این نوشتار به بررسی جایگاه والا و هویت ویژهٔ انسان به عنوان خلیفهٔ الهی در روی زمین میپردازد که بر پایهٔ عقل، اختیار و مسئولیتپذیری بنا شده است. در این میان، «وحی» نقش اصلی و مکمل را به عنوان برنامهٔ جامع هدایت ایفا میکند؛ امری که با ابلاغ فرامین ربانی، روشنگری در حوزهٔ باورها، ارائهٔ الگوی عبادی و تنظیم رفتارهای فردی و اجتماعی (همچون عدل، کرامت انسانی، آزادی در دین و اتحاد)، مسیر نهایی انسان را برای دستیابی به سعادت دنیوی، اخروی و عمران زمین هموار میسازد.
در روزگاری که انسانِ معاصر در هیاهوی شهرها، اضطراب زمانه و گسستهای روحی، از خویشتن و از دیگران دور میشود، هر سخنی که از رابطه ی اخوتی نیمقرنی میان دو اندیشمند پرده برمیدارد، تنها یادکردی تاریخی نیست؛ دعوتی است تربیتی به بازگشت به سرچشمههای پاکِ رابطهٔ انسانی؛ رابطهای که بر ایمان، صدق، رسالت و محبت بنا شده باشد.
این متن با رویکردی انتقادی و تدبری به آیه ۲۹ سوره توبه، برداشتهای سنتی و سیاسی گذشته را که مبتنی بر نبرد با ادیان دیگر بوده است، به چالش میکشد. نویسنده استدلال میکند که فرمان نبرد در این آیه، نه بر اساس هویت یا تنوع دینی، بلکه پاسخی به فساد، تجاوز سازمانیافته و قانونشکنی است. بر این اساس، «اهل کتاب» به هر گروهی اطلاق میشود که مرجعیتِ حق و قانون را در اختیار دارد اما به آن خیانت میکند و عدالت را زیر پا میگذارد. در این خوانش، «جزیه» نه یک مجازات عقیدتی و تحقیرآمیز، بلکه غرامتی قانونی برای جبران خسارتِ وارده به نظم عمومی است و گردن نهادن به آن (وهم صاغرون) نیز به معنای تمکین در برابر قانون و عدالت تفسیر میشود. در نهایت، متن نتیجه میگیرد که نبرد در منطق قرآن تنها ابزاری برای دفاع از جامعه در برابر مفسدان است، نه وسیلهای برای تحمیل عقیده.
جان اسپوزیتو، اندیشمند برجسته کاتولیک و از پیشگامان مطالعات اسلامی در غرب، در ۸۶ سالگی درگذشت. او که نیمقرن از عمر خود را وقف اصلاح نگاه غربیها به اسلام کرد، با تأسیس «مرکز تفاهم اسلامی-مسیحی» در دانشگاه جورجتاون، به مقابله با «اسلامهراسی» و نظریه «برخورد تمدنها» پرداخت. اسپوزیتو با تألیف بیش از ۵۰ کتاب و تأکید بر تفکیک میان آموزههای اصیل اسلامی و رفتارهای اقلیتهای افراطی، نقشی کلیدی در پلسازی میان جهان اسلام و غرب ایفا کرد و تا آخرین روزهای عمر، صدایی مدافع عدالت و حقیقتجو باقی ماند.
حکایت آن غزل شهیر حافظ و روایت هنری استادان آواز، شهرام ناظری و محمّدرضا شجریان، تأمّلی است بر چکاد هنر موسیقی و ادبیات که بر جان مخاطب مینشیند.
قرآن کریم، آخرین کتاب آسمانی و بزرگترین منبع هدایت بشر، کتابی است که افزون بر برخورداری از فصاحت و بلاغت بی نظیر، دارای نظامی منسجم، هدفمند و شگفت انگیز در ساختار درونی خود است. برخلاف نگرشی که قرآن را مجموعهای از آیات و سورههای مستقل و پراکنده میداند، بررسی های علوم قرآنی نشان می دهد که میان آیات، سورهها، موضوعات و حتی واژگان قرآن، پیوندی عمیق، هماهنگ و معنادار وجود دارد؛ پیوندی که بخش مهمی از اعجاز و عظمت این کتاب الهی را آشکار میسازد.
فقط خداوند را خدمت کنید. برای من که قرار بود افعال امر قرآن را بشمارم، ذکر ساده اینکه خداوند را خدمت کنید، بسیار ناقص و بهنوعی خالی از امانتداری بود. ظاهراً دعوت قرآن بیشتر از آنکه عبادت خداوند باشد؛ عبادت "فقط" خداوند است. در اکثریت مطلق زمانهایی که دعوت به عبادت خداوند میشود یا ذکری از عبادت خداوند میشود، قید یا توصیفی وجود دارد که عبادت را فقط در حالت عبادت انحصاری خداوند مطلوب میداند.
این مقاله به قلم «جان اسپوزیتو» به بررسی روند تحول دیدگاه جامعه و ساختار سیاسی آمریکا نسبت به اسلام میپردازد؛ تحولی که از رویکرد مثبت و پژوهشمحور توماس جفرسون به قرآن آغاز شد و در دوران معاصر تحت تأثیر جریانهای راست افراطی و سیاستهای دونالد ترامپ، به موجی فزاینده از اسلامهراسی بدل گردید. نویسنده ریشههای اسلامهراسی مدرن را در رویدادهایی چون ۱۱ سپتامبر، ظهور داعش و نظریههایی همچون «برخورد تمدنها» تبیین میکند که به شیطنتآمیز نشان دادن تصویر مسلمانان در رسانهها انجامید. در نهایت، مقاله با وجود این چالشهای ساختاری، بر موفقیتهای چشمگیر جامعه مسلمانان آمریکا در عرصههای علمی، اقتصادی، سیاسی (نظیر انتخاب شهردار مسلمان نیویورک) و نقش کلیدی آنان در فعالیتهای خیرخواهانه و مدنی کشور تأکید میورزد.
عصری که در آن زندگی میکنیم، با چالشهای گوناگونی در حوزه دین و دینداری روبهرو است. گسترش شبهات اعتقادی، تحریف آموزههای دینی، تغییر در فهم دین و ارائه قرائتهای نادرست از معارف اسلامی، از جمله عواملی هستند که زمینه دینگریزی یا حتی دینستیزی را در برخی جوامع فراهم ساختهاند.
نویسنده پرسش «آیا دین از سیاست جداست؟» را دوگانهای گمراهکننده و سادهانگارانه میداند. او با متناظر کردن آن با درهمتنیدگیِ سیاست و فوتبال، استدلال میکند دین به عنوان بنیادیترین نظام هویتی بشر، ناگزیر با سیاست (مدیریت زیست جمعی) پیوند خورده و تفکیک مطلق آنها ناممکن است. بنابراین، به جای بحث بیحاصل دربارهی «بود یا نبودِ» این رابطه، باید «چگونگی و حدود تعامل» آنها را از طریق چهار پرسش کلیدی تحلیل کرد: ۱. تولیت نهادی: نقش و سهم نهادهای دینی در امر سیاسی. ۲. کارگزاران: امکان همزیستیِ ایمان قلبی سیاستمدار با عقلانیت مدیریتی. ۳. زبان متهورانه (رتوریک): کارکرد ادبیات دینی؛ مشروعیتبخشی یا سوءاستفادهی ابزاری. ۴. فلسفهی اخلاق: نسبتِ آرمانهای اخلاقی با واقعیتِ قدرت و منافع. در نهایت، فهم این رابطهی دیرینه در جهان مدرن، نیازمند بازتعریف هوشمندانهی همین مرزها و نقشهاست.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb