روشنفکری دینی گویا برای خود وزنهیی شده است وگرنه عمروبن عبدودّها را به میدان نمیفرستادند. اخیراً یکی از منکران در ضمن افادات خود، روشنفکری دینی را به سه مثال ممثّل نمود: 1. مثلث هشتضلعی. 2. آهن گچی 3. آبغوره فلزّی.
تا امتناع روشنفکری دینی را مبرهن کند. مثال نخست تقلید مبتذلی بود از دایره مربع یا مربع مدوّر که چند سال پیش طلوع ناکرده غروب کرد و دایره گردانان را ناکام نهاد. ولی آبغوره فلزّی الحقّ چیز دیگری بود. تجلی ذوق و استعداد نهفتهیی بود
اشاره: نظر به اینکه بسیاری از تئوریهای مطرحشده در گفتمانهای دینی ایران، مورد مداقّه و واکاوی اندیشمندان اهل سنّت قرار نگرفته است، اقدام به بازنشر مقالات موجود کرده و امیدواریم این نوشتهها به جدّ گرفته شده و مورد جرح و تعدیل علمی اندیشمندان و صاحبنظران اهل سنت ایران قرار گیرند، قرار دادن اینگونه مقالات در سایت، صرفاً به هدف نقد و بررسی و طرح سؤال صورت میگیرد و لاغیر.
«إن الله یبعث لهذه الأمة علی رأس کل مائة سنة من یجدد لها دینها»(رواه ابوداود) "خداوند در آغاز هر سده، کسی را برای این امت خواهد فرستاد که دینش را برایش تجدید نماید."
نسخه قانون ما عین شفـــــاست
مصحف ما مستفاد از مصطفاست
ای مبارک آن گلــــیم گل تو را
وی خنک آن وصف مزّمّل تو را
نه ملک بودی نه دلخسته ز خاک
ای بشیر ما بشـــــر بودی و پاک
استاد مکرّم، حضرت آیت الله آقای جعفر سبحانی
موضوع سخن، دین اقلّی و اکثری است. ابتدا خوب است به انگیزهها و محرکات اولیهای که توجه مرا به این بحث برانگیخت اشارهای کنم. چند واقعه فکر مرا متوجه اهمیت این موضوع کرد:
قالَ عَلی بْنُ اَبی طالِبٍ رَضِی اَللهُ عَنْهُ: «اَلتَّقْوی الخَوفُ مِنَ اْلجَلیلِ وَ اَلعَمَلُ بِالتَّنزیلِ وَ الرِضاءُ بِاْلقَلیلِ واْلاِسْتِعْدادُ لِیوْمِ الرَّحیلِ» تقوی عبارت است از: ترس از خداوند بلند مرتبه و عمل به قرآن و راضی بودن به اندک از مال دنیا و آماده بودن برای مرگ.
این روزها بحث پیرامونِ نظرات عبدالکریم سروش داغ است. تا جاییکه کار به تکفیر و تبری کشیده است. قضیه از آنجایی آغاز شد که سروش در گفت و گو با یک رسانه هلندی، قران را کلام پیامبر دانست. انتشار گفتههای او با واکنش تند بهاءالدین خرمشاهی مواجه شد. چندی بعد آیتالله سبحانی با انتقاد از سروش، از او خواست که به آغوش اسلام برگردد. اما قضیه وقتی بغرنج شد که مجید مجیدی، فیلمساز ایرانی اعلام کرد که سروش، کافر است. انعکاسِ سخنان مجیدی در یکی از مهمترین بخشهای خبری، باعث رسانهای شدن نظرات سروش شد. جمعه گذشته درحالیکه قرار بود در قم علیه سروش راهپیمایی شود، این نواندیش دینی، در مقالهای با نامِ «بشیر ما بشر بود» به سخنان آیتالله سبحانی پاسخ داد. این قضیه بار دیگر این سوال را مطرح کرد که آیا مفهومی تحت عنوان روشنفکری دینی معنا دارد یا نه؟ و اینکه روشنفکر دینی چه نسبتی با دین و خردِ انتقادی دارد.
زمانی برخی از اندیشمندان دینی با اخذ دیدگاهی مبناگروانه، در جستجوی نظریهای بودند که بتوان به عنوان اولین سنگ بنا برای ایجاد ساختمان اندیشهی دینی از آن استفاده کرد. این اندیشمندان در تعیین مصداق این نظریهی زیربنایی، همواره متفق نبودهاند. برخی از ایشان با نامگذاری «نظریهی فطرت» تحت عنوان «ام المعارف»، آن را مصداق چنین جایگاه بنیادینی دانستهاند.
ای اخوان المسلمین - به خدا ایمان آورید و به شناخت او و اتکا بر او به خود بیایید، پس جز از او نترسید. - فرایض او را بگذارید و از منهیات او بپرهیزید.
من از شیفتگان و خیرهماندگان، و از شاگردان و بلکه از مریدان دو تن از شخصیتهاى بزرگ فرهنگ اسلامى هستم. یکى از آنها ابوحامد محمد غزالى است و دیگرى مولانا جلالالدین رومى. این هر دو بزرگوار متعلق به مکتب اشعرى هستند که مخالف مذهب و مسلک اعتزال است. شاید این پرسش در ذهن پارهاى از شما غلیان کند که چنین کسى، با چنین پیشینه و سابقه فکرى و چنان ارادتى که به آن دو شخصیتبزرگ مىورزد، چرا و به چه معنا مىخواهد در باب تجدید تجربه اعتزال سخن بگوید و اعتزالگرى را توصیه کند!
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb