بخش اول: مفهوم، پیدایش و تطور

مقدمه

جامعه‌ها در تمامی زمینه‌ها با چالش‌های بزرگ و بسیار خطرناکی روبه‌رو هستند که به پیدایش مشکلات گوناگونی می‌انجامد. به‌طور طبیعی، جامعه می‌کوشد با همکاری و همیاری میان تمامی گروه‌های مردمی، این مشکلات را برطرف سازد. این همان چیزی است که «کار اجتماعی» نامیده می‌شود؛ یعنی رفتار، کنش یا تلاشی فکری یا بدنی، چه سازمان‌یافته و چه سازمان‌نیافته، که فرد یا گروهی با هدف یاری‌رسانی و حل مشکلات انجام می‌دهند. کار اجتماعی یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های داوطلبانه‌ای به شمار می‌رود که به پیوستگی و همیاری جامعه می‌انجامد و در ادامه به آن خواهیم پرداخت.


اول: مفهوم کار اجتماعی

  • حق انسانی: حقی از حقوق انسان است که فرد می‌تواند با تلاش‌های خود و دیگران، تغییراتی را در نهادهای همگانی ایجاد کند تا نیازهایش برآورده شود و خواسته‌هایش به شیوه‌ای درست و سالم پاسخ داده شود.

  • فرایند هدفمند: مجموعه‌ای از کارهای آگاهانه‌ای که افرادِ نماینده‌ی جامعه، یا خود مردم در قالب گروه‌ها و نهادها و زیر نظر «مددکار اجتماعی» انجام می‌دهند تا با درخواست تغییر در سیاست‌های همگانیِ موجود، برنامه‌ها، یا طرح‌های اجرایی، به هدف‌های اجتماعیِ دلخواه برسند.

  • تلاش‌های همگانی: شامل کوشش‌های مشترک شهروندان برای حل مشکلات و مسائل مشترک، تأثیرگذاری بر تلاش‌های رفاهی و دگرگونی‌های اجتماعی، رهبری، پشتیبانی و تلاش‌های تقویتی است. هدف از این کارها، بهبود شرایط محیطی، بازسازی و بازتوزيع قدرت و منابع در جامعه، یا ایجاد دگرگونی در هنجارهای اجتماعی و فرهنگی و شیوه‌های زندگی است که می‌توان آن‌ها را از راه سیاست‌گذاری اجتماعی تقویت کرد. این اقدامات شاید زیر پوشش عدالت اجتماعی، بازنگری در کار کودکان، ایمنی صنعتی، بهداشت همگانی، مسکن، بیمارستان‌های روان‌پزشکی، سرپرستی نوجوانان بزهکار و قوانین طلاق انجام گیرد؛ و تمامی این کارها به تلاش‌های کار اجتماعی نیازمندند.

دوم: پیدایش کار اجتماعی

سال‌های نخستینِ پیدایش کار اجتماعی به آغاز تاریخ انسان بازمی‌گردد. از دیرباز، مردم به شکلی کاربردی و هماهنگ در پی همکاری و ارائه خدمات اجتماعی به یکدیگر بوده‌اند؛ به طوری که کار اجتماعی در دین‌های آسمانی نیز تأیید شد، دین‌هایی که تلاش کردند کار داوطلبانه و نیکوکارانه را پایه‌ای برای نزدیکی بنده به آفریدگارش سازند. برای نمونه، «متدیست‌ها» که گروهی دینی از مسیحیان پروتستان بودند، می‌کوشیدند به افراد و گروه‌های درون جامعه بریتانیا و همچنین در مستعمرات امپراتوریِ پهناورِ خود نیکی کنند و خدمات اجتماعی ارائه دهند؛ و برای این کار، شبکه فشرده و بزرگی از انجمن‌های خیریه و مذهبی را با هم پیوند داده بودند.


با این حال، می‌توان آغاز واقعی کار اجتماعی را هم‌زمان با انقلاب‌های علمی، فناوری و صنعتی دانست که به پیدایش نظام سرمایه‌داری در سده نوزدهم انجامید. دگرگونی‌ها و پویاییِ پرشتاب اجتماعی که همراه با این نظام اقتصادی و معیشتی پدید آمد، ایجاب می‌کرد راه‌هایی برای امداد اجتماعی پیدا شود تا پیامدهای زیبار و تلخِ این دگرگونی‌ها جبران گردد. رواج پدیده بیکاری، فقر و نیازمندی با ورود ماشین‌آلات، تنش در تولید، فرسوده‌شدن نیروهای کارگر و پایمال‌شدن حقوق آن‌ها، مشکلات اجتماعی را دوچندان ساخت و نیازمند پدید آمدن جنبش‌های اجتماعی شد تا به جامعه خدمت کنند و دستگیر نیازمندان باشند. این وضعیت زمینه را برای ظهور انجمن‌های خیریه فراهم کرد؛ و همین نکته نشان می‌دهد که کار اجتماعی در آغاز، کاری داوطلبانه و غیرانتفاعی بوده است.


سوم: ویژگی‌های کار اجتماعی

  1. کار اجتماعی بسیار اثرگذارتر از کار فردی است.

  2. بر پایه همکاری و هماهنگی استوار است.

  3. در پی رسیدن به هدف‌های اجتماعی همگانی است، نه هدف‌های شخصی.

  4. حضور فرد متخصص یعنی «مددکار اجتماعی» در آن بایسته است.

  5. در تمامی سطوح جامعه قابل اجراست.

  6. شامل تلاش‌های خودجوش می‌شود.

  7. خشونت‌آمیز نیست و از روش‌های مسالمت‌آمیز بهره می‌برد؛ مانند:


    • ساختن کمیته‌هایی از مردم، دیدار با مسئولان در دفاتر کارشان و بیان درخواست‌ها.

    • دعوت از مسئولان برای بازدید از منطقه به منظور دیدن مشکل از نزدیک.

    • فرستادن شکواییه‌ها و درخواست مطالبات از راه رسانه‌ها.

    • برپایی همایش‌ها، نشست‌ها و سخنرانی‌ها.

    • اگر این روش‌ها نتیجه نداد، استفاده از ابزارهای فشار از راه نهادهای مدنی و حزب‌های سیاسی با برپایی راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز و بدون خشونت یا برهم‌زدن نظم، در کشورهایی که از آزادی بهره‌مندند.

چهارم: اهمیت و هدف‌های کار اجتماعی

۱. اهمیت کار اجتماعی:


  • الف) همکاری میان مردم و رهبران را برقرار می‌کند.

  • ب) بار سنگین مسئولیت را از دوش دولت برمی‌دارد.

  • ج) در رویارویی با مشکلات به موقع و گام به گام یاری می‌رساند.

  • د) با پرورش روحیه نقد در میان مردم، به اصلاح برخی کاستی‌های جامعه کمک می‌کند.

۲. هدف‌های کار اجتماعی:


  • الف) دسترسی به خدمات تازه‌ای که جامعه به آن‌ها نیاز دارد، یا بهسازی خدمات موجود بدون اینکه نیازی به دگرگونی قوانین و سیاست‌ها باشد.

  • ب) ایجاد دگرگونی در سیاست‌های همگانی و قوانین.

  • ج) ایستادگی در برابر پدید آمدن قوانین تازه یا جلوگیری از آن‌ها.

  • د) ساده‌سازی کارهای اداری و تشریفات.

  • هـ) نظارت بر دستگاه‌های دولتی برای ایستادگی در برابر هرگونه کج‌روی و انحراف.

  • و) شکل‌دهی به افکار همگانی درباره مشکلات جامعه.

پنجم: پایه‌ها و ابزارهای کار اجتماعی

۱. پایه‌های کار اجتماعی:


  • الف) تکیه بر برنامه‌ریزی علمی.

  • ب) سازمان برگزارکننده باید نهادی مردمی باشد که نماینده تمامی این گروه‌هاست.

  • ج) هدف‌های کار اجتماعی باید همگانی و قانونی باشند.

  • د) رعایت و به‌کارگیری اصول سازماندهی جامعه.

  • هـ) آگاهی داشتن مردم نسبت به مشکلات موجود در جامعه.

۲. ابزارها و شرایط کار اجتماعی:


  • الف) دوری کردن مددکار اجتماعی از کارهای سیاسی.

  • ب) از آنجا که مددکاران کارهای خود را از راه سازمان‌ها و نهادهای دولتی و مردمی انجام می‌دهند، مددکار اجتماعی از ورود به کارهای سیاسی پرهیز می‌کند.

  • ج) کمبود مهارت و تجربه در بهره‌گیری از رسانه‌ها.

بخش دوم: مفهوم کار اجتماعی و پیوند آن با دیگر مفهوم‌ها (رفاه اجتماعی، خدمات اجتماعی، تکافل اجتماعی)

اول: رفاه اجتماعی

۱. تعریف رفاه اجتماعی: واژه «رفاه» می‌تواند به معنای مجموعه‌ای از خدمات پیشکش‌شده به خانواده‌ها و افراد جامعه باشد؛ تلاشی انسانی برای برآوردن نیازها و خواسته‌ها که هر پزشک، وکیل، آموزگار یا هر فرد دیگری در جامعه می‌تواند آن را انجام دهد. همچنین این مفهوم شامل تمامی برنامه‌ها، خدمات و مزایایی است که برای پاسخگویی به نیازهای اجتماعی هدایت می‌شوند و شرطی بنیادین برای آسایش شهروندان و توانمندسازی آنان جهت دستیابی به بالاترین سطح انجام کارهای زندگی به شمار می‌روند.


  • سازمان ملل متحد آن را چنین تعریف می‌کند: تلاش‌هایی که از راه یک کار اجتماعی سازمان‌یافته با هدف حل مشکلات آموزش، بهداشت، دفاع، بازپروری، برنامه‌ریزی مسکن و غیره انجام می‌گیرد.

  • هوارد راسل آن را چنین می‌شناساند: «حوزه‌ای از فعالیت نهادهای دولتی که برای دستیابی به امنیت، پشتیبانی، فرصت‌های سازگاری و برآوردن نیازها انجام می‌شود».

  • والتر فریدلاندر نیز آن را چنین تعریف کرده است: «سیستمی سازمان‌یافته از خدمات و نهادها برای ارائه یاری به مردمان تا بتوانند به سطوح بالاتری از تندرستی، زندگی آبرومندانه و آموزش دست یابند».

  • ولنسکی آن را چنین می‌داند: «سازمان‌ها و برنامه‌هایی با ساختار رسمی که برای بهبود شرایط همه اعضا فعالیت می‌کنند».

رفاه اجتماعی مفهومی نسبی است؛ یعنی با توجه به زمان و مکان دگرگون می‌شود.


۲. پیدایش رفاه اجتماعی: رفاه اجتماعی در روزگار تمدن‌های کهن و به عنوان تلاشی انسانی، اختیاری و ضروری پدید آمد و در گذشته از غلبه گرایش‌های مهربانی، نیکی و حمایت دوطرفه سرچشمه گرفت.


  • الف) نزد مصریان باستان: فرعون‌ها فرمانروا بودند و قدرت و مالکیت از آنِ خدایان بود و دیگران هیچ حقی نداشتند؛ جامعه به حاکم و محکوم بخش می‌شد و شرایط حاکم مانند کشاورزی در کرانه‌های نیل، دشواری کنترل محیط، خشکسالی و طغیان رود، نوعی رابطه مبتنی بر نیکی را پدید آورد. نشانه‌های دینی و نگاره‌های روی معابد نیز در این زمینه نقش داشتند؛ مانند سخن رامسس با مردانش که گفت آن‌ها مردانی خستگی‌ناپذیرند و همeth چیز برایشان فراهم است.

  • ب) نزد یونانیان: شهرهایی در کوهستان‌ها پراکنده بودند که تولید کشاورزی نداشتند و سطح زندگی در آن‌ها پایین بود. جامعه یونانی دو طبقه داشت و برخی فیلسوفان دیدگاه‌های خود را بیان کردند؛ مانند ارسطو که گفت طبیعت جایگاه فرمانروایان و غیر فرمانروایان را تعیین کرده و برده را بدون اراده و در پایین‌ترین سطح می‌دانست. افلاطون نیز گفت شهر آرمانی با برقراری دادگری و کمک‌رسانی در روزهای بحران ساخته می‌شود. سیاست یونانی ناپایدار بود و خانه‌ها و پناهگاه‌های نیازمندان گسترش یافت و بیمه‌هایی نیز وجود داشت.

  • ج) نزد رومیان: کارها، زمین‌ها و فرمانروایی در دست گروهی اندک بود و برخی کارهای رفاهی آغاز شد؛ مانند لغو قانون بدهکاری، اجازه دادن به عامه مردم برای پذیرش برخی مسئولیت‌ها، تلاش برای داشتن برنامه‌ای اقتصادی و متوازن، بخشیدن امتیازاتی به بردگان، و گسترش و ثبت قوانین. اندیشه‌های گایوس پدید آمد که می‌گفت قدرت باید بر پایه نیکی باشد، بردگی ناپسند است و اخلاق باید به عنوان قانون طبیعی حکم‌فرما شود و نوشته‌های آسیب‌زننده به جامعه نابود گردند؛ با این حال، وضعیت فقر باقی ماند و شرایط در روزگار رومیان بدتر شد.

  • د) پیش از اسلام: قبیله‌های بادیه‌نشین دارای پیوستگی، حمایت، بخشندگی، همبستگی و سرپرستی یتیمان و تهیدستان بودند و نظم اجتماعیِ بخش‌های معنوی و اخلاقی در حمایت، همکاری و پشتیبانی، از ارزش‌های برخاسته از دین‌ها به شمار می‌رفت.

۳. ویژگی‌های رفاه اجتماعی:


  • ویژگی رفاه اجتماعی این است که نهادی اجتماعی است که زیر پوشش سازمانی رسمی قرار دارد، درست مانند آموزش و بهداشت، و کار آن شناخت نیازهای مردم و برآوردن آن‌هاست.

  • فعالیت‌های رفاه اجتماعی نشان‌دهنده مسئولیت جامعه و افزایش دخالت دولت در عرصه‌های گوناگون زندگی است، پس از آنکه نهادهای سنتی مانند خانواده به دلیل پیچیدگی زندگی و افزایش مشکلات، از برآوردن نیازهای افراد و گروه‌ها ناتوان شدند.

  • خدمات اجتماعی با نهادهای تخصصی اجتماعی، چه دولتی و چه بین‌المللی، پیوند دارند و این نهادها نوع و اندازه خدمات، افراد بهره‌مند و شرایط استفاده از آن‌ها را بر پایه قوانین، دستورالعمل‌ها و شیوه‌نامه‌ها تعیین می‌کنند و اجرای آن‌ها نیازمند حضور متخصصان در حوزه‌های اجتماعی است.

  • این نهادها و خدمات، برآوردن نیازهای فرد را بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی و به عنوان حقی برای شهروند و تکلیفی بر دوش دولت دنبال می‌کنند.

  • رفاه اجتماعی در بر گیرنده تلاش‌های گوناگون مالی و انسانی است که با هدف درمان مشکلات اجتماعی و از میان برداشتن موانعِ سر راهِ رشد افراد، گروه‌ها و سازگاری آن‌ها انجام می‌شود.

۴. هدف‌های رفاه اجتماعی:


  • دستیابی به همکاری جهانی در همه زمینه‌ها و تلاش برای پیدا کردن راه‌حل‌های لازم برای مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.

  • هماهنگی میان کشورها از یک سو و میان آن‌ها و سازمان ملل و نهادهای وابسته به آن از سوی دیگر، برای رسیدن به همکاری در زمینه‌های یادشده.

  • تشویق افراد و گروه‌ها به اهمیت دادن به کیفیت، ارزش و گوناگونی خدمات پیشکش‌شده به آن‌ها تا بتوانند نقش‌آفرینی کنند و بخشنده باشند.

  • توجه به نقش جوانان به عنوان نیرویی آگاه برای آینده کشور.

۵. کارکردهای رفاه اجتماعی:


  • رفاه اجتماعی بر پایه لزوم فرمانروایی مضمون‌های همبستگی اجتماعی در میان افراد یک جامعه کار می‌کند.

  • توجه به جاری شدن پیوندهای پویا و مثبت در میان افراد جامعه و انتقال ارزش‌های وابسته به این پیوندها از نسلی به نسل دیگر.

  • از هدف‌های آن در کنار مهربانی و همکاری میان افراد، ایجاد نظم اجتماعی از راه پایبندی به رفتارها، ارزش‌ها، سنت‌ها و گرایش‌های گوناگون حاکم بر جامعه است.

۶. پیوند میان کار اجتماعی و رفاه اجتماعی: با توجه به وابستگی کارکردی میان این دو مفهوم («کار اجتماعی» و «رفاه اجتماعی») و همپوشانی آن‌ها، رفاه اجتماعی همواره می‌کوشد از راه سازمان‌ها و نهادهایی که پشتیبان هستند، آسایش افراد را برای رسیدن به زندگی شایسته و در خور کرامت انسان فراهم سازد. کار اجتماعی نیز هم‌سو و هم‌هدف با رفاه اجتماعی است و هر دو یک هدف دارند که رسیدن افراد به سطح دلخواهی از رضایت است.


دوم: خدمات اجتماعی

۱. تعریف خدمات اجتماعی: خدمات اجتماعی به عنوان روشی اجتماعی و سازمان‌یافته برای یاری به مردم جهت پیشگیری و درمان مشکلات اجتماعی و انجام دادن درستِ وظایف اجتماعی به بهترین شکل ممکن تعریف شده است؛ و خدمات اجتماعی سیستمی اجتماعی، حرفه‌ای انسانی، روشی و اجرایی به شمار می‌آید. برخی به آن عنوان «هنر» و «علم» داده‌اند، گروهی دیگر آن را حرفه‌ای یاری‌رسان می‌دانند، و گروه چهارمی که خوش‌بین‌ترند آن را حرفه‌ای نو می‌پدانند چرا که زاده جامعه امروزی است. همایش جهانی خدمات اجتماعی که در سال ۱۹۲۸ در پاریس برگزار شد، آن را چنین تعریف کرد: تلاش‌های آگاهانه‌ای که برای رسیدن به این هدف‌هاست:


  • کاهش دردهای ناشی از بلایا، رویدادهای ناگوار و سختی‌ها.

  • بیرون آوردن افراد و خانواده‌ها از حالتی که دچار سختی شده‌اند و رساندن آن‌ها به زندگی مناسب یا عادی.

  • تلاش برای بهبود سطح زندگی و شرایط اجتماعی به طور کلی، در راه رسیدن به آسایش اجتماعی. هلین وایتمور نیز آن را راهشی علمی برای خدمت به انسان و سیستمی اجتماعی می‌داند که به حل مشکلات، شکوفایی توانایی‌ها و یاری رساندن به دیگر سیستم‌های اجتماعی جامعه کمک می‌کند تا نقش خود را به درستی انجام دهند.

۲. پیدایش خدمات اجتماعی: باید یادآور شد که جوانه‌های نخستینِ حرفه خدمات اجتماعی از راه رفاه اجتماعی پدید آمد و سپس در جوامع غربی، با توجه به تغییرات و تحولات پویایی که در همه وضعیت‌ها رخ داد، رشد کرد و به حرفه‌ای علمی و فنی در ابعاد دانشگاهی و میدانی تبدیل شد. خدمات اجتماعی در زمینه‌های گوناگونِ مستقیم و غیرمستقیم به کار گرفته شد تا به دیگر حرفه‌ها در انجام کارایی‌شان یاری رساند. تجربه‌های فراوان انسان در طول سال‌ها در رشد این حرفه، پختگی روش‌ها و گوناگونی شیوه‌های آن نقش داشت و جوامع گوناگون فعالیت‌های رفاه اجتماعی را در مراحل تاریخی زیادی انجام دادند. در آغاز پیدایش، هدف خدمات اجتماعی بهبود سطح زندگی شهروندان از دیدگاه اقتصادی و سیاسی بدون رسیدن به سود شخصی بود و کار برای منافع عمومی انجام می‌شد. خدمات اجتماعی در کشورهای در حال توسعه بیشتر بر هدف‌های توسعه‌ای تکیه داشت، سپس هدف‌های پیشگیرانه در درجه دوم و هدف‌های درمانی در درجه سوم قرار گرفتند و همه بر پایه اصول علمی برنامه‌ریزی و اجرا می‌شدند. باور رایج این بود که خدمات اجتماعی تنها برطرف کردن نیازها از راه احسان و نیکی است، اما این نگرش تغییر کرد و از کمک مالی به افراد نیازمند و رهاشده، به فلسفه نوینی تبدیل شد که بر پایه روحیه دموکراتیک استوار است و حق فرد را در تعیین سرنوشت خود و انتخاب آزادانه یاری‌ها برای رسیدن به سازگاری اجتماعی با خانواده یا جامعه محلی به رسمیت می‌شناسد. خدمات اجتماعی تفاوت‌های فردی میان انسان‌ها را بر اساس نیازها و شیوه پاسخگویی به آن‌ها در نظر می‌گیرد؛ به گونه‌ای که نهادهای اجتماعی و نیکوکاران در کنار کمک‌های مالی و معنوی، راهنمایی و مشاوره‌های روانی نیز ارائه می‌دهند. ریشه‌های نخستینِ ایده نیکوکاری و سرپرستی تهیدستان، راه را برای پیدایش و رشد خدمات اجتماعی به عنوان حرفه‌ای انسانی هموار کرد، و خدمات اجتماعی در اروپا و آمریکا در شرایطی آشفته پدید آمد.


۳. ویژگی‌های خدمات اجتماعی:


  • خدمات اجتماعی با ارائه خدمات اجتماعی به یاری مردم می‌شتابد.

  • خدمات اجتماعی به حوزه رفاه اجتماعی تعلق دارد و وظیفه مددکاران اجتماعی هدایت برنامه‌ها و خدمات در نهادهای بهداشتی و اجتماعی است.

  • فعالیت خدمات اجتماعی روابط و وظایف اجتماعی را هدف می‌گیرد؛ به طوری که کارِ مددکار اجتماعی بر ایجاد تغییر دلخواه در خدمات و بهبود فرآیند واکنش میان فرد و محیط اجتماعی‌اش استوار است، و به مشکلات و اطلاعاتی که مانع انجام وظایف اجتماعی می‌شوند می‌پردازد.

  • ارزش بنیادیِ هدایت‌کننده خدمات اجتماعی این است که فرد نقش‌های خود را به بهترین شکل برای شکوفایی خود انجام دهد.

  • مددکاران اجتماعی نقش‌های خود را در زمینه‌های گوناگون بهداشتی و اجتماعی اجرا می‌کنند.

  • از ویژگی‌های برجسته خدمات اجتماعی، احترام به فرد نیازمند یاری، ارج گذاشتن به کرامت او و درک رفتارهای او حتی اگر پرخاشگرانه باشد، است.

  • مددکار اجتماعی برای درک حالت یا موقعیت، نیازمند استفاده آگاهانه از نظریه‌های گوناگون و کمک گرفتن از مفهوم‌ها و چارچوب‌های شناختیِ مرتبط مانند نظریه‌های شخصیتی درباره رفتار و انگیزه‌های غیرارادی است.

  • مددکار اجتماعی می‌کوشد نقاط قوت فرد و محیط را بشناسد و برای توسعه آن‌ها بر پایه ارزش‌های خدمات اجتماعیِهدف‌گذارِ خودشکوفایی، تلاش کند.

  • مددکار اجتماعی باید از خطر و اهمیت ملاحظات شخصی که مانع برقراری رابطه حرفه‌ای با افراد شایسته یاری می‌شود، آگاه باشد.

۴. هدف‌های خدمات اجتماعی:


  • الف) هدف‌های مستقیم:


    • یاری رساندن به افراد، گروه‌ها و جوامع تا به بالاترین سطح ممکن از آسایش اجتماعی، روانی و جسمی برسند.

    • یاری به انسان‌ها در تمامی سطوح اجتماعی و بهبود شرایط زندگی برای همه بخش‌های جامعه.

    • خدمات اجتماعی می‌کوشد رفاه را با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند پیوند دهد.

    • یاری به فرد نیازمند و خانواده‌اش برای دسترسی به کمک‌های اقتصادی ضروری از راه تأمین اجتماعی، گروه‌ها، کمک‌های همگانی و کمک‌های ویژه.

  • ب) هدف‌های غیرمستقیم:


    • افزایش حجم انرژی تولیدی در جامعه.

    • دور کردن جامعه از بارهای سنگین اقتصادی و اجتماعی در آینده.

    • تقویت ارزش‌های همبستگی اجتماعی.

    • شناخت زودهنگام بیماری‌های جامعه و نشانه‌های ازهم‌پاشیدگی در آن.

۵. اصول خدمات اجتماعی:


  • انسان فرآورده‌ای اجتماعی است؛ یعنی رفتار او در هر لحظه نتیجه مستقیم تجربه‌های اجتماعی‌اش از زمان تولد در طول زندگی است.

  • هر انسانی، چه به صورت فردی و چه درون یک گروه، نیازهای مادی و روانی دارد که می‌خواهد پیوسته آن‌ها را برآورده سازد، و این کار به واکنشی اجتماعی میان او و دیگران می‌انجامد که دگرگونی جامعه را در پی دارد.

  • انسان موجودی اجتماعی است؛ یعنی دوست دارد با دیگران زندگی کند و حتی بدون دیگران نمی‌تواند زندگی کند.

  • قانع شدن ذهنی انسان به چیزی به این معنا نیست که حتماً آن را انجام خواهد داد، زیرا ساختن عادت‌ها و سنت‌ها با نصیحت به دست نمی‌آید بلکه با تمرین و عمل حاصل می‌شود.

  • انسان بیشتر اوقات توانایی سازگاری با شرایط پیرامونی را بدون کمک بیرونی دارد.

  • انسان توانایی ایجاد دگرگونی در خود و همچنین در جامعه‌اش را داراست.

۶. پیوند میان کار اجتماعی و خدمات اجتماعی: با وجود اینکه مرزهای میان آن‌ها چندان روشن نیست، پیوند کار اجتماعی و خدمات اجتماعی پیوندی دوطرفه است و هر دو در یاری‌رسانی به افراد و گروه‌ها با هم شریکند. با این وجود می‌توان گفت به طور کلی، خدمات اجتماعی به دنبال دگرگون کردن انسان‌ها است، در حالی که کار اجتماعی به دنبال دگرگون کردن ساختارها و نهادهاست. اگر خدمات به دنبال یاری دادن به مردم برای انجام نقش‌هایشان در چارچوب ساختارهای موجود باشد، کار اجتماعی به تغییر دادن محتوای این ساختارها می‌پردازد که به توزیع نقش‌ها و قدرت درون جامعه و فراهم کردن فرصت‌ها و غنی‌سازی زندگی مردم مربوط است؛ و همین موضوع پیوند میان این دو را بسیار نزدیک می‌کند. پس کار اجتماعی می‌کوشد ساختارها و نهادهای درون جامعه یا خود جامعه را تغییر دهد و این کار با مشارکت شهروندان در تلاش‌های سازمان‌یافته برای رسیدن به این هدف انجام می‌شود.


سوم: همبستگی متقابل

۱. تعریف تکافل اجتماعی: منظور از تکافل اجتماعی این است که افراد جامعه در حفظ منافع همگانی و خصوصی، دور کردن بدی‌ها و آسیب‌های مادی و معنوی مشارکت داشته باشند؛ به گونه‌ای که هر فرد احساس کند در کنار حقوقی که دارد، در برابر دیگران و به‌ویژه کسانی که توانایی برآوردن نیازهای خود را ندارند، وظایفی بر عهده دارد تا منافع به آنان برسد و آسیب‌ها از آن‌ها دور شود.


  • بسیاری از افراد تکافل اجتماعی را به این دلیل انجام می‌دهند که نشان‌دهنده جنبه‌ای اخلاقی و ارزشی است.

  • تکافل اجتماعی پشتیبانی هرچند اندک از افراد نیازمندِ یک گروه است.

  • تکافل اجتماعی بر اندیشه همبستگی اجتماعی میان افراد یک گروه تأکید می‌کند و به همبستگی افراد یاری می‌رساند.

۲. نمودهای تکافل اجتماعی:


  • الف) فریضه زکات: یکی از مهم‌ترین ابزارهاست؛ واجبی دینی که خداوند آن را بر مسلمان واجب کرده و به دولت حق داده است که اگر کسی از پرداخت آن خودداری کرد، آن را به زور بگیرد. اهمیت زکات از آن روست که بیشتر اعضای جامعه را در بر می‌گیرد و مقدار تعیین‌شده آن از دارایی عمومی قابل توجه است، یعنی ۲.۵ درصد از مجموع دارایی‌ها.

  • ب) یاری رساندن به نیازمند: هنگامی که فردی بداند همسایه‌اش گرسنه است و چیزی برای خوردن ندارد، اگر در توانش باشد باید او را نجات دهد. پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌فرماید: «کسی که سیر بخوابد و بداند که همسایه‌اش در کنار او گرسنه است، به من ایمان نیاورده است».

  • ج) ابزارهای داوطلبانه: اگر اسلام راهکارهای اجباری را برای همبستگی بنا نهاده، راه را برای کارهای داوطلبانه نیز با قانون‌گذاری راهکارهای داوطلبانه گشوده است، از جمله:


    • وقف.

    • فراهم کردن فرصت‌های شغلی برای کسانی که توانایی کار دارند.

بخش سوم: پیوند کار اجتماعی با دیگر علوم اجتماعی

اول: پیوند کار اجتماعی با جامعه‌شناسی

شناخته‌شده است که جامعه‌شناسی پدیده‌های اجتماعی را به شیوه‌ای علمی بررسی می‌کند؛ افرادی که در یک جامعه گرد آمده‌اند، در روابط خود با یکدیگر و دیگران و در کارهای عمومی خود بر اساس ساختارهای ثابت و تعیین‌شده رفتار می‌کنند و بر اساس هوس‌های خود پیش نمی‌روند، و جامعه‌شناسی به این ساختارهای گوناگون (سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، دینی و خانوادگی) می‌پردازد و روابط گوناگون درون جامعه را مطالعه می‌کند. اما کار اجتماعی تلاشی انسانی است که افراد از راه آن برای پشتیبانی از یکدیگر می‌کوشند و به آن به عنوان جنبشی پویا و زنده با روابطی در هم تنیده در جامعه نگاه می‌شود. از همین رو پیوند کار اجتماعی با جامعه‌شناسی بسیار نزدیک است؛ جامعه‌شناسی پدیده‌های اجتماعی را بررسی کرده و ماهیت روابط میان افراد را در زندگی روزمره مشخص می‌کند و به دنبال رسیدن به قوانین و نظریه‌هایی است که حقایق زندگی اجتماعی را توضیح دهند. کار اجتماعی نیز می‌کوشد از جامعه‌شناسی بهره ببرد زیرا جامعه‌شناسی چارچوب‌های نظریِ مشخص‌شده توسط مددکاران اجتماعی را برای حل مشکلات و شرایطی که با آن‌ها روبه‌رو هستند فراهم می‌کند، و مددکاران از نتایج آن برای شناخت نقاط ضعف و دلایل آن‌ها و تعیین برنامه درمان و پیشگیری مورد نیاز بهره می‌گیرند.


دوم: پیوند کار اجتماعی با روان‌شناسی

روان‌شناسی علمی است که تجربه و رفتار انسان را به طور بنیادین بررسی می‌کند و شاخه‌های گوناگونی مانند روان‌شناسی اجتماعی، تربیتی و صنعتی دارد. این علم بر واکنش میان رفتار فردی و زندگی اجتماعی متمرکز است و می‌کوشد این واکنش را از راه پیوستگیِ میان فرد و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند تفسیر کند. توجه روان‌شناسی اجتماعی به پژوهش‌های تجربی درباره فرد در میان گروه‌ها یا گروه‌های کوچک‌تر بیشتر شده است. روان‌شناسی برای درک پویایی‌های رفتار انسان ضروری و بی‌نظیر است. کار اجتماعی نیز به بررسی روابط انسانی می‌پردازد و می‌کوشد توانایی‌ها و استعدادهای افراد را شکوفا کند، و عامل روانی در اینجا نقشی برجسته در گسترش و افزایش کار اجتماعی درون جامعه دارد. روان‌شناسی و کار اجتماعی پیوندی استوار با هم دارند؛ زیرا هر دو یک هدف را دنبال می‌کنند و آن تلاش برای آرامش فرد، شناخت شخصیت او و بهره‌گیری از حداکثر توانایی‌هایش برای سازگاری با خود و محیط بیرونی است.


سوم: پیوند کار اجتماعی با علوم سیاسی

علم سیاست به سازمان‌های رسمی و تشریفات، و همچنین به نظریه‌های سیاسی، انواع دولت‌ها، شکل‌های آن‌ها، مکاتب فکری امروزی، پدیده‌های انتخاباتی و ساختار قدرت در جامعه می‌پردازد. اما کار اجتماعی به عنوان حرفه‌ای انسانی که رشد شایسته انسان را در هر آیین یا گرایش سیاسی‌اش هدف قرار داده، در هر جامعه‌ای که به انسان به عنوان یک فرد احترام می‌گذارد و در پی شادکامی اوست، وجود دارد. اصول کار اجتماعی در درون ساختار سیاسی و اصول مربوط به همکاری و فرصت‌های برابر برای هر فرد بر اساس توانایی‌اش ریشه دوانده است. مددکار اجتماعی نیز می‌تواند با به‌کارگیری روش‌های کار اجتماعی، در افزایش مشارکت سیاسی، توسعه و تقویت رفتارهای دموکراتیک در میان افراد و گروه‌هایی که با آن‌ها کار می‌کند، سهم داشته باشد. بدون شک، شناخت ماهیت نظام سیاسی جامعه‌ای که کار اجتماعی در آن انجام می‌شود بسیار ضروری است؛ زیرا مسائل زیادی به دنبال آن می‌آید، از جمله استفاده از ابزارها، روش‌ها و راهبردهای ویژه، به‌ویژه در سطح سازماندهی جامعه.


چهارم: پیوند کار اجتماعی با علم اقتصاد

علم اقتصاد چنین تعریف می‌شود که رفتار انسان را در زمینه توزیع منابع محدودش که کاربردهای گوناگونی دارند برای برآوردن نیازهای متنوع، تازه و رو به رشد، به منظور دستیابی به بیشترین میزان پاسخگویی به این نیازها بررسی می‌کند. علم اقتصاد درباره بسیاری از مشکلاتی که برای کار اجتماعی مهم است بحث می‌کند و این مشکلات در دسته مشکلات اقتصادیِ دارای ابعاد اجتماعی جای می‌گیرند. این مسائل برای مددکار اجتماعی اهمیت بسیار زیادی دارد و به شکلی چشمگیر بر توانایی او در برخورد با افراد، گروه‌ها و جامعه به عنوان یک کل تأثیر می‌گذارد. هر موقعیت اجتماعی یا مشکل اجتماعی، ابعاد اقتصادی نیز دارد و مددکار با فردی روبه‌روست که نیازمند راهنمایی درست برای خرج کردن درآمد و تنظیم بودجه است. پس مددکار اجتماعی می‌داند که بیکاری، سطح دستمزدها و گرانیِ هزینه زندگی در بسیاری از موارد نقش دارند، از این رو باید از راه رویکرد اقتصادی به درمان مشکل پرداخت؛ مانند فراهم کردن فرصت شغلی برای سرپرست خانوار یا خرید لوازم برای کودکان تا بتوانند منظم به درس‌شان برسند، و این همان کار اجتماعی است. علم اقتصاد رابطه اقتصادی میان مردم را بررسی می‌کند، زیرا کار اجتماعی تنها به برآوردن نیازهای مادی فرد محدود نمی‌شود، بلکه کار اجتماعی توانایی رویارویی با مشکلات اقتصادی و درمان آن‌ها را در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم دارد.


پنجم: پیوند کار اجتماعی با قوانین و مقررات (حقوق)

هیچ مددکار اجتماعی نمی‌تواند در هیچ جامعه‌ای کار کند مگر اینکه قوانین الهی و وضعیِ مرتبط را بشناسد؛ قوانین قواعدی هستند که افراد برای حفظ جامعه در برابر فروپاشی و گسیختگی به آن‌ها پایبندند. مانند قوانین ازدواج، طلاق و نفقه که قوانینی آسمانی‌اند، و قوانین کار، مستمری و بازنشستگی که قوانینی وضعی‌ هستند. کار اجتماعی این قوانین را در برخورد با مراجعان و هماهنگ با ارزش‌های جامعه مد نظر قرار می‌دهد. قوانین محدودیت‌هایی هستند که افراد و جامعه برای محافظت در برابر ازهم‌پاشیدگی به آن‌ها پایبندند و دو دسته‌اند: قوانین دینی و قوانین وضعی که جامعه آن‌ها را وضع می‌کند و افراد جامعه به آن‌ها پایبندند، مانند قوانین کار، بیمه‌های اجتماعی و تأمین اجتماعی. این قوانین به مددکار اجتماعی کمک می‌کند تا در برخورد با مشکلات گوناگون مربوط به خانواده‌ها، نوجوانان، ناتوانان و سالمندان آگاهی کامل داشته باشد و به دلیل پیوند آن‌ها با سیستم‌های کاری در حوزه‌های حرفه‌ای، ناچار به رجوع به آن‌هاست.


خلاصه:

کار اجتماعی پیوندی بسیار نزدیک با دیگر شاخه‌های علوم اجتماعی دارد تا به عنوان ابزاری برای بهبود شرایط و وضعیت‌های انسانی برای تغییر واکنش جامعه در برابر مشکلات دیرپایی که با آن‌ها روبه‌روست و نحوه برخورد مثبت با آن‌ها به کار رود. این کار می‌کوشد دادگری اجتماعی را برقرار سازد، شرایط زندگی را بهبود بخشد و از همه راه‌ها و امکانات برای فراهم کردن رفاه و آسایش برای همه جامعه، به ویژه نیازمندان و تهیدستان پشتیبانی کند.