إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • یکی از بنیادی‌ترین ارزش‌ها در دین اسلام، همدلی و همگرایی میان مسلمانان است؛ تا جایی که اخوّت پس از پذیرش دین و برپاداشتن احکام اسلامی، رکن دوم اسلامیّت به حساب می‌آید و در پاره‌ای آیات قرآن، وظیفه دینداری و شرط رستگاری در دو اصل عبادت و اخوّت یا توحید و اتّحاد خلاصه شده است: «... أن أقیموا الدّین و لا تتفرّقوا فیه» (شوری:۱۳)؛ دین را برپا دارید و درباره آن همستیزی و تفرقه نورزید.
    یا در آیه‌ای دیگر، تقوا و همراهی با صادقان، به عنوان دو ستون تدیّن معرّفی شده است: « اتقوا الله و کونوا مع الصادقین» (توبه:۱۱۹)؛ یعنی از خدای متعال بترسید و همراه راستروان باشید.

  • با مشاهده‌ي اعتقادات و استدلالات متكلّمان و خصوصاً معتزله در مي‌يابيم كه اين مكاتب كاملاً متأثر از فلسفه، و عمدتاً فلسفه‌ي يونان باستان و تا حدي نيز فلسفه‌ي هند بوده‌اند. البته فلسفه‌ي هند بيشتر بر صوفيان افراطيِ ما تأثيرگذار بوده است. لازم به ذكر است كه فرهنگ باستان ايران و عقايد انحرافي ادياني همچون يهوديت و نصرانيت، تأثيرات مخرّبي را خصوصاً در اعتقادات معتزليان نهاده‌اند.

    اين مقاله در دو فصل تهيه شده است.در  فصل اول با پديده‌ي اعتزال و اعتقادات و استدلالات آنان آشنا خواهيم شد و در فصل دوم به ياري خداوند رد اصول عقايد آنان را دنبال خواهيم كرد.

     فصل اول: شناخت كلي معتزله

    1ـ چگونگي پيدايش اعتزال[1]

    در اوايل قرن دوم هجري در مسجد بصره واصل بن عطا از مكتب اعتقادي

  • محمد حامدی نویسنده‌ و پژوهشگر دینی در سال 1342 در شهرستان بانه‌ی استان کردستان چشم به‌ جهان گشوده‌ است. وی در عنفوان جوانی با بیداری اسلامی آشنا شد و آشنایی با درسگفتارها و متد دین‌پژوهی استاد شهید ناصر سبحانی -رحمه‌ الله‌ تعالی- عمق و غنای بیشتری به‌ مسیر مطالعات و پژوهشهای وی داده‌ است؛ به‌گونه‌ای که‌ تأثیر استاد، بر محمد حامدی  و سبک پرداختن به‌ مسائل، امری انکارناپذیر است. 

  • 2ـ ردي بر دلايل نقلي در مورد مخلوق بودن قرآن

    ابتدا لازم مي‌دانم به اين نكته توجه شود كه هر مجعول و محدثي مخلوق نمي‌باشد كما اين كه هر منزلي مخلوق نمي‌باشد. مثلاً آب نازل مي‌شود و وحي نيز نازل مي‌شود. و اين نمي‌تواند دليلي قانع كننده باشد كه مجعول و محدثي الزاماً مخلوق باشند.

    1ـ محدث به نسبت انسان‌ها به معني تازه و جديد است. يعني آيه‌هاي به نسبت انسان در آينده نازل مي‌شوند و اين آيه‌ها حتي براي حضرت محمد (ص) جديد مي‌باشد. ولي دوباره مي‌گوييم تازه، نو، جديد و قديم، قبلاً و بعداً، همه‌ي اينها بر خداوند و بُعد خدايي اطلاق نمي‌شود و معنايي ندارد.

  • آسيب‌شناسي تربيت ديني

    زماني كه «آموزش ديني»، مانع «تربيت ديني» است!

    «دین‌دهی»، مانع «دین‌یابی» و «دین‌آموزی» حجاب «دین‌ورزی» است!

    زمانی که «آموزش دینی»، مانع «تربیت دینی» است!

    یکی از اشتباه‌های مکرری که امروزه از روی غفلت و عادت انجام می‌شود، ملازمه‌ای است که میان «منِش دینی» -یا به عبارتی «حس مذهبی»-  و «دانش دینی» قائل می‌شوند و می‌پندارند که شرط قطعی دین‌دار بودن و دینی شدن، تراکم اطلاعات و اندوخته‌های حفظی و صوری دانش دینی است،

  • «خوش‌خیالی»، یعنی دلخوش کردن به امید و آرزوهائی که در ذهن خود می‌پرورانیم، در حالی که معلوم نیست تا چه حد با واقعیات بیرونی انطباق داشته باشد. آدمی عادت دارد آینده را آنطور که دوست دارد و تمایلاتش ایجاب می‌کند ببیند. البته ممکن است ادعا شود خوش‌بینی همیشه روحیه و انرژی مثبت می‌دهد، اما طرف دیگر قضیه را هم باید دید که اگر به اتکاء خوش‌خیالی مواجه با شکست شدیم، چگونه با يأس و نومیدی مقابله کنیم؟

  • واژه‌ی «تقدّس» و قدسیّت بخشیدن به معنای پاک و منزه دانستن و یا غیر قابل نقد بودن چیزی یا کسی از عیب و نقص است[1] که خاستگاهی دینی دارد. از آن جا که دین به طور عموم در طول تاریخ بشری، مقدّس شمرده شده است، همه‌ی امور مربوط به دین و بعضاً رهبران دینی هم به اشتباه تقدیس گردیده‌اند و بدین بهانه هرگونه نقد اندیشه‌ها و عملکردهای آنان گناه محسوب شده و جرح و تعدیل افکار آنان با نقد متون مقدّس دینی برابر گرفته شده است.

  • آسیب‌شناسی تربیت عادت‌گرا

    «عادت دادن»، مانع «تربیت فعال» است!

    بُعِثْتُ لِرَفْضِ العاداتِ «رسول اکرم (ص)»

    باید عادت کرد به چیزی که عادت نکرد![32] «روسو»

    «عادت دادن»، مانع «تربیت فعال» است!

    ترک عادت[33] موجب «سلامتی» است! شاید در وهله‌ی نخست این تعبیرِ شگفت‌آور بر خلاف آن‌چه تا کنون شنیده شده است باشد، زیرا گفته‌اند: «ترک عادت موجب مرض است»، ولی این گزاره‌ی نامأنوس هم خود نوعی «خلاف‌آمد عادت» است و نشان‌دهنده‌ی بیرون آمدن از تلقین‌ها و چارچوب‌های از پیش تعیین‌شده‌ای که بدون تفکر و تعقل از آن پیروی می‌شود.

  • نسبت دادن و نقش قائل شدن براى غیر خدا

    در بسیاری از جوامع مذهبی، حتی در پیشرفته‌ترین کشورهای صنعتی دنیا، به خصوص در ممالک مسیحی که سابقه معجزات و شفابخشی‌های حضرت مسیح در حافظه تاریخی آنان حک شده است، هنوز هزاران نفر در تعطیلات آخر هفته راهی زیارتگاه‌ها می‌شوند تا از روح عیسی مسیح، مریم مقدس و سایر قدیسین شفای دردها و گشایش گره مشکلات خود را طلب نمایند. آنها با توسل به علامت «صلیب» که نشانه‌ای از: پدر و پسر و روح القدس است، در واقع پلی به ساحل نجاتشان می‌کشند.

  • تثلیث از آن‌دست واژه‌هایی است که در فرهنگ ما و به خصوص فرهنگ دینداری ما دارای بار منفی ارزشی است که دینداران را یاد شرک و انحراف دین مسیحیت می‌اندازد. دقیقاً معلوم نیست تثلیث از چه زمانی و توسط چه کسی وارد دین مسیحیت شده است اما از قرون وسطی به این سو و به خصوص بعد از رنسانس کلامی‌های مسیحی سعی در توجیه و تئوریزه کردن تثلیث نمودند. تثلیث اعتقادی غیر عقلانی بوده که پدر، پسر و روح‌القدس را را در عین سه‌تایی بودن، یگانه می‌انگارد.