در تکاپو باشیم امّا مشروط به این که زندگی را بر همنوعان خود تلخ نگردانیم و راه را بر آنان تنگ نپنداریم، وجود خود را در وجود دیگران معنا کنیم و دگراندیشی را نیز چاشنی پویایی زیستنی مقدّس، تعبیر نماییم. در نگاهمان به دیگران، آنها را از خود بدانیم و سرانجام در تعاملات اجتماعیمان، اصولی ساده و ابتدایی که بایستی پذیرفت، این است که تاحدودی امنیت و آرامش را برای همگان فراهم آوریم و البته نه تاحدودی، بلکه قطعاً هیچ حرکتی از ما سر نزند که مبادا باعث شکسته شدن شاخه گُلی در کنار خیابان و یا تیره شدن پیوندمان با غیرخود شویم. تا دیروز بسیار چیزها از ما پنهان بودند و شهر را آرام و بیهیاهو مییافتیم، همه چیز در جای خود و همه کس در فکر خویش و همگان به هر صورت خوش بودند، اکنون دیگر پنهانشدههای گذشته، پلاس کهنهیشان را دور انداختهاند و پردهها را از ناگفتهها و نادیدههای پیشین دریدندهاند. آنچه را نبایستی میگفتند، میگویند و آنکس که نمیگفت دیگر میگوید.
محاصرهی کامل باریکهی غزه و مرگ تدریجی ساکنانش طی چندین ماه متوالی، حملهی وحشیانهی رژیم صهیونیستی و قتل عام بیش از 1400 نفر و زخمی شدن حدود 5 هزار نفر، ادامهی محاصره پس از اعلام آتش بس و نقض مکرر آن از سوی این رژیم، احساسات و خشم مردم آزاداهی جهان را برانگیخت.
بسمالله الرحمن الرحیم براو خوهیشک و ڕۆڵه خوهشهویسهکانم! السلام علیکم و رحمةالله وبرکاته. حهتمهن ئهزانن چهنێ تاسهتانم کردگهو؛ چهنێکیچ قسهم ههس بۆتان. ئاخر ساڵێکه یهکترمان نهدیگه. ئهویچ، ساڵێک نهک وهک ساڵان. بهڵکه: ساڵێک، به تهنیایی و...به فرسهتهوه به لێک دانهوهی گوزهشتهگهل دوورو نزێکو؛ فکر کردنهوه له بارهی دوروسگهلو نادوروسگهلهوه، لهبارهی ههزاران مهسهلهی گهورهو بۆچکهوه..
(س) در سخنرانیتان به «شیخ محمّد عبده» اشاره کردید، در حالیکه آرا و نظرهای متفاوتی دربارهی این شخصیت وجود دارد. نظر شما چیست؟...
(ج) مسأله ی تهاجم فرهنگی و مسیری که در آن به جریان افتاده و پذیرفتن آن از سوی برخی از اندیشمندان مسلمان، موضوعی است که باید مورد بحث قرار گیرد. آری، تهاجم فرهنگی و تلاش و فعالیت جهت شکست طرف مقابل، امری انکارناپذیر است.
اشاره: این مصاحبه در سال 1376(1997) انجام شده است و در روزنامهی همشهری، از پنجشنبه 23 خرداد 1381 تا پنجشنبه 27 تیر 1381 در 16 شماره منتشر شده است؛ نظر به اهمیت گفتوگوی حاضر، پایگاه اطلاعرسانی اصلاح با اصلاح و بازبینی مجدّد آنرا به حضور ارباب معرفت و صاحبان بصیرت معروض میدارد. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید!
زندگی با فلسفه
دریافتم بیشتر موضوعاتی که در فلسفه علم مورد بحث قرار میگیرند مشمول فلسفه تاریخ نیز میشوند. سپس به تدریج در فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه دین مطالعه و تحقیق کردم، هر چند فلسفه دین بعدها شکوفا شد. فلسفه علم یک کشف حقیقی برای من بود. یک افق فکری جدید را برایم گشود و یک نقطه عطف مهم در تحول فکریام ایجاد کرد. سؤالات متعددی برایم خلق کرد. در دانستههای قبلیام از فلسفه و متافیزیک ارسطویی تجدید نظر کردم و آنها را اصلاح نمودم.
آنگونه که تاریخ رویدادهای اخیر نیمهی اول قرن بیستم بیان میدارد، با ظهور پدیدهی نازیسم در آلمان و تسلط آدُلف هیتلر بر سرنوشت مردم، با بهرهگیری از صنایع جدید و مدرن اسلحهسازی و هر چه بیشتر مخربتر شدن آنها در کشتار و نابودی انسانها، تفکر نژاد برتر ژرمن و لزوم سیادت و برتری و تسلط این نژاد بر جهان و رفع آثار برخی از ملتها از جمله ملت یهود، در ذهن بیمار و پریشان نازیها لانه کرد.
حکمت و معیشت
ویژگی جمعی دین، و قدرت تأثیر آن بر روی زندگی اجتماعی پس از انقلاب برایم آشکارتر شد و این منجر به این شد که درباره تفکر مرحوم شریعتی درباره ایدئولوژیک کردن دین بیشتر تحقیق کنم و این موضوع را با پلورالیسم که یکی از لوازم و نتایج تز قبض و بسط بود مقایسه کردم.
قال الله العظیم فی محکم آیاته: «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا» صدق الله العظیم (نساء:3)
تعدّد زوجات یا چندهمسری
خاورشناسان و مبلغان مسیحی مسألهی «چندهمسری» را به گونهای برای تبلیغات خود مورد بحث قرار دادهاند که گویا این مسأله جزو شعایر عبادی اسلام یا یکی از واجبات یا حداقل یکی از مسائل مستحب است! اما باید دانست که چنین تبلیغاتی برای گمراهی دیگران است. زیرا طبق قاعده معمول و شرایط طبیعی زندگی، در اسلام اصل برآن است که
(۱) پرسش این است: آیا خیانت در روابط زناشویی اخلاقاً نارواست؟
مقصود من از "خیانت در روابط زناشویی" این است که مرد یا زنی متأهل با فردی غیر از همسر خود (یعنی بیرون از حریم زناشویی) روابط جنسی برقرار کند. البته تعبیر "خیانت" در اینجا تاحدّی گمراه کننده است. زیرا این تعبیر مفهوماً بر امری اخلاقاً ناروا اطلاق می شود، و در این صورت "خیانت" در روابط زناشویی بنا به تعریف ناروا خواهد بود.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev