مسلم خدری
از نگاه ادیان الهی بارزترین فلسفهی وجودی غریزه جنسی، حفظ نسل و تداوم آن است. در مبانی فقه، حفظ نسل از ضروریات پنجگانه به شمار میرود [1] و در خود فقه، آسیب رساندن به اسباب و آلات ارضای غریزهی جنسی، موجب دیه میگردد [2] و هر آنچه که سبب تحریک غریزهی جنسی گردد تا از خط قرمز که همانا «ازدواج شرعی» است، عبور کند خواه آن چیز حقیقی باشد یا مجازی، دیدنی باشد یا شنیدنی، پوشیدنی باشد یا نوشیدنی، جنبهی غذایی داشته باشد یا تفننّی، مقدمهی حرام، حرام به شمار میرود.
صلاحالدین بهرامی
«و گاهی آدم پس از فرسنگها دویدن به نقطهای میرسد که نوشته: نقطه شروع» تمام آنچه میگویم بی معناست، معنا در فراسوی کلمه در شیوهای زیستن محصور است که کلمه تنها و تنها، راه رسیدن بدان است از اینرو ارتباط معنایی درواقع محصول تشابه سبک زندگی است نه طرز تفکر. کلمه؛ امکانی است برای نگریستن به «هستی»، این امکان نگریستن و به تعبیر دقیقتر «افق دید» آدمی است که معنا میزاید؛ یعنی بسته به منظر و افق دیدی که آدمی دارد، هستی دیگرگونه رخ مینماید.
لذا ایمان –فارغ از دینی و غیر دینی- منظری است که آدمی از آن به هستی مینگرد، از اینرو کل هستی آدمی را درگیر خود میکند و پایههای عقلانیتش را میسازد، چه؛ «ما هیچ؛ ما نگاه».
صلاحالدین بهرامی
نیاز، منشأ و سبب بسط وجودی انسان و به تبع آن بسط دنیا و ارتباطات وی میگردد، هرچه انسان بیشتر رشد میکند نیازهایش فراختر میشود، از خانواده میگذرد و به دوستان، مدرسه، زن، روابط کار و ... تعمیم مییابد و همراه این رفع نیاز است که در هستی «دیگری» شریک میشود. عظمت عشق در آن است که ما را در هستی مفهومی شریک میکند که بازخوردش به خود ماست و نهایتاً «خودشکوفایی» - که اعلی ترین نیازهاست – را در ما نمایان میسازد. نیاز را دانایی میآفریند و دانایی را نیاز؛ تعاملی که کل هستی را معنا میکند و عشق پل این دو بعد آنتولوژیک و اپیستمولوژیک آدمی است.
صلاحالدین بهرامی
منابع شناختی انسان سنتی بسی فراتر و فراختر از منابع شناختی انسان مدرن بود. وی برای رمزگشایی هستی فقط عقل را کافی نمیدانست چه؛ اموری بود، که جز با سلوک فهمیدن آن ناممکن مینمود. از اینرو در رمزگشایی هستی از؛ وحی، الهام، جادو و اسطوره و.... نیز بهره میبرد.
نویسنده: احمد ناروئی
عصری که در آن زندگی مینمائیم عصر انحطاط، سقوط ارزشهای والای معنوی و اخلاقی، عصر زوال ایمان و معنویت، انهماک در مادهپرستی، دینگریزی و خدا فراموشی میباشد. تمدن جدید، تمدنی است که در بستر خطرناک مادیت و خداستیزی رشد نموده و لذا انسان در آغوش آن نمیتواند به طرزی صحیح و سالم پرورش یابد و مدارج ترقی و کمال را طی نماید. الکسیس کارل « Carrelalexis» در کتاب خود «انسان موجود ناشناخته» «Man the unknown» مینویسد:
عالم ربانی بدیع الزمان سعید نورسی(رح)
السلام علیکم و رحمهی الله وبرکاته ابداً دائماً
برادران عزیز و باوفایم!
این رساله چهل سال قبل به صورت یک درس، در مسجد جامع اموی دمشق به اصرار علمای آنجا در میان تقریباً ده هزار نفر که حد اقل صد نفر از برجستهترین علمای شام نیز در آن حضور داشت، ایراد گردید.
حقایق مطرح شده در رساله را "مؤلف" با احساس ژرفش درک نمود، گمان کرد که این حقایق در شرف تحقق است لذا با یقین قاطع در این رساله بشارتهای بزرگی داد، اما دو جنگ بزرگ جهانی و استبداد مطلقی که یک ربع قرن دوام یافت(1)سبب شد تا تحقق این حقایق چهل یا پنجاه سال به تأخیر انجامد.
پیام محمد مهدی عاکف به جوانان مسلمان
ترجمه: علیرضا رضوی درمیان
الحمدلله رب العالمین والصلاة و السلام علی قائد الغر المحجیلن، سیدنا محمدٍ و علی آله و صحبه وسلم، اما بعد...
جوانان در هر ملتی ستون و پایه هر حرکت و جنبش و رمز نیرومندی آن هستند؛ آنان نیرو و جوانمردی، حماسه برای کار و فعالیت، توانایی بذل تلاش و کوشش، عزم و اراده، میل به قربانی دادن را به وفور دارند. امتها جز با این ویژگیها پایدار نمیمانند و موانع و تنگناها را جز با این ویژگی نمیتوانند پشت سر بگذرانند.
استاد شهید فاروق فرساد(رح)
«چگونه میتوان وجدان کاری را در افراد برانگیخت؟»
از آنجا که موضوع بحث مربوط به «انسان» است، و آنهم موضوعی از « درونیّات» وی؛ و نیز از آنجا که در بینش اسلامی، انسان موجودی است دو بعدی، مرکّب از جسم و روح؛ هر بحثی بدون توجّه کامل به «انسان» و «دو بعدی بودن وی»، و جهاتی دیگر که مورد نیاز باشد؛ بحثی سطحی، و بدور از عمق، و بیصبغهی علمی خواهد بود.
این بحث در سه فصل، عرضه میشود:
صلاح الدین بهرامی
تام کینز، صاحب نظریهای است که از آن به «پسخوراند چهرهای» یاد میشود، طبق این نظریه حالت چهرهای یک هیجان به تجربه آن هیجان منجر میشود، یعنی در بازگویی افراطی آن میتوان گفت: که با دستکاری یک چهره میتوان هیجان مربوط به آن را در فرد به وجود آورد، مثلاً با لبخند زدن، خوشحال شد. اما آن چیزی که مورد تأیید تحقیقات علمی روانشناسی است این است که پسخوراند چهرهای میتواند در تشدید حالت آن هیجان مؤثر باشد، اما هیجان را تولید نمیکند.
عابدحسین بارکزهی
آرمانگرایی نقطه عطف خواستهها و خواهشهای هر انسانی است. همه چیز را ایدهال دیدن و در چارچوب ایدهال حرکت کردن نمونهی بسیار مهمی از تحولات درونی به شمار میآید. همهی ما در امور روزمره خود خواستار کوتاهترین و دقیقترین مسیر جهت رسیدن به اهدافمان هستیم مثلاً کسی که میخواهد همراه خانوادهی خود از شهری به شهر دیگری سفر کند هزینههای سفر (هوایی یا زمینی)و یا وسیلهی شخصی یا عمومی را به خوبی میسنجد و مسیرهایی را که کمترین هزینه و بالاترین فایده و تفنن را دارد مد نظر گرفته و توشهی متناسب با آن راه را با خود بر میدارد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb