این نوشتار با تکیه بر آموزههای قرآن، مبانی حکومتداری اسلامی را بررسی میکند. قرآن اصولی بنیادین برای اداره جامعه ارائه میدهد که نخستینبار در دولت مدینه به اجرا درآمد و الگویی ماندگار برای حکمرانی مسلمانان شد. مهمترین این اصول عبارتاند از: عدالت و احسان بهعنوان سنگ بنای جامعه عادل و متعالی، تضمین امنیت چندبعدی (اجتماعی، اقتصادی، غذایی و زیستمحیطی) بهعنوان بستر شکوفایی و توسعه، و اصل شورا بهعنوان سازوکار مشارکت جمعی در تصمیمگیریها. این سه رکن در کنار هم، چارچوبی جامع و مترقی برای حکمرانی ارائه میدهند که هدف آن ایجاد جامعهای صالح، پایدار و شکوفا بر پایه کرامت انسانی و ارزشهای اخلاقی است.
ایمان حقیقی فراتر از حفظ دانستهها و ظواهر دینی است و نوری است که عقل، قلب و ارادهی انسان را هدایت میکند. ایمان نیرویی هدایتگر، محرک، بازدارنده و آرامشبخش است که مؤمن را به نیکیها سوق میدهد، از شرور بازمیدارد، امنیت روانی و اطمینان قلبی میبخشد و او را در سختترین شرایط ثابت و پایدار نگه میدارد. ایمان واقعی، تنها با عمل صالح و پیوند با خدا کامل میشود و سرچشمهی سعادت فرد و جامعه است، در حالی که فقدان آن، خلأی بزرگ در زندگی مسلمانان ایجاد میکند.
این یادداشت به بررسی شکاف میان جوانان اسلامگرا و ملیگرا در جامعهی کُردی میپردازد. نویسنده معتقد است که ریشهی این تقابل در خلط میان «هویت فرهنگی/زبانی» و «هویت اعتقادی/ایدئولوژیک» است؛ بهگونهای که برخی، اندیشهی سکولار را معیار «کُرد بودن» دانسته و کُردهای مسلمان را طرد میکنند. او هشدار میدهد که تداوم این روند، موجب فروپاشی همبستگی فرهنگی خواهد شد. راهحل پیشنهادی او بازتعریف مفهوم «کُرد بودن»، پذیرش تفاوتهای فکری، تمرکز بر کرامت انسانی و تبدیل دشمنیها به گفتوگوی علمی و محترمانه است.
وحید سهرابیفر: نظریههای الهیاتی -مانند سائر نظریات- به منظور معنادار ساختن پدیدهها به کار میروند. مدعای نوشته حاضر این است که الهیات سنتی در جهان پساغزه، معنابخشی خود را به میزان قابل توجهی از دست داده است و مومنان نیازمند الهیات جدیدی هستند.
در دههها و سالهای اخیر، بنیادگرایی یکی از مسائل جهانی مهم بوده است. تا مدتها تصور میشد که روند تدریجی مدرنیته در سراسر جهان باعث کمرنگ شدن نقش دین در زندگی اجتماعی و عرصه سیاست میشود اما در انتهای قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم دستکم دو جریان و سازمان بنیادگرا در سرزمین اسلام ظهور کرد؛ القاعده و داعش. به نظر میرسد خاورمیانه همچنان عرصه پیکارهای مذهبی باشد. همچنین در چند سال اخیر حضور تعداد زیادی از مهاجران و پناهندگان مسلمان در اروپا به بحثهایی در خصوص تفاوت اسلام و فرهنگ اروپا دامن زده است. در خصوص این مسائل با احمد موثقی گیلانی به گفتوگو پرداختیم؛ ایشان استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران بوده و برای سالها به تدریس درباره توسعه و نظریههای پیشرفت و همچنین جنبشهای اسلامی پرداختهاند.
ضعف ایمان در میان بسیاری از مسلمانان یک واقعیت آشکار است و خود را در شکلهای مختلفی مانند ارتکاب گناهان، سختی قلب، کمتوجهی به عبادات، بیتأثیری از قرآن، غفلت از ذکر خدا و دلبستگی به دنیا نشان میدهد. عوامل این ضعف شامل دوری از محیطهای ایمانی، فقدان الگوهای صالح، ناآگاهی دینی، اشتغال به امور دنیوی و غفلت از آخرت است. درمان ضعف ایمان با بازگشت به یاد خدا، تدبر در قرآن، طلب علم شرعی، تنوع در عبادات، استمرار در اعمال نیک، جمع میان امید به رحمت و ترس از عدم قبول و توجه به مرگ و آخرت امکانپذیر است. هدف این اقدامات حفظ حدی از ایمان متناسب با رابطهی انسان با خداوند و افزایش خشوع و طاعت است.
مطالعات تطبیقی و نقد تاریخی منابع سیره نبوی، امکان بازخوانی جدیدی از شخصیت حضرت محمد(ص) در دوران پیشابعثت فراهم کرده است. یافتهها حاکی از آن است که ایشان، برخلاف تصویر رایج در برخی متون کهن، از موقعیت اجتماعی و اقتصادی ممتازی در مکه برخوردار بود و از طریق سفرهای تجاری به شام و ایران، با جریانهای فکری و فرهنگی عصر پساباستان آشنا شده بود. محمد عثمانی، در این مقاله، با استناد به منابع تاریخی و یافتههای باستانشناسی اخیر، در پی ترسیم چهرهای از «محمدِ تاجر» به عنوان یک «دانای عرب» است که بستر ضروری برای درک عمیقتر از پیامبری ایشان فراهم میآورد.
این نوشتار با محوریت داستان حضرت ابراهیم و خانوادهاش، ده اصل اساسی برای تربیت و ساختن خانوادهی سالم را تبیین میکند. این اصول نشان میدهد که خانواده در منطق قرآن، یک «محل تولید انسان صالح» است و این تولید نه با خشونت و اجبار، بلکه با محبت، گفتوگو، همکاری، فداکاری و اتصال به خدا محقق میشود. رابطهی پدر و فرزند باید مبتنی بر محبت متقابل، گفتوگو و مشارکت در ساخت زندگی باشد. مادر نقش محوری در مهرورزی و پرورش کودک دارد و تلاش هاجر نمونهی این جایگاه است. اطاعت والدین از خدا و تقوای آنان، برکت تربیتی برای فرزندان میآورد و خانواده باید تا حد توان رزق و زندگی آبرومندانه برای اعضای خود فراهم کند. سرانجام، خانوادهی قرآنی در اوج تربیت و ایمان، به روح «فداکاری» میرسد؛ روحی که رمز قربانی و رمز استمرار نسل مؤمن است. این اصول دهگانه، الگویی جامع برای ترجمهی آموزههای ابراهیمی به زندگی معاصر و تربیت نسلهای آینده ارائه میدهد.
در آغاز این مقاله لازم است اشاره کنیم که فقیهان در اصول استنباط، روشهای استدلال و حجیت منابع تبعی مانند عرف، قیاس، استحسان، استصحاب، قول صحابی و دیگر منابع، با یکدیگر اختلاف نظر دارند. همچنین در برخورد با قواعد زبانی و ضوابط اصولی نیز تفاوتهایی دیده میشود؛ از جمله در احتجاج به انواع احادیث یا در تعارض میان دو متن شرعی. همچنین درباره اجتهاد به رأی در مواردی که نصی وجود ندارد، بر اساس منابع تبعی اختلافاتی وجود دارد
متن با الهام از ربیعالاول، تولد پیامبر اسلام را به عنوان الگوی یک «رسانه انسانی» معرفی میکند؛ رسانهای که بر صداقت، اخلاق و کرامت استوار بود. پیامبر پیش از هر ابزار، خود پیام بود و اخلاق خبری را عبادتی میدانست که جامعه را آرام میکرد. مدینه او مدرسهای برای همزیستی و دیپلماسی ارتباطی بود و سبک گفتوگویش نمونهای از سواد رسانهای حقیقی. پیام ربیعالاول برای اهل رسانه امروز آن است که رسانه اگر صادق، انسانی و صلحمحور باشد، ادامهدهنده رسالت محمدی خواهد بود.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb