پیشگفتار:
1. از دیدگاه من «ارزش» مجموعهای از تصورات و پندارهاست که بیانگر فهم گروهی افراد در یک زمینهی فرهنگی مشخص در برههی مشخصی از تاریخ میباشد. این تصورات گاه به اخلاق مربوط میشود، گاه به حقیقت و گاه به زیبایی. و در سطحی ناخالصتر، ارزشها به اقتصاد، سیاست و دیگر عرصههای گوناگون هنری، ادبی، نمایشی و ... پیوند دارد.
باید دانست كه برخی از علما در دوران سعید بن مسیب، ابراهیم، زهری، و در زمان مالك و سفیان و همچنین پس از آنها، پرداختن به آرای شخصی (و خوداندیشی و اظهار نظر دربارهی مسایل) را ناپسند میدانستند و از فتوا دادن و استنباط جز در زمانی كه چاره و گریزی نداشتند، میهراسیدند. بلكه توجه و اندیشهی بیشتر آنان در آن زمان، روایت احادیث رسولخدا-صلّی الله علیه وسلّم- بود.
یکی از مسائل مهم در میان روشنفکران بازخوانی و خوانش گزارههای دین به با عقلانیت مدرن و تناسب این واژهها با زندگی امروزی جامعهی بشری است که گریزی از آن، در این جهان خاکی نیست. خواه یا ناخواه، ما در دوران مدرن، در حال تفسیر و تأویل این گزارهها و بهروزرسانی آنها هستیم که همهی حیات دینی ما دینداران را تحت الشعاع خود قرار داده و بهویژه در چندین دههی اخیر روشنفکرانی با تعاریف خاص خویش از مفاهیم دینی با انگیزهی حفظ گوهر دین، وارد عرصهی نواندیشی در دین شدند که به عبارتی میتوان آن را اصلاحگری دینی یا احیاگری نام نهاد.
بیداری و پیشرفت این امت، به صحت آموزش و کیفیت پرورش آن بستگی دارد. منهجهای زمینی و روشهای بشری هر چقدر هم نیرومند و باتجربه باشد، باز هم برای نیل به کمالات عاجز است و نمیتواند با سرشت انسانی سازگاری داشته باشد؛ چرا که این منهجها نمیتواند خالی از خواهشهای نفسانی جاهلانه انسانی باشد یا به دور از دید تنگی باشد که همگام با ضعف مراقبت درونی انسان از خودش میآید. این احساس درونی صادقانه (مراقبت) بدون شک برای راهبرد کار آموزش و پرورش تاثیر بسزایی دارد.
روشن است که پیدایش بیداری اسلامی، پدیدهای تاریخی در دوران معاصر است که بر اثر فروپاشی خلافت عثمانی، سیطرهی کشورهای استعمارگر، گسست سیاسی در امت اسلامی، کاستیهای اعتقادی که از سوی داعیان سکولاریسم تندرو به نام روشنفکری ترویج میشد، فروپاشی اخلاقی و ارزشی، فراخوانی به سوی غربگرایی و پیروی فرهنگی به نام رشد، نوسازی و همگامی با غرب به وجود آمد.
آراء علماء پيرامون اجماع
چيزی را به مانند اين اصلی که آن را «اجماع» ناميدهاند سراغ ندارم که به عنوان اصلی از اصول تشريع اسلام، در ميان مردم مشهور گردد و لکن اين چنين، نظرهای مختلف دربارهی آن مطرح شده باشد و مذاهب از جميع جهاتِ مربوط به اين اصل، در آن اختلاف کرده باشند. مذاهب در مورد حقيقت اجماع، اختلاف دارند:
گروهی از آنان میگويند: «اجماع به معنای اتفاق تمام مجتهدين امت محمد صلی الله عليه وسلّم بر سر حکمی شرعی است
در مشرق اسلامی روی یک قضیه بسیار بحث میشود و آن تکثرگرایی و فرهنگ اختلاف است. از یک سو دموکراسی خواهان معتقدند اختلاف یک حق مقدس است و نباید آن را جز در سایهی ارزشهای والای ملی یا سکولار و مطابق با اصل شهروندی تعیین کرد. البته جناحهای چپ عموما نظرات دیگری دارند، گرچه برخی از ایشان هم به دموکراسی، مدرنیته یا سکولاریسم باور دارند. دموکراتها عقیده دارند که باید قانون اساسی حق همهی طرفهای موجود در جامعه را رعایت کند.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb