إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • مراسم احیای شب قدر، جمعه شب ۱۱ تیرماه در مسجد استاد مجدی واقع در کوی دانشگاه مهاباد برگزار شد. 

  • این گفتگو در بارهٔ رمضان و در ماه رمضان نور و عطرآگین و در رمضان خیر و پاکی و در ماه پر از یادبود‌ها است. در این ماه قرآن نازل گردید و شب قدر در آن قرار دارد و در آن پیروزی جنگ بدر رخ داد و در آخر ماه عید فطر برگزار می‌شود. رمضان نوری بر گلدسته‌های مساجد و نوری در قلب و خوداری از خوردن و آشامیدن و پرهیز از حرام است.

  •  با ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت الهی قرار دیروز وداع گفتیم. ماهی که مائدهٔ رحمت و بخشایش الهی، کریمانه گسترده بود؛ و  علاقه‌مندان و طالبان رحمت و بخشایشش هر یک به اندازهٔ نیاز و همتشان از آن توشه برگرفتند. شهر و دیارمان نیز در این فرخنده ایام، حال و هوای دیگری داشت: نوای فرحبخش و دلنواز اذان، مرحبا مرحبا  و الوداع الوداع از مناره‌های مساجد به گوش می‌رسید. حضور زن و مرد، پیر و جوان در مساجد و برپایی نماز سنت تراویح چشمگیر بود.  

  • تعریف «سِلم» در لغت: 

     سِلم به معنای سلام است. سلامت یعنی برائت. «تسلّم منه»: از آن بهبودی یافت. ابن اعرابی گفته است: سلامت به معنای عافیت است. و گفته شده: سِلم به معنای صلح و آرامش است. [۱] 

    به فرد صلح‌جو هم «سِلم» گفته‌اند. مثلاً: «أنا سِلم لمن سالمنی» یعنی من با هر کس که با من صلح کند، صلح می‌‌کنم. قوم سِلم و سَلم: یعنی مردمان صلح طلب. به زن صلح‌طلب هم می‌‌گویند: امرأة سِلم و سَلم. تسالموا یعنی با هم صلح کردند. [۲] 

    این کلمه با سه حالت تلفظ شده است: فتحه‌ی سین و فتحه‌ی لام، کسره‌ی سین و سکون لام، و فتحه­ی سین و سکون لام.

  • دکتر جاسر عوده تحصیل‌کرده‌ی مصری و عضو اتحادیه جهانی علمای مسلمان و یکی از رهبران تفکر مقاصدی در کتاب جدیدش بر این باور است که رخدادهای میهن عربی از سال ٢٠١١ نشان داد که تغییر مطلوب ناگزیر باید از تغییر شخصیت انسان و تغییر ساختار دولت آغاز شود و اصلاحات سیاسی جزئی که پس از هر انقلابی در رأس قدرت ایجاد می‌شود بدون اصلاحات هم‌زمان در بخش‌های آموزش، اخلاق، فرهنگ و جامعه و پاسداری از این تغییرات امکان‌پذیر نیست. اینجاست که مؤلف نیاز شدیدی به انقلاب فکری و اخلاقی و فرهنگی در جامعه احساس می‌کند تا بر پایه‌ی آن نهادهای مدنی ایجاد ‌شود که ادامه‌ی هر نوع تغییر سیاسی حقیقی را تضمین می‌کند.

  • غیبت....هرگز!

    04 مرداد 1395

    بحث خود را در مورد غیبت با آیه‌ای از قرآن آغاز می‌‌کنم که می‌‌فرماید:" هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند؛ آیا هیچ کدام از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ یقیناً شما همگی از این کار کراهت دارید."

  • ستر پوشی

    30 مرداد 1395

    از خوارزمی به وسیله ارقام و اعداد در مورد انسان پرسیده شد؛ جواب داد: زمانی که انسان دارای اخلاق باشد، این اخلاق، مساوی یک واحد صحیح است.

  • معرفی اشاعره:

    فرقه‌ای کلامی اسلامی است که به ابوالحسن اشعری نسبت داده می‌شود. وی علیه معتزله قیام کرد. اشاعره، برهان‌ها و دلایل عقلی و کلامی را به عنوان وسیله‌ای جهت مناظره با رقیبانی چون معتزله و فیلسوفان برای اثبات حقایق دینی و عقیده‌ی اسلامی به شیوه‌ی «ابن‌کلاب» به کار می‌گیرند.

    تأسیس اشاعره و برجسته‌ترین شخصیت‌های آن: 

    •ابوالحسن اشعری: او ابو الحسن علی بن اسماعیل از نوادگان ابو موسی اشعری (رح) است. وی در بصره در سال ٢٧٠ ه‍ به دنیا آمد و سه مرحله از زندگانی فکری خویش را گذراند:

    -مرحله‌ی اول: این مرحله را نزد ابوعلی جبایی؛ شیخ معتزله در عصر خود زیست

  • اقبال لاهوری را می‌توان شهید جستجو نامید. این تعبیری است که خودِ او در اشعار جستجوگرانه و پُرسوز و گدازش به کار بُرده است. آن‌چه فارغ از افکار و ایده‌های نو، جسورانه و فضاآفرین اقبال، جلوه‌گری ویژه و جذابیت چشمگیر دارد و خواننده‌ی شعر او را، سرشار و ذوق‌زده می‌کند روح جستجوگر و دل بی‌قرار اوست که جذبه‌های شور و سوز می‌بخشد و زندگی را در تپیدن جستجو می‌کند. ایمان اوست به فرد انسانی و دعوت‌اش به خودآگاهی و خودباوری. تعهدی است که به آزادگی و نفی خوی غلامی و «رِقّیت» دارد و ستایشی است که نثار «حُرّیت» می‌کند.

  • مفهوم اجماع از نگاه شافعی، مفهومی در اوج ابهام است و منشأ اين ابهام، فقط در خَلط بين اجماع و سنت متواتر خلاصه نشده بلکه به وسعت مفهوم سنت نزد شافعی برمی گردد؛ وسعتی که تقريبا شامل اجماع نسل اول مسلمانان يعنی نسل صحابه، است[2][يعنی شافعی، اجماع صحابه را نيز تقريبا داخل در مفهوم سنت می داند]. گويی شافعی بين دو خط، سرگشته است:

    اول: گستردگی دايره ی نصوص

    دوم: حقيقت اختلافی که در عصر او، بين علمای سرزمين های مختلف، منتشر بود.

    از همين رو، می بينيم که او در الرِّسالة، بين «اجماع در روايت نبی صلی الله عليه وسلم»، و «اجماع در عمل کردن برمبنای اجتهاد» تفاوت می نهد.