اختلاف بر سر «بدعت بودن» جشن مولودی، در واقع اختلافی بر سر مفهوم بدعت است که خود ناشی از ابهام ذاتی این مفهوم است. در واقع اختلاف علمای اهلسنت درباره جشن مولودی را نمیتوان صرفاً یک اختلاف ساده بر سر «وجود یا عدم وجود نص» دانست؛ بلکه بخش مهمی از این اختلاف به تعریف بدعت و معیار تشخیص بدعت مذموم از امر حادثِ مشروع یا حتی مستحب بازمیگردد.
گروهی با تکیه بر عموم احادیثی مانند «كل بدعة ضلالة»، معتقدند هر عبادت یا هیئت عبادیای که به صورت معین و منصوص در شریعت سابقه نداشته باشد، بدعت مذموم است. در مقابل، گروه دیگری معتقدند «بدعت» به معنای هر امر تازهای نیست؛ بلکه باید دید امر حادث آیا با اصول و قواعد کلی شریعت تعارض دارد یا میتواند تحت یک اصل شرعی معتبر داخل شود. بر اساس این نگاه، ممکن است یک امر از حیث تاریخی «محدث» باشد، اما از حیث حکم شرعی، بدعت مذموم نباشد.
مثلاً ابواسحاق شاطبی، که شاید مهمترین نظریهپرداز مفهوم بدعت باشد، جشن مولودی را ـ با اوصافی خاص ـ صریحاً در شمار بدعتها قرار میدهد چنانکه اتخاذ روز ولادت پیامبر (ص) به مثابه عید را نیز ـ مطلقا ـ از مصادیق بدعتها میداند. اما از سوی دیگر فقیه بزرگ شافعی ابوشامه مَقدِسی، جشن مولودی را از زمرهی "بهترین بدعتهای زمان" برمیشمارد و مینویسد:
وَمن أحسن مَا ابتدع فِي زَمَاننَا من هَذَا الْقَبِيل مَا كَانَ يفعل بِمَدِينَة اربل جبرها الله تَعَالَى كل عَام فِي الْيَوْم الْمُوَافق ليَوْم مولد النَّبِي صلى الله عَلَيْهِ وَسلم من الصَّدقَات وَالْمَعْرُوف واظهار الزِّينَة وَالسُّرُور فان ذَلِك مَعَ مَا فِيهِ من الاحسان الى الْفُقَرَاء مشْعر بمحبة النَّبِي صلى الله عَلَيْهِ وَسلم وتعظيمه وجلالته فِي قلب فَاعله وشكرا لله تَعَالَى على مَا من بِهِ من ايجاد رَسُوله الَّذِي أرْسلهُ رَحْمَة (آبو شامة، الباعث على إنكار البدع والحوادث، ص23، القاهرة: دار الهدی)
بعید است که بتوان کسی چون ابوشامه (موافق جدی مولودی) یا شاطبی (مخالف ضمنی مولودی) را به شریعتندانی و بدعتنشناسی و مبتدی بودن متهم کرد. پس چگونه است که چنین گسست عظیمی در بدعتشناسی این دو و همفکرانشان از هر دو اردوگاه موافقان و مخالفان مولودی رخ داده است؟ پاسخ این پرسش را باید در ابهامات ناظر به مفهوم بدعت، نسبت امر حادث با اصول کلی شریعت، و نحوه تحقیق مناط بدعت جستجو کرد که در این مورد خاص به دو رأی فقهی بسیار واگرا انجامیده است. اساسا میتوان این اختلاف را یک گام به عقبتر برد و از اختلاف فقها بر سر وجود یا عدم بدعتهای "حسنه" سخن گفت؛ چنانکه کسی چون عز بن عبدالسلام همان احکام پنجگانهی مشهور (واجب و حرام و مندوب و مکروه و مباح) را برای بدعت نیز قائل است در حالیکه شاطبی بدعت را فقط در دو نوع حرام و مکروه خلاصه میکند. تمام این اختلافات ـ چه لفظی باشند چه واقعی ـ آنگاه که به احکام ضد و نقیض دربارهی موارد خاص منتج میشوند پرده از یک نکتهی معرفتشناسانهی مهم برمیدارند: مفهوم بدعت ـ دستکم ناظر به برخی حوزههای مشخص ـ مفهومی مبهم، غیرمنضبط، قابل تأویل و نتیجتا اجتهادبردار است.
ابهام در تعریف بدعت: تأیید ابن تیمیه
گفتیم که اساسا ذات مفهوم بدعت به دلیل ابهام و غموضی که دارد محل اختلاف شیوههای اجتهادی است و تضاد رأی علمای اهل سنت دربارهی مراسم مولودی خروجی همین تفاوت مفهومی است و نه جهل به ادله.
در اینجا و برای تأکید بر این نکتهی بدیهی، میتوان ابن تیمیه را مثال آورد. ابن تیمیه جشن میلاد پیامبر اسلام (ص) را از زمرهی بدعتها میداند. اما او نکتهای میگوید که پرده از ابهامات عمیق مفهوم بدعت برمیدارد. روشن است که اگر بدعت عین گمراهی و ضلالت باشد هیچ اجر و ثوابی بر آن مترتب نیست بلکه مستوجب عقاب و عذاب هم هست. با این وجود ابن تیمیه حتی نیت شخص مرتکب بدعت را هم در تعریف و پیامد بدعت دخیل میداند. او معتقد است که همین مراسم مولودی اگر از سر حسن نیت و محبت پیامبر (ص) باشد نه تنها موجب عذاب و عقاب نیست بلکه "اجر عظیمی" دارد:
فتعظيم المولد، واتخاذه موسمًا، قد يفعله بعض الناس، ويكون له فيه أجر عظيم لحسن قصده، وتعظيمه لرسول الله صلى الله عليه وسلم" (اقتضاء الصراط، 2/126)
او در ادامه توضیح میدهد که پیامد بدعت از شخصی به شخص دیگر متفاوت است و عنصر مصلحت را هم داخل در این پیامدها میکند. به دیگر سخن، ابن تیمیه بدعت به مثابه عذاب و عِقاب را فقط در فعل بدعت و فاعلش محصور نکرده بلکه نیت شخص را هم داخل در کیفیت ارزیابی و سنجش این بدعت میداند. در واقع او مسأله را حتی پیچیدهتر از آنچه دربارهی ابهام در تعریف بدعت گفتیم میداند: ابن تیمیه احوالات درونی و متغیرات و شرایط افراد را هم به مآل و مفهوم بدعت گره میزند. صدالبته این فراست تیمیهای ناشی از دقت نظر و دستگاه معرفتشناسی پیچیدهی اوست که وی را از بسیاری از همکسوتان معاصرش بسیار متمایز میکرد.

نظرات