تأملی دربارهی سرمایههای ایمانی، اخلاقی و مدنی جماعت دعوت و اصلاح
مدتی است به وضعیت امروز جماعت و مسیری که پشت سر گذاشتهایم فکر میکنم. به گذشته، به تجربهها و به ارزشهایی که روزی نیروی حرکت ما بودند: باور، اخلاص، شجاعت، ایثار و احساس مسئولیتی که بسیاری از ما را به میدان خدمت و مشارکت کشاند.
امروز این پرسش برایم جدی است: چگونه میتوانیم از مرحله حفظ موجودیت عبور کنیم و دوباره به پویایی و اثرگذاری برسیم؟
به نظرم، پاسخ را باید هم در شناخت واقعیتهای امروز جستوجو کرد و هم در بازگشت به ریشههای فکری و اخلاقی خودمان. باید هم محیط را بشناسیم و هم عملکرد خودمان را صادقانه بررسی کنیم. من معتقدم دو اصل در این مسیر جایگاهی اساسی دارند: اخلاص در نیت و باور به هدف. اخلاص به کار ما معنا میدهد و باور، امید و اراده حرکت را در روزهای دشوار زنده نگه میدارد.
اخلاص؛ ریشه خدمت و سلامت کار جمعی
قرآن کریم میفرماید:
«وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ»
«فرمان نیافته بودند جز اینکه خدا را با اخلاص بندگی کنند.» (سوره بینه، آیه ۵)
«قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»
«بگو: نماز و عبادت من و زندگی و مرگ من، همه برای خدا، پروردگار جهانیان است.» (سوره انعام، آیه ۱۶۲)
پیامبر اکرم ﷺ نیز فرمودهاند:
«إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ»
«ارزش اعمال به نیتهاست.» (صحیح بخاری و صحیح مسلم)
«إِنَّ اللَّهَ لَا يَنْظُرُ إِلَى صُوَرِكُمْ وَأَمْوَالِكُمْ، وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ وَأَعْمَالِكُمْ»
«خداوند به صورتها و اموال شما نمینگرد، بلکه به دلها و کردار شما مینگرد.» (صحیح مسلم)
این اصل برای من تنها یک توصیه فردی نیست. در کار جمعی نیز باید از خودمان بپرسیم: چرا مسئولیت میپذیریم؟ چرا وقت میگذاریم؟ آیا هدفمان خدمت و تحقق آرمانهای مشترک است، یا گاهی جایگاه، شهرت و اثبات خودمان نیز در تصمیمهایمان نقش پیدا میکند؟
اخلاص یعنی مسئولیت را امانت بدانیم، نه امتیاز. یعنی اگر کاری به نام جمع انجام میشود، از موفقیت آن خوشحال شویم، حتی اگر نام ما در میان نباشد. یعنی رقابت را فرصتی برای بهتر کار کردن بدانیم، نه وسیلهای برای کنار زدن دیگران. قرآن، زبان حال خدمتگزاران مخلص را چنین توصیف میکند:
«إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا»
«ما فقط برای رضای خدا به شما غذا میدهیم؛ نه از شما پاداشی میخواهیم و نه سپاسی.» (سوره انسان، آیه ۹)
و در حدیث آمده است که یکی از هفت گروهی که در روز قیامت زیر سایه الهیاند، کسی است که:
«تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَأَخْفَاهَا حَتَّى لَا تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا تُنْفِقُ يَمِينُهُ»
«صدقهای دهد و چنان پنهان کند که دست چپش نداند دست راستش چه انفاق کرد.» (صحیح بخاری و صحیح مسلم)
کاری که برای خدا انجام شود، به دیدهشدن نیاز ندارد و با نادیدهماندن هم کم نمیشود. همین است رمز پایداری خدمت.
البته نباید درباره نیت دیگران بهسادگی داوری کنیم. هرکدام از ما باید از خودمان آغاز کنیم. اخلاص را نمیتوان با ادعا سنجید؛ آثار آن باید در رفتار ما دیده شود: در امانتداری، انصاف، وفای به عهد، پذیرش نقد و آمادگی برای خدمت. پرسش مهم امروز ما این است: چگونه فرهنگ خدمت بیچشمداشت را دوباره تقویت کنیم؟ فرهنگی که در آن، اصل بر انجام درست کار باشد، نه بر دیدهشدن افراد.
باور؛ نیروی حرکت در روزهای دشوار
در کنار اخلاص، به باور نیاز داریم: باور به خدا، به ارزش هدف، به امکان اصلاح و به اینکه تلاش درست، حتی اگر نتیجه آن فوری نباشد، بیثمر نیست.
قرآن کریم میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»
«خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمیدهد تا آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.» (سوره رعد، آیه ۱۱)
این آیه مسئولیتی روشن را یادآوری میکند: تغییر را نباید فقط از بیرون انتظار بکشیم. اگر مشارکت کاهش یافته، باید راه مشارکت را بازتر کنیم. اگر اعتماد آسیب دیده، باید برای بازسازی آن تلاش کنیم. اگر روشهای گذشته دیگر پاسخگو نیستند، باید شجاعت بازنگری داشته باشیم.
باور واقعی به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست؛ یعنی مشکلات را ببینیم، اما تسلیم نشویم. و قرآن به مؤمنان روحیه میدهد:
«وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ»
«سست نشوید و اندوهگین مباشید؛ و اگر مؤمن باشید، شما برترید.» (سوره آلعمران، آیه ۱۳۹)
«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»
«همانا با هر دشواری آسانی است؛ بیگمان با هر دشواری آسانی است.» (سوره شرح، آیات ۵ و ۶)
«وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»
«و هر که بر خدا توکل کند، خدا او را بس است.» (سوره طلاق، آیه ۳)
اما توکل به معنای نشستن و انتظار کشیدن نیست. پیامبر اکرم ﷺ فرمودهاند:
«الْمُؤْمِنُ الْقَوِيُّ خَيْرٌ وَأَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِ الضَّعِيفِ، وَفِي كُلٍّ خَيْرٌ. احْرِصْ عَلَى مَا يَنْفَعُكَ وَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ وَلَا تَعْجَزْ»
«مؤمن توانمند نزد خدا بهتر و محبوبتر از مؤمن ناتوان است، و در هر دو خیر است. بر آنچه برایت سودمند است حریص باش، از خدا یاری بخواه و درمانده مباش.» (صحیح مسلم)
باور یعنی هم یاری خواستن از خدا و هم تلاش با تمام توان. و نیز فرمودهاند:
«إِنْ قَامَتِ السَّاعَةُ وَفِي يَدِ أَحَدِكُمْ فَسِيلَةٌ، فَإِنِ اسْتَطَاعَ أَنْ لَا تَقُومَ حَتَّى يَغْرِسَهَا فَلْيَغْرِسْهَا»
«اگر قیامت برپا شود و در دست یکی از شما نهالی باشد، اگر میتواند پیش از برپایی قیامت آن را بکارد، بکارد.» (مسند احمد)
اگر در آخرین لحظهها هم کاشتن نهال ارزش دارد، ما که فرصت و سرمایه و نیرو داریم، چگونه میتوانیم بگوییم دیگر کاری از ما برنمیآید؟
یکی از خطرهای دوران رکود این است که کمتحرکی به عادت تبدیل شود. ابتدا از دشواری شرایط سخن میگوییم، بعد از کمبود امکانات، و سرانجام به این نتیجه میرسیم که کاری از ما برنمیآید. باور باید نیروی آغاز دوباره را در ما زنده کند، باوری که به برنامه، اقدام و پایداری منجر شود:
«فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ»
«پس همانگونه که مأمور شدهای، استقامت کن.» (سوره هود، آیه ۱۱۲)
«أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ أَدْوَمُهَا وَإِنْ قَلَّ»
«محبوبترین کارها نزد خدا پایدارترین آنهاست، هرچند اندک باشد.» (صحیح بخاری و صحیح مسلم)
استقامت یعنی در مسیر درست پایدار بمانیم؛ نه اینکه هر روش قدیمی را برای همیشه حفظ کنیم، بلکه به اصول پایبند باشیم و در شیوههای اجرا، متناسب با شرایط، بازنگری کنیم. و برای شروع، لازم نیست کار بزرگ آغاز کنیم؛ گام کوچک و پیوسته از کار بزرگ و ناپایدار ارزشمندتر است. خداوند نیز فرموده است:
«وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»
«و بگو: عمل کنید؛ که خدا و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید.» (سوره توبه، آیه ۱۰۵)
سرمایههایی که نباید نادیده بگیریم
با همه نقدهایی که به وضعیت امروز دارم، معتقدم نباید نقاط قوت جماعت را فراموش کنیم. این مجموعه از دبیرکل، شورای مرکزی و هیئتهای اجرایی در شهرهای محل فعالیت برخوردار است و اساسنامه و مرامنامهاش چارچوبی برای اهداف، مسئولیتها و شیوه فعالیت فراهم میکنند. مهمتر از این ساختارها، رویکردی است که بر ارزشهای معنوی، اخلاقی، دموکراتیک و مشارکتجویانه تأکید دارد؛ ظرفیتی که میتواند زمینهساز فعالیتی مدرن، پویا، فراگیر و متناسب با نیازهای جامعه باشد.
جماعت ما همچنین سابقهای ارزشمند در خدمت و مشارکت دارد: تلاشهای گذشته، تجربههای اندوختهشده و افرادی که هنوز دغدغه خدمت دارند. فعالیتهای مدنی و خیریه نیز بخشی مهم از این میراث است؛ کمک به نیازمندان و کاستن از رنج انسانها خدمتی شریف و ضروری است و باید آن را حفظ و تقویت کنیم.
اما داشتن ساختار، اساسنامه و مرامنامه ضروری است، نه کافی. ارزش این امکانات زمانی روشن میشود که در تصمیمگیری، مشارکت اعضا، تقسیم مسئولیت، پاسخگویی و ارزیابی عملکرد دیده شوند. اخلاص، ساختار را از تبدیل شدن به میدان رقابت بر سر موقعیت دور میکند و باور، انگیزه میدهد تا از ظرفیتهای موجود برای پیشرفت استفاده کنیم.
فشارهای بیرونی و ضرورت بازنگری درونی
تشکلهای مدنی در خلأ فعالیت نمیکنند. فشارهای آشکار و پنهان، محدودیت امکانات، تغییرات اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی بر مشارکت و توان فعالیت آنها اثر میگذارد. اینکه تشکل ما با وجود چنین دشواریهایی موجودیت خود را حفظ کرده، ارزشمند است و نباید همه مسئولیتها را متوجه افراد و مدیران دانست.
اما حفظ موجودیت با برخورداری از پویایی یکسان نیست. مجموعهای ممکن است همچنان ساختار و جلسه و بخشی از فعالیتهایش را داشته باشد، اما بهتدریج از قدرت ابتکار، جذب نیرو و اثرگذاری آن کاسته شود. در اینجا باید هم منصف بود تا سهم شرایط بیرونی را دید و هم شجاع بود تا از بررسی کاستیهای درونی نترسید.
پیامبر ﷺ فرمودهاند:
«الدِّينُ النَّصِيحَةُ»
«دین، خیرخواهی است.» (صحیح مسلم)
نقدی که از خیرخواهی برخیزد، وسیله تخریب نیست؛ وسیله اصلاح است، و اخلاص همین نگاه را به ما میآموزد. قرآن نیز درباره فاصله میان گفتار و کردار هشدار میدهد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، چرا چیزی میگویید که انجام نمیدهید؟» (سوره صف، آیه ۲)
اگر از مشارکت سخن میگوییم، باید فرصت واقعی مشارکت فراهم کنیم. اگر از اعتماد حرف میزنیم، باید شفاف و پاسخگو باشیم. اگر از وحدت و اخوت میگوییم، باید اختلافها را مسئولانه مدیریت کنیم.
اخوت، اعتماد و تحمل اختلاف
یکی از سرمایههای مهم هر تشکل، کیفیت رابطه میان اعضای آن است. اختلاف نظر طبیعی است و حتی میتواند به تصمیمهای بهتر منجر شود؛ مسئله این است که چگونه با آن برخورد میکنیم.
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»
«مؤمنان با یکدیگر برادرند؛ پس میان برادران خود اصلاح کنید.» (سوره حجرات، آیه ۱۰)
«وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»
«و با یکدیگر نزاع نکنید که سست میشوید و توانتان از میان میرود؛ و شکیبایی ورزید که خدا با شکیبایان است.» (سوره انفال، آیه ۴۶)
پیامبر اکرم ﷺ نیز فرمودهاند:
«الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا»
«مؤمن نسبت به مؤمن، مانند ساختمانی است که اجزای آن یکدیگر را استحکام میبخشند.» (صحیح بخاری و صحیح مسلم)
«وَاللَّهُ فِي عَوْنِ الْعَبْدِ مَا كَانَ الْعَبْدُ فِي عَوْنِ أَخِيهِ»
«خداوند تا زمانی که بنده در یاری برادرش باشد، یاور اوست.» (صحیح مسلم)
هیچ تشکلی با تضعیف اعضای خود قدرتمند نمیشود. رقابت سالم، نقد محترمانه و میدان دادن به افراد شایسته، مجموعه را قویتر میکند. باید بتوانیم با حفظ اصول، درباره روشها گفتوگو کنیم؛ نقد کنیم، اما حرمت افراد را نگه داریم؛ از تصمیم درست حمایت کنیم، حتی اگر پیشنهاددهنده آن دیگری باشد. اعتماد با شعار ایجاد نمیشود؛ با رفتار منصفانه، وفای به عهد و پاسخگویی شکل میگیرد. ارتباط میان دبیرکل، شورای مرکزی و هیئتهای اجرایی شهرها نیز اهمیت ویژهای دارد: مسئولیتها باید روشن باشند، تجربهها منتقل شوند و اعضا احساس کنند صدایشان شنیده میشود.
از فعالیت خیریه تا مشارکت گستردهتر اجتماعی
فعالیتهای مدنی،خیریه و عام المنفعه باید حفظ و تقویت شوند؛ اما نباید لزوماً تمام ظرفیت تشکل را در بر بگیرند. قرآن، دامنه نیکوکاری را فراتر از کمک مالی میداند:
«وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ»
«و در نیکی و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید.» (سوره مائده، آیه ۲)
یک تشکل مدنی میتواند در کنار خدمت، به ارتقای آگاهی عمومی، آموزش مسئولیت اجتماعی، تقویت فرهنگ گفتوگو، پرورش نیروهای جوان و گسترش مشارکت مردم نیز بیشتر و بهترتوجه کند. این گسترش نباید به پراکندگی و فرسودگی بینجامد؛ بهتر است از برنامههای محدود و قابل ارزیابی آغاز کنیم و بهتدریج ظرفیت خود را افزایش دهیم.
توجه به مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه نیز به معنای تبدیل شدن تشکل به حزب سیاسی نیست. یک تشکل مدنی میتواند درباره مشارکت عمومی، عدالت، اعتماد، پاسخگویی و رابطه میان جامعه و نهادهای مسئول تحلیل داشته باشد و هویت و مأموریت مدنی خود را حفظ کند. باور به مسئولیت اجتماعی ما را از بیتفاوتی دور میکند و اخلاص کمک میکند آن را برای منفعت عمومی بپذیریم، نه برای کسب موقعیت.

از ارزشها تا برنامه عملی
اگر بخواهیم از حفظ موجودیت به پویایی برسیم، باید از چند اقدام روشن آغاز کنیم:
نخست، وضعیت امروز را صادقانه بررسی کنیم؛ نه گذشته را بیش از اندازه آرمانی کنیم و نه اکنون را یکسره تیره ببینیم.
دوم، یک یا دو اولویت مشخص انتخاب کنیم. بهتر است کاری محدود را درست انجام دهیم تا اینکه برنامههای فراوانی داشته باشیم که به نتیجه نمیرسند.
سوم، مسئولیتها را روشن کنیم. هر برنامه باید مسئول مشخص، زمانبندی و معیار ارزیابی داشته باشد.
چهارم، ارتباط میان مرکز و شهرها را تقویت کنیم تا تجربهها منتقل شوند و اعضای فعال احساس تنهایی نکنند.
پنجم، فضای نقد و گفتوگوی سالم را گسترش دهیم تا اختلاف نظر به کینه و بیاعتمادی تبدیل نشود.
ششم، به نیروهای جوان میدان بدهیم. انتقال تجربه و فراهم کردن فرصت مسئولیتپذیری برای آینده تشکل ضروری است.
هفتم، نتایج را ارزیابی کنیم. صرف برگزاری جلسه و اجرای برنامه کافی نیست؛ باید ببینیم چه تغییری ایجاد شده و چه چیزی نیاز به اصلاح دارد.
برای این کار میتوان یک برنامه ششماهه در نظر گرفت: ماه نخست برای شناخت وضعیت، ماه دوم برای تعیین اولویتها، ماههای سوم و چهارم برای اجرا، ماه پنجم برای ارزیابی و ماه ششم برای تصمیمگیری درباره ادامه مسیر. در تمام این مراحل، اخلاص باید مانع خودمحوری و باور مانع ناامیدی شود.
سخن پایانی؛ حفظ ریشهها و نوسازی روشها
من همچنان به ظرفیتهای این تشکل باور دارم. اما هیچ سرمایهای بهخودیخود آینده را تضمین نمیکند؛ باید آن را شناخت، حفظ کرد و به کار گرفت. گذشته میتواند چراغ راه باشد، اما جای تصمیم و اقدام امروز را نمیگیرد.
نباید انتظار داشته باشیم همه مشکلات یکباره برطرف شوند. اما نباید اجازه دهیم دشواریها بهانه توقف شوند. میتوانیم از خودمان آغاز کنیم، اعتماد را با رفتار درست بازسازی کنیم، از اختلافها یاد بگیریم و از تجربه گذشته برای ساختن آینده بهره ببریم. خداوند به ما وعده داده است که اگر در راه درست بکوشیم، تنهایمان نمیگذارد؛ و پیامبر ﷺ به ما آموخته که حتی نهالی در آخرین لحظه کاشتنی است.
برای من، پرسش اصلی این نیست که چرا روزگاری پویاتر بودیم؛ پرسش این است که امروز برای زنده کردن دوباره آن روحیه چه میکنیم. آیا هنوز با اخلاص برای هدف مشترک تلاش میکنیم؟ آیا هنوز به امکان اصلاح باور داریم؟ آیا آمادهایم مسئولیت سهم خود را بپذیریم و باورمان را به عمل تبدیل کنیم؟
اگر پاسخ ما به این پرسشها صادقانه و همراه با اقدام باشد، میتوان امیدوار بود که از مرحله حفظ موجودیت عبور کنیم و به مرحلهای تازه از پویایی، مشارکت و اثرگذاری برسیم. باید بهترین ارزشهای گذشته را حفظ کنیم، روشهای امروز را اصلاح کنیم و با اخلاص در نیت، باور به هدف و مسئولیت در عمل، آینده را بسازیم.

نظرات