مفهوم حقوق بشر بیانگر مجموعهای از ارزشهای انتزاعی است که عینیتبخشیدن به آنها برای تضمین یک زندگی باکرامت ضروری تلقی میشود. فرآیندی که از طریق آن، این حقوق انتزاعی حالتی عینی پیدا میکنند، به هیچ وجه ساده یا روشن نیست. تأثیر ویژگیهای تاریخی و اخلاقی یک فرهنگ خاص بر نحوهی درک و تفسیر حقوق بشر مسئلهی اصلی است. این مقاله امکان شکلگیری سنتی از حقوق بشر را که ریشه در جهانبینی اسلامی دارد بررسی میکند و تأثیر باورها و ارزشهای اسلامی را بر تفسیر و اجرای حقوق بشر مورد کاوش قرار میدهد.
این مقاله تفاوت ظریف بلاغی میان «صوم» و «صيام» را بررسی کرده و تبیین میکند که قرآن از «صيام» برای بیان فریضهی مستمر و نظاممند استفاده کرده، در حالی که در سنّت نبوی هر دو لفظ بر اساس سیاق به جای یکدیگر به کار رفتهاند. از منظر غزالی، تفاوت «صوم» و «صيام» تنها یک تفاوت لغوی نیست، بلکه تفاوتی در «مرتبهی وجودی عمل» است. «صيام» نشاندهندهی عبادتی است که به کمال رسیده و تمام ارکان تشریعی را داراست.
مقاله به بررسی حماسهی پنهان مسلمانان اندلس (موریسکوها) پس از سقوط غرناطه میپردازد؛ مردمی که تحت شکنجههای هولناک «محاکم تفتیش عقاید»، با جانی بر کف، شعائر اسلام و بهویژه روزهی رمضان را در خفا حفظ کردند. متن با تکیه بر اسناد تاریخی و گزارشهای بازجویی، تدابیر هوشمندانهی آنان برای رؤیت هلال و برپایی سحری و افطار در دلِ خطر را روایت میکند. در نهایت، این واکاوی تاریخی پلی به امروز میزند تا با یادآوری رنج پیشینیان و مسلمانان تحت فشار در جهان معاصر، ارزشِ فرصتِ عبادت و آزادیِ ایمان را در جانِ خواننده بیدار کند.
این نوشتار با نگاهی تحلیلی به واکاوی تقابل روایتهای متخاصم و منصفانه در تاریخنگاری دولت عثمانی میپردازد و ریشههای سیاهنمایی علیه این خلافت را در پیشفرضهای سیاسی، زخمهای کهن صلیبی و جریانهای غربزده جستوجو میکند. نویسنده ضمن بازخوانی آرای مورخان مخالف و موافق، بر ضرورت بازگشت به اسناد متقن برای خروج از سیطره روایتهای بیگانه تأکید ورزیده و فروپاشی تمدنی را نتیجه گسست از هویت و معنا میداند.
این نوشتار با دستهبندی انسانها بر اساس پیوند میان ایمان و کیفیت زندگی، مدعی است که سعادت حقیقی (حیات طیبه) تنها در پرتو «عقیدهی صحیح» و «عمل صالح» حاصل میشود. نویسنده با تبیین «سنتهای الهی» نظیر ابتلا (برای صعود مؤمن) و استدراج (رفاه تدریجی کافران برای سقوط نهایی)، تأکید میکند که رفاه مادی لزوماً نشانهی رضایت الهی نیست؛ بلکه آرامش درونی و پایداری در مسیر حق، تمایز اصلی میان حیات انسانی و سایر مراتب حیات است.
دکتر حکیم کوچکی دانشآموختهی معارف اسلامی و از اعضای پیشکسوت جماعت دعوت و اصلاح استان گلستان در نشستی با حضور و معاونان بانوان و روابط عمومی مرکزی جماعت دعوت و اصلاح و برخی از اعضای این تشکل مدنی در استان گلستان، دربارهی اینکه چگونه دلهای جوانانمان را با نور ایمان و تربیت اسلامی آشنا کنیم، سخنرانی کرد.
مقاله استدلال میکند که بر خلاف دیدگاه مطلقگرایانه معاصر ("همه چیز دینی است")، اندیشه فقهی سنتی میان حوزههای مختلف شریعت تمایز قائل میشد تا انعطافپذیری لازم را ایجاد کند. محور اصلی تمایز: ثابت (تعبّدی): حوزههایی چون عبادات، عقاید و حقوق الله که احکامشان مفصل و غیرقابل تغییر است (اصل بر منع). متغیر (معقول/اجتهادی): حوزههایی چون معاملات، عادات، سیاست شرعیه و حقوق عباد که در آنها اجتهاد، انعطاف و تغییر بر اساس مصالح و اقتضائات زمان (سیاست شرعیه) بسیار گسترده است (اصل بر اباحه). نتیجهگیری: حکمرانی و سیاست در شریعت، بیشتر در قالب قواعد کلی و مقاصد آمدهاند، نه احکام جزئی ثابت؛ بنابراین، فضای اجتهاد و انطباق در امور دنیوی وسیع است.
مقاله با تأکید بر اینکه یأس و ناامیدی بزرگترین گناه و نشانهی کفر به قدرت و رحمت الهی است، تحلیل میکند که ناامیدی مانند زنجیری نامرئی اراده و توان انسان را فلج میکند. ریشههای اصلی یأس، افتادن و تکرار در گناهان عنوان میشود. متن بر اساس تعالیم اسلامی، گناه را نه پایان راه، بلکه فرصتی برای شکستن غرور و بازگشت صادقانه (توبه نصوح) میداند. در این مسیر، استغفار دائمی و تکرار توبه تا خستگی شیطان ضروری است؛ زیرا رحمت خدا (إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا) بر همهی گناهان فائق است. در نهایت، دعا بهعنوان اصلیترین سلاح مقابله با یأس معرفی میشود؛ زیرا دعا نه تنها خواستن حاجت، بلکه همنشینی دائمی با پروردگار و تجلی ایمان به حکمت و فضل بیانتهای اوست.
مقالهی حاضر به تبیین نظام اخلاقی و ارتباطی قرآن بر پایه مفهوم «قول» میپردازد و با رویکردی تحلیلی، گفتار را نه صرفاً یک ابزار، بلکه تجلیگاه ایمان و سنجهی سلامت فردی و اجتماعی معرفی میکند. نویسنده با دستهبندی اقوال به سه ساحت پسندیده (مانند سدید و معروف)، مذموم (مانند زور و مختلف) و خاص (ثقیل و فصل)، چارچوبی دقیق برای تعاملات انسانی و نفوذ در قلوب، از سطح روابط خانوادگی تا اصلاحات کلان جهانی، ترسیم کرده است.
تربیت، فرآیندی انسانی، فردی و جمعی است؛ پیوسته، هدفمند و در خدمت رشد و شکوفایی انسان. این سیر تعالی، در هماهنگی با محیط طبیعی و اجتماعی فرد شکل میگیرد و در تمام مراحل زندگی، همپای او حضور دارد؛ هرچند جلوههای آن در دوران کودکی و نوجوانی نمایانتر است. از این تعریف برمیآید که مسئولیت تربیت، نهتنها بر دوش خود فرد، بلکه بر عهده اطرافیان و جامعه نیز هست؛ جامعهای که با نهادهای رسمی و غیررسمیاش در این مسیر نقشآفرینی میکند. تربیت، همچون نَفَسی مداوم، در تار و پود زندگی انسان جاریست و لحظهای از او جدا نمیشود.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb