«پیرامون میزگرد آقای دکتر سروش- میزگرد شمارهی 40 کیان»
نویسنده: مصطفی حسینی طباطبائی
در میزگردی که مجلهی کیان ترتیب داده بود تا جناب دکتر سروش چهرهی پلورالیسم دینی را روشنتر کند و سخنان تازهای دربارهی این نظریه ابراز دارد، آقای سروش تصریح کرده است که: «هیچ پیامبری نمیتواند پلورالیست باشد، او اصلاً تمام ماهیت رسالتش این است که دیگران را به سوی خود بخواند و از فرقهها و مکاتب دیگر منصرف کند». این سخن جناب سروش، در محلّ صدق و موضع حق قرار گرفته و دهها آیه و گزارهی دینی شاهد و مؤید آن است.
مؤلف: لیث کوبا
مترجم: مهدی حجت
«و به یاد آر آنگاه که پروردگار به فرشتگان فرمود من در زمین خلیفهای (از بشر) خواهم گماشت، گفتند پروردگارا آیا کسانی خواهی گماشت که در زمین فساد کنند و خونها ریزند و حال آنکه ما خود ترا تسبیح و تقدیس میکنیم، خداوند فرمود من چیزی میدانم که شما نمیدانید»،
(گپی با محمد منصور هاشمی)
سعید ناجی
اشاره: دوست محققم محمد منصور هاشمی مدتی است روی فلسفهی کاربردی مطالعه میکند، این موضوع را بهطور تصادفی در دیداری که بهمراه مالک حسینی با وی داشتیم متوجه شدم. مالک پیشنهاد این گفتگو را داد و... این گفتگوی کوتاه برای آشنایی با دیدگاههای او در بارهی کاربرد فلسفه و فلسفهی کاربردی است.
یادآوری میشود متیو لیپمن بنیانگزار P4C، آنرا یکی از آخرین و کاملترین دستاوردهای فلسفهی کاربردی میخواند.
یکی از روشنفکران در حال مجادله با من گفت: تو آزادفکر نیستی؟
گفتمش: چرا؟
گفت: آیا بهوجود خدا ایمان نداری؟
گفتم: چرا؟
گفت: برای او نماز میخوانی و روزه میگیری؟
گفتم: بلی.
پاسخم داد: نگفتمت که تو آزادفکر نیستی.
بار دیگر گفتمش: چرا؟
پاسخ داد برای اینکه تو به چیز موهومی ایمان داری که تاکنون موجود نگشته!!
گفتم: شما به چه ایمان دارید و بهعقیدهی شما آفرینندهی هستی و زندگی کیست؟ و خالق جهان چه نام دارد؟
پاسخم داد طبیعت!!.
گفتمش: طبیعت چیست؟
۴- منازعات بین جوامع غربی و جوامع اسلامی: گذشته و حال
جوامع غربی مدرن و مراکز علمیای که آنها بار میآورند، از حیث فکری، اقتصادی و سیاسی از جوامع بستهای که در آنها تمام نهادها تحت سلطه یک قالب ایدئولوژیکی قرار دارند، آزادتر، بازتر و موفقتر هستند. این تمایزهای آشکار در اغلب موارد موجب میشوند تا جوامع ایدئولوژیکی سعی کنند به جوامع غربی که تا کنون در رقابت علمی یا اقتصادی با آنها شکست خوردهاند آسیب رسانده یا حتی نابودشان کنند.
نویسنده: حسین شقاقی
رویارویی و مواجهه با فلسفه یونان برای متفکران و آبای مسیحی مسالهساز بود. همچنان که رویارویی با فلسفه یونان برای یهودیت به رویارویی دین و عقل بدل شد، این مساله برای مسیحیت نیز پیش آمد.
ابتدا مقاومتهایی از سوی مسیحیت در برابر اندیشه عقلگرای یونانی صورت گرفت. یکی از این مقاومتها توسط پولوس صورت گرفت. ذکر عقاید پولوس در این خصوص از این نظر اهمیتی مضاعف مییابد که تفسیر او از مسیحیت، «بنیان و اساس مسیحیت رسمیرا از اواخر قرن دوم میلادی تشکیل داد و تا امروز نیز پایدار است.» (متافیزیک بوئتیوس، 71)
مؤلف: جان سی. لویک
مترجم: مهدی حجت
واژه فلسفی «اومانیسم» به مجموعهای از مفاهیم راجع به ماهیت، ویژگیهای تعیینکننده، توانمندیها، آموزش و ارزشهای افراد انسانی اشاره دارد. اومانیسم به یک معنا یک نظام فلسفی منسجم و قابل تمیز است که داعیههای هستیشناختی، معرفتشناختی، انسانشناختی، زیباییشناختی، آموزشی، اخلاقی و سیاسی خاصی را عرضه میدارد. در معنایی دیگر بیشتر به عنوان یک روش و یک مجموعه مسائلِ به نحوی نادقیقِ مرتبط به هم، راجع به ماهیت و ویژگی افراد انسانی دانسته میشود.
مسألهی قطعیت یا عدم قطعیت درآمد از پیش تعیین شده در نظام بانکى جدید:
شاید بتوان علل نکوهش از ربا در فرهنگها و ادیان گوناگون، در گذشته را به این صورت خلاصه نمود:
نویسنده: محمد قطب
مترجم: زاهد ویسی
این یک حقیقت است که افکار و اندیشهها همانند افعال و اعمال، پس از طی دورههای نورانی و روشن، راه رکود و پیری را در پیش میگیرند و به غروب و تاریکی میرسند. ظلمت و تاریکی هرگز نمیتواند روح نورگرای و روشناییجوی انسان را راضی کند از این رو همواره در طلب نور و روشنایی بر میآید تا در نهایت به اقلیم روشنایی، قدم گذارد یا سرزمین نور را پدید آورد. رکود، جمود، تقلید، تعصب، تحجر و بسیاری از اصطلاحات دیگری از این قبیل همه با رشتهی ظریف و پنهانی به هم پیوند خورده که مشاهدهی آنها در فضای مبهم و تاریکی که خودشان تولید میکنند، محال و غیر ممکن است.
ایمان داریم که حج یکی از ارکان اسلام است، و بر کسی که قدرت و توانایی دارد واجب است، در طول عمر تنها یک بار واجب است و دفعات دیگر سنّت محسوب میشود، شرایط وجوب حج اسلام، بلوغ، عقل و توانایی میباشد و ارکان آن عبارتاند از: احرام، طواف، سعی بین صفا و مروه و وقوف در عرفه.
وجوب حج بر کسی که توانایی دارد یکی از ارکانی است که مورد اجماع مسلمانان است و در اسلام کاملاً بدیهی و آشکار است، خداوند میفرماید:
«وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیهِ سَبِیلاً وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِی عَنِ الْعَالَمِینَ» عمران: ٩٧
و حجّ این خانه واجب الهی است بر کسانی که توانایی (مالی و بدنی) برای رفتن بدانجا را دارند. و هرکس (حجّ خانهی خدا را به جای نیاورد، یا اصلاً حجّ را نپذیرد، و بدین وسیله) کفر ورزد (به خود زیان رسانده نه به خدا) چه خداوند از همهی جهانیان بینیاز است.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb