این نوشته بر این نکته تأکید دارد که اختلاف علمای اهلسنت دربارهی جشن میلاد پیامبر(ص) بیش از آنکه ناشی از اختلاف در ادله باشد، به ابهام در تعریف و معیار تشخیص «بدعت» بازمیگردد. برخی، هر امر عبادیِ بیسابقه در نص را بدعت میدانند، در حالی که برخی دیگر، ملاک را سازگاری یا ناسازگاری آن امر با اصول کلی شریعت قرار میدهند. نویسنده با مقایسهی دیدگاه شاطبی، ابوشامه و ابنتیمیه نشان میدهد که حتی دربارهی یک عمل واحد، احکام بسیار متفاوتی شکل گرفته است؛ تا جایی که ابنتیمیه جشن مولودی را بدعت میداند، اما در صورت نیت نیک و محبت به پیامبر(ص)، برای انجامدهندهی آن «اجر عظیم» قائل میشود. از این رو، نویسنده نتیجه میگیرد که مفهوم بدعت، دستکم در برخی حوزهها، مفهومی تا حدی مبهم و اجتهادپذیر است و در ارزیابی آن، افزون بر خود عمل، نیت، شرایط و مصلحت نیز میتوانند نقش داشته باشند.
نویسنده پرسش «آیا دین از سیاست جداست؟» را دوگانهای گمراهکننده و سادهانگارانه میداند. او با متناظر کردن آن با درهمتنیدگیِ سیاست و فوتبال، استدلال میکند دین به عنوان بنیادیترین نظام هویتی بشر، ناگزیر با سیاست (مدیریت زیست جمعی) پیوند خورده و تفکیک مطلق آنها ناممکن است. بنابراین، به جای بحث بیحاصل دربارهی «بود یا نبودِ» این رابطه، باید «چگونگی و حدود تعامل» آنها را از طریق چهار پرسش کلیدی تحلیل کرد: ۱. تولیت نهادی: نقش و سهم نهادهای دینی در امر سیاسی. ۲. کارگزاران: امکان همزیستیِ ایمان قلبی سیاستمدار با عقلانیت مدیریتی. ۳. زبان متهورانه (رتوریک): کارکرد ادبیات دینی؛ مشروعیتبخشی یا سوءاستفادهی ابزاری. ۴. فلسفهی اخلاق: نسبتِ آرمانهای اخلاقی با واقعیتِ قدرت و منافع. در نهایت، فهم این رابطهی دیرینه در جهان مدرن، نیازمند بازتعریف هوشمندانهی همین مرزها و نقشهاست.
جنگ ۱۹۶۷ موسوم به جنگ شش روزه که با حملهی پیشدستانهی رژیم اسراییل به چند کشور عربی ـ و در رأس آنها مصر ـ توأم شد، یکی از نقاط عطف تاریخی در تثبیت نیروی تهاجمی و اشغالی اسراییل و تضعیف همسایگان عربش بود. این جنگ به اشغال بخشهای جدیدی از سرزمین فلسطین و آوارگی ۳۰۰هزار نفر از اعراب فلسطینی انجامید. اما واکنش مهمترین جریان اصطلاحا اسلامگرا یعنی جنبش الاخوان المسلمون به این جنگ چه بود؟
تا پیش از ۱۶مارس سال ۱۹۲۰ که ناوگان بریتانیا در بندر گالاتای استانبول پهلو گرفت و سربازان بریتانیایی هر روز در خیابانهای استانبول رژهی پیروزی میرفتند و وزیر جنگ و رئیس ستاد ارتش عثمانی را در ژانویه همان سال برکنار کردند و وزیر اعظم و ۱۳۶نماینده مجلس عثمانی را هم به جزیره مالت تبعید کردند.
گفتوگوی اختصاصی اصلاحوب با دکتر عدنان فلّاحی (اسلامشناس و پژوهشگر تاریخ و اندیشهی سیاسی) در باب پدیدۀ «امّتگرایی»
غروب روز پنجشنبه ٢٢سپتامبر سال ١٩٨٨، در یکی از ایستگاههای قطار شهری شیکاگو، زنی در حضور گروهی از مردم مورد تجاوز قرار گرفت. در روز ٢۵سپتامبر دو روزنامهی نیویورکتایمز و شیکاگوتریبون گزارشهایی دربارهی این واقعه منتشر کردند. اما نکتهی جالب در این گزارشها این بود که کسی برای کمک به آن زن اقدامی نکرد...
عبدالقادر عَوده(١٩٥٤م) قاضی و حقوقدان مصری هنگام بحث دربارهی مقولهی فقهی تعزیر مینویسد: «اصل این است که تعزیر، شامل ارتکاب اَعمال حرام و ترک واجبات است و چنین چیزی محل وفاق است. البته فقها دربارهی تعزیر ارتکاب فعل مکروه و ترک مستحبات اختلاف کردهاند و گروهی قائل به عدم مجازات برای ارتکاب فعل مکروه و ترک مستحبات ـ به شکل مطلق ـ شدهاند و بعضی گفتهاند که هرگاه مصلحت ایجاب کند ارتکاب فعل مکروه و ترک عمل مستحب، موجب مجازات است»[1].
راشد غنّوشی، پیشینه و بیشینهای دارد که بیش و پیش از بسیاری دیگر، به او اجازه و صلاحیت سخن گفتن دربارهی سیاست و امر سیاسی و خاصه نسبت آن با اسلام را میدهد. او در برخی از مهمترین تشکیلات و سازمانهای سیاسی ملی و فراملی صاحب جایگاه و مناصب عالی است: رهبر حزب النهضة (بزرگترین و مهمترین جنبش اسلامگرای تونس و شمال آفریقا، و یکی از مؤثرترین جنبشهای سیاسی تونس) ، دستیار دبیرکل اتحادیهی جهانی علمای مسلمین (اتحادیهای متشکل از دهها هزار نفر از علما و کنشگران مسلمانِ اقصی نقاط جهان اسلام اعم از شیعه، سنی، صوفی، اِباضی، سلفی و...)
١ـ مقدمه: تعریف اجماع
واژهی «إجماع» در زبان عربی معانی متعددی دارد. نابغة الذبیانی(متوفی حدود ١٨سال پیش از هجرت)[١] میگوید: اِجمَعْ مِحاشَكَ يا يزيدُ فإنّي .. أعدَدتُ يَربُوعاً لكم وتَميماً[٢] یعنی: «ای یزید! افرادت را جمع کن که من گوشتی از راسته و مازه برایتان آماده کردهام.» همچنین در قرآن کریم آمده که نوح -علیه السلام- خطاب به معاندانش گفت: «فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ»(یونس٧١) که در اینجا نیز «اَجمعوا» به معنای «گردآوردن» و «واحد شدن جمع» است. روشن است که این جمع شدن و گرد آمدن میتواند از سر اراده و اختیار و یا اتفاقی و غیرارادی باشد و این دو قضیه(گردآمدن و اراده به آن) تلازمی ندارند؛[٣] یعنی ممکن است عدهای به واسطهی ارادهی قبلی، برسر موضوع یا در جایی گرد آیند یا اینکه ناخودآگاه چنین چیزی حاصل شود.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb