّي تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا: كِتَابَ اللَّهِ وَسُنَّتِي»
(من در میان شما دو چیز به یادگار میگذارم که اگر به آن دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و سنتم.)

نظرات