انسان بهطور طبیعی و ذاتی به اخلاق نیکو علاقهمند است و از اخلاق زشت و ناپسند متنفر است. هرچند افراد و ملل مختلف ممکن است در ارزیابی برخی اعمال و رفتارها اختلاف نظر داشته باشند، اما فضائل و اخلاقی وجود دارند که همهی انسانها در دوست داشتن و احترام به آنها مشترکند، مانند: صداقت، امانت وفاداری، احسان، تواضع و عدالت.
ترکیه سال ۲۰۲۶ را به عنوان زمان نهایی برای حل جامع پرونده کُردی در دو سطح داخلی و منطقهای هدفگذاری کرده است. در داخل، پس از انحلال رسمی پ.ک.ک و فراخوان اوجالان برای زمین گذاشتن سلاح، تمرکز بر تدوین چارچوبهای قانونی و اصلاحات سیاسی معطوف شده است. در سطح منطقهای نیز آنکارا با بهرهگیری از هماهنگی بیسابقه با واشنگتن در دوره ترامپ و همکاری با دمشق، در پی برچیدن کامل ساختار نظامی «قسد» و ادغام آن در نهادهای رسمی سوریه است تا با خشکاندن ریشههای جداییطلبی، به چهار دهه منازعه پایان دهد.
نویسنده مدرنیتهی غربی را یک «صنعت فریب» میداند که با غلبه دادن «شکل» بر «محتوا»، به دنبال تبدیل انسان به مهرهای بیهویت در چرخهی مصرفگرایی است. او با نقد نظریهی «جهان مسطح»، مدعی است که غرب با تکیه بر «داروینیسم سیاسی» و ابزارهای «خیرهکنندگی نرم»، سعی در ریشهکن کردن دلبستگی مسلمانان به زمین و هویتشان دارد تا سلطهی خود را تداوم بخشد؛ لذا تنها راه مقابله، تبدیل مدرنیته از یک بحث نخبگانی به یک آگاهی انتقادی عمومی برای کشف منطق قدرت در پشت زرقوبرق دنیای مدرن است.
نویسنده موفقیت در تربیت را یک مسئولیت شرعی و تشکیلاتی میداند که بر چهار پایه استوار است: ایمان عمیق به هدف برای پایداری در بحرانها، اخلاص جهت صیانت از سلامت مسیر، حماسهی هدفمند برای دوری از آشفتگی و کنشگری میدانی بهجای توقف در نظریات. او با تمرکز بر نقش کلیدی زن در حفظ هویت اسلامی، راهکار را در تبدیل مفاهیم ذهنی به مهارتهای کاربردی (مانند مدیریت خانواده و انضباط گروهی) و نظارت مستمر بر رشد تدریجی متربی میبیند.
این مقاله با تبیین مفهوم «فقه اخوت»، آن را نه یک شعار تشریفاتی، بلکه نظامی عملی برای پایداری در برابر چالشهای مادیگرایانه عصر حاضر معرفی میکند. نویسنده با استناد به سیرهی نبوی و آیات قرآن، اخوت را پیوندی مبتنی بر عقیده میداند که فراتر از منافع مادی است. او بر این باور است که استحکام فعالیتهای جمعی، ثبات قدم فردی و اقتدار جامعه اسلامی در گرو تحقق شاخصهایی چون سلامت صدر، فقه اختلاف و ایثار است. در نهایت، نویسنده تاکید میکند که پیروزی در عرصههای اجتماعی و تمدنی، بیش از آنکه به «کثرت عددی» وابسته باشد، مرهون «کیفیت تربیت اخلاقی» و پیوندهای عمیق قلبی میان کنشگران است.
تحلیلگر سیاسی، عریب الرنتاوی، در مقالهای شدیداللحن، خواستار بازنگری رادیکال در جامعهی مدنی عربی شد و نسبت به انحراف این نهادها از مأموریت اصلی خود هشدار داد. الرنتاوی تأکید میکند که جامعهی مدنی عربی در ۳۰ سال اخیر به دلیل وابستگی به منابع مالی خارجی، به "کسب و کارهای خانوادگی" تبدیل شده و در خدمت دستور کارهای امنیتی و عادیسازی با اسرائیل قرار گرفته است. وی تصریح میکند که پس از جنگ نسلکشی در غزه و افشای چهرهی غرب، مبارزه با اسرائیل اکنون نه یک همبستگی، بلکه یک مبارزهی حیاتی برای آیندهی آزاد عربی است و فعالان باید فوراً با قطع وابستگی، مسیر خود را به سمت استقلال مطلق و اتحاد با افکار عمومی جهانی (علیه فاشیسم و استبداد) تصحیح کنند.
مقاله استدلال میکند که بر خلاف دیدگاه مطلقگرایانه معاصر ("همه چیز دینی است")، اندیشه فقهی سنتی میان حوزههای مختلف شریعت تمایز قائل میشد تا انعطافپذیری لازم را ایجاد کند. محور اصلی تمایز: ثابت (تعبّدی): حوزههایی چون عبادات، عقاید و حقوق الله که احکامشان مفصل و غیرقابل تغییر است (اصل بر منع). متغیر (معقول/اجتهادی): حوزههایی چون معاملات، عادات، سیاست شرعیه و حقوق عباد که در آنها اجتهاد، انعطاف و تغییر بر اساس مصالح و اقتضائات زمان (سیاست شرعیه) بسیار گسترده است (اصل بر اباحه). نتیجهگیری: حکمرانی و سیاست در شریعت، بیشتر در قالب قواعد کلی و مقاصد آمدهاند، نه احکام جزئی ثابت؛ بنابراین، فضای اجتهاد و انطباق در امور دنیوی وسیع است.
این نوشتار به مسئلهی وسوسهی شیطان و تردید در عدالت الهی میپردازد و پاسخ استاد دین به سؤالی دربارهی تفاوتهای اقتصادی و ثروت میان انسانها را ارائه میدهد. استاد تأکید میکند که غنا و فقر مادی معیار عدالت یا ارزش انسان نیست، بلکه آزمون و ابتلای الهی در زندگی با هدف پرورش صبر، شکر، اخلاق و فضایل انسانی است. تفاوتها و تفاضلها در زندگی حکمتی الهی دارد که عقل انسان بهطور کامل قادر به درک آن نیست و بهترین واکنش، توکل به خدا، استغفار، تجدید ایمان و بازگشت به عبادت است.
متن بر این مفهوم بنیادین تمرکز دارد که امید مؤمن به پاداش الهی، بزرگترین منبع آرامش در مواجهه با سختیها و بلاها است. این پاداش شامل کفاره گناهان و افزایش حسنات میشود و باعث میشود مؤمن در تمام حالات زندگی (چه در نعمت با شکر و چه در بلا با صبر) خیر ببیند (اشاره به حدیث "عَجَبًا لأَمْرِ المُؤمِنِ"). سرشت زندگی دنیا با رنج آمیخته است، اما این بلاها برای صاحبان رسالت شدیدتر و هدفمندتر است (آزمونی متناسب با استحکام ایمان). در مقابل، افراد بیدین یا سستایمان به دلیل فقدان امید به حکمت و آخرت، در برابر مصائب دچار یأس شدید، اضطراب و فروپاشی روانی میشوند، که این حالت، معنای زندگی را از آنها سلب کرده و آنان را به مردههایی در میان زندگان تبدیل میکند.
این نوشتار با محوریت داستان حضرت ابراهیم و خانوادهاش، ده اصل اساسی برای تربیت و ساختن خانوادهی سالم را تبیین میکند. این اصول نشان میدهد که خانواده در منطق قرآن، یک «محل تولید انسان صالح» است و این تولید نه با خشونت و اجبار، بلکه با محبت، گفتوگو، همکاری، فداکاری و اتصال به خدا محقق میشود. رابطهی پدر و فرزند باید مبتنی بر محبت متقابل، گفتوگو و مشارکت در ساخت زندگی باشد. مادر نقش محوری در مهرورزی و پرورش کودک دارد و تلاش هاجر نمونهی این جایگاه است. اطاعت والدین از خدا و تقوای آنان، برکت تربیتی برای فرزندان میآورد و خانواده باید تا حد توان رزق و زندگی آبرومندانه برای اعضای خود فراهم کند. سرانجام، خانوادهی قرآنی در اوج تربیت و ایمان، به روح «فداکاری» میرسد؛ روحی که رمز قربانی و رمز استمرار نسل مؤمن است. این اصول دهگانه، الگویی جامع برای ترجمهی آموزههای ابراهیمی به زندگی معاصر و تربیت نسلهای آینده ارائه میدهد.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل