نوشتهٔ
در قرآن کریم، خداوند پیامبر ﷺ را به نکتهای دقیق در زمینهٔ آمادهسازی و سازماندهی نیروها راهنمایی میکند که دو موضوع اساسی را در کنار هم قرار میدهد:
۱. برانگیختن و ایجاد انگیزه
خداوند میفرماید:
﴿یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ...﴾
«ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ وادار و تشویق کن...»
[انفال: ۶۵]
یعنی ایجاد شور و انگیزه و بالا بردن همت مؤمنان برای اقدام و عمل.
۲. جایدهی و سازماندهی
خداوند میفرماید:
﴿وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِکَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِینَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ﴾
«و [به یاد آور] هنگامی را که صبحگاهان از نزد خانوادهات بیرون آمدی و مؤمنان را برای جایگاههای جنگی آماده و مستقر میکردی؛ و خداوند شنوا و داناست.»
[آلعمران: ۱۲۱]
پس تحریض یعنی ایجاد شور و انگیزه و بالا بردن همتها، و تبوئه یعنی هدایت توانمندیها و سازماندهی نیروها در جایگاه مناسب.
خطر زمانی پدید میآید که یکی از این دو عنصر وجود نداشته باشد.
اگر فقط انگیزه ایجاد کنیم، انرژیهای زیادی به وجود میآید، اما ممکن است بدون جهت و هدف بماند.
و اگر فقط سازماندهی کنیم، ممکن است افراد وظایفی را انجام دهند، اما کارشان بیروح و کمانگیزه باشد.
بنابراین مربی باید هر دو کار را انجام دهد: هم شور و انگیزهٔ جوان را بیدار کند و هم به او کمک کند جایگاه و مسیر مناسب خود را پیدا کند.
دو وظیفهٔ مهم مربیان و رهبران
۱. برانگیختن و ایجاد انگیزه
﴿وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ﴾
[غزوهٔ بدر]
یعنی احساسات انسان را برای تلاش در راه دین برانگیزانیم و به او بفهمانیم که کنار گذاشتن تلاش برای دین میتواند سبب هلاکت انسان شود.
آیهٔ ﴿وَلَا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ﴾ نیز در این زمینه مورد استناد قرار گرفته است؛ یعنی حتی خودداری از صرف مال در راه دین، در آن زمینه، نوعی به خطر انداختن و هلاک کردن خود دانسته شده است.
۲. جایدهی و استقرار
﴿تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِینَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ﴾
[غزوهٔ احد]
یعنی انسان جایگاه و مسئولیت مشخصی برای خدمت به دین پیدا کند، در آن جایگاه مستقر شود و از همان مسیر به فعالیت بپردازد؛ نه اینکه دائماً بین چندین نقش و مسئولیت جابهجا شود. این کار زمینهٔ تأثیرگذاری بیشتر را فراهم میکند.
رابطهٔ میان انگیزه و جایگاه
برانگیختن و ایجاد انگیزه باید پیش از تعیین جایگاه باشد.
اگر کسی بدون آنکه انگیزه و آمادگی لازم برای یک عرصه را داشته باشد، وارد آن شود، جایگاهش صرفاً تبدیل به یک «شغل» میشود و کارش بیروح و بدون شور خواهد بود.
از طرف دیگر، اگر فرد را برای خدمت به دین تشویق کنیم، اما جایگاه مشخصی برای استفاده از این انرژی به او ندهیم، این انگیزه چیزی جز انرژی فراوان و هدررفته نخواهد بود؛ انرژیای که خیلی زود خاموش میشود، چون در جای مناسب قرار نگرفته است.
چگونه جایگاه و سنگر مناسب خود را انتخاب کنم؟
۱. در انتخاب جایگاه، صادق باش
«با خدا صادق باش تا خدا نیز با تو صادق باشد.»
در شناخت تواناییها و استعدادهای خود صادق باش. چیزی را که نداری، به خودت نسبت نده و بیش از اندازه دربارهٔ تواناییهایت تصور نکن. این صداقت به تو کمک میکند جایگاه مناسب خود را پیدا کنی.
۲. برای پیدا کردن جایگاه مناسب، وقت و تلاش صرف کن
شناخت جایگاه مناسب دو مرحله دارد:
پیش از انتخاب:
به ویژگیهای شخصیتی، استعدادها و مهارتهای خود توجه کن و ببین چه عرصهای با شخصیت تو سازگارتر است.
پس از انتخاب:
حرکت کن، فعال باش، جایگاهت را با کاری که برای امت سودمند است آباد کن و نهایت تلاش خود را برای اثرگذاری در آن به کار بگیر.
نمونههایی از توجه به ویژگیهای شخصیتی:
اگر کسی به علم، مطالعه و یادگیری علاقه دارد و شخصیت آرام و درونگرایی دارد، ممکن است سخنرانی، تدریس یا فعالیت اجتماعی گسترده برای او مناسب نباشد.
اما اگر کسی اجتماعی است و از ارتباط و معاشرت با مردم لذت میبرد، ممکن است جایگاه مناسب او ارتباط با مردم، تأثیرگذاری بر آنان، گفتوگو، آموزش و فعالیت اجتماعی باشد.
بنابراین جایگاهی را انتخاب نکن که با طبیعت و ویژگیهای اصلی شخصیتت تضاد دارد؛ زیرا این تضاد میتواند بهرهوری و اثرگذاری تو را کاهش دهد.
البته صفاتی وجود دارند که با کار برای دین خدا سازگار نیستند و انسان باید خود را از آنها پاک کند؛ مانند تکبر، دنیاطلبی، حسادت، علاقه به مقام و ریاست و مانند آن. ممکن است برخی از افراد صالح نیز گرفتار بعضی از این صفات باشند، اما چنین ویژگیهایی نباید در اصلاحگران و کسانی که برای دین فعالیت میکنند باقی بماند.
❇️ تحت تأثیر فضای غالب قرار نگیر
نباید صرفاً به دنبال عرصهای بروی که در میان مردم رایج شده است.
مثلاً اگر فعالیت در شبکههای اجتماعی بسیار رواج پیدا کرده است، نباید فقط به این دلیل وارد این عرصه شوی. ابتدا باید بررسی کنی که آیا واقعاً در این حوزه توانایی و اثرگذاری داری یا نه.
مهم این نیست که یک عرصه چقدر رایج است؛ مهم این است که تو در کدام عرصه میتوانی اثر بیشتری ایجاد کنی.
♦️ زمانی را برای ساختن پایهٔ علمی عمومی اختصاص بده
پیش از انتخاب تخصص و جایگاه، لازم است اصول عقیده، فقه و مبانی علوم شرعی را یاد بگیری. این دانشها برای هر کسی که در راه دین فعالیت میکند ضروریاند، هرچند جایگاه و تخصص او متفاوت باشد.
همچنین میتوانی برخی عرصههای عمومی را تجربه کنی تا بفهمی به کدام یک علاقه و استعداد بیشتری داری. این تجربهها در انتخاب جایگاه مناسب بسیار کمککنندهاند.
اگر جایگاه مناسبی پیدا نکردم چه کنم؟
اگر پس از جستوجوی کافی واقعاً جایگاه مشخصی برای خود پیدا نکردی و احساس کردی شخصیتت عمومی است یا به چندین حوزه علاقه داری، لازم نیست حتماً خودت را در یک تخصص خاص محدود کنی.
میتوانی درهای عمومی خیر و خدمت را باز نگه داری؛ مانند:
- یادگیری علوم شرعی و شرکت در درسهای علمی، هرچند ساده و محدود؛
- دعوت، نصیحت و امر به معروف، در حد توان؛
- انجام کارهای خیریه به اندازهٔ امکانات؛
- رفتار با مردم بر اساس اخلاق اسلامی و نیکی به آنان؛
- پایبندی به عبادات و اعمال صالح و دوری از گناهان.
♦️ در یک جایگاه غرق نشو
تخصص داشتن خوب است، اما نباید آنقدر در یک عرصه غرق شوی که تمام عرصههای دیگر خدمت را فراموش کنی. لازم است هرچند اندک، در دیگر زمینههای خیر نیز سهمی داشته باشی.
♦️ زمینهای را پیدا کن که در آن استعداد و برتری داری
گاهی خداوند در یکی از درهای خیر، استعداد و توانایی ویژهای به انسان میدهد. اگر دیدی در یک زمینه بهتر میتوانی خدمت کنی و رشد کنی، آن را جدی بگیر و در همان مسیر ادامه بده.
۳. مشورت کن
دربارهٔ جایگاه مناسب خود با اطرافیانت مشورت کن؛ زیرا کسانی که تو را میشناسند، گاهی ویژگیهایی را در تو میبینند که خودت متوجه آنها نیستی.
مسئلهٔ دوم: مشکلات و اشتباهات در تعیین جایگاه
۱. عجله
نباید خیلی زود تصمیم گرفت.
بهتر است انسان ابتدا به شکل افقی با عرصههای مختلف دعوت و خدمت آشنا شود؛ یعنی از بیشتر آنها تجربهای به دست آورد و سپس مناسبترین زمینه را انتخاب کند.
نباید پیش از شناخت کافی، خیلی زود در یک حوزه وارد عمق شد.
۲. حرکت بر اساس فضای غالب
باید عرصههای مختلفی را که میتوانند برای انسان تبدیل به جایگاه خدمت شوند بررسی کرد و اسیر فضای رایج جامعه نشد.
مهم این است که در جایی باشی که بتوانی اثر ایجاد کنی، نه صرفاً جایی که مشهور و پرطرفدار است.
۳. انتخاب جایگاههای آسان
خداوند میفرماید:
﴿وَتَوَدُّونَ لَوْ أَنَّ غَیْرَ ذَاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ﴾
«و شما دوست داشتید گروهی که قدرت و سختی کمتری دارد نصیبتان شود.»
نباید فقط به دلیل آسان بودن یک عرصه آن را انتخاب کنی.
البته جایگاه مناسب برای تو، در نهایت با تواناییهایت سازگار خواهد بود؛ اما باید بدانی که در عرصههای دشوار معمولاً افراد کمتری حضور دارند.
در حدیث آمده است:
«مردم مانند صد شترند که به سختی میتوان در میان آنها یک شتر مناسب برای سواری پیدا کرد.»
طبیعت انسان معمولاً به سوی عرصههایی گرایش دارد که نتیجهٔ آنها سریع دیده میشود؛ در حالی که مثلاً طلب علم ممکن است سالها تلاش بخواهد تا ثمرهاش آشکار شود.
۴. جایگاه خود را کوچک نشمار
نباید به دلیل اینکه جایگاه تو در نگاه مردم چندان مهم نیست یا نتایج کار تو خیلی زود دیده نمیشود، آن را رها کنی.
نعمان خان میگوید:
«در کار برای خدا، چیزی به نام نقش قهرمانانه وجود ندارد.»
لازم نیست حتماً رهبر، اسطوره یا فردی مشهور باشی.
به جایگاه خود بیاعتنا نباش. پیامبر ﷺ فرمود:
«خداوند به وسیلهٔ یک تیر، سه نفر را وارد بهشت میکند: سازندهٔ آن، که در ساختنش نیت خیر دارد؛ تیرانداز؛ و کسی که تیر را به او میرساند.»
بنابراین از این تصورهای افراطی فاصله بگیر که میگویند: «غول درونت را آزاد کن»، «بر هر ناممکنی غلبه کن» و مانند آن.
تو فقط بخشی از یک جبههٔ خدمت به دین باش و وقتی در آن جایگاه قرار گرفتی، هرچه در توان داری انجام بده.
پیامبر ﷺ فرمود:
«خوشا به حال بندهای که افسار اسبش را در راه خدا گرفته است، موهایش ژولیده و پاهایش خاکآلود است؛ اگر در نگهبانی باشد، در نگهبانی است و اگر در بخش پشتیبانی باشد، در همانجا است.»
یعنی هرجا قرار گرفت، وظیفهاش را به بهترین شکل انجام میدهد.
۵. با هدف دستاورد شخصی یا دنیوی وارد این عرصه نشو
فعالیت اسلامی را نمیتوان مانند دنیای امروز با عدد و آمار ارزیابی کرد.
بسیاری از کارهای بزرگ برای دین، با تعداد مخاطب یا میزان شهرت سنجیده نمیشوند، بلکه با پاداش الهی سنجیده میشوند.
«چه بسا یک درهم از هزار درهم پیشی بگیرد.»
وظیفهٔ تو این است که در جایگاهی که در آن قرار گرفتهای، بندگی خدا را محقق کنی، نه اینکه صرفاً به دنبال دستاورد دنیوی باشی.
مردی نزد پیامبر ﷺ آمد و اجازه خواست همراه ایشان برای جهاد برود. پیامبر از او پرسید:
«آیا پدر و مادرت زندهاند؟»
گفت: بله.
فرمود:
«پس جهاد تو، خدمت به آنان است.»
جایگاه این مرد، در آن مرحله، خدمت به پدر و مادر بود؛ نه حضور در جهاد، با اینکه جهاد نیز جایگاه و اهمیت بسیار والایی دارد.
۶. با ذهنیت «همه یا هیچ» کار نکن
از خودت انتظار نداشته باش که حتماً در بالاترین سطح یک عرصه قرار بگیری.
اگر نتوانستی به بالاترین سطح برسی، به این نتیجه نرس که برای هیچ کاری مناسب نیستی و همهٔ عرصههای خدمت را ترک کن.
در همان جایگاهی که هستی، به اندازهٔ توانت کار کن. همین چیزی است که از تو خواسته شده است.
♦️ از تصور فرشتهوار و کمالگرایانه دوری کن
اگر نمیتوانی یکی از بزرگترین دانشمندان جهان اسلام باشی، طالب علم باش.
اگر نمیتوانی بر جهان اسلام اثر بگذاری، بر محیط اطراف خود اثر بگذار.
اگر نمیتوانی بزرگترین دستاورد را به دست آوری، همان چیزی را که در توانت هست انجام بده.
کمال را شرط کار قرار نده. تو در مسابقه با هیچکس نیستی و لازم نیست «غول درونت» را بیرون بیاوری!
♦️ لطفاً کنار نکش!
در صحیح بخاری آمده است:
روزی رسول خدا ﷺ نشسته بود که سه نفر آمدند. یکی از آنها در حلقه جایی خالی پیدا کرد و همانجا نشست. دیگری پشت سر مردم نشست و نفر سوم برگشت و رفت.
رسول خدا ﷺ فرمود:
«آیا شما را از سرگذشت این سه نفر آگاه کنم؟
نفر اول به سوی خدا پناه آورد، پس خدا نیز او را پناه داد.
نفر دوم شرم کرد، پس خدا نیز از او شرم کرد.
اما نفر سوم روی گرداند، پس خدا نیز از او روی گرداند.»
نفر اول، وقتی در صف جای خالی دید، وارد آن شد و آن جای خالی را پر کرد.
نفر دوم جایگاه مشخصی پیدا نکرد، اما همچنان ماند و در چارچوب عمومی دین فعالیت کرد.
اما نفر سوم وقتی جایگاهی پیدا نکرد، روی گرداند و رفت.
پس نفر اول باش؛ و اگر جایگاه مشخصی پیدا نکردی، نفر دوم باش؛ اما نفر سوم نباش که چون جایگاه خاصی پیدا نکردی، فعالیت دینی را رها کنی.
به یاد داشته باش که تو بندهٔ خدا هستی و به اندازهٔ توان و ظرفیتت باید در یکی از عرصههای خدمت به اسلام حضور داشته باشی.
دین، یک شغل اداری نیست که اگر در آن موفق نشدیم، استعفا بدهیم و به زندگی دنیا برگردیم.
رها کردن خدمت دینی به این دلیل، به معنای کاستن از بندگی انسان و پایین آمدن از مراتب بالاتر ایمان است.
مسئلهٔ سوم: جایگاه خود را پیدا کردم؛ حالا چه کنم؟
وقتی جایگاه مناسب خود را پیدا کردی، دو کار لازم است:
۱. استقرار و استمرار
اگر خداوند تو را به جایگاه مناسبت هدایت کرد و پس از مشورت، استخاره، صداقت، علاقه، استعداد، توانایی و راهنمایی، آن را انتخاب کردی، در آن مستقر شو، ادامه بده، ثابت قدم باش و بمان.
با اولین سختیها جایگاهت را ترک نکن:
- مشکلات مالی،
- شرایط نامناسب امنیتی،
- رقیبان و مخالفان،
- یا کسانی که آرامش فعالیتت را برهم میزنند.
از جایگاهت جدا نشو؛ صبر و استقامت داشته باش.
شیخالاسلام ابن تیمیه نکتهٔ جالبی دربارهٔ استمرار در کارهای دینی بیان کرده است. برخی کارها ممکن است در ابتدا مستحب و اختیاری باشند، اما وقتی انسان وارد آنها شد، ادامه دادنشان بر او لازم میشود.
برای مثال، کسی که به صورت داوطلبانه وارد جهاد شده است، وقتی وارد میدان نبرد شد، دیگر نمیتواند فرار کند.
همچنین کسی که نماز نافله را شروع کرده است، نمیتواند صرفاً به این دلیل که نافله بوده، آن را نیمهکاره رها کند.
حج و عمره نیز نمونهای دیگر است:
﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾
«حج و عمره را برای خدا به پایان برسانید.»
یعنی شروع کردن برخی عبادتها، انسان را به کامل کردن آنها متعهد میکند.
۲. ساختن و رشد کردن
ممکن است سالها در یک جایگاه باقی بمانی، اما در آن رشد نکنی.
در حالی که قانون زندگی این است که انسان تا زمانی که در یک عرصه فعالیت میکند، باید خودش و عملکردش را ارتقا دهد و به وضعیت فعلی راضی نباشد.
رشد در جایگاه خدمت، سه بُعد دارد:
▪️ رشد ایمانی
کسی که برای اسلام فعالیت میکند، نیاز دارد دائماً ایمان خود را تقویت کند؛ زیرا رشد ایمانی مستقیماً بر عملکرد او در جایگاه خدمتش تأثیر میگذارد.
اگر این رشد وجود نداشته باشد، فعالیت دینی نیز ممکن است به یک وظیفهٔ خشک و اداری تبدیل شود.
▪️ رشد علمی
باید دانش لازم برای جایگاه خود را یاد بگیری.
منظور فقط علوم شرعی نیست؛ هر دانشی که با عرصهٔ فعالیت تو ارتباط دارد و به بهتر شدن عملکردت کمک میکند، باید آموخته شود.
▪️ شناخت واقعیت
باید شرایط و واقعیتهای روزِ مربوط به عرصهٔ فعالیت خود را بشناسی تا بتوانی تحلیل درستی داشته باشی و اثر مطلوبی ایجاد کنی.
در این زمینه نیز همکاری با افراد متخصص اهمیت زیادی دارد.
برخی مشکلات دیگر در انتخاب جایگاه
- پراکنده شدن میان چندین عرصه؛
- شیفته شدن نسبت به جایگاههای دیگر؛
- ضعف اراده و احساس ناتوانی و اینکه «من برای هیچ کاری مناسب نیستم»؛
- تمرکز افراطی بر یک جایگاه و فراموش کردن دیگر عرصهها؛
- فعالیت همزمان در چندین عرصه، بدون اینکه در هیچکدام تولید و اثرگذاری واقعی داشته باشی.
سخن پایانی
روشمندی بهتر از بیبرنامگی است؛ اما بیبرنامگی از رها کردن کار و متوقف شدن بهتر است.
خداوند را بر این توفیق سپاس میگوییم.

نظرات