تحولات ژئوپلیتیک اوت ۲۰۲۶ نقطه عطفی بنیادین در تاریخ منازعات خاورمیانه محسوب میشود. تصویب قانون «همبستگی ملی و ادغام اجتماعی» در پارلمان ترکیه (۱۰ اوت) برای خلع سلاح و عفو مشروط اعضای پ.ک.ک، و انحلال رسمی نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) جهت ادغام در ساختار دولتی (۲۵ اوت)، نویدبخش گذار از «مبارزه مسلحانه» به «کنشگری مدنی» است. این دگرگونیها صرفاً تغییراتی نظامی به شمار نمیروند، بلکه نیازمند چرخشی پارادایمیک در ساحت معناسازی عمومی هستند. در این میان، رسانهها نقشی ساختاریافته در تثبیت این فرایند ایفا میکنند؛ زیرا بازتولید گفتمان منازعه، خلع سلاح نظامی را به وقفهای تاکتیکی تقلیل میدهد، در حالی که روزنامهنگاری دموکراتیک بستر صلح پایدار را فراهم میسازد.
گذار پارادایم: از «روزنامهنگاری جنگ» به «روزنامهنگاری صلح»
بر اساس الگوی نظری یوهان گالتونگ (Johan Galtung)، رسانهها دههها ذیل «روزنامهنگاری جنگ» عمل کردهاند؛ چارچوبی که بر بازی با حاصلجمع صفر، دوقطبیسازی، تقدسبخشی به خشونت و نمایشی حماسی از مرگ استوار است. در مقابل، گذار به شرایط پساجنگ نیازمند استقرار «روزنامهنگاری صلح» است؛ رویکردی که تمرکز را از پیروزیهای مقطعی، به ریشهیابی ساختاری منازعه، اعطای تریبون به تمامی گروهها و راهکارهای حقوقی معطوف میسازد. گذار از «روایت سنگر» به «سیاستِ روایت»، تحقق همین اصل ارتباطی است تا مدیریت تفاوتها از سلاح به ساحت گفتوگوی عمومی منتقل شود.
نقد دوگانه گفتمانی: ساختارشکنی از «مربع ایدئولوژیک» و خلع سلاح روانی
صلح پایدار با نمایشهای تبلیغاتی محقق نمیشود. طبق نظریه تحلیل گفتمان انتقادی تئون وندایک (Teun A. van Dijk)، رسانهها در منازعات همواره از راهبرد «مربع ایدئولوژیک» یعنی برجستهسازی نکات مثبت «ما» و نکات منفی «دیگری» بهره میگیرند. خروج از این چرخه مستلزم خلع سلاح روانی دوگانه است:
تعهد رسانههای حاکمیتی به امنیتزدایی: رسانههای دولتی باید از دوگانهسازی میان «حاکمیت مقدس» و «شهروند مشکوک» دست بکشند. تقلیل مطالبات زبانی و هویتی به برچسبهایی نظیر «تجزیهطلبی» و «تروریسم»، بسترساز بازتولید خشونت است. رسانهها در ترکیه موظفند میان اقدام مسلحانه و زیستجهان هویت کردی تمایز قائل شوند و حقوق شهروندی را تضمین نمایند.
مسئولیت رسانههای کردی در عبور از میلیتاریسم: رسانههای نزدیک به جریانهای مسلح نیز باید از رمانتیکسازی اسلحه، اسطورهسازی از رنج و بازتولید خشونت مقدس عبور کنند. خلع سلاح روانی به معنای تسلیم نیست، بلکه بازتعریف مبارزه در قالب احزاب سیاسی و نهادهای قانونی است.
اثرات سرریز فرامرزی و نظریه «امنیتزدایی» (Desecuritization)
تحولات ترکیه و سوریه پدیدهای بسته در مرزها نیست، بلکه موجی سرریزکننده در سراسر جغرافیای کردنشین خاورمیانه به شمار میرود. بر پایه نظریه «امنیتزدایی» مکتب کپنهاگ (بری بوزان و اوله ویور)، چالش اساسی رسانههای منطقه، خارج کردن مطالبات فرهنگی از دایره «تهدیدهای امنیتی و بقا» و انتقال آن به دایره «سیاستورزی عادی» است. رسانههای منطقه باید از کلیشههای امنیتی فاصله بگیرند تا تعادلی عادلانه میان «حقوق اقلیتها» و «منافع ملی متکثر» ایجاد شود.
بازتعریف بازنمایی: از چریک مسلح تا پیشگامان مدنی
با اتکا به نظریه «بازنمایی» استوارت هال (Stuart Hall)، رسانهها سازنده معنا در ساحت اجتماعی هستند. دههها بازنمایی تصویر «چریک در کوهستان» به عنوان نماد غایی کنشگری، روان نسلی را نظامی کرده است. رسانه مسئول در دوران گذار باید رژیمهای بازنمایی را بازسازی کند و نخبگان مدنی نظیر معلمان، پزشکان، حقوقدانان و فعالان جامعه مدنی و... را به عنوان پیشگامان توسعه به تصویر بکشد.
حافظه جمعی و نظریه ترمیم اجتماعی
بر پایه نظریه «حافظه جمعی» موریس هالبواکس (Maurice Halbwachs)، رسانه میان دو مسیر قرار دارد: تولید «حافظه انتقامی» که کینههای تاریخی را در نسل جدید بازتولید میکند، یا صورتبندی «حافظه ترمیمی» که با تکیه بر حقیقتیابی، ثبت مستند رنجها و جبران آسیبها، مانع از تکرار فاجعه میشود.
دیدهبانی انتقادی رسانه (Watchdog Journalism)
بر اساس «نظریه هنجاری دیدهبانی»، مطبوعات در فرایند اجرای عفو عمومی و ادغام ساختاری نباید به تریبون روابط عمومی قدرتها تنزل یابند. وظیفه رسانه مستقل، راستیآزمایی بیوقفه تعهدات شامل لغو موانع قضایی، تضمین آموزش زبان مادری، رفع محرومیتها و نظارت بر امنیت زیستی شهروندان است.
نتیجهگیری؛ رسانه در جایگاه میانجی دموکراتیک
تحولات اخیر نشان داد که عصر راهحلهای نظامی به بنبست رسیده است. گذار از منازعه مسلحانه به ثبات پایدار، نه با منطق انکار میسر است و نه با تکیه بر لوله تفنگ حاصل میشود. اگر رسانهها به سواد انتقادی، تکثرگرایی و نقد ساختارهای قدرت مجهز شوند، میتوانند از بازتولید چرخه ترور و خشونت جلوگیری کرده و آیندهای متکی بر کرامت انسانی و برابری حقوقی را در خاورمیانه پیریزی نمایند.

نظرات