به باور من، سخنان دبیرکل محترم جماعت دعوت و اصلاح در نشست هیأت نظارت و ارزیابی عملکرد جماعت را نباید صرفاً یک گزارش تشکیلاتی یا مجموعهای از توصیههای اخلاقی تلقّی کرد. اهمّیّت این سخنان در آن است که به برخی از بنیادیترین نیازهای هر مجموعهی اصلاحی اشاره دارد؛ نیازهایی که میزان توجّه به آنها میتواند بر کیفیت روابط درونتشکیلاتی، اعتماد متقابل، انسجام جمعی و اثربخشی فعّالیّتها تأثیر بگذارد.
تأکید بر اصولی همچون حفظ اخوت، مدیریت سازندهی اختلافات، تقویت اعتماد و انسجام، امانتداری و پاسخگویی، حامل پیامی فراتر از بیان چند اصل کلّی است. این سخنان ما را به تأمّل دربارهی شیوهی تعامل، نوع نگاه به مسئولیت و چگونگی تحقّق ارزشهایی دعوت میکند که یک مجموعهی اصلاحی بر اساس آنها شکل گرفته است.
امّا نکتهی اساسی اینجاست که ارزش چنین سخنانی، تنها در شنیدن، پسندیدن یا بازگو کردن آنها نیست؛ ارزش واقعی زمانی آشکار میشود که به فهم عمیقتر، تغییر در نگرش و اصلاح در رفتار و عملکرد ما منجر شوند.
نخست: حفظ اخوت را باید یکی از پایههای اساسی پایداری روابط تشکیلاتی دانست. اخوت بهمعنای نادیده گرفتن تفاوتها یا چشمپوشی از خطاها نیست؛ بلکه به این معناست که حتّی در شرایط اختلاف نظر نیز حرمت یکدیگر را حفظ کنیم و اجازه ندهیم تفاوت دیدگاهها به کدورت، بیاعتمادی یا فاصله گرفتن از اهداف مشترک منجر شود. ما به همان اندازه که به همدلی نیاز داریم، به صداقت و نقد منصفانه نیز نیازمندیم.
دوّم: مدیریت سازندهی اختلافات از موضوعاتی است که باید بیش از گذشته به آن توجّه کنیم. هیچ مجموعهی زنده و پویایی از اختلاف نظر خالی نیست. مهمّ این است که چگونه با اختلافات مواجه میشویم. آیا آنها را فرصتی برای گفتوگو، شناخت بهتر مسائل و اصلاح تصمیمها میدانیم، یا اجازه میدهیم به سوءتفاهم، قضاوتهای شخصی و تضعیف روابط تبدیل شوند؟ اگر قرار است اختلافات به فرصتی برای رشد تبدیل شوند، باید شنیدن دیدگاه مخالف، پذیرش نقد و گفتوگوی محترمانه را در عمل جدّی بگیریم.
سوّم: اعتماد و انسجام جمعی با تأکیدهای زبانی به دست نمیآید. اعتماد حاصل رفتارهای مستمرّ، رعایت انصاف، شفّافیّت در تصمیمگیری و پایبندی به تعهّدات است. هر یک از ما، متناسب با جایگاه و مسئولیتی که بر عهده داریم، در تقویت یا تضعیف این سرمایه سهیم هستیم. بنابراین، انسجام را نباید صرفاً وظیفهی مسئولان یا نتیجهی یک دستور تشکیلاتی دانست؛ انسجام واقعی محصول مشارکت آگاهانهی همهی اعضاست.
چهارم: امانتداری و پاسخگویی باید در عمل و در همهی سطوح مسئولیت مورد توجّه قرار گیرد. مسئولیت تشکیلاتی امتیازی شخصی نیست، بلکه امانتی است که باید در خدمت اهداف و ارزشهای مشترک قرار گیرد. پاسخگویی نیز بهمعنای آمادگی برای توضیح دادن دربارهی تصمیمها، پذیرش کاستیها و تلاش برای اصلاح آنهاست. در چنین نگاهی، نظارت نه تهدیدی برای افراد، بلکه فرصتی برای یادگیری، اصلاح و بهبود عملکرد مجموعه خواهد بود.
به نظر من، یکی از مهمترین نکاتی که اعضای جماعت باید از این سخنان دریافت کنند، ضرورت عبور از موافقت ذهنی به التزام عملی است. ممکن است همهی ما با این اصول موافق باشیم و اهمّیّت آنها را نیز بپذیریم؛ امّا پرسش اصلی این است که این موافقت تا چه اندازه در رفتار روزمرّه، شیوهی تعامل با دیگران، پذیرش نقد، انجام مسئولیتها و نحوهی برخورد با اختلافات دیده میشود؟
اگر این اصول را ارزشمند میدانیم، باید برای اجرایی شدن آنها نیز سهم خود را ادا کنیم. در گفتوگوها منصف باشیم، در اختلافات به جای تشدید تنش به دنبال راهحلّ بگردیم، در برابر نقد موضع تدافعی نگیریم، در انجام مسئولیتها امانتدار باشیم و در برابر عملکرد خود پاسخگو بمانیم. همچنین لازم است مسئولان و اعضا، هر یک در جایگاه خود، زمینهای فراهم کنند که این اصول به رویههایی روشن و پایدار در زندگی تشکیلاتی تبدیل شوند.
از این منظر، سخنان دبیرکل را میتوان فرصتی برای بازاندیشی جمعی دانست؛ فرصتی برای اینکه نسبت خود را با ارزشهایی که به آنها باور داریم، دوباره بررسی کنیم و از خود بپرسیم برای تحقّق آنها چه کردهایم و چه کارهایی هنوز بر زمین مانده است.
البتّه تحقّق این اهداف تنها با توصیه و تأکید امکانپذیر نیست. گفتوگوی مستمرّ دربارهی این اصول، توجّه به بازخورد اعضا، ارزیابی منصفانه عملکردها و پیگیری نتایج نظارت میتواند به تبدیل این تأکیدها به اقداماتی ملموس کمک کند.
در نهایت، به باور من، اهمّیّت این سخنان در این است که مسئولیت اصلاح را به همهی ما یادآوری میکند. نه مسئولان از این مسئولیت مستثنی هستند و نه اعضا و هواداران میتوانند خود را از آن بینیاز بدانند. هر کس به اندازهی نقش، اختیار و تأثیرگذاری خود سهمی در تحقّق این ارزشها دارد.
اگر میخواهیم اخوت، اعتماد، انسجام و پاسخگویی صرفاً واژههایی در ادبیات تشکیلاتی ما نباشند، باید آنها را در رفتار خود زنده کنیم. معیار پایبندی ما به این اصول، نه فقط میزان موافقت با آنها، بلکه میزان حضورشان در عمل ماست.
شاید مهمترین پرسشی که باید پس از شنیدن این سخنان از خود بپرسیم، این باشد: من، در جایگاه خودم، برای تحقّق عملی این اصول چه کاری میتوانم انجام دهم؟
پاسخ به این پرسش، نقطه آغاز حرکت از شنیدن به فهمیدن، از فهمیدن به باور عملی و از باور به اقدام و اصلاح خواهد بود.

نظرات