کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ. (بقره:216) جنگ صرفنظر از اینکه حق باشد یا باطل، جنبه دفاعی داشته باشد یا هجومی برابر باشد یا نابرابر از سلاح متعارف استفاده شود یا نه از نگاه انسان سخت و ناخوشایند است. زیرا به تعبیر قرآن همانگونه که در آیه 140 سوره آل عمران و 104 سوره نساء آمده است برای طرفین درگیر در جنگ مایه ی خسارت، جراحات، بلاها، درد و رنجها و اذیت و آزارها است.
اندیشهی سیاسی، یه عقیده «حسن البناء» اندیشهای نظری و «تجریدی» نیست، بلکه اندیشهای پویا و درخور به کار بستن و اجراست. «البناء» هم صاحب اندیشه بود و هم پدید آورندهی «گروه» و هم پیشتاز حرکت اسلامی نوگرای معاصر که در طول نیم قرن اخیر پیوسته و همیشه، تجسمبخش نیروی سیاسی، اصیل و حقیقی اسلامیای بود که نه تنها در مصر، بلکه در بسیاری از اقطار جهان اسلام، جای خود را در واقعیت مجتمع اسلامی باز کرد... حرکتی که سیاستگزاران و طراحان استراتژی در سطوح منطقهای و عربی اسلامی نمیتوانند آن نادیده انگارند.
انقلاب 1357 ایران اگر چه حاصل یک ائتلاف فراگیر از گروهها و طبقات شهری بود و به فروپاشی سیستم پادشاهی مطلقه پهلوی انجامید، اما بهزودی و با غلبه یک گروه بر سایر گروهها، در تحقق اهداف مورد خواست طبقات مردم باز ماند. با این وصف، به محرکی برای ظهور مجدد جنبشهای اجتماعی اقوام ایرانی، از جمله جنبش کردها در ایران تبدیل شد. گذر از مرحله اول انقلاب، یعنی حکومت میانهروها و جایگزینی آن با حکومت تندروها، در عمل بسیاری از طبقات و گروههای شرکتکننده در انقلاب را زیر عنوان ضد انقلاب به حاشیه راند.
علیرغم آنکه سران سیاسی کرد در ابتدای علنی شدن مجدد فعالیت احزاب سیاسی کردی، حمایت خود را از انقلاب و رهبری آن اعلام داشتند؛ اما رادیکالیزه شدن روند انقلاب همه آنها را در عداد ضد انقلاب قرارداد و از همان ابتدا از مشارکت در ترتیبات سیاسی بعد از انقلاب باز ماندند.
در تکاپو باشیم امّا مشروط به این که زندگی را بر همنوعان خود تلخ نگردانیم و راه را بر آنان تنگ نپنداریم، وجود خود را در وجود دیگران معنا کنیم و دگراندیشی را نیز چاشنی پویایی زیستنی مقدّس، تعبیر نماییم. در نگاهمان به دیگران، آنها را از خود بدانیم و سرانجام در تعاملات اجتماعیمان، اصولی ساده و ابتدایی که بایستی پذیرفت، این است که تاحدودی امنیت و آرامش را برای همگان فراهم آوریم و البته نه تاحدودی، بلکه قطعاً هیچ حرکتی از ما سر نزند که مبادا باعث شکسته شدن شاخه گُلی در کنار خیابان و یا تیره شدن پیوندمان با غیرخود شویم. تا دیروز بسیار چیزها از ما پنهان بودند و شهر را آرام و بیهیاهو مییافتیم، همه چیز در جای خود و همه کس در فکر خویش و همگان به هر صورت خوش بودند، اکنون دیگر پنهانشدههای گذشته، پلاس کهنهیشان را دور انداختهاند و پردهها را از ناگفتهها و نادیدههای پیشین دریدندهاند. آنچه را نبایستی میگفتند، میگویند و آنکس که نمیگفت دیگر میگوید.
محاصرهی کامل باریکهی غزه و مرگ تدریجی ساکنانش طی چندین ماه متوالی، حملهی وحشیانهی رژیم صهیونیستی و قتل عام بیش از 1400 نفر و زخمی شدن حدود 5 هزار نفر، ادامهی محاصره پس از اعلام آتش بس و نقض مکرر آن از سوی این رژیم، احساسات و خشم مردم آزاداهی جهان را برانگیخت.
بسمالله الرحمن الرحیم براو خوهیشک و ڕۆڵه خوهشهویسهکانم! السلام علیکم و رحمةالله وبرکاته. حهتمهن ئهزانن چهنێ تاسهتانم کردگهو؛ چهنێکیچ قسهم ههس بۆتان. ئاخر ساڵێکه یهکترمان نهدیگه. ئهویچ، ساڵێک نهک وهک ساڵان. بهڵکه: ساڵێک، به تهنیایی و...به فرسهتهوه به لێک دانهوهی گوزهشتهگهل دوورو نزێکو؛ فکر کردنهوه له بارهی دوروسگهلو نادوروسگهلهوه، لهبارهی ههزاران مهسهلهی گهورهو بۆچکهوه..
علامه یوسف قرضاوی معتقد است دعوتگر مسلمان معاصر باید علاوه بر علوم اسلامی، با تاریخ، علوم انسانی، فلسفه و مسائل روز آشنا باشد و با اخلاص، سعه صدر و اخلاق با مردم و مخالفان برخورد کند.
او مهمترین آسیبهای دعوتگری را تحریممحوری بدون ارائه جایگزین، گرفتارشدن در منازعات گذشته، ظاهرگرایی و موقعیتطلبی میداند. به باور او، خطرناکترین نوع دینداری، دینداری فاسد و منفیگراست که انسان را از عقل، واقعیت و مسائل جامعه دور میکند.
از نظر قرضاوی، مطالعه مستمر و گسترده برای دعوتگر ضروری است؛ زیرا فقر فرهنگی و ناآگاهی از جهان معاصر، یکی از عوامل اصلی ضعف و انحراف در دعوت دینی است.
خلاصه در یک جمله:
دعوتگر موفق کسی است که دین را عمیق بفهمد، زمانه را بشناسد، عاقلانه و اخلاقی رفتار کند و به جای صرفا منع کردن، راهحل ارائه دهد.
(س) در سخنرانیتان به «شیخ محمّد عبده» اشاره کردید، در حالیکه آرا و نظرهای متفاوتی دربارهی این شخصیت وجود دارد. نظر شما چیست؟...
(ج) مسأله ی تهاجم فرهنگی و مسیری که در آن به جریان افتاده و پذیرفتن آن از سوی برخی از اندیشمندان مسلمان، موضوعی است که باید مورد بحث قرار گیرد. آری، تهاجم فرهنگی و تلاش و فعالیت جهت شکست طرف مقابل، امری انکارناپذیر است.
اشاره: این مصاحبه در سال 1376(1997) انجام شده است و در روزنامهی همشهری، از پنجشنبه 23 خرداد 1381 تا پنجشنبه 27 تیر 1381 در 16 شماره منتشر شده است؛ نظر به اهمیت گفتوگوی حاضر، پایگاه اطلاعرسانی اصلاح با اصلاح و بازبینی مجدّد آنرا به حضور ارباب معرفت و صاحبان بصیرت معروض میدارد. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید!
زندگی با فلسفه
دریافتم بیشتر موضوعاتی که در فلسفه علم مورد بحث قرار میگیرند مشمول فلسفه تاریخ نیز میشوند. سپس به تدریج در فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه دین مطالعه و تحقیق کردم، هر چند فلسفه دین بعدها شکوفا شد. فلسفه علم یک کشف حقیقی برای من بود. یک افق فکری جدید را برایم گشود و یک نقطه عطف مهم در تحول فکریام ایجاد کرد. سؤالات متعددی برایم خلق کرد. در دانستههای قبلیام از فلسفه و متافیزیک ارسطویی تجدید نظر کردم و آنها را اصلاح نمودم.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb