از دیدگاه جامعهشناسی سیاسی، مسئله مشارکت مدنی و سیاسی شهروندان و نقش آن در شکلگیری نوع نظام سیاسی حاکم بر جامعه امر پذیرفته شدهای است که کمتر مورد تردید قرار میگیرد. رابطه عکس این نیز رابطهای قابل توجه است، به عبارت دیگر نوع نظام سیاسی حاکم نیز در کاهش یا افزایش مشارکت سیاسی شهروندان تأثیر دارد. یعنی با توجه به نظام سیاسی، میتوان حدس زد که شهروندان دارای چه محدودیتهایی در رفتار سیاسی خود هستند. با این پیشفرض میتوان گفت که نظامهای اقتدارگرا و غیردمکراتیک، در درون خود و با بکارگیری عوامل و مکانیسمهایی در عمل و اندیشه، مانع مشارکت سیاسی فعال شهروندان میشوند.
به نام خدا شورای محترم نگهبان موضوع: اعتراض به نظر هیات نظارت بر انتخابات استان آذربایجانغربی
سروش: در ابتدا بد نیست به یک مسئله بسیار مهم در تاریخ کلام اسلامی اشاره کنم و آن نزاعی است که بین دو جریان مهم کلامی درباره مخلوق بودن قرآن پدید آمد. یک جریان طرفدار عقل مستقل از دین بود و جریان دیگر طرفدار عقل تابع دین. جریانی که عقلگرا بود، اعتقاد داشت که آیات قرآن بسته به موقعیت نبی، خلق و نازل میشده است. یعنی اینگونه نبوده که آیات پیشاپیش در لوح محفوظ وجود داشته باشند و یک دفعه بر پیامبر نازل شوند. بلکه موقعیتهای پیامبر بوده که ایجاب میکرده آیهای نازل شود و این دلیلی است بر مخلوق بودن قرآن! آیهای در قرآن هست که مؤید و متکای این نظریه است.
دعوای جمهوریت و اسلامیت نظام از ابتدای شکلگیری رسمی جناحبندیهای سیاسی در ایران، از دعواهای اصیلی است که به نوعی سابقه تاریخ آن به صدر مشروطه برمیگردد. این مسئله ابتدا در قالب مشروطه و مشروعه و توسط نمایندگان فکری آن مطرح شد.
اشاره: انتشار دو مقالهی «بسط تجربهی نبوی» و «ذاتی و عرضی در دین»، بازتابهای گوناگونی در میان دینداران و دینپژوهان داشت. گفتوگوی زیر حاوی ملاحظات انتقادی بهاءالدین خرّمشاهی، دینپژوه و قرآنپژوه معاصر، دربارهی دو مقالهی فوق و پاسخهای عبدالکریم سروش، نویسندهی آن دو مقاله است.
اشاره: یادداشت زیر را حدود 10 سال قبل در سالروز تولّد پیامبر اسلام(ص) نوشتهام که در مناطق اهل سنّت و کردنشین ایران معمولاً مراسم مولودیخوانی برگزار میشود. یادداشت را در شرایطی نوشتهام که دولت آقای خاتمی حاکم بود و به طبیعت آزادهی خودشان، فضایی را مملوّ از تساهل فراهم کردند که آثار ایجابی در داخل سیستم و درخارج از آن(میان اهل سنّت)ایجاد کرد. این دوره، دولت مستعجل بود و یک انتخابات از نوع دیگر، دستاوردهای حاصل را به محاق فراموشی برد.
چاپ گفتوگوی کریم جعفری با دوست عزیزم احسان هوشمند با عنوان قومگرایی در ایران معاصر در روزنامه اعتماد ملی (روزهای25و26فروردینماه جاری)، فال نیکی است که خوشبختانه هر از چند گاهی توسط ایشان زده میشود. اما در واقع نمیدانم که آیا یک ضرورتی در این گاهها پیشامد میکند که این موضوع را مطرح مینمایند یا اینکه اتفاقی و بدون هدف است و دست آخر اینکه منظوری در آن نهفته است؟ به هر حال، آنرا غنیمت دانسته و در مورد فرازهایی از آن از در انتقاد در میآیم تا فروگذاری در باب دوستی نکرده باشم. چه ایشان را دوست دارم و نیز دوست دارم که هر چه را مینویسد یا میگوید، گزیده و مفید و از سرعلم باشد.
گفتوگو با دکتر عبدالکریم سروش
آقای دکتر سروش! مدتی است شنیده میشود که شما مشغول مطالعه روی آثار و اندیشههای معتزلیون هستید. میخواستم چند و چون این ماجرا را بپرسم.
یکی از مشکلات بزرگی که دعوت اسلامی معاصر بدان مبتلا شده است؛ عقبماندگی عقلانیت برنامهریزی و سازمانی است که شرع آنرا واجب و زمان آنرا ایجاب نموده است. بسیاری از افرادی که به این بیماری گرفتار میشوند برآنند تا نظمناپذیری خود را موجه جلوه داده و توجیه شرعی نمایند.
سابقهی تاریخی واژه قوم به یونان باستان برمیگردد. در آن دوره، واژه ethnos به قبایل کوچندهای اطلاق میشد که که هنوز در شهرها مستقر نشده بودند. بنابراین اولا واجد حقوق سیاسی نبودند و خارج از حیطه سیاست قرار میگرفتند. در عین حال تقابل دیگری بین خداباوری یونانیان و عدم آن نزد اقوام غیر شهری وجود داشت که منشأ نگاه تحقیرآمیزی از سوی یونانیان به گروههای قومی بود. پدیدهای که در چند قرن بعد از آن در نگاه کلیسایی نسبت به غیر آن خود را نشان داد.(قوم شناسی سیاسی1380، ص233) و بر حسب آن جهان غیر کلیسایی زیر سطه کفر و شیطان قرار داشت.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb