هر درکی، مسبوق به حضور آدمی در هستی است. یعنی پیش زمینه تمام ادراکات، ادراک حضوری (شهودی) آدمی است. از اینرو انسان «شهودگری اندیشمند» است یعنی درک و فهم، بر پایه شهود استوار است. پس بر هستی انسان دو منبع بزرگ معرفتی؛ یعنی شهود و اندیشه (تفکر) حاکم است و در واقع مفهوم انسان هم غیر از این دو مفهوم نیست.
تعدد احزاب همچون تعدّد مذاهب است وقتی تعدد احزاب را در درون حکومت اسلامی مشروع میدانیم بدان معنا نیست که به میزان تعداد شخصیتها و افرادی معین که در اهداف شخصی، مصالح سیاسی و عشیرهای باهم اختلاف دارند، حزبی تشکیل شود و گروهی از مردم برای دستیابی به اهداف شخصی و عشیرهای به دور هم جمع گردند. برای مثال، احزابی که بر پایهی نژادپرستی، اقلیم، طایفهای و طبقاتی، همراه با انگیزههای متعغصبانه- که اسلام از آنها اعلام برائت مینماید- تشکیل شده باشند، نمیتوانند احزابی سازنده و در خدمت رشد و تعالی مادی و معنوی اجتماع قرار بگیرند.
امروز پانزدهمین سالگرد وفات مرحوم دکتر علی شریعتی بود و به همین مناسبت در پاره ای محافل دینی و روشنفکری، دانشگاهها و مطبوعات ما سخن از او رفت، یاد او زنده شد و مطابق معمول، خلاف و وفاقهایی هم برانگیخت.
ریچارد روتی وقتی گفته بود که در دوران قرون وسطی خدا، خدا بود. آنگاه در دوران روشنفکری و مدرنیسم عقل، خدا شد و امروزه، یعنی در دوران پست مدرنیسم، هیچ خدایی وجود ندارد. این سخن، بهره بزرگی از حقیقت دارد. بُت عقل یا خدای عقل امروز شکسته است و واژه عزیز خرد که روزی فاخرترین و مقدسترین واژهها بود، امروز جز معنایی مشکوک و مبهم و فروتن افاده نمیکند. عقل ارسطویی، عقل دکارتی، عقل کانتی، عقل هگلی، عقل دینی، عقل تاریخی، عقل دیالکتیکی، عقل نظری، عقل عملی و ...
اصل اول: مبادی نظریهی قبض و بسط تئوریک شریعت
برخی اهداف مهم نظریهی قبض و بسط
۱. نظریهی «قبض و بسط تئوریک شریعت» نظریهای است در باب معرفت دینی به منزلهی معرفتی از معارف بشری. این نظریهی در مرحلهی نخست میکوشد تا:
۱-۱. مکانیسم و چگونگی فهم دین را تبیین نماید.
۲-۱. اوصاف معرفت دینی را در نسبت با سایر معارف بشری روشن کند.
۳-۱. انحای نسبتهای موجود میان معرفت دینی و سایر معارف بشری را معلوم دارد.
یکصدو یک سال از تولد شهید سید قطب میگذرد؛ بزگواری که در 9/10/1906 میلادی دیده به جهان گشود، و آثار ارزشمندی از قبیل "فی ظلال القرآن "، "معالم فی الطریق" و "المستقبل لهذا الدین" را از خود به یادگار گذاشت، و یکی از بزرگترین پرچمداران عرصه ادبیات عرب و تفکر اسلامی بود. تاریخ، عبارت از مجموعهای از حوادث نیست، بلکه عبارت از تفسیر و تبیین حوادث، شناخت وجوه ارتباط میان اجزای مختلف و متفاوت این حوادث است،
پلورالیسم (تکثر و تنوع را به رسمیت شناختن و به تباینِ فرو ناکاستنی و قیاسناپذیری فرهنگها و دینها و زبانها و تجربههای آدمیان فتوا دادن و از عالم انسانی تصویر یک گلستان پر عطر و رنگ را داشتن) به شکل کنونی آن متعلق به عصر جدید است و در دو حوزهی مهم مطرح میشود: یکی در حوزهی دین و فرهنگ و دیگری در حوزهی جامعه. دینداری و دینشناسی پلورالیستیک داریم و جامعهی پلورالیستیک؛ و این دو البته با یکدیگر مرتبطند، یعنی کسانی که به لحاظ فرهنگی و دینی قائل به پلورالیسم هستند، نمیتوانند از پلورالیسم اجتماعی سربپیچند.
مدّتی است که به همّت پایگاه اینترنتی جماعت دعوت و اصلاح ایران و با بهرهگیری از نظرات اندیشمندان مسلمان، مباحثی در زمینهی علم کلام و نظریههای ارائه شده در حوزهی دینپژوهی به اطلاع بازدیدکنندگان میرسد و تا حدودی ذهن مخاطبان را آمادهی نقد و به چالش کشیدن این مباحث نموده است و بدین خاطر از گردانندگان این سایت تشکّر و قدردانی نموده و برای اندیشمندان نظریهپرداز هم موفّقیت آرزومندیم.
اشاره: در پی انتشار مصاحبهی"کلام محمد" و بشری تلقی نمودن قرآن کریم به وسیلهی دکتر سروش، استاد بهاءالدین خرمشاهی، قرآنپژوه و مترجم قرآن، بدون ذکر نام از سروش، در رد آرای اخیر وی در مورد قرآن، مقالهی زیر را تحت عنوان «پاسخهایی به قرآنستیزان» نگاشته است؛ توجه شما را بدان جلب مینماییم. 1) مراد از قرآنستیزان تجددگرایان غربگرای تأویلکننده قرآن در عصر جدید است. اینان چون از حد تأویل مجاز فراتر رفته و حقانیت و وحیانیت قرآن کریم و به همراه آن صحت نبوت پیامبر اسلام (ص) را زیر سوال برده، بلکه تا حد انکار این دو عقیده ضروری اسلامی پیش رفتهاند، ناگزیر تعبیر و نامی مناسبتر از «قرآنستیزان» برای آنان در فرصت کوتاه و مجال اندک حاضر نداریم.
در این مقاله ابتدا عَرَضی (صورت) و ذاتی (مضمون)، معنا و تعریف شدهاند و سپس شئون و تعلیمات دین به دو دستهی شئون و تعلیمات ذاتی و عرضی تقسیم شدهاند. عرضیها آنها هستند که میتوانستند به گونهای دیگر باشند، برخلاف ذاتیها. تفاوت تقسیم عرضی و ذاتی با تقسیمات دیگری چون قشر و لب یا طریقت و شریعت و امثال آن، بحث دیگر این مقاله است. سپس به قصد هموار کردن راه برای ورود در بحث اصلی، مثالهای بسیاری از مثنوی مولانا آورده شد تا مصداقهایی برای عرضیات مثنوی به دست داده شود. در این ضمن، پارهای پرسشهای مهم نیز مطرح شده که خواننده را به تأمل عمیقتر در معنای امور عرضی و نسبت ظریفشان با ذات وا میدارد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb