سر ویلیم دیوید راس ( Sir William David Ross)، فیلسوف اخلاق انگلیسی (1971-1877)، هم در فلسفه اخلاق وظیفهگروانهی (deontologistic) کانت نقاط قوت و نقاط ضعفی میدید، و هم در فلسفهی اخلاق نتیجهگروانهی (consequentialistic) بزرگترین معارضان کانت، یعنی فایدهنگر (utilitarianist)انی مانند بنتام و میل. از این رو، نه هیچیک از این د و فلسفهی اخلاق را یکسره رد میتوانست کرد، و نه هیچیک را یکسره قبول. به همین جهت، درصد برآمد که سختی نو بیاورد که نقاط قوت هر دو فلسفهی اخلاق را داشته باشد و دستخوش نقاط ضعف هیچیک از آنها نباشد.
«من نه دلنگران سنتام، نه دلنگران تجدد، نه دلنگران تمدن، نه دلنگران فرهنگ و نه دلنگران هیچ امر انتزاعی دیگری از این قبیل. من فقط نگران انسانهای گوشت وخونداری هستم که میآیند، رنج میبرند و میروند. سعی کنیم انسانها هر چه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند و به حقایق هرچه بیشتری دسترسی پیدا کنند؛ علاوه بر آن هر چه کمتر درد بکشند و رنج ببرند؛ و علاوه بر آن هر چه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند. برای تحقق این سه هدف، از هر چیزی که سودمند میتواند بود بهره گیرند؛ از دین گرفته تا علم، فلسفه، عرفان، هنر، ادبیات و همهی دستاوردهای بشری دیگر.» (مصطفی ملکیان، عقلانیت و معنویت بعد از ده سال)
متن زیر برگرفته شده از خاطرات امام شهید حسن البنا علیه الرحمة رهبر، امام و مرشد کل نهضت مبارک اخوان المسلمین میباشد در حقیقت ایشان تجربیات پربار چندین سالهی خویش را در این مجموعه گنجاندهاند تا نسلهای بعدی و رهروان راه دعوت از این رهنمودها مستفید شده و درخت دعوت اسلامی را به ثمر برسانند. بناءاً میرویم و به پای سخنان ارزشمند ایشان مینشینیم:
این نوشتار مجموعهای از ویژگیهای شخصیتی و رفتاری روشنفکران را برمیشمارد و روشنفکری را فراتر از صرف داشتن سواد، نگاهی کلی، انصاف، عدالتخواهی، دوری از کینه، تلاش برای آگاهی، احترام به دیگران، اعتراف به خطا و توانایی نقد خود معرفی میکند. همچنین تأکید میکند روشنفکر به جای تمرکز صرف بر اخلاق فردی، فعالانه در پی رصد حوادث اجتماعی و تعامل عقلانی با دیگران است. روشنفکری با دینداری سازگار است و ترکیب این دو، توسعهی متعادل شخصیت را به دنبال دارد. در نهایت، روشنفکری جایگاهی متکی به ویژگیهای انسانی است که هر فرد میتواند به آن دست یابد و برای جامعه مفید باشد.
استاد مصطفی ملکیان در سخنرانی حاضر به ترسیم معنای زندگی عقلانی میپردازد و در بیان مظاهر زندگی عقلانی، از دو مولفه عقلانیت نظری و عقلانیت عملی نام میبرند. ایشان در تشریح مولفه عقلانیت نظری به توضیح شش ویژگی ـ «اعتبار قائل شدن به قواعد منطق صورت»، «معتبر دانستن قواعد ریاضیات»، «جدی گرفتن حساب احتمالات»، «توجه به آخرین دستاوردهای علوم تجربی طبیعی و انسانی» ، «پذیرفتن بهترین تبیین در هر مساله، عمل به تشخیص خویشتن و نه دیگران» ـ میپردازند و در ادامه برای تبیین مشخصات عقلانیت عملی از سه ویژگی این عقلانیت تحت عنوان: عقلانیت در اهداف، عقلانیت در وسایل و عقلانیت در گفتار سخن میگویند و با تأکید بر عقلانیت در گفتار به تشریح مختصات آن میپردازند.
«تربیتکردن»، مانع «تربیت شدن» است!
برداشتی آزاد از کتاب فیه مافیه
در کتاب «فیهمافیه» مولوی آمده است:
آدمی همیشه عاشق آن چیز است که ندیده است[1].
مولوی در توصیف فهم آن گفته است:
«این سخن، سریانی است. زنهار مگویید که فهم کردم! هر چند بیش فهم و ضبط کرده باشی از فهم عظیم به دور باشی. فهم این، بی فهمی است. خود بلا و مصیبت و حرمان تو از آن فهم است. تو را آن فهم، بند است، از آن فهم میباید رهیدن تا چیزی شوی!».[2]
این حکمت رازآلود و متناقضنما نشان میدهد که برای تبلیغ و ترویج یک گوهر گرانبها باید آن را مخفی و پنهان کرد
نخستین كاری كه در اعمال عبادی انجام میگیرد ستایش خداوند است. اگر به خدای متشخص و انسانگونه قائم باشیم مانند خدای ادیان ابراهیمی، در آنجا ستایش، ستایش از خداست ولی اگر مانند ادیان بودایی و تائویی به خدایی غیر متشخص قایل باشیم ستایش در آنجا، ستایش از هستی است.
در این نوشته از معرفی امتیازات استاد، حسن البنا، می خواهم با حفظ امانت داری، نوشته های نویسنده ی آمریکایی( روبر جکسون) را که در سالهای 1946و 1949 م از قاهره دیدن کرده است را ذکر نمایم. او خواسته است در حد توانش صورتی کامل از مرد قرآنی(حسن البنا) را به نمایش بگذارد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb