زمانی که از رهگذر نوشتههای یک اندیشمند به مطالعه و بررسی سیر تکامل اندیشه او میپردازیم، هر نوشتهای از او، تنها در حکم رقمی در میان شمار نوشتههایش نخواهد بود، بلکه بیانگر مرحلهای از مراحل فکری او به شمار میرود. و هر مرحله با مراحل فکری دیگر وی، رابطهای دیالکتیکی دارد که غالباً به مدد واژههایی چون (پیشرفت)، (تحول)، (تداوم) و (تکامل) بیان میشود. در هر زمان و نسبت به هر یک از نوشتهها، ضروری است که رابطه آن نوشته با اهداف اصلی نویسنده کاویده شود و در صورتی که نویسنده در کار پیریزی طرح فکری گستردهای است ـ طرحی که هنوز ناتمام است ـ رابطه میان این نوشته و آنچه وی در درازمد، خواهان تحقق بخشیدن به آن است، سنجیده شود.
نویسنده: امیرارسلان خضری
سپاس میگویم خدا را که قلم را آفرید، قلم تنها آشنای احساسات و دنیای درون من است، هنگامی که با مرکب قلم میتازم دیگر کسی یارای رسیدن به دنبالهی ستارهی اندیشه مرا نخواهد داشت، این نیز از فضل پروردگار من است. اندیشه من اراده کرده به پاس زحمات چند سالهات در عرصهی دانشآموزی و قرار گرفتن تو بر روی سکوی پرتابی نو، سیاههای بنویسد، اما باز کسی به گرد آن نرسد.
نویسنده: محمد العوضی
برگردان از عربی به فارسی: چنور فریور
صبح روز شنبهی گذشته، پس از شرکت در مراسم شستوشوی کعبهی شریف، شیخ عبدالعزیز شیبی کلیددار کعبه، ما را برای صبحانه دعوت کرد. برخی از افرادی را که به این مهمانی دعوت بودند از قبل میشناختم مانند عمرو خالد -دعوتگری که در مصر به سبب تأثیرگذاری مثبتش بر روی زنان خواننده، آوازه و شهرت خاصی پیدا کردهبود- و همینطور شهردار مکه استاد عبدالله فایز که مهمانان را برای شام روز یکشنبه دعوت کردهبود.
در این نوشتار سعی میشود تا به بررسی کار تشکیلاتی برای فعالیتها و تشکلهای دینی پرداخته شود و به این سؤال پاسخ داده شود که آیا مفهوم مقدس دین را میتوان در قالب مفهوم سازمان یا تشکیلات جای داد، به عبارتی میشود کار دین را سازماندهی کرد و یا اصولاً فعالیت دین را نمیتوان در قالب سازمان انجام داد و دین مفهوم فردی است.
نویسنده: دکتر غلامعلی افروز
رابطه میان پسرها و پدرها در چهارچوب وظایف مسؤولیتهای پدران خانواده تحلیل میشود. متأسفانه پدران نمیدانند چگونه باید با پسران خود رفتار کنند. بسیاری از آسیبهای پسران در جامعه به رفتار پدران با آنها برمیگردد. در این قسمت به چند اصل روانشناختی برای پدران اشاره کردهایم.
نویسنده: م. ابراهیمی
یکی از دغدغههای انسان مؤمن امروزی بحث توکّل است. همانگونه که متکلمین پیشین بر توکّل آرای متفاوتی داشتهاند. امروز نیز دریچههای متفاوتی بر روی این مفهوم گشوده شده است، نگارنده در این بحث موجز بر آن است تا با نگاه بر دیدگاه امام محمد غزالی تأمّلی دیگر انجام دهیم؛ باشد که برای خوانندگان مفید واقع گردد.
سخن در باب اخلاق ما انسانهای امروز در بعد محیط زیست و الزاماتی که نسبت به انسانهای آینده داریم از انسان و بسامدهای اخلاقی او بر گذشت و به طبیعت و حیات وحش رسید. نگاه ما، کسانی را که خود را طرفدار حیوانات و محیط زیست میدانیم، بر چه پایههایی استوار و تا چه حد صحیح است؟ حیوانات و اخلاق زیستمحیطی بر اساس نظریات پیشطرح، اگر نوع بشر تنها گونهای است که دارنده پایگاههای اخلاقی است، میتوانیم این اندیشه را تا بدانجا بسط دهیم که مثلاً اگر من بیرون چادر خود در گذرگاهی در طبیعت به حیوانی- مثلاً خرسی- برخورد کردم میتوانم اگر دلم خواست (یا به عبارت بهتر اگر هوس کردم) او را بکشم. اگر این کار را بکنم، شلیک از سر تفنّن من هیچ کنش ناروایی نسبت به خرس نخواهد بود.
نویسنده: دکترعلىمحمد ایزدى
اگر واقعاً علاقهمندیم بفهمیم چرا جهان اسلام که چندین قرن پرچم افتخارات دوران فروغ علم و بالندگی جهان را در دست داشت، اکنون به چنین روزی افتاده؛ اولین و مهمترین کاری که ما را به درک این موضوع نزدیک میکند، این است که با تحقیق دقیق علمی دریابیم که چرا آنها در قرون اولیه چنان مشتاقانه علاقهمند به تحقیق در علوم طبیعی بودند که نتیجتاً میتوانستند دانشمندان و علمای دنیاپسند به جامعه بشریت تحویل دهند، و چه شد که بعد از چند قرن محققی پا نگرفت و بهطور کلی چراغ علم در سرتاسر آن دیار خاموش شد که هنوز هم در واقع خاموش است.
تشخیص علّت این بیماری اجتماعی لااقل به همان اندازه اهمیت دارد که تشخیص یک بیماری صعبالعلاج توسط طبیبان حاذق به عنوان قدم اول درمان.
نویسنده: یاسین احمدی
سیر و حرکت مسلمانان و دعوتگران بیهدف و بیبرنامه نیست، بلکه هر حرکت و سکونی که از آنان نمایش داده میشود، جلوهگر زیبایی و حقیقت اسلام است. بینشانهی راه، مسیر را نمیپیماید، کوهِ سختیها در مقابل ارادهی آهنیناش موم میگردد و با ثبات و پایداری او متلاشی میشود، جانفشانی در ره دوست شیرین و گوارا است، جمال و صفات جلال خالق هستی، او را بهسوی خویش میکشاند و راهی جز عاشق شدن در این سراچهی هستی ندارد و خردهگیران، گر خرد خویش را حاکم و داور میکردند، بر عاشقان زندهدل طمع کننده در زیبا رویان، خرده نمیگرفتند بهقول حافظ شیرین زبان: برغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال چهره تو حجت موجه ماست جمال و زیبایی، تمام زندگیش فرا گرفته، او غریق خوشی و عیش و نوش دریای عشق است، از خاک و گل است اما نگاهش، آرزوهایش آسمانی است.
نویسنده: صلاحالدّین بهرامی
زبان را میتوان بر دو قسم: «اندیشهی زبانی» و «زبان گفتاری» منقسم دانست. «اندیشهی زبانی» قدرت سخن گفتن است. دریافت زبان که مشترک اولاد آدمی است. اما زبان گفتاری به فعلیت رساندن اندیشهی زبانی و خود سخن گفتن است؛ که هر ملتی زبان خاص خود دارد. و به صورت ذخیرهی زبانی، واژگان خود را به نسل آتیاش وا میگذارد. اینکه؛ این واژهها چگونه ساخته شدهاند؟ موضوع این نوشتار نیست اما تداوم آن زبان، مرهون قوه یادگیری انسان است. زبان گفتاری به ما «داده میشود» در این «دادن» ما نقشی نداریم اما تأثیری بسزا از آن میگیریم. با زبانی که به ما داده میشود درب جهانی بر ما گشوده میگردد؛ واژهها دنیای خود را به ما تحمیل میکنند و هر کدام «میزان» و «آفتاب» خود میشوند:
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb