این مقاله به بررسی مفهوم «خودی» بهعنوان محور اصلی اندیشه و اشعار محمد اقبال لاهوری میپردازد و آن را حقیقتی پویا و خلاق در وجود انسان معرفی میکند. پژوهش نشان میدهد که تکامل خودی از سه مرحله «اطاعت»، «ضبط نفس» و «نیابت الهی» عبور میکند تا انسان به مقام خلافت الهی برسد. اقبال عشق را نیروی محرک این فرایند میداند که موجب بیداری اراده و آفرینشگری انسان میشود. در نهایت، فلسفه خودی در اندیشه اقبال، طرحی برای احیای هویت، آزادی و پویایی انسان مسلمان ارائه میدهد.
این مقاله به مفهوم «اصلاح و تجدید در اندیشهی دینی» میپردازد و آن را سنتی اسلامی برای نوسازی فهم دین در مواجهه با تحولات زمانه میداند. نویسنده سه دیدگاه دربارهی تجدید را بررسی میکند: ردّ کامل نوگرایی، پذیرش بیقیدوشرط تجدّد غربی و دیدگاه میانه که با حفظ اصول ثابت اسلام، تحولات سازگار با آن را میپذیرد. وی دیدگاه سوم را راهکار درست معرفی میکند و بر ضرورت اصلاح اجتماعی، توجه به تجربههای تاریخی مسلمانان، حفظ هویت تمدنی اسلام و تربیت دعوتگران آگاه تأکید میورزد. هدف نهایی این رویکرد، احیای کارآمدی اسلام در پاسخگویی به نیازهای دنیای معاصر است.
این متن به بررسی پیوند عمیق دین و زیباییشناسی پرداخته و هنر را مایه آرامش روان و شکوفایی فطرت انسانی معرفی میکند. بر اساس دیدگاههای اندیشمندانی چون امام غزالی، هنرهای شنیداری (مانند موسیقی) و دیداری (مانند هنرهای تجسمی) تا زمانی که ابزار شرک و فساد نشوند، مباح و حلال هستند. در نهایت تأکید میشود که طبق آموزههای دینی، خداوند ذاتاً زیباست و زیباییها را دوست دارد، لذا انسان دیندار نیز باید زیباییپسند باشد.
این مقاله به بررسی راههای تربیتی و بهداشتی برای آموزش روزه به کودکان میپردازد و بر اهمیت مشارکت دادن آنان در تصمیمگیری، تغذیه صحیح در سحر و ایجاد محیطی شاد و معنوی در خانه تأکید دارد.
پیش از این دیدیم که پیشینهی شریعت تاریخی در مورد حقوق بشر مربوط به غیرمسلمانان در همبرهم است. از یک طرف، شریعت حقوق غیرمسلمانان را به رسمیت میشناخت و تا جایی که به زندگی، اموال و امنیت شخصیشان مربوط میشد، از حمایت برابر قانون برخوردار بودند. غیرمسلمانان همچنین از حق آزادی اعتقاد و حق تعیین سرنوشت برخوردار بودند تا جایی که شرایط قانونی و اجرایی آنها اقتضا میکرد. از طرف دیگر، فقهای کلاسیک برخی محدودیتها را بر غیرمسلمانان در حوزهی طرز لباس پوشیدن، به نمایش گذاشتن نمادهای دینی، ساختن کلیساها در مناطق غالباً مسلماننشین، استفاده از اسب و حمل سلاح و غیره تحمیل کردند.
نوشتار حاضر، روزه را نظامی بنیادین برای گذار از «مادیگرایی روزمره» به «هویت نورانی» تبیین میکند که هدف غایی آن تحقق تقوا است. این فریضه بهمثابهی یک سپر (جُنّة)، نهتنها جسم را از شهوات پاک میسازد، بلکه به سبب ماهیتِ پنهانیاش، تنها عبادتی است که از ریا مبرّا گشته و مستقیماً به خداوند انتساب یافته است. در نهایت، روزه با مهار رفتارهای تهاجمی و آراستنِ فرد به صفاتِ صمدیّت، موجباتِ سعادتِ دوجانبه (هنگام افطار و لقاء پروردگار) را فراهم میآورد.
بحثمان را با مطرح کردن این پرسش که آیا نظم سیاسی مبتنی بر اصول اخلاقی اسلامی قادر به ترویج حقوق بشر است شروع کردیم. چنین استدلال کردیم که منتقدان قانون اسلامی، قضیهای را مطرح کردهاند که زنان و غیر مسلمانان همچون مردان مسلمان دارای حقوق برابر نیستند. اما مدارک و شواهد ارائه شده توسط منتقدان شریعت در این زمینه ناقص و ناکافی هستند زیرا باید از خود پرسید که آیا این موارد مشکلداری که مسلمانان و غیر مسلمانان و همچنین مردان و زنان را از یکدیگر جدا میکنند از خود ویژگیهای ذاتی منابع اسلامی ناشی میشوند یا در اثر ناکامی علمای مسلمان برای بسط شریعت تا با شرایط مدرن مطابقت داشته باشند به وجود آمدهاند. این حالت دوگانه را - حداقل تا اندازهای- میتوان به این حقیقت نسبت داد که منابع و احکام قانونی اسلامی ظاهراً آیات و احادیثی را که بر برابری تأکید میکنند با سایر آیات و احادیثی که تفاوت دینی و جنسیتی را تصدیق میکنند با هم جمع میکنند.
این مقاله به ضرورت تبیین فلسفه و مقاصد روزه در عصر حاضر میپردازد و تأکید میکند که برخلاف فقهِ صوری، باید به «فقهِ مقاصدی» روی آورد تا پرسشهای نسل جدید و غیرمسلمانان پاسخ داده شود و پیوند میان عبادت و عقلانیت تقویت گردد.
حال وقت آن رسیده امروز که ما در این قرن، فرصت طلایی رمضان را ارزیابی نماییم و به جهان درون و بیرون خود نگاه عمیق و دلسوزانهای نماییم و از غرق شدن در دریای طغیان کرده، خود و جامعهی خویش را نجات بدهیم؛ و رمضان، روز و شبهایش را و قرآن و قصص و پندهایش را سکوهای پرواز و جزيرهی نجات قرار دهیم و موانع ها را با آنان برطرف نماییم.
مفهوم حقوق بشر بیانگر مجموعهای از ارزشهای انتزاعی است که عینیتبخشیدن به آنها برای تضمین یک زندگی باکرامت ضروری تلقی میشود. فرآیندی که از طریق آن، این حقوق انتزاعی حالتی عینی پیدا میکنند، به هیچ وجه ساده یا روشن نیست. تأثیر ویژگیهای تاریخی و اخلاقی یک فرهنگ خاص بر نحوهی درک و تفسیر حقوق بشر مسئلهی اصلی است. این مقاله امکان شکلگیری سنتی از حقوق بشر را که ریشه در جهانبینی اسلامی دارد بررسی میکند و تأثیر باورها و ارزشهای اسلامی را بر تفسیر و اجرای حقوق بشر مورد کاوش قرار میدهد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev