عبدالغنی براهویی
خداوند سبحان میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ ٱلْمُؤْمِنُونَ * ٱلَّذِینَ هُمْ فِی صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ» (مؤمنون:2-1) مسلما" مؤمنان، پیروز رستگارند، آن کسانی اند که در نماز شان خشوع و خضوع دارند. و نیز فرموده است: «وَقُومُواْ للَّهِ قَانِتِینَ» (بقره238) «و فروتنانه برای خدا بپاخیزید » ابوهریره (رض) میگوید: رسولخدا(ص) روزی برای ما نماز گزارد، سپس برگشت و فرمود: ای فلانی: آیا نمیتوانی نمازت را به صورت زیبا و نیک بخوانی، نماز گزار باید دقت کند چگونه نماز میگزارد؟ نماز گزار وقتی که نماز میگزارد، باید بنگرد که چگونه نماز میگزارد،چون نمازش تنها برای خودش نمیباشد و من شما را از جلو و پشت سر میبینم.(مسلم)
متن سخنرانی سیدمحمد خاتمی در کنفرانس «دین در دنیای جدید»، تهران، 22 مهر 1387
دین و یقین روشن و ایمان لطیف دینی نیز باید ابتدا خود را از چنگال جزماندیشان متعصب و سنتپرستان ظاهربین و سودانگاران خشونتگرا و نابردبار برهاند و نگرانی انسان، بخصوص انسان آزاداندیش و اندیشهور را از دین به خاطر کارکرد نادرستی که در دورانهای گذشته داشته است مرتفع کند تا انسان دریابد که دین نیز چون خود انسان مظلوم و مورد سوء استفاده واقع شده است. داوری در باب وضعیت دین در دنیای معاصر در گرو پاسخ به دو پرسش است:
صلاحالدین بهرامی
اخلاق؛ بدانگونه که تابحال با آن مواجه بودهایم، از اساس منتفی است و خوب و بد بودن جز انقطاعی موقعیتی و تداخل آن با ظرفیتهای ذهنی که یا به صورت خوشایند(نومن خوب) یا ناخوشایند (نومن بد) جلوه گر میشوند، معنای دیگری ندارند. معنای یک مفهوم، در نسبتی است که آن مفهوم با وجود و در نهایت ذهنیت آدمی برقرار میکند. که این نسبت با توجه به محتوای شناختی (ساخت ذهنی) فرد – که محصول تجربیات اندوخته شده در اجتماع است – برای وی ترجمه میشود. اخلاق با توجه به رویکرد مفاهیم آن – مانند عدالت و ... – مفهومی اجتماعی است که رویکردی انطباقی دارد، یعنی برای تطابق چارچوب وجودی فرد و اجتماع بنیاد نهاده شده است. همین رویکرد انطباقی اخلاق است که آنرا با مفهومی به نام «احساس گناه» پیوند میدهد.
صلاحالدّین بهرامی
این بحث مبتنی بر پیشفرضی است که بر اساس آن، انسان موجودی است متشکل از نیرویی بالقوه به نام «اراده» و ابزارهایی برای بالفعل نمودن این قوه که شامل محیط فیزیولوژی خود (بدن) و محیط طبیعی خارج از خود میشود. اراده انسان با عطف به متعلقش به فعلیت میرسد و تحقق مییابد؛ یعنی بسته به کاربرد اراده در بعدی از زندگی – چه روانی و مادی – ارادهاش در آن مسیر محقق میشود.
بیهیچ تردید آثار ادبی از تراوشات ذهنی صاحبان ایده در میآید، ذهنیت انتقادی روشنگرانه میتواند مکاسب مفیدی را به جامعه انسانی عرضه کند اما یک ادیب میتواند جازم هم باشد و با توجه به پایبندی به یک ایدئولوژی هر آنچه دارد در جهت توجیه و تعمیق همان ایدئولوژی نماید. ایدئولوژی در چرایی بایدها و نبایدها آرمان خود را سرفراز و دیگر آرمانها را مطرود میبیند. نویسندهی سر سپرده به ایدئولوژی کم نه به ورطه افراط و تفریط میغلتد و ممکن است بسیاری از آرمانهای انسانی را فدایی همان ایدئولوژی نماید.
بر سبیل مقدمه
سال ۱۳۵۴ خورشیدی بود .برای دیدار دوستان و بستگان از انگلستان به ایران آمدم. سفری هم به خراسان رفتم. آن روزها ولیان نایبالتولیهی آستان قدس بود و برای ایجاد فضای باز دست به تخریب بناها و بازارچههای اطراف حرم برده بود.
نویسنده: محسن کدیور
تزویر شعبی دارد. مهمترین شعبهی آن دروغ است. دروغ در همهی ادیان و آئینها مذموم و ناپسند است. از یک جامعهی دینی انتظار بیشتری میرود که صداقت را رعایت کند و از کذب و دروغ و خلاف واقع به دور باشد. اما متأسفانه به نظر میرسد ما (ایرانیان، مسلمانان و شیعیان) در مقایسه با دیگران نه تنها راستگوتر نیستیم، بلکه چه بسا گفته شود که سوگوارانه ما بیشتر دروغ میگوئیم. فراوان میشنویم که این دروغگوئی هم در روابط شخصی، هم در روابط خرد و کلان اجتماعی قابل لمس است. هم در خانواده و جامعه کم و بیش به هم دروغ میگوئیم و دروغ تحویل میگیریم، هم در منظومهی دولت-ملت فراوان دروغ میشنویم. از آمارهای خلاف واقع اقتصادی که گاهی منجر به کنارهگیری چند وزیر شده اما همچنان از بلندگوهای رسمی بر آنها اصرار میشود، تا دروغگوئی یک وزیر در جریان مدرک دانشگاهیش در زمان رأی اعتماد از مجلس، یا اظهار نظرهای خلاف واقع برخی مقامات قضائی که علی القاعده باید دادستان عموم باشند و بالاخره از ادعاهای بلندپایهترین مقامات سیاسی که از شنیدن آنها، یک لحظه از خود میپرسیم که نکند شهروند سوئیس بودهایم و خودمان خبر نداشتهایم، از قماش اینکه ایران آزادترین کشور دنیاست. نه در اقتصاد و بازارمان اصل بر صحت و صداقت است، نه در اداره و سیاستمان.
همه چیز با کندن تو از خودت، از زندگیات و از همه علاقههایت آغاز میشود. مگر نه در شهرت ساکنی؟ سکونت، سکون؟ حج، نفی سکون، زندگی چیزی که هدفش خودش است یعنی مرگ که نفس میکشد، حج، بودن تو را که چون کلافی سر در خویش گم کده است، باز میکند، این دایره بسته، با یک " نیت انقلابی "، باز میشود، افقی میشود، راه میافتد، در یک سیر مستقیم، هجرت به سوی ابدیت، به سوی دیگری، به سوی " او"
هجرت از خانه خویش به "خانه خدا"، "خانه مردم"!
محسن آرمین
امروز: اگر در بررسی جایگاه آزادی در اسلام به جستجوی کاربرد لفظ آزادی و یا معادلهای آن در متون اسلامی بسنده کنیم راه خطا رفتهایم، آزادی یک مفهوم و مقوله جدید است بنابراین در بررسی نسبت دین و آزادی به مفهوم جدید نباید خود را محدود به بحث واژه شناسی کنیم. به گزارش سایت امروز محسن آرمین که به مناسبت روز آزادی بیان در انجمن اسلامی دانشجویان پردیس دانشکدههای فنی با موضوع نسبت "اسلام و آزادی از نظر قرآن" سخن میگفت،با بیان این مطلب تاکید کرد: در گذشته آزادی در معنایی متفاوت با معنای جامعه شناختی و امروزین آن نبود. این واژه در زبان فارسی و عربی عمدتاً به دو معنای حقوقی یعنی آزادی در برابر بردگی و معنای اخلاقی یعنی آزادگی و شرافت و بزرگی به کار رفته است.
خداوندگار هستی انسان را در اصل خلقت ترکیبی دوگانه بخشید. خاک را ماده اولیهی آفرینش او قرار داد «ولقد خلقنا الانسان من سلالة من طین» و بعد از طی مراحلی از اندازهگیری و جدا کردن و تصویر بخشیدن «هو الله الخالق البارئ المصور» از روح خود در او دمید. «و نفخت فیه من روحی». و بدین ترتیب انسان موجودی است که از جهتی تمایل به زمین و ماده دارد و از دیگر سو تعالیطلب و خدائی است بدین خاطر در جهان هستی بر سایرین ویژه و ممتاز گشت و صاحب کرامت شد. «ولقد کرمنا بنی آدم».
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb