تعامل، تقابل، اصلاحگری و کنارهگیری رویکردها و مواضعی هستند که افراد و گروهای اسلامی اعم از سلفیه با تمام نحلههای فکری، متصوفه، مکتب قرآن، اخوان و... با حاکمیتهای کشورهای استبدادی در کشورهای اسلامی در گذشته و حال در پیش گرفتهاند که سعی میشود هر یک از این رویکردها مورد تجزیه و تحیل قرار گیرد.
امام شافعی (رح) محقق ناقد نه مقلد راکد، شخصیتی که مؤمنانه و محققانه و ناقدانه زیست و تندیس وجودش در زیر پتکها و قلمهای استادان مجرب دین و اخلاق چون بوحنیفه و امام مالک از ناخالصیها جدا شد و این استادان خمیر مایهی مردی بزرگ را به تاریخ و بشریت هدیه کردند. شافعی از استادانش آموخت...
اسلام هراسی در دنیای غرب ـ به خصوص در چند دههی اخیر ـ واقعیتی انکار ناپذیر است. در نوشتهها، سخنرانیها، فیلمها و... غالباً مسلمانان را افرادی بیفرهنگ، بیمنطق، غیر متمدن، بنیادگرا، خشونت طلب، تروریست و غربیها را افرادی با فرهنگ، منطقی، مهربان، انسان دوست و حامی حقوق بشر معرفی میکنند؛ و این صفات را به تمامی مسلمانان تعمیم میدهند؛ تعمیمی که در مورد هیچ گروه فکری، مذهبی و دینی دیگری به کار نمیبرند.
حضور زندگی در کودکان، به طرز سرشاری، تپنده و زنده است. شادابی، سبکبالی، صفای خاطر، تجربه ی بی واسطه ی هستی، سادگی و نگاه رازآمیز به جهان، از مؤلفه های کودکانگی است. کودکان واجدِ ویژگی هایی غبطه انگیزاند که بازآفرینی و تقویتِ آنها در ارتقایِ وضعیت وجودی ما بسیار مطلوب است. به همین سبب، کودمنشی یا کودک وارگی مورد توصیه ی فرزانگان بوده است. در نزد مسیحیان، کودکانگی ستایش می شود چرا که مسیح کلیدِ ورود به ملکوت و رازِ فرزانگی را در بازگشت به کودکی می دانست: «نزد عیسی آمدند و گفتند: چه کسی در ملکوت آسمان بزرگتر است؟ آنگاه عیسی طفلی را برپای داشت و گفت: هر آینه به شما می گویم تا بازگشت نکنید و مثل طفل کوچک نشوید، هرگزبه ملکوت آسمان ره نمی یابید.»[1]
به فرمان پروردگار، ابرمرد توحید و یکتاپرستی حضرت ابراهیم خلیل – علیه السلام – کعبه منسوب به پروردگار را که قبله سینهها و جهت حرکت دلهاست بنا نهاد تا تمامی یکتاپرستان تاریخ از روز خلیل تا به روز دمیدن در سور – بوق – و دیدار پروردگار جلیل بدان سوی روی آورده، بیعت و صداقت خود با خالقشان را با این خانه تواضع به نمایش گذارند..
خداوند تبارک و تعالی میفرماید: «وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ» [حج: ۲۷]. (ای پیغمبر!) به مردم اعلام کن که (افراد مسلمان و مستطیع)، پیاده، یا سواره بر شتران باریک اندام (ورزیده و چابک و پرتحمّل، و مرکبها و وسائل خوب دیگری) که راههای فراخ و دور را طی کنند، به حجّ کعبه بیایند (و ندای تو را پاسخ گویند). (آنان به این سرزمین مقدّس بیایند) تا منافع خویش را با چشم خود ببینند.
به همراه شما خوانندگان در ایامی به سر میبریم که اجر و پاداش در آن دو چندان، درهای رحمت گشوده و گناهان آمرزیده میشود؛ ایامی که خداوند توبهکاران را میآمرزد و دعای بندگان را اجابت میکند؛ این روزها دههی اول ذی الحجه است؛
روزهای بینظیری که خداوند مقامش را بالا برده و به آن ارج نهاده است و در کتاب گرانقدرش به عظمت آن سوگند یاد کرده است: «وَالْفَجْرِ وَلَیَالٍ عَشْرٍ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ».
از آنجائیکه لازم است قربانی حج را یکبار هم که شده در زندگیمان انجام دهیم. باید از خودمان بپرسیم که قربانی رمز و سمبل چه چیزی است؟ قربانی یعنی تجربه ابراهیم به عنوان انسان آزاده و مسلمان خالص و شخصیت مستقل و اسوهی کامل خصال خدائی تاریخ، ابراهیم خیلی چیزها را در زندگی خود قربانی کرد. از جمله پدر، مردم زمانه، جان خودش، خانه، زندگی، محیط خوب. اما رکورد قربانی آن قربانی فرزند بود که داستان آن در سورهی صافات آمده است.
حج، در یک نگرشی کلی سیر وجودی انسان است بسوی خدا. نمایش رمزی فلسفه خلقت بنی آدم است. نمایشی که کارگردان آن خداوند است و شخصیت اصلی آن آدم، ابراهیم، هاجر، ابلیس میباشد. صحنههای آن منطقه حرم و مسجد الحرام، مسعی، عرفات، مشعر و منی است. سمبل آن کعبه، صفا و مروه و قربانی. جامه و آرایش آن احرام و حلق و تقصیر است.
ما زنان همچون مرواریدیم که در صدف است و هر زمان از صدف بیرون آییم امکان آسیب دیدنمان زیاد است.
آری خواهران عزیزم، ما زنان ارزشی بیشتر از آن چیزی که گفتم داریم و برای مصون ماندن باید حجاب اسلامی را رعایت کنیم. صدفی که برای محافظت مروارید درنظر گرفتیم همان حجابی است که لازمه ی سالم ماندن است.
حال سؤال اینجاست که چرا در جامعه ی امروز حجاب اسلامی رعایت نمی شود؟
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb