إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • روش فردی که به انسان به عنوان موجودی بی اختیار و دست بسته می‌نگرد که در سرنوشت خود تأثیری ندارد، با کسی که خود را حاکم بر سرنوشت خویش می‌داند، متفاوت است، اولی همچون موجودی پر و بال شکسته است و دومی همچون پرنده‌ای آزاد و سبک بال.

  • تاکنون کلمه زیر خط فقر را شنیده‌ای؟ آیا می‌دانی دقیقا این کلمه چه معنایی دارد؟ بخدا قسم اگر می‌دانستی هرگز... هرگز از نداشته‌هایت نمی‌نالیدی...

  • «فلسطین، بزرگ‌ترین مسأله‌ی اخلاقی عصر ماست.» این گفته‌ی «نلسون ماندلا» رهبر مبارز و ملی آفریقا بود که به خاطر مشارکت در مقاومتِ مسلحانه‌ی مخفی، محاکمه و زندانی شد. ماندلا گرچه همواره پایبند به پرهیز از خشونت بود اما مبارزه‌ی مسلحانه برای او، آخرین راه چاره بود.

    خشونت همواره در همه‌جا زشت است جُز در «شرایطی» که توسل بدان بر ما تحمیل شده و به عنوان آخرین راهکار، جهتِ برون‌رفت از یک بحران، مورد استفاده قرار گیرد که از آن به «دفاع» نیز یاد می‌شود. شاید درکِ این «شرایط» بود که «کارل پوپر» را نیز واداشت تا در «اتوپیا و خشونت»، میانِ «تجاوز» و «مقاومت در برابر تجاوز»، تفاوت بِنَهَد و بر ضرورتِ تفکیکِ این دو تأکید بورزد و اولی را یک ضدّارزش و دومی را یک ارزش تلقّی کند.

  • در این چند سطر، می‌خواهیم مطالبی را راجع به یکی از آیات قرآن که دو بار بدان اشاره شده است، تقدیم کنیم که عبارت است از:" أفلا یتدبرون القرآن" یعنی: چرا در قرآن تفکر نمی‌کنند و با تدبر آن را نمی‌خوانند 

  • زلزله‌ی اخیر کرمانشاه با بزرگی ۷/۳ ریشتر، افزون بر تحمیل خسارات جبران‌ناپذیر نظیر از دست‌ دادن تعدادی از هموطنان و مجروح شدن چندین هزار نفر و همچنین تخریب بیش از سی هزار واحد مسکونی شهری و روستایی، حاوی درس‌ها و هشدارهای بسیار جدّی برای نظام فنی و اجرایی و مدیریت بحران بود که در این نوشتار به تعدادی از آن‌ها اشاره خواهد شد. ۱- پس از زلزله‌ی کوبه یا زلزله‌ی هانشین ژاپن در ۱۷ ژانویه سال ۱۹۹۵ با بزرگی ۷/۳ ریشتر که یکی از بدترین رویدادهای طبیعی در ژاپن بود، کارشناسان را بر آن داشت که از این رویداد به عنوان یک مدل حقیقی و ارزشمند مطالعاتی در زمینه‌ی شناخت زمین‌لرزه و آثار تخریبی آن در جوامع شهری امروزی و صنعتی استفاده کنند که به موجب آن،‌ تجارب علمی زیادی کسب گردید و موارد زیر را از مهم‌ترین دستاوردهای آن می‌توان برشمرد:

  •  

    رابطه‌ی عذاب الهی با حوادث طبیعی نظیر سیل، زلزله، رانش، خشکسالی و... اصطلاحاً رابطه‌ی «عموم و خصوص من وجه» است.

    رابطه‌ی «عموم و خصوص من وجه» یکی از نسبت‌‌های چهارگانه‌ است. این نسبت میان دو مفهومی برقرار است که در برخی مصادیق همپوشانی و اشتراک دارند، اما هر یک دارای مصادیقی است که به خود آن اختصاص دارد. اگر دو مفهوم «سیاه» و «پرنده» ملاحظه شوند چنین نسبتی میان­‌شان وجود دارد. برخی از مصادیق وجود دارد که هم سیاه است و هم پرنده، همانند کلاغ؛ ولی برخی از پرنده­‌ها مانند کبوتر، سیاه نیستند، چنان‌که برخی از سیاه‌ها همانند ذغال نیز پرنده نیستند.

    به بیان بهتر می‌توان گفت «بعضی از عذاب‌ها زلزله بوده و بعضی از زلزله‌ها عذاب هستند»؛ همچنین «بعضی از عذاب‌ها زلزله نبوده و بعضی از زلزله‌ها نیز عذاب نیستند.»

  •  غالباً‌ به دنبال وقوع حوادثی طبیعی همچون سیل، رانش زمین، خشکسالی، طوفان و تندباد و... بازار دو گونه تحلیل و بررسی بسیار داغ و پر مشتری است و صدای تحلیل منصفانه و میانه‌روانه‌ کمتر به گوش رسیده و یا بسیار ضعیف می‌باشد:

    ١- دیدگاه نخست که کاملاً‌ مادّی‌گرایانه و عاری از رنگ و بوی هدایت ربّانی‌ است، حوادث و رخدادهای مزبور را این‌طور‌ تحلیل و ارزیابی می‌نماید که گویا طبیعت از آدمیان خشمگین است و جام غضبش را بر سر آنان فرو می‌ریزد. در این میان خالقی مدیر و مدبر کاملاً‌ غایب و هیچ نقشی ندارد.

  • حسن ظن

    02 آذر 1396

    ظن: در لغت به معنی گمان بردن و حدس زدن است و به دو شاخه‌ی سوءظن و حسن ظن تقسیم می‌گردد که اولی به معنی بدگمانی و دومی به معنای گمان نیک است.

    نویسنده:
    عبدالعزیز نصیری
  • مصیبتِ مبارک

    01 آذر 1396

     «رخدادها خطِ بطلان می‌كشند بر پيش‌بينی‌ها»؛ این جمله‌ی اول کتاب «انفجار: مارکسيسم و قيام فرانسه» است؛ گرچه به رخدادهای مصنوعِ بشر اشاره دارد اما صدقِ آن بر هر رخدادِ هراس‌ناک و خرابه‌سازی، تعیم‌پذیر است.

    آدمی از روی طبع، از حقيقتِ عجزِ خویش بيشتر از مرگ می‌هراسد و این حقيقت برای او، به‌مراتب نفرت‌انگيزتر از مرگ است. بعضی از حقيقت‌ها همچون «تله» هستند و نمی‌توان پای در آن‌ها نهاد و به دام‌شان نيفتاد. این ما نیستیم که آن‌ها را به چنگ می‌آوریم، بل آن‌ها هستند که ما را گير می‌اندازند.

  • چندی پیش مطلب زیبایی را در اینترنت خواندم که بسی جای تأمل بود و توجه مرا به خود جلب کرد، مطلبی در مورد دوچرخه سواری با خدا که متن آن به شرح ذیل می‌باشد: