یکی انتقاداتی که همواره توسط خاورشناسان و مخالفان اسلام علیه آن مطرح شده است، مسألهی رابطهی بین اسلام و بردهداری است، آنان اسلام را مبتکر و مروج بردهداری عنوان میکنند، و با این حربه به اسلام میتازند که چگونه ممکن است دینی که خود را پرچمدار آزادی انسانها از بردگی انسانها و رساندن به بندگی خدا میداند، خود بنیانگزار بردهداری باشد، و آنرا ترویج نماید؟!
پروژهی روشنفکری دینیِ دو دههی اخیر در ترسیم و نشان دادن نقشهی راه موفق بوده و چارچوب و حدود و ثغور اصلاح گری دینی و نسبت آن با دیگر معارف بشری در زمانهی کنونی را به نیکی ترسیم کرده و نشان داده است.
چنانکه پیشتر نوشتهام، بر این باورم که میتوان از برساختهی « روشنفکری دینی» به نحو موجهی سخن به میان آورد و از آن تعیین مراد کرد.[1] از مباحث لفظی و دلالت شناختی که بگذریم، میتوان چندین گفتمان را در دل سنت روشنفکری دینی ِ دهههای هفتاد و هشتاد شمسی از یکدیگر بازشناخت و تفکیک کرد.
خبر کوتاه بود و عبرتآموز؛ جان هیک، فیلسوف دین نامبردار و بلند آوازهی معاصر در 90 سالگی روی در نقاب خاک کشید و برای همیشه این جهان را ترک کرد. هنوز دانشجوی داروسازی بودم که از طریق نشریه کیان با نام این فیلسوف دین آشنا شدم و کتابهایی از او را که به فارسی برگردانده شده بود، در مطالعه گرفتم؛ آثاری چون «درآمدی بر فلسفهی دین» و «بُعد پنجم». پس از آنکه در اوایل دههی هشتاد شمسی برای ادامه تحصیل در رشتهی فلسفه عازم انگلستان شدم،
اکثر مردم میدانند که وجود پیغمبران بزرگ بوسیله معجزات و پدیدههای ماوراء طبیعت تأیید شدهاند یعنی با انجام کارهایی خارق العاده نشان دادهاند که از طرف خداوند فرستاده شدهاند و آورنده پیام الهی میباشند. بطور مثال از جمله معجزات حضرت موسی (ع) این بود که عصای خود را به مار تبدیل میکرد. حضرت عیسی (ع) بیماران جزامی را شفا میداد، کورها را بینا میکرد، از گل پرنده میساخت و به اذن خداوندآن را زنده مینمود و اما ...
1 . از دیرباز بشر درباره دیگر ساحتهای هستی و تنظیم رابطه معنوی و سلوکی خود با امر متعالی و «اقلیم گمشده روح» اندیشیده است. کسانی منکر ساحت بریناند و بر این باورند که جهان پیرامون به خود وانهاده شده و کور و کر است و در آن خبری نیست و از آن، رایحه خوش معنوی به مشام جان نمیرسد.
قسمت اول از درسنامهی دکتر ابوالقاسم فنایی تحت عنوان «معنویت قدسی» اینک در پیشروی شما گرامیان است. چکیدهای از محتویات این درسنامه پیشتر در روزنامه شرق (شماره، 1518، چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391، ص 10 و شماره 1524، چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391، ص 9) منتشر گردیده است. علاقهمندان به پیگیری این گفتارها میتواند روزهای چهارشنبه خواننده ستون ویژهی «معنویت قدسی» در روزنامه شرق باشند.
راستی در عصر نانو، در عصر دهکده جهانی، در عصر ارتباطات و اطلاعات، آیا نیازی به دین وجود دارد؟ در عصر کنونی و در میان نیازهای متنوع انسانی، دین چه جایگاهی میتواند داشته باشد؟ دین چه نقشی را در زندگی انسان امروزی، میتواند بازی کند؟ اگر دین را از صحنه زندگی خود حذف کنیم، مگر چه اتفاقی خواهد افتاد؟
در «طرحوارهای از عرفان مدرن(1)»[1 و 2] مؤلفههای وجودشناختی، معرفتشناختی، انسانشناختی و اخلاقی عرفان مدرن به بحث گذاشته شد. برای ایضاح بیشتر حدود و ثغور «عرفان مدرن» و مؤلفههای آن و ربط و نسبت و تفاوت و تشابه آن با عرفان سنتی و کلاسیک ذکر نکاتی چند ضروری مینماید. در این مقاله به بسط مدعیات پیشین میپردازم.
حساس بودن نقش زن در بناي جامعه وفرهنگ سازی در آن ، به دست تواناي زنان موجب مي شود که زنان به عنوان ارزشمندترين قشرها محسوب شوند.
زنان به عنوان مربی افراد، در صلاح و فساد جامعه نقش ويژه اي دارند بنابراين فرهنگ هر جامعه اي بايد از متون اصلي و گفتار و رفتار بانيان نخستين آن گرفته شود . از اين رو نگاه به زن يکي از بهترين شاخصها در ارزيابي فرهنگ يک قوم مي باشد.
اشاره
نوشتار پیش رو، ابتدا توسط مترجم محترم در اختیار جناب آقای دکتر سعید زیبا کلام قرار گرفته است و ایشان نیز پس از مطالعه و ارائه برخی نظرات خویش در پایان مقاله، آن را جهت اظهارنظر به جناب آقای ملکیان ارائه کردهاند. نظرات دکتر زیباکلام در همین شماره و در پایان مقاله، تحت عنوان «ضمیمه» خواهد آمد و پاسخ جناب آقای ملکیان به این نظرات، انشاءالله در شماره بعد نقد و نظر به محضر خوانندگان ارجمند عرضه خواهد شد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb