یکی از ضروریترین و ارزندهترین صفات یک مؤمن در نگاه قرآن، اهل عمل بودن است. هر کدام از ما بارها و بارها خوانده و شنیدهایم که علم بدون عمل، ابزار شیطان و زمینهساز انحراف است و اساساً برخلاف فرهنگ ارسطویی که دیرزمانی بر ذهن و ضمیر مسلمانان حاکم بود، از منظر دینی علم نه تنها ارزش ماهوی ندارد بلکه اهمیت و نقش آن صرفاً در طریقیت و ابزار بودن آن است.
1. نحله روشنفکری دینی که از آن تحت عنوان نواندیشی دینی نیز یاد میشود چندین دهه است که در فضای فکری، فرهنگی و روشنفکری این دیار نقشآفرینی کرده است. مفهوم «روشنفکری» در این ترکیب نسب نامه مدرن دارد و بیش از هر چیز معطوف به عقلانیت مدرنی است که قدمت چندصدساله دارد و در علوم تجربی (اعم از انسانی و غیر انسانی) و فلسفه و کلام جدید بروز و ظهور یافته است. روشنفکران دینی در دستاوردهای معرفتی جهان جدید به دیده عنایت نگریسته برای تقریر مدعیات و استدلالهای خویش از این نظام معرفتی بهره میگیرند.
یکی از جدالهای دامنهدار و تاریخی در حوزهی فرهنگ اسلامی، جدال بر سر موضوع حسن و قبح افعال و منبع تشخیص آنهاست. رویش این بحث در بوستان فرهنگ اسلامی نیز همچون مابقی مسایل کلامی، متأخر از عصر نبوت و محصول گسترش جغرافیایی قلمرو حکومت اسلامی و در نتیجه، آشنایی مسلمانان با دیگر فرهنگها و ملل غیر مسلمان است.
اشاره: فردا چهارشنبه؛ ۱۵ دسامبر، شصت و سومین سالگرد دفاعیهی علامه دکتر محمدعبدالله درّاز از رسالهی ارزشمند دکترایش؛ «قانون اخلاق در قرآن» در سوربن پاریس در ۱۵ دسامبر ١٩۴٧ است. به همین مناسبت لازم دانستم که با نوشتن کلماتی چند، ادای احترامى به این اندیشمند فرزانه و خدمات و حسنات علمی ایشان نموده باشم.
نویسنده: رهبر محمودزاده
آرای معطوف به شناخت مباحث «نظریهی ادبی»، پیوستار متنوعی را تشکیل میدهد که یک سوی آن را میتوان در رویکردهایی یافت که نظریهی ادبی را به مثابهی یک علم مینگرند و قاعدتاً عینیت روشهای آن را مد نظر دارند. در این رویکرد آن چه که باید از آن پرهیز کرد عبارت است از بسط و پروردن داوریهای مبتنی بر ذوق شخصی و قائل بودن سرشتی ذهنی برای آن داوریها. سوی دیگر پیوستار، رویکردهایی است که عینیت روش و امکان انسجام و وحدت آن و علمی بودن مباحثی که معطوف به شناخت متن ادبی است را افسانهای پوزیتیویستی و شاید کلان روایتی متلاشیشده میانگارند. این نظرگاه اخیر تا آنجا بسط مییابد که حتی از نوشتن دربارهی یک متن ادبی به شیوهی نوشتاری واحد احتراز میشود و به جای آن، نوشتار به گونهی مجموعهای از پارههای مختلف و کلکسیونی از کوته نوشتها سامان داده میشود یا بهتر است بگوییم سامان زدایی میشود.
نویسنده: محمدرضا نیکفر
این نوشته درآمدی است بر «تاریخ مفهومها» که کار آن معناشناسی تاریخی مفهومهای سیاسی-اجتماعی است. تمرکز «تاریخ مفهومها» بر روی مفهومهای بنیادی است. آنها نه مفهومهاییاند که به سادگی چیزهایی و جریانهایی را در جهان ثبت کنند، بلکه خود ایجادگر چیزها و ساختارهایند، بهراهاندازندهی جریانهایند. آنها جهانسازند.
نویسنده: محمدرضا نیکفر
پیشزمینههای نظری شبکه معرفت دینی
نام گفت و گو شونده: علیرضا قائمی نیا
اشاره: گسترش روزافزون دانشهای جدید در حوزه علوم انسانی در دنیای علمی امروز فهم انسانها را از خود، پدیدهها و مسائل پیرامون، ژرفا بخشیده است. از این میان زبانشناسی معاصر و نشانهشناسی و بحثهای مربوط به هرمنوتیک دست بالا را دارند.
نویسنده: محمد رشدی عبید
ترجمه: محمد ملازاده- بانه
نبودن تعارض و تضاد میان «وحی و عقل»
امروزه تلاشهایی تحت نام و عنوان «نوگرایی» در جریان است که ثوابت دین و اصول اساسی ایمان را نشانه میگیرند و در صدد الغای آنها میباشند. این فرایند، علمی بودن وحی و تمامی مصادیق و مضامین آن، چون ایمان به وجود خدا و روز آخرت و نبوت و غیب را زیر سئوال میبرد و نفی مینماید و مدعی است که وحی به مثابهی یک سلطهجوی زورمدار و اشغالگر امپریالیست بر عقل و آگاهی و شعور انسان حکمفرمائی میکند.
نویسنده: عبدالله محمّدی
پیشگفتار
امروزه یکی از مسائل مهم و مورد توجه جامعهی بینالمللی مسئلهی حفظ و رعایت حقوق زنان و مراعات تساوی حقوق زن و مرد و عدم تبعیض بر اساس جنسیت است؛ این احساس مخصوصاً در میان بسیاری از زنها وجود دارد که در طول تاریخ به زنان که بخش مهمی از جامعهی انسانی را تشکیل میدهند؛ ستم روا رفته حقوق و شأن انسانی آنها رعایت نشده و طبق عادات، رسوم، اعتقادات، قوانین و مقررات در مورد آنان تبعیض ناروا اعمال شده است.
نویسنده: حسین کمالی
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود …
در سال 1671 میلادی، ادوارد پوکاک (1648 تا 1727) متنی فلسفی به زبان عربی را همراه با ترجمه لاتینی آن تحت عنوان Philosophus autodidactus، یعنی فیلسوف خودآموخته، منتشر نمود. [1] آن کتاب، در اصل حیّ بن یقظان نام داشت که فیلسوف مسلمانی اهل غرناطه اندلس (گرانادا در اسپانیای امروز)، ابوبکر محمّد بن عبدالملک بن محمّد بن محمّد بن طفیل القیسی الاندلسی الغرناطی الاشبیلی – مشهور به ابن طفیل (درگذشته 581 قمری)- پنج قرن پیشتر، به احتمال زیاد بین سالهای 573 تا 578 قمری/1177 تا 1182 میلادی، در مراکش پایتخت سلسله مؤمنی یا موحّدین نوشته بود.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb