مصطفی ملکیان در دیدار با اعضای «پویش دعوت از خاتمی» ضمن نقد اخلاقی دولت فعلی، با ذکر دلایلی اخلاقی و روانشناختی از آمدن خاتمی دفاع کرد و تأکید نمود که تلاش برای نامزدی و پیروزی خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری وظیفه اخلاقی نخبگان ایرانی است. مصطفی ملکیان، روشنفکر برجسته ایرانی، در دیدار با اعضای «پویش (کمپین) دعوت از خاتمی» حمایت قاطع خود از کاندیداتوری خاتمی را اعلام کرد.
مسئلهی انتخابات دهمین دورهی ریاست جمهوری در کشور در حالی مورد توجه بیشتر واقع میشود که در ظرف چند روز آینده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار میشود. ضمن اینکه به اعتقاد من در نوع نگرش دولتهای فعلی ایران و آمریکا مشابهتهای نظری قابل توجهی وجود دارد(موضوع مقاله جداگانه دیگری است)، توجه اصلی در اینجا تنها تحلیل انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران است. روش متفاوت دو دولت اصلاحات (آقای خاتمی) با اصولگرا (دولت فعلی) چه در سیاست خارجی و داخلی، چه در حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی چنان آشکار است که اگر کمتر به لحاظ نظری و سیاسی، اما کم و بیش همه اقشار مردم در سه سال گذشته آنرا درعمل و از نزدیک لمس کردهاند.
منظور از این سخن؛ ایراد و انتقاد نیست. قصد تنها ادای مسئولیتی است سنگین؛ با بیانی صرفاً علمی و با احتراز از آنچه کمترین حساسیت را برانگیزد. تکلیفی است اسلامی که این سخن؛ به نظر تمام صاحبنظران و دستاندرکاران تهیهی قانون قصاص برسد. پس حتّی از اشاره به این ماده و آن تبصره؛ و این نقص و آن ایراد؛ حذر میکنم؛ که شاید مطبوعات بخواهند و بتوانند؛ به وظیفه اسلامی خود قیام، و آنرا چاپ کنند.
کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ. (بقره:216) جنگ صرفنظر از اینکه حق باشد یا باطل، جنبه دفاعی داشته باشد یا هجومی برابر باشد یا نابرابر از سلاح متعارف استفاده شود یا نه از نگاه انسان سخت و ناخوشایند است. زیرا به تعبیر قرآن همانگونه که در آیه 140 سوره آل عمران و 104 سوره نساء آمده است برای طرفین درگیر در جنگ مایه ی خسارت، جراحات، بلاها، درد و رنجها و اذیت و آزارها است.
اندیشهی سیاسی، یه عقیده «حسن البناء» اندیشهای نظری و «تجریدی» نیست، بلکه اندیشهای پویا و درخور به کار بستن و اجراست. «البناء» هم صاحب اندیشه بود و هم پدید آورندهی «گروه» و هم پیشتاز حرکت اسلامی نوگرای معاصر که در طول نیم قرن اخیر پیوسته و همیشه، تجسمبخش نیروی سیاسی، اصیل و حقیقی اسلامیای بود که نه تنها در مصر، بلکه در بسیاری از اقطار جهان اسلام، جای خود را در واقعیت مجتمع اسلامی باز کرد... حرکتی که سیاستگزاران و طراحان استراتژی در سطوح منطقهای و عربی اسلامی نمیتوانند آن نادیده انگارند.
انقلاب 1357 ایران اگر چه حاصل یک ائتلاف فراگیر از گروهها و طبقات شهری بود و به فروپاشی سیستم پادشاهی مطلقه پهلوی انجامید، اما بهزودی و با غلبه یک گروه بر سایر گروهها، در تحقق اهداف مورد خواست طبقات مردم باز ماند. با این وصف، به محرکی برای ظهور مجدد جنبشهای اجتماعی اقوام ایرانی، از جمله جنبش کردها در ایران تبدیل شد. گذر از مرحله اول انقلاب، یعنی حکومت میانهروها و جایگزینی آن با حکومت تندروها، در عمل بسیاری از طبقات و گروههای شرکتکننده در انقلاب را زیر عنوان ضد انقلاب به حاشیه راند.
علیرغم آنکه سران سیاسی کرد در ابتدای علنی شدن مجدد فعالیت احزاب سیاسی کردی، حمایت خود را از انقلاب و رهبری آن اعلام داشتند؛ اما رادیکالیزه شدن روند انقلاب همه آنها را در عداد ضد انقلاب قرارداد و از همان ابتدا از مشارکت در ترتیبات سیاسی بعد از انقلاب باز ماندند.
در تکاپو باشیم امّا مشروط به این که زندگی را بر همنوعان خود تلخ نگردانیم و راه را بر آنان تنگ نپنداریم، وجود خود را در وجود دیگران معنا کنیم و دگراندیشی را نیز چاشنی پویایی زیستنی مقدّس، تعبیر نماییم. در نگاهمان به دیگران، آنها را از خود بدانیم و سرانجام در تعاملات اجتماعیمان، اصولی ساده و ابتدایی که بایستی پذیرفت، این است که تاحدودی امنیت و آرامش را برای همگان فراهم آوریم و البته نه تاحدودی، بلکه قطعاً هیچ حرکتی از ما سر نزند که مبادا باعث شکسته شدن شاخه گُلی در کنار خیابان و یا تیره شدن پیوندمان با غیرخود شویم. تا دیروز بسیار چیزها از ما پنهان بودند و شهر را آرام و بیهیاهو مییافتیم، همه چیز در جای خود و همه کس در فکر خویش و همگان به هر صورت خوش بودند، اکنون دیگر پنهانشدههای گذشته، پلاس کهنهیشان را دور انداختهاند و پردهها را از ناگفتهها و نادیدههای پیشین دریدندهاند. آنچه را نبایستی میگفتند، میگویند و آنکس که نمیگفت دیگر میگوید.
محاصرهی کامل باریکهی غزه و مرگ تدریجی ساکنانش طی چندین ماه متوالی، حملهی وحشیانهی رژیم صهیونیستی و قتل عام بیش از 1400 نفر و زخمی شدن حدود 5 هزار نفر، ادامهی محاصره پس از اعلام آتش بس و نقض مکرر آن از سوی این رژیم، احساسات و خشم مردم آزاداهی جهان را برانگیخت.
بسمالله الرحمن الرحیم براو خوهیشک و ڕۆڵه خوهشهویسهکانم! السلام علیکم و رحمةالله وبرکاته. حهتمهن ئهزانن چهنێ تاسهتانم کردگهو؛ چهنێکیچ قسهم ههس بۆتان. ئاخر ساڵێکه یهکترمان نهدیگه. ئهویچ، ساڵێک نهک وهک ساڵان. بهڵکه: ساڵێک، به تهنیایی و...به فرسهتهوه به لێک دانهوهی گوزهشتهگهل دوورو نزێکو؛ فکر کردنهوه له بارهی دوروسگهلو نادوروسگهلهوه، لهبارهی ههزاران مهسهلهی گهورهو بۆچکهوه..
علامه یوسف قرضاوی معتقد است دعوتگر مسلمان معاصر باید علاوه بر علوم اسلامی، با تاریخ، علوم انسانی، فلسفه و مسائل روز آشنا باشد و با اخلاص، سعه صدر و اخلاق با مردم و مخالفان برخورد کند.
او مهمترین آسیبهای دعوتگری را تحریممحوری بدون ارائه جایگزین، گرفتارشدن در منازعات گذشته، ظاهرگرایی و موقعیتطلبی میداند. به باور او، خطرناکترین نوع دینداری، دینداری فاسد و منفیگراست که انسان را از عقل، واقعیت و مسائل جامعه دور میکند.
از نظر قرضاوی، مطالعه مستمر و گسترده برای دعوتگر ضروری است؛ زیرا فقر فرهنگی و ناآگاهی از جهان معاصر، یکی از عوامل اصلی ضعف و انحراف در دعوت دینی است.
خلاصه در یک جمله:
دعوتگر موفق کسی است که دین را عمیق بفهمد، زمانه را بشناسد، عاقلانه و اخلاقی رفتار کند و به جای صرفا منع کردن، راهحل ارائه دهد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb