إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • سروش، که اختری قدر اول در کهکشان متفکرانی است که از آنان با عنوان روشنفکران دینی یاد می‌‌شود و در مجمع الکواکبشان ستاره‌های درخشانی همچون سید جمال اسدآبادی، محمد حسین نائینی، اقبال لاهوری، مهدی بازرگان، مرتضی مطهری، و علی شریعتی پرتو افشانی می‌‌کنند، شصت و پنج ساله شد. همراه با شادباش و تهنیت تولد این متفکر، افسوس‌مندانه باید بدین نکته نیز اشارت کرد که محققی که دیدگاه‌ها و نظریه‌هایش زمینه ساز تکاپو‌هایی جدی در حوزه و دانشگاه شده است و آرائش در میان شمار زیادی از خوانندگان در اقصی نقاط جهان تأثیر گذارده و در محافل علمی ‌‌و آکادمیک بین المللی مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است.

  • 1. عبدالکریم سروش دست کم برای یک دهه خلاّق‌ترین، بحث‌انگیزترین و جذّاب‌ترین روشنفکر ایرانی بود. این خلاقیت جذّاب با انتشار سلسله مقالات «قبض و بسط تئوریک شریعت» در سال ۱۳۶۷ شکوفا شد و با انتشار مقاله‌ی مهم «بسط تجربه نبوی» در سال ۱۳۷۶، در گرد و غبار روزگار پرجوش و خروش پس از دوم خرداد هفتاد وشش به اوج رسید اما کمتر دیده شد. در این یاداشت کوتاه تلاش می‌کنم با مدد گرفتن از پاره‌ای پژوهش‌ها در قلمرو «روانشناسی جذّابیت» به این پرسش پاسخ دهم که چرا اندیشه‌های این روشنفکر برای من، و بسیاری از دوستان من، جذّاب بود.

  • نویسنده: محمد رشدی عبید
    ترجمه: محمد ملازاده- بانه

    عقل‌گرایی غربی و دین‌ستیزی
    عقلانیت غربی بر محور دین‌ستیزی و نفی غیب و عقیده و شریعت و اخلاق دینی در دَوَران است. متفکران غربی هرگاه واژه عقل‌گرایی به زبان می‌آورند آن را بر نوعی معرفت پیرامون هستی، زندگی و انسان اطلاق می‌کنند که بطور کلی عاری از بینش ایمانی می‌باشد. به دیگر تعبیر در عقلانیت غربی جایی برای ایمان و بینش ایمانی وجود ندارد. یا چنانکه «انطون فرغوت» در کنفرانس دیالوگ غربی اروپایی [اسلامی مسیحی] راجع به دین و سکولاریسم در اروپای جدید می‌گوید:

  • نویسنده: محمد رشدی عبید
    ترجمه: محمد ملازاده- بانه

    احکام اسلامی تاریخی نیستند
    یکی از گمانهای جدل‌برانگیز کنونی متهم نمودن احکام اسلامی به تاریخی بودن[43]، و جدایی قائل شدن میان معنی و محتوا می‌باشد. احکام اسلامی همگی ثابت هستند هرچند وقایعی که احکام به مناسبت آنها فرود آمده‌اند یا به منظور لغو این حوادث یا مفاهیم همسو با آنها احکام فرود آمده‌اند بعضی اوقات جنبه‌ی تاریخی دارند در قرآن هیچ جدایی بین معنی و محتوا وجود ندارد...

  • نویسنده: محمد رشدی عبید
    ترجمه: محمد ملازاده- بانه

    نه در مقابل اجتهادهای شیطانی در دین
    هم‌اکنون تلاشهایی بمنظور قداست‌زدایی از دین و ایجاد تحریف و تغییر در آن و تشویه و زشت جلوه دادن چهرة حقیقی آن، انجام می‌گیرد. و در این راستا سعی می‌شود، از طریق نقشه‌های شبه‌دار بیگانگان که برخی نویسندگان مسلمان، متعهد اجرای آن شده‌اند، یا آنچه برخی از دینداران حرفه‌ای به تأثیر از اهل کتاب و نوکران و سرسپردگان آنها به نام اجتهاد و تکامل در دین به انجام آن برمی‌خیزند، چهره دین را عوض می‌کنند.

  •  دین باوری و اخلاق، دو خصیصه دیرین و ریشه‌دار در سرشت و ساختار وجودی انسان بوده است. در مطالعه‌ی تاریخی سیر تمدن بشر، آمیختگی اخلاق و مذهب به وضوح رخ می‌نماید، تا آنجا که اساساً اخلاق در ادیان یهود، مسیحیت و اسلام، کاملاً جنبه‌ی دینی به خود گرفته و ماهیتی مذهبی دارد. اما این که کدام یک از این دو پدیده، پیشین بر دیگری است، مسأله‌ای است که بیش از حدس و تخمین را بر نمی‌تابد.

  • گردآورنده: محمد جهانگیری اصل

    عبدالرحمن ‌بن ‌محمد بن ‌خلدون تونسى، سیاست‌مدار، جامعه‌شناس، تاریخ‌نگار و فقیه مالکى‌مذهب در اول رمضان 732 قمرى 27 مه 1332 میلادى، در تونس به دنیا آمد. او تحصیلات مقدماتى را نزد پدرش آموخت و سپس نزد علمای تونسی قرآن و تفسیر، فقه، حدیث، علم رجال، تاریخ، فن شعر و فلسفه آموخت. وى پس از تکمیل تحصیلات در آفریقیه (تونس) به مغرب (مراکش) وسپس الجزایر رفت و دوباره به مغرب بازگشت وپس از آن که اطلاعات مفیدى درباره‌ى کشورهاى شمال آفریقا به دست آورد، در سال 764 به آندلس (اسپانیاى امروز) رفت و در غرناطه (گرانادا) به حضور سلطان، محمد پنجم، رسید.

  • در نقد عشق

    03 اسفند 1389

    می‌کوشم از وسواس تعریف عشق بپرهیزم، اما می‌ترسم که مفاهمه در اضطراب افتد. پس ناچارم بگویم که منظورم از این واژه رابطه‌ای است سراسر کشش و خواهش میان انسانی با انسانی یا حیوانی یا شیئی؛ که عموماً خواهان را عاشق و خوانده را معشوق و خواسته را وصال می‌نامند. و نشانه صدق آن این است که عاشق با داشتن معشوق، یا با امید آن، خود را صاحب همه چیز می‌بیند، حتی اگر هیچش نباشد و با نداشتن آن خود را صاحب هیچ نمی‌بیند، حتی اگر همه چیزش باشد.

  • نویسنده‌: 
     
      «فضایل عبارتنداز گرایش‌هایی که نه فقط ناظرند به اشکال خاصی از عمل، بلکه ناظر به اشکال خاصی از احساس نیز هستند‌. » (السدر مک اینتایر)

  • نویسنده‌: حسن انصاری

    یکی از مهمترین اختلافات و تمایزات میان معتزلیان و اشعریان مسئله تفسیر و تبیین کیفیت کلام خداوند و ماهیت قرآن کریم از نقطه نظر طبیعت وجودی آن بوده است. البته اصل اختلاف به دورانی کهنتر در تاریخ علم کلام با می گردد و نخستین بحثها در این زمینه به جهمیان و گروههای وابسته به آنان در سده دوم مربوط است. خود این بحث با این وجود تابعی از بحث مهمتر صفات و نسبت صفات با ذات از نقطه نظر وجود شناختی است که سابقه کهنتری در کلام اسلامی دارد و ریشه های آن در کلام مسیحی هم قابل پی گیری است (برای این بحثها، در زبان فارسی کتاب فلسفه علم کلام، تألیف ولفسون و ترجمه احمد آرام از تحقیقات قابل اشاره است).