سورهٔ مبارکهٔ تغابن، با ترسیم حقیقت دنیا بهمثابه بازاری کوتاهمدت و گذرگاه آخرت، انسان را به تأمل در سرمایهٔ عمر، ایمان و عمل فرا میخواند. این سوره، روز قیامت را «یومُ التَّغابُن» مینامد؛ روزی که حقیقت سود و زیان آشکار میشود و انسان درمییابد که در تجارت زندگی چه به دست آورده و چه از کف داده است. مقالهٔ حاضر با تکیه بر آیات قرآن، احادیث نبوی، و آرای مفسران اهلسنّت، نشان میدهد که رستگاری حقیقی در ایمان، تقوا، اطاعت، انفاق و پاسداشت فرصت عمر نهفته است، و بزرگترین زیان، غفلت از خدا و فروختن آخرت به متاع فانی دنیاست. این نوشتار، سورهٔ تغابن را مدرسهای برای تربیت ایمان، بیداری اخلاقی، محاسبهٔ نفس و آمادگی برای لقای پروردگار معرفی میکند.
حیات معنوی یا «حیات قلب»، پیوندی آگاهانه با پروردگار است که توسط موانع درونی همچون گناه، غفلت، هوای نفس و دنیاگرایی تهدید شده و با ایجاد زنگار بر روح، مانع درک حقایق و ورود نور هدایت به قلب میشود؛ این فرسایش درونی در کنار عوامل رفتاری و محیطی نظیر سستی در عبادات، ترک تدبر در قرآن و همنشینی با اهل باطل، پیوند انسان با منبع فیض الهی را سست کرده و زمینهساز نفوذ جهل، شک و وسوسههای شیطان میگردد که در نهایت منجر به انحطاط کامل معنوی خواهد شد؛ لذا تنها راه صیانت از این سرمایه قدسی و نیل به مقام قرب و رستگاری، شناخت دقیق این «دزدهای خاموش» و مجاهدت مستمر برای رفع آنها از طریق توبه، ذکر و کسب علم نافع است
قرآن کریم به عنوان یک نظام جامع انسانساز، هدفی فراتر از تبیین احکام دارد و به دنبال تربیت «انسان خلیفه» است؛ انسانی که با بهرهگیری از اراده و اختیار خود، صفات الهی را در حیات فردی و اجتماعی متجلی سازد. این متن با بررسی مبانی انسانشناسی در قرآن، سوره فاتحه را «نقشه راه» و ساختاری هدفمند برای این فرآیند تربیتی معرفی میکند. نویسنده نشان میدهد که چگونه سوره حمد با پیوند میان مفاهیم بنیادینی چون توحید، رحمت، ربوبیت، مسئولیتپذیری (مالکیت یومالدین)، عبودیت و نیاز مستمر به هدایت الهی، مسیری مرحلهبهمرحله را برای گذار انسان از خودمحوری به مقام «خلیفةاللهی» ترسیم میکند؛ مسیری که در آن اخلاق، مسئولیت اجتماعی و کمال معنوی در پیوستگی کامل با یکدیگر قرار دارند.
دردمندی یکی از عوامل اساسی بیداری روح و رشد معنوی انسان است. قرآن کریم حضرت ابراهیم علیهالسلام را با صفت «أوّاه» معرفی میکند؛ یعنی انسانی سرشار از دلسوزی و احساس درد نسبت به خدا و بندگان او. این دردمندی بر دو پایه استوار است: احساس نیاز درونی و آگاهی و بیداری قلب. از همین رو انسان مؤمن دردمند، درد دوری از خدا، جستوجوی حقیقت، هدایت دیگران، نفرت از گناه و حسرت از دست دادن فرصتهای معنوی را در دل خود احساس میکند. در حقیقت، دردمندی نشانهی زنده بودن قلب است و انسان را بهسوی خدا، حقیقت و خیرخواهی برای دیگران سوق میدهد.
این متن تحلیلی فلسفی و الهیاتی، ساختار نوین وحی و ختم نبوت در پارادایم «خودی» را بر اساس دیدگاههای محمد اقبال لاهوری بررسی میکند. اقبال وحی را بهعنوان ویژگی ذاتی حیات و پاسخ حیات به نیازهای تکاملی میداند که از طریق تجربه شهودی و فراعقلی قابل درک است. او تمایز میان آگاهی پیامبرانه و عارفانه را شرح میدهد و اهمیت بازگشت پیامبر به بطن تاریخ و نقش او در تحول تمدن را برجسته میکند. اقبال ختم نبوت را بهمثابه بلوغ عقلانی بشر میداند، که در پی آن، انسان باید از هدایت بیرونی به خودفرمانی عقلانی برسد. نهایتاً، اندیشه وی پیوندی بین تکامل «خودی» و مفاهیم نبوت و وحی برقرار میکند، و اسلام را بهعنوان فلسفهای آیندهگرا معرفی مینماید.
رابطهی دین و دولت یکی از مهمترین و مناقشهبرانگیزترین مسائل اندیشهی سیاسی در جهان اسلام معاصر است. از اواخر قرن نوزدهم تا امروز، اندیشمندان مسلمان در برابر پرسشی بنیادین قرار گرفتهاند: آیا اسلام مستلزم تشکیل دولت دینی است، یا میتوان میان ایمان اسلامی و ساختار دولت سکولار سازگاری برقرار کرد؟ در این میان، کتاب «اسلام و دولت سکولار: گفتوگو پیرامون آیندهی شریعت» اثر «عبدالله احمد النعیم»، متفکر سودانی-آمریکایی، یکی از مهمترین آثار نظری در این حوزه به شمار میرود. چندی پیش نیز برگردان فارسی این اثر سترگ به قلم «بایزید توحیدیان» توسط نشر نگاه معاصر منتشر شد و امکان آشنایی دقیقتر فارسیزبانان با اندیشههای این نواندیش برجسته را فراهم ساخت.
این مقاله به بررسی مفهوم «خودی» بهعنوان محور اصلی اندیشه و اشعار محمد اقبال لاهوری میپردازد و آن را حقیقتی پویا و خلاق در وجود انسان معرفی میکند. پژوهش نشان میدهد که تکامل خودی از سه مرحله «اطاعت»، «ضبط نفس» و «نیابت الهی» عبور میکند تا انسان به مقام خلافت الهی برسد. اقبال عشق را نیروی محرک این فرایند میداند که موجب بیداری اراده و آفرینشگری انسان میشود. در نهایت، فلسفه خودی در اندیشه اقبال، طرحی برای احیای هویت، آزادی و پویایی انسان مسلمان ارائه میدهد.
این مقاله به مفهوم «اصلاح و تجدید در اندیشهی دینی» میپردازد و آن را سنتی اسلامی برای نوسازی فهم دین در مواجهه با تحولات زمانه میداند. نویسنده سه دیدگاه دربارهی تجدید را بررسی میکند: ردّ کامل نوگرایی، پذیرش بیقیدوشرط تجدّد غربی و دیدگاه میانه که با حفظ اصول ثابت اسلام، تحولات سازگار با آن را میپذیرد. وی دیدگاه سوم را راهکار درست معرفی میکند و بر ضرورت اصلاح اجتماعی، توجه به تجربههای تاریخی مسلمانان، حفظ هویت تمدنی اسلام و تربیت دعوتگران آگاه تأکید میورزد. هدف نهایی این رویکرد، احیای کارآمدی اسلام در پاسخگویی به نیازهای دنیای معاصر است.
این متن به بررسی پیوند عمیق دین و زیباییشناسی پرداخته و هنر را مایه آرامش روان و شکوفایی فطرت انسانی معرفی میکند. بر اساس دیدگاههای اندیشمندانی چون امام غزالی، هنرهای شنیداری (مانند موسیقی) و دیداری (مانند هنرهای تجسمی) تا زمانی که ابزار شرک و فساد نشوند، مباح و حلال هستند. در نهایت تأکید میشود که طبق آموزههای دینی، خداوند ذاتاً زیباست و زیباییها را دوست دارد، لذا انسان دیندار نیز باید زیباییپسند باشد.
این مقاله به بررسی راههای تربیتی و بهداشتی برای آموزش روزه به کودکان میپردازد و بر اهمیت مشارکت دادن آنان در تصمیمگیری، تغذیه صحیح در سحر و ایجاد محیطی شاد و معنوی در خانه تأکید دارد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb