یا رسول الله ستون صبر را
استن حنانه کردی عاقبت
ستونِ چوبیِ حنانه، در ساحت ادب و عرفان فارسی، رمزی از مجذوبی و دلبردگی است و البته:
ای خوش آن مجذوبی و دلبردگی
آه از این دلگیری و افسردگی
در نظرگاه عارفان و دیدهوران، رسول خاتم، تنها ناقل پیام و مجرای وحی نیست. کانون جذبه و جاذبه و کهربای تعالی و شکوفایی است. پیغامبری که با جان عاشقان کار دارد و خامان رهنرفته را دستگیری و درمانگری میکند:
تو میر عشقی عاشقان بسیار داری
پیغمبری با جان عاشق کار داری
قانون ممنوعیت برقع در چند کشور اروپایی از جمله فرانسه برای ما نیز دارای اهمیت است. در واقع اشتراکاتی میان مسایل ما و چیستی قانون برقع وجود دارد که مارا به این قانون حساس میسازد. اشتراک اول مسأله رابطه میان این قانون با مدرنیته یا به طور دقیقتر دموکراسی است. طالبان دموکراسی در ایران بیشک برایشان مهم است که بدانند سرشت عینی و واقعی دموکراسی در جهان امروز چیست؟
ارزشهایی که رفتار ایرانیان را سمت و سوی میدهد کدامند؟ چه اصول یا آرمانهای کلیای برای ایرانیان مهم به شمار میآیند؟ ایرانیان به خود، به جامعه و به جهان پیرامون خود چگونه مینگرند و جایگاه خود در جهان و جامعه را چگونه میبینند؟ در تقابل بین میراث فرهنگی به جای مانده از اسلام و ضرورتها و پویایی جهان مدرن، ایرانیان کجا ایستادهاند؟ این پرسشهایی است که ذهن بسیاری را از متخصصین تا تودهی «عوام» مشغول بخود کرده و امروز در پس زمینهی حوادث پس از انتخابات و تأکیدی که نه فقط از سوی حاکمیت بلکه بسیاری دیگر بر هویت و ویژگیهای ایرانی میشود، اهمیت روزافزونی یافته است.
فصل دوم: زمینه تاریخی اندیشههای مدرن اسلامی گفتار یکم: تأثیر روشنفکران مسلمان عرب و هندی نظر برخی از پژوهشگران در این مورد که اثرگذاری غرب بر جوامع اسلامی با جنگهای صلیبی آغاز میشود (Watt ۱۹۸۸: ۴۴)، بخشی از حقیقت را بیان میکند این درست است که صلیبیان یک آگاهی کلی در مورد جوامع اروپایی به مسلمانان میدهند، اما در قلمرو اندیشه، تأثیر غرب بر اندیشهی اسلامی را میتوان در یونان قدیم ریابی کرد. تأثیر ژرف فلسفهی یونان به نحوی کامل در مکتب کلامی معتزلی و مکتب کلامی اشعری نمایان است (Ahmad 1992: 80).
چالش مدرنیته و بازخیزی اسلام سنتی گفتار یکم: اسلام سنتی جنبش مشروطه از این منظر که ورود انگارههای مدرن و نهادهای مدرن را نمایان میسازد، تحول سیاسی بسیار مهمی محسوب میشود. از آن جا که در مرحلهی اول جنبش مشروطه، اغلب علما قدرت مطلقهی پادشاه را به چالش میگیرند، و تا حدی به مخالفت با آن برمیخیزند، در واقع از این جنبش پشتیبانی میکنند. از این رو، در این مرحلهی اولیه، علما ناسازگاری خود را با یک قانون اساسی که مبتنی بر حق حاکمیت مردم باشد نمایان نمیکنند. حال آن که علما «با مفهوم حق حاکمیتی که ناشی از مردم باشد ناسازگاری داشتند؛ و دلیل این ناسازگاری این اعتقاد دیرپا است که حق حاکمیت تنها میتواند به پیامبر یا امام [معصوم] اعطا شود» (Akhavi 1980: 16).
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb