بشارت در قرآن و سنت پیامبر ﷺ شامل خبرهای خوش و پاداشهای الهی برای مؤمنان و هشدار و عذاب برای گنهکاران است. پیامبران و جایگاههای ایشان مؤمنان عامل را به اعمال صالح تشویق و از ثوابهای آن بشارت میدهند، از جمله پاداش بزرگ، مغفرت، رضای خدا، ورود به بهشت، نعمتهای متنوع و ثبات قدم در راه خدا؛ همچنین بشارت به عذاب شامل عذاب قبر و قیامت برای کافران و منافقان است تا آنان را از گناه بازدارد. بدین ترتیب بشارت وسیلهای تربیتی و هدایتگر است که هم انگیزه عمل صالح ایجاد میکند و هم از رفتار نادرست جلوگیری میکند، و نشاندهنده رحمت، حکمت و عدالت الهی است.
نبرد دموکراسی در عصر استبداد، بیش از آنکه صرفاً رقابتی سیاسی باشد، نبردی بر سر روایت و معناست. آزادی و کرامت اگر به شعارهایی انتزاعی فروکاسته شوند، توان بسیج اجتماعی خود را از دست میدهند. راهِ برونرفت از این بنبست، ساختن روایتی زنده و ملموس است که دموکراسی را نه مفهومی نخبگانی، بلکه پاسخی عملی به رنجهای مردم بداند و استبداد و فساد را علت واقعی بحرانها معرفی کند. تحقق این هدف مستلزم اقداماتی راهبردی است: پیوند دادن مطالبات اقتصادی (اشتغال، عدالت مالیاتی، مبارزه با فساد) با ارزشهای دموکراتیک، و سپس حضور فعال در فضای دیجیتال از طریق ابتکارات مدنی و محتوای بصری نزدیک به زبان مردم. هر جریانی که بتواند مردم را قانع کند دموکراسی منشأ دردهایشان نیست، بلکه مسیر رهایی و عدالت است، میتواند زمینهساز احیای سیاسی و آغاز رستاخیز واقعی در جهان عرب گردد.
این مقاله با تکیه بر روایت قرآنی حضرت یوسف (ع)، «حکمت» را به عنوان سنگبنای رهبری اخلاقی و کارآمد تحلیل میکند. نویسنده نشان میدهد که حکمت در قرآن صرف دانایی نظری نیست، بلکه توان تبدیل علم به تصمیم و اقدام است. با کاوش در آزمونهای اخلاقی اولیهی یوسف، مدیریت او در بحران قحطی، نحوهی مطالبهی مسئولیت و شیوهی مواجهه با خصومت و آشتی، این نوشتار یک چارچوب منسجم از «رهبری یوسفی» استخراج میکند: رهبریای که بر صداقت، آیندهنگری، شایستگیِ اثباتشده، مسئولیتپذیری اخلاقی و توان تنشزدایی استوار است. نتیجهی این مقاله آن است که این الگوی رهبری قرآنی، علیرغم قدمت تاریخیاش، همچنان یکی از عملیترین و پایدارترین مدلهای رهبری برای حکمرانی امروز است؛ زیرا محور آن نه قدرت، بلکه حکمت است.
قرآن با ایجاد «پلیس درونی» و توجه دائم به سرای آخرت، انسان را از دلبستگیهای دنیا و خواستهای نفسانی پاک میسازد. پیامبران نمونه این خلوصاند که یاد دائمی آخرت، رفتار و تصمیمهایشان را هدایت میکرد و آنان را برگزیده خدا ساخت. تربیت اینگونه انسانها به مربیان و دعوتگران الهام میدهد تا نسلی شایسته، پیراسته و متوجه آخرت پرورش دهند.
اشارە: استاد محمدعلی کوشا (زادهی ۱ فروردین ۱۳۳۱، بیجار) مجتهد، فقیه، مفسر و مترجم قرآن، مدرس سطوح عالی حوزه و از قرآنپژوهان برجستهی معاصر است. عمدهی فعالیتهای علمی ایشان در زمینهی تفسیر و بهویژه ترجمهی قرآن کریم متمرکز بوده است. دکتر کوشا با نقد و بررسی بیش از ۱۸۰ ترجمهی فارسی قرآن، پرکارترین منتقد در حوزهی ترجمههای قرآن بهشمار میرود و همچنین بنیانگذار آموزش پیشرفتهی فن ترجمهی قرآن در حوزههای علمیه است. وی تاکنون بیش از ۴۰ اثر تحقیقی و تألیفی در زمینههای قرآنپژوهی، ادبیات، فقه، کردستانپژوهی، تصحیح متون و احیای نسخههای خطی کتابخانهی مجلس شورای اسلامی نگاشته و بیش از ۵۰ مقاله در موضوعات کتابشناسی، نقد ادبی، بررسی ترجمههای قرآن و دینپژوهی از او منتشر شده است. افزون بر این، استاد کوشا نویسندهی بیش از ۳۰۰ مدخل و مقاله برای دانشنامههای فارسی و عربی در جهان اسلام است. با سپاس از فرصتی که از طریق واتساپ برای این گفتوگو در اختیار ما قرار دادید، مفتخریم در محضر حضرتعالی گفتوگویی داشته باشیم.
این نوشتار با تکیه بر آموزههای قرآن، مبانی حکومتداری اسلامی را بررسی میکند. قرآن اصولی بنیادین برای اداره جامعه ارائه میدهد که نخستینبار در دولت مدینه به اجرا درآمد و الگویی ماندگار برای حکمرانی مسلمانان شد. مهمترین این اصول عبارتاند از: عدالت و احسان بهعنوان سنگ بنای جامعه عادل و متعالی، تضمین امنیت چندبعدی (اجتماعی، اقتصادی، غذایی و زیستمحیطی) بهعنوان بستر شکوفایی و توسعه، و اصل شورا بهعنوان سازوکار مشارکت جمعی در تصمیمگیریها. این سه رکن در کنار هم، چارچوبی جامع و مترقی برای حکمرانی ارائه میدهند که هدف آن ایجاد جامعهای صالح، پایدار و شکوفا بر پایه کرامت انسانی و ارزشهای اخلاقی است.
ایمان حقیقی فراتر از حفظ دانستهها و ظواهر دینی است و نوری است که عقل، قلب و ارادهی انسان را هدایت میکند. ایمان نیرویی هدایتگر، محرک، بازدارنده و آرامشبخش است که مؤمن را به نیکیها سوق میدهد، از شرور بازمیدارد، امنیت روانی و اطمینان قلبی میبخشد و او را در سختترین شرایط ثابت و پایدار نگه میدارد. ایمان واقعی، تنها با عمل صالح و پیوند با خدا کامل میشود و سرچشمهی سعادت فرد و جامعه است، در حالی که فقدان آن، خلأی بزرگ در زندگی مسلمانان ایجاد میکند.
این یادداشت به بررسی شکاف میان جوانان اسلامگرا و ملیگرا در جامعهی کُردی میپردازد. نویسنده معتقد است که ریشهی این تقابل در خلط میان «هویت فرهنگی/زبانی» و «هویت اعتقادی/ایدئولوژیک» است؛ بهگونهای که برخی، اندیشهی سکولار را معیار «کُرد بودن» دانسته و کُردهای مسلمان را طرد میکنند. او هشدار میدهد که تداوم این روند، موجب فروپاشی همبستگی فرهنگی خواهد شد. راهحل پیشنهادی او بازتعریف مفهوم «کُرد بودن»، پذیرش تفاوتهای فکری، تمرکز بر کرامت انسانی و تبدیل دشمنیها به گفتوگوی علمی و محترمانه است.
وحید سهرابیفر: نظریههای الهیاتی -مانند سائر نظریات- به منظور معنادار ساختن پدیدهها به کار میروند. مدعای نوشته حاضر این است که الهیات سنتی در جهان پساغزه، معنابخشی خود را به میزان قابل توجهی از دست داده است و مومنان نیازمند الهیات جدیدی هستند.
در دههها و سالهای اخیر، بنیادگرایی یکی از مسائل جهانی مهم بوده است. تا مدتها تصور میشد که روند تدریجی مدرنیته در سراسر جهان باعث کمرنگ شدن نقش دین در زندگی اجتماعی و عرصه سیاست میشود اما در انتهای قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم دستکم دو جریان و سازمان بنیادگرا در سرزمین اسلام ظهور کرد؛ القاعده و داعش. به نظر میرسد خاورمیانه همچنان عرصه پیکارهای مذهبی باشد. همچنین در چند سال اخیر حضور تعداد زیادی از مهاجران و پناهندگان مسلمان در اروپا به بحثهایی در خصوص تفاوت اسلام و فرهنگ اروپا دامن زده است. در خصوص این مسائل با احمد موثقی گیلانی به گفتوگو پرداختیم؛ ایشان استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران بوده و برای سالها به تدریس درباره توسعه و نظریههای پیشرفت و همچنین جنبشهای اسلامی پرداختهاند.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb