چاپ گفتوگوی کریم جعفری با دوست عزیزم احسان هوشمند با عنوان قومگرایی در ایران معاصر در روزنامه اعتماد ملی (روزهای25و26فروردینماه جاری)، فال نیکی است که خوشبختانه هر از چند گاهی توسط ایشان زده میشود. اما در واقع نمیدانم که آیا یک ضرورتی در این گاهها پیشامد میکند که این موضوع را مطرح مینمایند یا اینکه اتفاقی و بدون هدف است و دست آخر اینکه منظوری در آن نهفته است؟ به هر حال، آنرا غنیمت دانسته و در مورد فرازهایی از آن از در انتقاد در میآیم تا فروگذاری در باب دوستی نکرده باشم. چه ایشان را دوست دارم و نیز دوست دارم که هر چه را مینویسد یا میگوید، گزیده و مفید و از سرعلم باشد.
گفتوگو با دکتر عبدالکریم سروش
آقای دکتر سروش! مدتی است شنیده میشود که شما مشغول مطالعه روی آثار و اندیشههای معتزلیون هستید. میخواستم چند و چون این ماجرا را بپرسم.
یکی از مشکلات بزرگی که دعوت اسلامی معاصر بدان مبتلا شده است؛ عقبماندگی عقلانیت برنامهریزی و سازمانی است که شرع آنرا واجب و زمان آنرا ایجاب نموده است. بسیاری از افرادی که به این بیماری گرفتار میشوند برآنند تا نظمناپذیری خود را موجه جلوه داده و توجیه شرعی نمایند.
سابقهی تاریخی واژه قوم به یونان باستان برمیگردد. در آن دوره، واژه ethnos به قبایل کوچندهای اطلاق میشد که که هنوز در شهرها مستقر نشده بودند. بنابراین اولا واجد حقوق سیاسی نبودند و خارج از حیطه سیاست قرار میگرفتند. در عین حال تقابل دیگری بین خداباوری یونانیان و عدم آن نزد اقوام غیر شهری وجود داشت که منشأ نگاه تحقیرآمیزی از سوی یونانیان به گروههای قومی بود. پدیدهای که در چند قرن بعد از آن در نگاه کلیسایی نسبت به غیر آن خود را نشان داد.(قوم شناسی سیاسی1380، ص233) و بر حسب آن جهان غیر کلیسایی زیر سطه کفر و شیطان قرار داشت.
مصطفی ملکیان در دیدار با اعضای «پویش دعوت از خاتمی» ضمن نقد اخلاقی دولت فعلی، با ذکر دلایلی اخلاقی و روانشناختی از آمدن خاتمی دفاع کرد و تأکید نمود که تلاش برای نامزدی و پیروزی خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری وظیفه اخلاقی نخبگان ایرانی است. مصطفی ملکیان، روشنفکر برجسته ایرانی، در دیدار با اعضای «پویش (کمپین) دعوت از خاتمی» حمایت قاطع خود از کاندیداتوری خاتمی را اعلام کرد.
مسئلهی انتخابات دهمین دورهی ریاست جمهوری در کشور در حالی مورد توجه بیشتر واقع میشود که در ظرف چند روز آینده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار میشود. ضمن اینکه به اعتقاد من در نوع نگرش دولتهای فعلی ایران و آمریکا مشابهتهای نظری قابل توجهی وجود دارد(موضوع مقاله جداگانه دیگری است)، توجه اصلی در اینجا تنها تحلیل انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران است. روش متفاوت دو دولت اصلاحات (آقای خاتمی) با اصولگرا (دولت فعلی) چه در سیاست خارجی و داخلی، چه در حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی چنان آشکار است که اگر کمتر به لحاظ نظری و سیاسی، اما کم و بیش همه اقشار مردم در سه سال گذشته آنرا درعمل و از نزدیک لمس کردهاند.
منظور از این سخن؛ ایراد و انتقاد نیست. قصد تنها ادای مسئولیتی است سنگین؛ با بیانی صرفاً علمی و با احتراز از آنچه کمترین حساسیت را برانگیزد. تکلیفی است اسلامی که این سخن؛ به نظر تمام صاحبنظران و دستاندرکاران تهیهی قانون قصاص برسد. پس حتّی از اشاره به این ماده و آن تبصره؛ و این نقص و آن ایراد؛ حذر میکنم؛ که شاید مطبوعات بخواهند و بتوانند؛ به وظیفه اسلامی خود قیام، و آنرا چاپ کنند.
کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ. (بقره:216) جنگ صرفنظر از اینکه حق باشد یا باطل، جنبه دفاعی داشته باشد یا هجومی برابر باشد یا نابرابر از سلاح متعارف استفاده شود یا نه از نگاه انسان سخت و ناخوشایند است. زیرا به تعبیر قرآن همانگونه که در آیه 140 سوره آل عمران و 104 سوره نساء آمده است برای طرفین درگیر در جنگ مایه ی خسارت، جراحات، بلاها، درد و رنجها و اذیت و آزارها است.
اندیشهی سیاسی، یه عقیده «حسن البناء» اندیشهای نظری و «تجریدی» نیست، بلکه اندیشهای پویا و درخور به کار بستن و اجراست. «البناء» هم صاحب اندیشه بود و هم پدید آورندهی «گروه» و هم پیشتاز حرکت اسلامی نوگرای معاصر که در طول نیم قرن اخیر پیوسته و همیشه، تجسمبخش نیروی سیاسی، اصیل و حقیقی اسلامیای بود که نه تنها در مصر، بلکه در بسیاری از اقطار جهان اسلام، جای خود را در واقعیت مجتمع اسلامی باز کرد... حرکتی که سیاستگزاران و طراحان استراتژی در سطوح منطقهای و عربی اسلامی نمیتوانند آن نادیده انگارند.
انقلاب 1357 ایران اگر چه حاصل یک ائتلاف فراگیر از گروهها و طبقات شهری بود و به فروپاشی سیستم پادشاهی مطلقه پهلوی انجامید، اما بهزودی و با غلبه یک گروه بر سایر گروهها، در تحقق اهداف مورد خواست طبقات مردم باز ماند. با این وصف، به محرکی برای ظهور مجدد جنبشهای اجتماعی اقوام ایرانی، از جمله جنبش کردها در ایران تبدیل شد. گذر از مرحله اول انقلاب، یعنی حکومت میانهروها و جایگزینی آن با حکومت تندروها، در عمل بسیاری از طبقات و گروههای شرکتکننده در انقلاب را زیر عنوان ضد انقلاب به حاشیه راند.
علیرغم آنکه سران سیاسی کرد در ابتدای علنی شدن مجدد فعالیت احزاب سیاسی کردی، حمایت خود را از انقلاب و رهبری آن اعلام داشتند؛ اما رادیکالیزه شدن روند انقلاب همه آنها را در عداد ضد انقلاب قرارداد و از همان ابتدا از مشارکت در ترتیبات سیاسی بعد از انقلاب باز ماندند.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev