کسی که آثار اسلامی را بخواند بسا به ذهنش خطور میکند که تفکر، تدبر، تذکر و تعقّلی که انسان به سویش فراخوانده شده است، صرفاً برای تزکیهی نفس، آراسته شدن به تقوا، پارسایی در دنیا و رویآوری به آخرت است و در همین موارد محدود میگردد. بویژه اگر کتابهای ابوحامد غزالی، حارث محاسبی، ابن قیم جوزی و امثالشان مورد مطالعه قرار گیرد. ولی باید توجه داشت که ضرورتاً چنین نیست و حتی این علما نگفتهاند
در بخش پیشین برای خوانندگان محترم روشن شد که موضوع اختلافی استقلال سنت، ارتباطی به حجیت سنت یا عدم آن ندارد، زیرا سنت نبوی طبق آیات قرآن، برای هر مرد و زن مسلمان، حجتی شرعی و حقیقی است و فرد مؤمن حق ندارد در حجیت سنتهایی که به طور قطعی از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ ثابت شده است، تردید نماید، البته پس از اینکه آنها را مطابق با قرآن یا زیرمجموعهی آن ببیند
طبق تعالیم اسلامی، ملاک نهایی در سنجش افراد سرانجام آنهاست و بسیار محتمل است فردی که در زمان حال و با نظر به گذشته، آدمیفاسدالاخلاق به نظر آید در آینده و در پایان عمر خویش توبهکار شود و رو به صلاح و راستی آرد و از اینرو که ما علم غیب نداریم و از آینده بیخبریم نمیتوانیم راجع به نهایت و فرجام کار او داوری کنیم. ضمن اینکه عاقبت و فرجام کار ما نیز، از غیبیات است
پیشگفتار:
1. از دیدگاه من «ارزش» مجموعهای از تصورات و پندارهاست که بیانگر فهم گروهی افراد در یک زمینهی فرهنگی مشخص در برههی مشخصی از تاریخ میباشد. این تصورات گاه به اخلاق مربوط میشود، گاه به حقیقت و گاه به زیبایی. و در سطحی ناخالصتر، ارزشها به اقتصاد، سیاست و دیگر عرصههای گوناگون هنری، ادبی، نمایشی و ... پیوند دارد.
باید دانست كه برخی از علما در دوران سعید بن مسیب، ابراهیم، زهری، و در زمان مالك و سفیان و همچنین پس از آنها، پرداختن به آرای شخصی (و خوداندیشی و اظهار نظر دربارهی مسایل) را ناپسند میدانستند و از فتوا دادن و استنباط جز در زمانی كه چاره و گریزی نداشتند، میهراسیدند. بلكه توجه و اندیشهی بیشتر آنان در آن زمان، روایت احادیث رسولخدا-صلّی الله علیه وسلّم- بود.
یکی از مسائل مهم در میان روشنفکران بازخوانی و خوانش گزارههای دین به با عقلانیت مدرن و تناسب این واژهها با زندگی امروزی جامعهی بشری است که گریزی از آن، در این جهان خاکی نیست. خواه یا ناخواه، ما در دوران مدرن، در حال تفسیر و تأویل این گزارهها و بهروزرسانی آنها هستیم که همهی حیات دینی ما دینداران را تحت الشعاع خود قرار داده و بهویژه در چندین دههی اخیر روشنفکرانی با تعاریف خاص خویش از مفاهیم دینی با انگیزهی حفظ گوهر دین، وارد عرصهی نواندیشی در دین شدند که به عبارتی میتوان آن را اصلاحگری دینی یا احیاگری نام نهاد.
بیداری و پیشرفت این امت، به صحت آموزش و کیفیت پرورش آن بستگی دارد. منهجهای زمینی و روشهای بشری هر چقدر هم نیرومند و باتجربه باشد، باز هم برای نیل به کمالات عاجز است و نمیتواند با سرشت انسانی سازگاری داشته باشد؛ چرا که این منهجها نمیتواند خالی از خواهشهای نفسانی جاهلانه انسانی باشد یا به دور از دید تنگی باشد که همگام با ضعف مراقبت درونی انسان از خودش میآید. این احساس درونی صادقانه (مراقبت) بدون شک برای راهبرد کار آموزش و پرورش تاثیر بسزایی دارد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb