بررسی رابطه‌ی اسلام، آئین ایزدی (یزیدی) و مسئله‌ی تکفیر نیازمند واکاوی در چند لایه‌ی تاریخی، عقیدتی، فقهی و سیاسی-اجتماعی است. برخلاف مواجهه‌ی فقها با فرقه‌های درون‌دینی (مانند معتزله یا خوارج)، مواجهه با آئین ایزدی پیچیدگی‌های مضاعفی دارد، زیرا ایزدی‌گری ساختار دینی کاملاً مستقل، باطنی و آمیخته با نمادهای کهن بین‌النهرین و ایران باستان دارد.[1]

۱. آئین ایزدی چیست و ریشه‌های آن کدامند؟ [2]

برای فهم علل تکفیر یا ارتداد خواندن ایزدیان، ابتدا باید ماهیت این آئین را شناخت:

ریشه‌ها و ساختار: آئین ایزدی نظام دینی باطنی و غیرتبشیری است که عمدتاً میان بخشی از مردم کردزبان عراق (به‌ویژه منطقه سنجار و شیخان) رواج دارد.[3]

·         تأثیرپذیری و تلفیق (Syncretism): این آئین تلفیقی از باورهای کهن ایرانی (مهرپرستی و زرتشتی)، اساطیر بین‌النهرین، عناصر حادّ تصوف اسلامی و میتراگرایی است.

·         پیوند با «طریقت عدویه»: در قرن ششم هجری، صوفی نامدار «شیخ عدی بن مسافر اموی» در جبال هکاری مسکن گزید. پیروان او (طریقت عدویه) به‌تدریج با حفظ برخی شعائر اسلامی، با باورهای بومی و باطنی منطقه ترکیب شدند و آئین ایزدیِ متأخر را شکل دادند.

·         جایگاه «ملک طاووس»: ایزدیان به خدای یگانه (یزدان) باور دارند اما اداره‌ی جهان را به هفت فرشته واگذار شده می‌دانند که سرآمد آنان «طاووس ملک» (ملک طاووس) است.

۲. مسئله‌ی «تکفیر» و «کفر» خواندن ایزدیان؛ زمینه‌ها و سوءتفاهم‌ها[4]

در ادبیات اسلامی و تاریخ فقه، برخورد با ایزدیان بر دو پایه‌ی اصلی استوار بوده است: اتهام «شیطان‌پرستی» و اتهام «ارتداد از اسلام».

۱) اتهام نادرستِ «شیطان‌پرستی»[5]

بزرگ‌ترین سوءتفاهم تاریخ علیه ایزدیان، همسان‌انگاری «ملک طاووس» با «ابلیس (شیطان)» در سنت ابراهیمی است:

·         در روایت ایزدی، ملک طاووس نخستین فرشته‌ای بود که از دستور خدا برای سجده بر انسان (آدم) سرپیچی کرد؛ اما برخلاف روایت ابراهیمی که این سرپیچی را ناشی از کبر و رانده شدن می‌داند، در باور ایزدی این سرپیچی نشان‌دهنده‌ی توحیدِ محض و وفاداری مطلق او به خدا بود (چون جز خدا به کسی سجده نکرد). از این‌رو خدا او را بخشید و به مقام سرپرستی فرشتگان برگزید.

·         مسلمانی که از بیرون به این قصه نگریستند، او را همان «ابلیس مطرود» تلقی کرده و ایزدیان را به غلط «پیروان شیطان» یا «شیطان‌پرست» نامیدند؛ اتهامی که بستر شرعیِ تکفیر و کشتار آنان را در طول تاریخ فراهم ساخت.

۲) اتهام «ارتداد» (خروج از اسلام)

از آنجا که شیخ عدی بن مسافر و برخی بزرگان نخستین این آئین، پیشینه‌ی صوفیانه و اسلامی داشتند، برخی فقهای اهل‌سنت و عثمانی در طول تاریخ، ایزدیان را نه یک «اقلیت دینی مستقل»، بلکه «مسلمانانِ مرتدشده» قلمداد کردند. مطابق فقه سنتی، احکام مرتد بسیار سخت‌گیرانه‌تر از «کافر اصلی» (یا اهل کتاب) است؛ زیرا مرتد شامل حقوق ذمه (مانند جزیه و امنیت) نمی‌شد.

۳. سیر تاریخی برخوردها و فتاوای تکفیری

ایزدیان در حافظه‌ی جمعی خود از ۷۲ یا ۷۳ فرموده (فرمان/کشتار جمعی) در طول تاریخ یاد می‌کنند:

1.       دوران دولت عثمانی و امارت‌های محلی: در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی، والیان عثمانی (مانند عمر وهبی پاشا) و برخی میرهای محلی به استناد فتاوای برخی فقهای وقت، حملات سهمگینی علیه ایزدیان سنجار و شیخان راه انداختند تا آنان را مجبور به پذیرش اسلام کنند یا سرکوب نمایند.

2.      فتاوای ابن‌تیمیه و جریان‌های سلفی: ابن‌تیمیه در «رسالة فی الفرمان» و پاسخ به پرسش‌ها درباره‌ی پیروان شیخ عدی، افکار غالیانه و انحرافات عقیدتی آنان را به‌شدت نقد کرد. اگرچه او بیشتر بر نقد تصوف افراطی آنان تمرکز داشت، اما آراء او بعدها توسط جریان‌های سلفی برای کفرآمیز خواندن کل آئین ایزدی مورد استفاده قرار گرفت.

در اندیشه‌ی ابن‌تیمیه و به‌تبع آن در خوانش جریان‌های سلفی-جهادی، وضعیت «پیروان شیخ عدی بن مسافر» (که بعدها شاکله‌ی اصلی آیین ایزدی یا ایزدی‌گری را تشکیل دادند) از چند زاویه‌ی تاریخی، عقیدتی و فقهی مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد:

۱. ابن‌تیمیه و «رسالة فی الفرمان» (الرسالة الأدیّة)

ابن‌تیمیه در «رسالة فی الفرمان» (که به الرسالة إلى پیروان شیخ عدی بن مسافر نیز معروف است) و همچنین در بخش‌هایی از مجموع الفتاوى، مستقیم به وضعیت شیخ عدی و مریدان او پرداخت:

احترام اولیه به شیخ عدی بن مسافر: ابن‌تیمیه شیخ عدی بن مسافر (متوفای ۵۵۷ هـ) را زاهدی صالح، سنّی و پیرو مذهب حنبلی می‌دانست که در زمان خود بر سنّت و تقوا بود. نقد ابن‌تیمیه متوجه خود شیخ عدی نیست، بلکه متوجه غلوّ و انحرافاتی است که پس از مرگ او توسط مریدان و جانشینانش (به‌ویژه شیخ حسن بن عدی) در منطقه‌ی هکاری ایجاد شد.

·         نقد غلو در شخصیت و غلو در تصوف: ابن‌تیمیه در این رساله به‌شدت بر پیروان شیخ عدی خرده می‌گیرد که او را تا حد شفیع مطلق یا موجودی فوق‌بشری بالا برده‌اند. او مفاهیمی چون «محبت بی‌قید و شرط به شیخ» و ترجیح دادن اقوال شیخ بر نصّ قرآن و سنت را شرک و بدعت می‌داند.

·         مسأله‌ی حلول و اتحاد: او غالیان این گروه را متهم می‌ساخت که به نظریات حلول (حلول خداوند یا روح الهی در شیوخ) و اتحاد متمایل شده‌اند و از سنّت اهل‌سنت و جماعت فاصله گرفته‌اند.

۲. چگونگی بازتولید و بسط آراء ابن‌تیمیه توسط جریان‌های سلفی تکفیری

اگرچه متن خود ابن‌تیمیه بیشتر جنبه‌ی نقد کلامی، انحراف‌شناسی تصوف و بدعت‌زدایی داشت، اما جریان‌های سلفی معاصر (به‌ویژه جریان‌های تکفیری و جهادی) آراء او را در مجاری عملی و فقهی متفاوتی بسط دادند:

الف) انتقال از «نقد بدعت» به «حکم تکفیر مطلق»

ابن‌تیمیه در زمان خود، پیروان شیخ عدی را فرقت یا طائفه‌ای منحرف‌شده از اسلام (بدعت‌گذار) می‌دید. اما سلفیان معاصر با توجه به تحولات تاریخی آئین ایزدی (که طی سده‌های بعد با عناصر مژوسیت، زرتشتی، میترایی و عرفان مانوی آمیخته شد و کاملاً از اسلام فاصله‌گرفت)، ایزدیان را نه‌تنها بدعت‌گذار در اسلام، بلکه «مرتد از اصل اسلام» یا «مشرک اصلی» طبقه‌بندی کردند.

ب) طبقه‌بندی شرعی و نفی صفاتی چون «اهل کتاب» یا «اهل ذمه»

جریان‌های سلفی سخت‌گیر (مانند داعش):

عدم انطباق با اهل کتاب: آنان ایزدیان را واجد شرایط اهل کتاب (مانند مسیحیان و یهودیان) نمی‌دانستند، زیرا هیچ کتاب آسمانی شناخته‌شده‌ای از نظر ادبیات اسلامی ندارند.

1.       برچسب «شیطان‌پرستی»: بر اساس تلقی رایج در ادبیات سلفی، نیایش «طاووس ملک» به عنوان پرستش ابلیس (شیطان) تعبیر شد؛ موضوعی که از نظر آنان شدیدترین شکل شرک و ابلیس‌پرستی تلقی می‌شد.

ج) پیامدهای فقهی در قبال نفوس و اموال

این خوانش افراطی و متصلّب، مبنای رفتارهای میدانی جریان‌های سلفی-جهادی علیه ایزدیان (به‌ویژه در وقایع سنجار/شنگال در سال ۲۰۱۴) قرار گرفت:

·         نفی عقد ذمه و امان: از نظر آنان، مشرک غیر کتابی یا مرتد، مشمول عقد ذمه و دادن جزیه نمی‌شود.

·         رواداری در کشتار و اسارت: با استنادِ مستقیم (و دستکاری‌شده) به احکام فقهای متقدم درباره‌ی مرتدان و مشرکان غیر کتابی، احکام شنیعی مانند جواز قتل مردان، مصادره‌ی اموال و به اسارت گرفتن زنان و کودکان (سبایا) را بازتولید و اجرا کردند.

۳. جمع‌بندی و نقد روش‌شناختی

محور

موقف ابن‌تیمیه

برداشت/بسط جریان‌های سلفی معاصر

طبیعت گروه

صوفیان غالی و انحراف‌یافته از سنّت اسلامی

یک آیین کاملاً غیراسلامی، مشرکانه و شیطان‌پرستانه

نگاه به شیخ عدی

عالمی صالح که مریدانش دچار غلو شدند

نادیده گرفتن شخصیت تاریخی شیخ عدی و تکفیر کلیت پیروان

رویکرد اساسی

اصلاح عقیده، اصلاح بدعت‌ها و دعوت به کتاب و سنت

تکفیر خونی، نفی امان، و اعمال احکام حرب و اسارت

جریان‌های سلفی معاصر با اخذ چارچوب «شرک‌زدایی و نقد غلو» از ابن‌تیمیه و ترکیب آن با تحولات بعدی ایزدی‌گری، نقد متکلمانه‌ی سده‌ی هشتم هجری را به منطق فقهی برای حذف فیزیکی و خشونت ساختاری در سده‌ی بیست‌ویک تبدیل کردند؛ امری که با استقبال اکثر علمای جهان اسلام (اعم از سنتی، نوگرایان و حتی بخش قابل توجهی از علمای اهل سنت) مواجه نشد و مکرراً محکوم گردید.

۴. اوج خشونت تکفیری معاصر: فاجعه‌ی نسل‌کشی ۲۰۱۴ (داعش)

سیاه‌ترین فصل مسئله‌ی تکفیر ایزدیان در قرن بیست‌ویکم توسط گروه تروریستی داعش (ISIL/ISIS) رقم خورد:

·         مبنای ایدئولوژیک داعش: داعش با مبانی سلفی-تکفیریِ بازسازی‌شده، ایزدیان را نه «اهل کتاب» (دارای حق پرداخت جزیه و حفظ دین) می‌دانست و نه «کفار اصلی»، بلکه آنان را «مشرکانِ خوار از اصل» و «شیطان‌پرست» تعریف کرد.

·         اقدامات عملی (فاجعه سنجار - ۲۰۱۴):

o        قتل‌عام هزاران مرد و پیرمرد ایزدی.

o        به بردگی کشیدن، فروش و تجاوز به هزاران زن و دختر ایزدی (تحت عنوان «سبایا» یا غنایم جنگی).

o        تغییر اجباری دین کودکان ایزدی.

o        نابودی معابد و آثار زیارتی آنان در سنجار و لالش.

این فاجعه بعداً از سوی سازمان ملل متحد و پارلمان‌های متعدد بین‌المللی رسماً به عنوان «نسل‌کشی» (Genocide) شناخته شد.

۵. موضع عالمان دینی و مراجع معاصر اسلام در برابر تکفیر ایزدیان

در پاسخ به جنایات تکفیری‌ها، بدنه‌ی اصلی و جامعِ علمای جهان اسلام (اعم از اهل‌سنت و شیعه) رفتارهای تکفیری علیه ایزدیان را محکوم کردند:

1.       موضع نهاد نهادهای اهل سنت (از جمله الازهر):

o        علمای الازهر و نهادهای عالی افتا در جهان اسلام صریحاً اعلام کردند که خشونت، کشتار و به بردگی کشیدن ایزدیان هیچ مشروعیت شرعی ندارد و افعال داعش خروج از اخلاق و شریعت اسلامی است.

o        «نامه سرگشاده بیش از ۱۲۰ عالم برجسته جهان اسلام به ابوبکر بغدادی» (۲۰۱۴): در این نامه مفصل، عالمان دینی با استناد به متون فقهی و قرآنی، قتل‌عام ایزدیان و سلب حقوق انسانی آنان را جنایت و حرام قطعی دانستند.

پاسخ جامع علمای جهان اسلام به جنایات داعش علیه ایزدیان، در قالب بیانیه‌ها، فتاوای رسمی و بیانیه‌های سرگشاده‌ی تحلیلی صادر شد. شاخص‌ترین و مستندترین سند در این زمینه، «الرسالة المفتوحة إلی إبراهیم عواد البدری الملقب بـ "أبی بکر البغدادی"» (نامه‌ی سرگشاده به ابوبکر البغدادی) است که در ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴ (۲۴ ذوالقعده ۱۴۳۵ هـ) با امضای بیش از ۱۲۶ تن از برجسته‌ترین مفتیان، شیوخ الازهر و مدرسان علوم دینی جهان اسلام منتشر شد.

۱. مشخصات و امضاکنندگان اصلی سند

این سند با نظارت «مؤسسه آل‌البیت برای اندیشه اسلامی» در عمان تنظیم شد و چهره‌های کلیدی زیر آن را امضا کردند:

·         شیخ شوقی علام (مفتی اعظم وقت مصر)

·         دکتر علی جمعة (مفتی سابق مصر و عضو هیئت کبار العلماء الازهر)

·         شیخ حمزة یوسف (بنیان‌گذار کالج زیتونه آمریکا)

·         دکتر عبدالله بن بیه (رئیس مجلس افتاء امارات و عالم سرشناس مالکی)

·         دکتر محمد مختار جمعة (وزیر اوقاف وقت مصر)

·         دکتر شوقی علام و ده‌ها تن از شیوخ ارشد دانشگاه الازهر و مفتیان کشورهای اردن، نیجریه، اندونزی، ترکیه و تونس.

۲. اصل متن فتوا و سند درباره‌ی ایزدیان و مسئله‌ی استرقاق (بردگی)

در این سند، محورهای ۵ (قتل بی‌گناهان)، ۶ (قتل فرستادگان و پناهندگان) و ۱۳ (مسئله‌ی بردگی و ایزدیان) مستقیماً به رد ادعاهای داعش پرداخته است.

اصل متن عربی (بخش ۱۳ - السَبْیُ وَالاسْتِرْقاق):

«أمّا اسْتِرْقاقُ الإیزیدیِینَ فَقَدْ أَعَدْتُمُ الاسْتِرْقاقَ بَعْدَ أنْ أَجْمَعَ العالَمُ الإسلامِیُّ عَلَی حَظْرِهِ، بَلْ إنَّ الإسلامَ جاعِلٌ مَقْصِدَهُ فِکاکَ الرِّقابِ... وَلَمْ یَبْقَ اسْتِرْقاقٌ فِی الإسلامِ بَعْدَ أنْ أَجْمَعَ عُلَماءُ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ﷺ وَالعالَمُ أَجْمَعُ عَلَی المَنعِ المَجْزُومِ لِلرِّقابِ وَالبَشَرِ. فَکَیْفَ تُعیدُونَ بَشَرِیَّةً کَامِلَةً إلی عَصْرِ الجاهِلیَّةِ وَالسَّبْیِ؟ إنَّ ما فَعَلْتُمُوهُ بِالإیزیدیِینَ جَریمَةٌ مَنکُورَةٌ وَخُروجٌ عَنْ أَحکامِ الشَّریعَةِ الإسلامِیَّةِ، فَلَیْسُوا مُرْتَدّینَ حَتَّی تُسْتَباحَ دِماؤُهُمْ، وَلَیْسُوا أَهْلَ حَرْبٍ حَتَّی تُسْبَی نِساؤُهُمْ.»

«اما به بردگی کشیدن ایزدیان؛ شما بردگی را بازگرداندید در حالی که جهان اسلام بر ممنوعیت آن اجماع کرده بود. بلکه قصد و هدف اسلام، آزاد کردن بندگان (فکاک الرقاب) است... پس از آنکه علمای امت محمد ﷺ و تمام جهان بر منع قاطعانه‌ی بندگی و بردگی انسان‌ها اجماع کردند، دیگر بردگی در اسلام باقی نمانده است. چگونه شما گروهی از انسان‌ها را به عصر جاهلیت و اسارت بازمی‌گردانید؟ آنچه با ایزدیان انجام دادید جنایتی زشت و خروج از احکام شریعت اسلامی است؛ آنان مرتد نیستند تا خونشان مباح باشد، و اهل حرب (در حال جنگ با مسلمین) نبودند تا زنانشان به اسارت گرفته شوند.»

۳. استدلال‌های فقهی و کلامی علمای الازهر و جهان اسلام

علمای اسلامی در این سند و فتاوای تکمیلی الازهر، ادعاهای داعش را از ۳ منظر فقهی ابطال کردند:

1.       ابطال اتهام «کافر حربی» و «مرتد» بودن ایزدیان:

o        فقها تصریح کردند که ایزدیان ساکنان بومی و دیرین سرزمین‌های اسلامی هستند که سده‌ها در جوار مسلمین زیسته‌اند و عقد امان و همزیستی تاریخی داشته‌اند.

o        صفت «اهل حرب» (کسانی که با مسلمین در جنگ فعلی هستند) بر شهروندان بی‌دفاع سنجار صدق نمی‌کند، لذا کشتن مردان و متجاوز دانستن اموالشان حرام قطعی است.

2.      نسخ و حظرِ تاریخیِ «استرقاق» (بردگی):

o        علمای الازهر تاکید کردند که بردگی در صدر اسلام یک سیستم بین‌المللیِ متقابل بود، اما روح شریعت بر الغای تدریجی بردگی استوار است. با امضای معاهدات بین‌المللی توسط کشورهای اسلامی و اجماع (إجماعُ الأمّة)، حکم بردگی برچیده شده و بازگرداندن آن «بدعت و جنایت» است.

3.      حرمت «سبی» (به بردگی کشیدن زنان و کودکان):

o        در متن نامه آمده است: «تجاوز به زنان ایزدی و خرید و فروش آنان تحت عنوان غنایم جنگی (سبایا)، زنای محصنه، فحشا و از اکبر کبائر است.»

۴. مرجع رسمی و لینک دستیابی به سند

·         عنوان رسمی سند: الرسالة المفتوحة إلی أبی بکر البغدادی (Open Letter to Baghdadi)

·         تاریخ انتشار: ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴ م / ۲۴ ذو القعدة ۱۴۳۵ هـ

·         مرجع انتشار: مؤسسه آل‌البیت للفکر الإسلامی (عمان - اردن) با همکاری علمای الازهر مصر.

·         وبگاه رسمی سند: [www.lettertobaghdadi.com](https://www.lettertobaghdadi.com) (این سند به زبان‌های عربی، انگلیسی، فرانسوی، ترکی و کُردی ترجمه و منتشر شده است).[6]

·         بیانیه‌های تکمیلی الازهر: بیانیه رسمی مرکز نظارت الازهر (مرصد الأزهر لمکافحة التطرف) در دسامبر ۲۰۱۴ و کنفرانس بین‌المللی الازهر برای مواجهه با افراط‌گرایی و تکفیر (القاهرة - ۲۰۱۴).

برای دستیابی دقیق به متن رسمی و مفاد این بیانیه‌ها، بخش‌های کلیدی و محتوای اصلی هر دو رویداد (بیانیه‌ی مرصد الازهر و بیانیه‌ی پایانی کنفرانس بین‌المللی الازهر) به شرح زیر آورده شده است:

۱. بیانیه‌ی پایانی «کنفرانس بین‌المللی الازهر برای مواجهه با افراط‌گرایی و تروریسم»[7]

این کنفرانس با حضور بیش از ۳۵۰ تن از علماء، مفتیان و رهبران دینی اهل‌سنت و نمایندگانی از اقلیت‌های مذهبی و مسیحی از ۱۲۰ کشور جهان به ریاست شیخ الازهر (دکتر احمد الطیب) برگزار شد.

متن فرازهای اصلی بیانیه‌ی پایانی (البیان الختامی):

·         درباره‌ی تکفیر و نفی آن:

«إنَّ تکفیرَ المسلمینَ أوْ غیرِ المسلمینَ بالشبهاتِ أوْ بالمعاصِی أمرٌ خطیرٌ يُخرجُ صاحِبَهُ مِن الشریعةِ؛ ولا يجوزُ لأيّ طائفةٍ أوْ جماعةٍ أنْ تنصِّبَ نفسَها قاضياً لتکفیرِ الناسِ أوْ قتالِهم.»

(تکفیر مسلمانان یا غیرمسلمانان بر اساس شبهات یا گناهان، امری بس خطیر است که مرتکبِ آن را از شریعت خارج می‌سازد؛ و هیچ گروه یا طایفه‌ای حق ندارد خود را قاضی قرار داده و به تکفیر مردم یا نبرد با آنان بپردازد.)

·         درباره‌ی تعرض به مسیحیان، ایزدیان و سایر اقلیت‌ها:

«إنَّ هجَّرَ مسیحیِّي الشرقِ وغیرِهم مِنَ أصحابِ الأدیانِ والمللِ الأخرى، واستباحةَ دماءِهم وأعراضِهم وأموالِهم، وتدمیرَ دورِ عبادَتِهم، عملٌ إجرامِيٌّ مُحرَّمٌ شرعاً؛ وهو خروجٌ صریحٌ عنْ تعالیمِ الإسلامِ ومبادِئِهِ الخالدةِ فی حتميةِ العیشِ المشترکِ والتعدديةِ.»

(آواره ساختن مسیحیانِ شرق و دیگر پیروان ادیان و آیین‌ها، و مباح دانستن خون، ناموس و اموال آنان و ویران کردن عبادگاه‌هایشان، اقدامی جنایتکارانه و شرعاً حرام است؛ این رفتارها خروجی آشکار از آموزه‌های اسلام و اصول جاودان آن در وجوب زیست‌بوم مشترک و تکثرگرایی است.)

·         درباره‌ی مفهوم «جزیه» و «عقد مواطنه» (حق شهروندی):

تأکید بر اینکه مفاهیمی مانند «جزیه» مربوط به ظروف تاریخی خاص بوده و در عصر حاضر جای خود را به «عقد المواطنة» (پیمان شهروندی برابر) داده است که طبق آن همه‌ی شهروندان از حقوق و تکالیف یکسان برخوردارند.

۲. بیانیه و گزارش رسمی مرکز دیده‌بان الازهر برای مبارزه با افراط‌گرایی

(مرصد الأزهر لمكافحة التطرف - دسامبر ۲۰۱۴ و ژانویه‌ی ۲۰۱۵)

 «مرصد الازهر» در دسامبر ۲۰۱۴ گزارش و بیانیه‌ای تخصصی در رد ادعاهای گروه داعش پیرامون ایزدیان و مسأله‌ی «سبایا» (به بردگی کشیدن زنان) منتشر کرد.


متن و اسناد تحلیلی بیانیه‌ی مرصد:

·         ابطال فقهی بردگی و اسارت ایزدیان:

«إنّ ما أقدمت عليه الجماعات الإرهابية (داعش) من استرقاق النساء الإيزيديات وسبيِهنّ باسم "السبايا" هو زناً صريحٌ وجريمة ضد الإنسانية؛ إذ إن الشريعة الإسلامية جاءت لتقضِيَ على العبودية وتُضيّقَ منافذَها، وإجماعُ الأمة اليوم مُنعقدٌ على تحريم الاسترقاق بجميع صوره.»

(آنچه گروه‌های تروریستی (داعش) در به بردگی کشیدن زنان ایزدی و اسارت آنان تحت عنوان "سبایا" انجام داده‌اند، زنای صریح و جنایت علیه بشریت است؛ چرا که شریعت اسلامی برای از بین بردن بندگی و تنگ کردن راه‌های آن آمده است و امروز اجماع امت بر تحریم بردگی با تمامی اشکال آن شکل گرفته است.)

·         در خصوص اتهام «کفر و عدم جواز عقد امان»:

مرصد الازهر صریحاً اعلام کرد که ایزدیان ساکنان اصیل منطقه هستند که سده‌ها با المسلمین «عقد امان و همزیستی» داشته‌اند و مجازات، کشتار یا آواره ساختن آنان تحت هر عنوانی، شرعاً باطل و جنایت شمرده می‌شود.[8]

موضع مراجع شیعه و آیت‌الله سیستانی دفتر آیت‌الله سید علی سیستانی و دیگر مراجع تقلید شیعه با صدور توصیه‌نامه‌های رسمی (از جمله توصیه‌نامه‌ی ۲۰ ماده‌ای به رزمندگان در سال ۲۰۱۵) و فتاوای متعدد:

·         هرگونه تعرض به جان، مال و ناموس غیرمسلمانان (از جمله ایزدیان، مسیحیان و شبک‌ها) را شرعاً حرام و جنایت دانستند.

·         در جریان هجوم داعش، بر وجوب انسانی و شرعیِ دفاع از ایزدیان و پناه دادن به آوارگان آنان در اماکن مذهبی و عتبات تأکید ورزیدند.[9]

جمع‌بندی

مسئله‌ی تکفیر ایزدیان نمونه‌ای دردناک از کژفهمی عقیدتی و برداشت‌های تکفیری متصلب در تاریخ منطقه است. اگرچه در گذشته به دلیل جهل نسبت به ساختار باطنیِ آئین ایزدی و اتهام نادرست «شیطان‌پرستی»، مواجهه‌های تلخی از سوی برخی حاکمان و فقها صورت گرفته است؛ اما در جهان معاصر، قاطبه‌ی نخبگان دینی و حقوقی مسلمان، ایزدیان را یک اقلیت دینی مستقل و بومی می‌دانند که مانند هر گروه انسانی دیگری، حق حیات، کرامت و آزادی عقیده دارند و تکفیر یا تعدی به آنان محکوم و باطل است.

 
ارجاعات و پانوشت‌ها:


[1]. https://en.wikipedia.org/wiki/Takfiri#:~:text=According%20to%20this%20doctrine%2C%20all%20sins%20of,the%20indiscriminate%20killing%20of%20civilians%20and%20non%2Dcombatants.

[2]. https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/arab-culture-and-yazidi-tragedy-context-and-accountability

[3]. https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/arab-culture-and-yazidi-tragedy-context-and-accountability#:~:text=Yazidism%20is%20a%20separate%20religion.%20It%20is,Yazidis%20and%20spare%20them%20a%20dark%20fate.

[4]. https://www.institutkurde.org/info/yazidis-i-general-1232550791

[5]. https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/arab-culture-and-yazidi-tragedy-context-and-accountability#:~:text=By%20debunking%20these%20credentials%2C%20the%20perpetrators%20removed,home%2C%20and%20were%20forcibly%20converted%20to%20Islam.

 [6]. https://rissc.jo/wp-content/uploads/2019/04/Letter_to_Baghdadi-ARB.pdf

[7]. (مؤتمر الأزهر الشريف في مواجهة التطرف والإرهاب - القاهرة، ۳-۴ دسامبر ۲۰۱۴)

 [8]. منابع رسمی برای مطالعه‌ی متن کامل عربی:

1.        پایگاه رسمی الازهر الشریف: بخش «مؤتمرات الأزهر» -> بيان مؤتمر الأزهر العالمي لمواجهة التطرف والإرهاب (القاهرة - ديسمبر ۲۰۱۴)

2.        پایگاه رسمی مرصد الأزهر لمكافحة التطرف: بخش گزارش‌ها و بیانیه‌های سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ درباره‌ی «رد شبهات داعش حول الإيزيديين والاسترقاق».

 [9]. https://www.sistani.org/arabic/archive/25034/