سال‌ها پیش بود که خداوند منت نهاد و در ماه رمضان به‌همراه فرزندانم راهی سفر عمره شدم. در مدینه منوره بودیم و در نخستین روز از ایام روزه‌داری تصمیم گرفتیم افطار را در مسجدالنبی باشیم. با دوستانی از ترکیه قرار گذاشتیم که هنگام غروب در صحن مسجد یکدیگر را ملاقات کنیم. هنگامی که پیش از اذان وارد شدیم، از دیدن سفره‌هایی که در هر گوشه و کنار گسترده شده بود شگفت‌زده شدیم. لحظاتی نگذشته بود که حیرت ما افزون شد؛ زیرا کسانی که بر سر آن سفره‌ها ایستاده بودند، با اصراری لبریز از لطف، ما را به افطار فرامی‌خواندند، گویی برای میزبانی و سهیم کردن ما در طعامشان با یکدیگر مسابقه می‌دادند. ما با سپاسگزاری پوزش می‌طلبیدیم و می‌گفتیم که با دوستانمان قرار داریم، اما آن دعوت‌های سرشار از محبت قطع نمی‌شد. من و فرزندانم آمیزه‌ای از شگفتی و تأثر را احساس کردیم. دعوت‌کنندگان گاه از پاکستان بودند، گاه از مصر و گاه از دیگر کشورهای آسیایی یا آفریقایی. آنجا دریافتم که مسلمانانی از سراسر جهان در اینجا گرد آمده‌اند و سفره‌های خویش را گسترده‌اند تا روزه‌داران و عمره‌گزاران را اکرام کنند؛ آنان در بخشش و میهمان‌نوازی بر یکدیگر پیشی می‌گیرند و جز پاداش الهی و محبت در این ماه کریم، هیچ نمی‌جویند. هزاران سفره گسترده شده بود و ده‌ها هزار نفر حضور داشتند، با این حال در آن افطاری‌ها برای همگان گنجایش بود. مردم در اکرام یکدیگر و یاری رساندن به اطرافیان از هم سبقت می‌گرفتند. آن سفره‌ها غنی‌ترین مأدبه‌هایی بود که در زندگی‌ام دیده‌ام، نه به خاطر آنکه طعام فراوان یا فاخر بود، بلکه بدان جهت که دل‌های کریم بسیار بود.

هنگامی که دوستم را ملاقات کردم، دیدم او نیز سفره‌ای گسترده و مشغول دعوت مردم به افطار است. چون شگفتی مرا از این صحنه‌ که برای نخستین بار می‌دیدم مشاهده کرد، گفت: «صاحبان این سفره‌ها می‌گویند: ای کاش با پذیرش میهمانی من، مرا سرافراز کنی». چنین عبارتی را در کمتر جایی از کره‌ی خاکی می‌توان شنید و نظیر این سفره‌ها را در هیچ بقعه‌ی دیگری نمی‌توان یافت. بر سر یکی از سفره‌ها نشستیم؛ در کنارم مردی از بوسنی، روبرویم شخصی از بنگلادش و در سمت راستم زائری از سودان بود. فرزندانم برای نخستین بار در زندگی‌شان بر سر سفره‌ای با این تنوع و غنای انسانی می‌نشستند. ما زبان یکدیگر را نمی‌دانستیم، اما پیوند برقرار بود و لبخند از چهره‌ها جدا نمی‌شد. صدها هزار زائر و مجاور در طول ماه رمضان بر سر این مأدبه‌ها بدون هیچ چشم‌داشتی افطار می‌کنند و حتی می‌توانند از وعده‌های بسته‌بندی شده برای سحری نیز با خود ببرند. «مائده مدینه» ــ چه از زاویه‌ی اجتماعی و چه روان‌شناختی یا دینی ــ شایسته‌ی بررسی، نگارش و تأمل است؛ چرا که این الگوی بی‌بدیل از فرهنگ افطار، نیازمند معرفی گسترده‌تر و تبیین عمیق‌تر است. در جهانی که خودخواهی و ثروت‌اندوزی در آن به اوج رسیده، اگر با مردم از ده‌ها هزار داوطلبی سخن بگویی که برای اطعام روزه‌داران مسابقه می‌دهند، بسیاری گمان می‌کنند مبالغه می‌کنی یا خیال می‌بافی، اما این صحنه حقیقتی است که هر ساله تکرار می‌شود و بر چهره‌ی دیگری از انسانیت گواهی می‌دهد که ارزش‌های ایمانی آن را تغذیه می‌کند.

افسوس که ما هنوز در عرضه‌ی بسیاری از فضایل مسلمانان به جهانیان و معرفی جنبه‌های زیبایی در فرهنگ و رفتارشان توفیق نیافته‌ایم. حتی سیره‌ی عطرآگین پیامبر ما صَلَّىٰ اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم که در آستانه‌ی مسجد او و نزدیکی روضه‌اش افطار کردیم، همچنان نزد بسیاری ناشناخته یا واژگون جلوه داده شده است، حال آنکه این سیره چنان ارزش‌ها و فضایلی در خود دارد که اگر به درستی شناخته می‌شد، بسیاری از کلیشه‌های رایج را دگرگون می‌ساخت. جهان امروز بیش از هر زمان محتاج شناخت رهبری است که الگوی رحمت و شفقت و تندیس یگانه‌ی اخلاق بود. شناخت این الگو و اقتدای جهانی به آن، دیگر یک تجمل فرهنگی نیست، بلکه ضرورتی انسانی در روزگاری است که کشمکش‌ها فزونی یافته و عرصه‌های همدلی تنگ شده است. به تجربه‌ی زیست در خود مدینه منوره بنگرید؛ این شهر الگویی قائم‌به‌ذات است که استحقاق عرضه به جهانیان را دارد. هر کس از مدینه دیدار کرده، آن آرامش عجیب و طمأنينه‌ای را که در جای‌جای آن موج می‌زند، لمس کرده است. زائران با وجود اختلاف زبان و فرهنگ، همگی بر این وصف اتفاق نظر دارند که مدینه «شهری است که صلح درونی را برمی‌انگیزد». شاید بزرگ‌ترین چیزی که سکینه و آرامش را بر این شهر جاری می‌سازد، در آغوش داشتن رسول خدا صَلَّىٰ اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم باشد.

اما مدینه تنها نماد آرامش روحی نیست، بلکه گواهی پیشگام بر یک تجربه‌ی انسانی در همزیستی است. در عصر پیامبر صَلَّىٰ اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم پیمانی میان مسلمانان، یهودیان و دیگر ساکنان مدینه منعقد شد که در آن مبانی زندگی مشترک تنظیم و حقوق و تکالیف مشخص گردید. این پیمان به «صحیفة المدینة» (منشور مدینه) شهرت دارد و بسیاری از پژوهشگران آن را از کهن‌ترین اسنادی می‌دانند که اصل «قرارداد اجتماعی» را در تاریخ بنا نهاده است. در زمانی که اروپا درگیر جنگ‌های داخلی بود و مناطق وسیعی از جهان در آشوب نبردها می‌سوخت، جامعه‌ی مدینه منشوری نگاشت که تنوع مذهبی را تضمین و حقوق را حفظ و خون‌ها و اموال را صیانت می‌کرد. این یک تجربه‌ی تاریخی است که تأکید می‌کند همزیستی شعاری گذرا در میراث اسلامی نیست، بلکه رویه‌ای است که از آغاز بنیان نهاده شده و همچنان می‌تواند به عنوان منبع الهامی برای دنیای آشفته‌ی امروز بازیابی شود. مدینه منوره چنین است؛ شهری که در ویژگی‌هایی منحصربه‌فرد است که در غیر آن یافت نمی‌شود. حتی سفره‌های افطاری که در رمضان گسترده می‌شود، نمایانگر الگویی متعالی از انسانیت است که می‌تواند به عنوان تجربه‌ای در کرم، همبستگی و ترحم به جهان ارائه گردد. منشور مدینه نیز سندی از توافق اجتماعی است که چنان ارزشی دارد که می‌تواند در عصر رقابت قدرت‌ها برای افروختن جنگ‌ها، سرمشقی ماندگار باشد. جای بسی تأسف است که مسلمانان این سفره‌های خیرخواهانه را معرفی نمی‌کنند و شهرهایشان به ارزش‌هایی که به حیات اجتماعی افزوده‌اند، شناخته نمی‌شوند! در زمانی که نظم جهانی در حال فروپاشی و تمدن‌ها در مسیر اضمحلال هستند، آیا اکنون زمان مناسبی برای معرفی تمدنی که در اختیار داریم نیست؟