سایت آمریکایی اکسیوس و باراک راوید خبرنگار اسرائیلی آن هر از چند گاهی با انتشار مطالبی دربارهی مذاکرات موجی در جهان به راه میاندازند که از یک سو، طرف ایرانی را هر بار در موضع انفعال و تکذیب و افکار عمومی و کنشگران را در برابر پرسشهای بیشتری درباره وقایع جاری در مذاکرات قرار میدهند و از دیگر سو با شوکهای کاهشی مستمرّ شاخصهای کلان اقتصاد جهان را دستکاری میکنند.
خود ترامپ هم مستقیماً به کمک میآید و نتیجه این میشود که در این دو ماه و اندی، هم پیامدهای سنگین جنگ را مدیریت و کنترل و از جهش بالای قیمتها جلوگیری میکند؛ هم اینکه خود و اطرافیانش در بازارهای مالی دنیا نوسانگیری و سودجویی میکنند. همچنین تنفّسی برای خود و سیاستهای جنگیاش ایجاد میکند و وقتی قیمت جهانی انرژی کنترل و کاهش مییابد و به نقطهی خاصّی میرسد، ناگهان دست به اقدامی در جهت تشدید تنش میزند؛ درست مانند آنچه دیشب در تنگهی هرمز اتّفاق افتاد. این چرخه همچنان ادامه دارد.
بله! پیامدهای اقتصادی جنگ در آمریکا و جهان ملموس و مستمرّ است و فشاری جدّی بر دولت آمریکا وارد میکند؛ امّا ترامپ با راهبرد مذکور خود تا حدودی این پیامدها را کنترل کرده است. در حالی که ناظران قبل از جنگ و بسته شدن تنگهی هرمز پیشبینی میکردند که این اتّفاق قیمت نفت را به بالاتر از 200 و 300 دلار میرساند، امّا دولت آمریکا با این روایت رسانهای اقتصادی مانع آن شده و در محدودهی صد دلار نگه داشته است.
صرف نظر از تأثیرات روایت غیر رسمی ایرانی از جمله فیلمهای لگویی بر افکار عمومی جهان و آمریکا، امّا روایت رسمی مذاکرات غالباً در موضع انفعال قرار داشته و در این خصوص، ابتکار عمل عرصهی روایتسازی، موجآفرینی و جریانسازی در اختیار طرف مقابل است.
البتّه ضعف روایت رسمی مذاکرات، صرفاً به انفعال محدود نمیشود، بلکه روی آوردن به «کلّیگویی» نیز مزید بر علّت شده است؛ گویی روایت همچنان با ذهنیّت ایّام جنگ نظامی مدیریت میشود. هرچند انتظار بیان تمامی جزئیات مذاکرات در رسانهها منطقی نیست، امّا کلّیگویی نیز راهگشا نخواهد بود. برای نمونه، تکرار مداوم کلیدواژههایی مانند «زیادهخواهی آمریکا» در روایت رسمی، آن هم بدون ذکر مصادیق مشخّص، در برابر روایت تفصیلیِ هدفمند طرف مقابل دیگر کارآمدی لازم را ندارد.
علاوه بر این، کلّیّت روایت ایران به گونهای است که به ظاهر به مخاطب القا میکند تهران تمایلی به توافق ندارد و صرفاً خواهان تسلیم بیقید و شرط طرف آمریکایی است. از جمله بیان این موضع کلّی و بدون ذکر جزئیات که «حتّی دربارهی پروندهی هستهای نیز مذاکرهای صورت نخواهد گرفت»، هرچند ممکن است صرف ذکر آن بدون توضیحی برای برخی محافل داخلی خوشایند باشد، امّا این پرسش و ابهام جدّی را به وجود آورده است که پس اساساً محور مذاکرات چیست؟ اگر چنان که گفته میشود پایان دادن به جنگ است، خیلیها این سؤال را مطرح میکنند که چگونه آمریکا حاضر است بدون پرداختن به پروندهی هستهای، به چنین توافقی تن دهد؟ مفروض چنین امری ضعف مفرط آمریکاست و اگر تا این حد در مذاکرات در موضع ضعف قرار دارد، اصلاً چه نیازی به مذاکره است؟ اتّفاقاً همین روایتپردازی در بحبوحهی این بحران اقتصادی آزاردهنده تبعات خاصّ خود را دارد.
حالا طرف ایرانی شانس آورده که طرف مقابلش ترامپ است که ناخواسته با ادبیات قلدرمآبانهای که دارد و تکرار کلیدواژههای «تسلیم»، خود را در مظانّ اتّهام جلوگیری از توافقی دو طرفه قرار میدهد؛ یا اینکه هر از چند گاهی خوراک تبلیغاتی در اختیار میگذارد؛ از تهدید به بازگرداندن به عصر حجر تا دزدان دریایی. واقعاً اگر این پرحرفی ترامپ نبود ....
در چنین شرایطی، نه صرفاً از سر اطلاعرسانی و پاسخ به پرسشهای بیپاسخ بلکه برای کُند کردن حربهی ترامپ در مدیریت رسانهای بازارهای مالی جهان، چرا نباید متولّیان امر هر از گاهی گزارشی نسبتاً شفاف و موثّق از روند مذاکرات ارائه دهند؟ در اینجا دیگر توجیه «محرمانگی» محلّی از اعراب ندارد. محرمانه نگهداشتن کلّ وقایع جاری در مذاکرات تنها زمانی منطقی است که طرف مقابل، آمریکا و اسرائیل نباشند و این نگرانی وجود داشته باشد که افشای جزئیات به کارشکنی آنها منجر شود. امّا وقتی خود آمریکا طرف مذاکره است و اسرائیل نیز پیش از همه در جریان امور قرار میگیرد، دیگر چیزی محرمانه باقی نمیماند.
راه مواجههی منطقی روایت اکسیوس و ترامپ نه انفعال و تکذیب پیاپی بلکه ارائهی گزارش مستمرّ و شفاف از مذاکرات است. امّا دلیل این سکوت و انفعال میتواند یکی از این دو مورد باشد: یا از سر واقف نبودن به اهمّیّت امر روایت است و ضرورتی نیز برای آن احساس نمیشود، یا از بیم واکنش طیفی ترجیح داده میشود دربارهی وقایع جاری در مذاکرات سکوت شود. در هر صورت نتیجه این میشود که طرف مقابل مرجعیت روایتپردازی دربارهی مذاکرات را پیدا کند.
ترامپ و گام بعدی؟!
ترامپ دیروز بالاخره پاسخ ایران به طرح پیشنهادی خود را دریافت کرد. او خیلی سریع واکنش نشان داد و ضمن مخالفت با پیشنهادهای تهران، این پاسخ را «غیرقابل قبول» خواند. همزمان نیز منابع اسرائیلی و آمریکایی از تماس تلفنی ترامپ و نتانیاهو خبر دادند.
همزمانی این تماس با ردّ سریع پاسخ ایران نشان میدهد که به احتمال زیاد تماس از سوی ترامپ انجام شده و احتمالاً پس از مطالعهی پاسخ ایران بوده است.
به نظر میرسد ترامپ پس از خواندن متن پاسخ ایران به شدّت عصبانی شده و فوراً خواسته است که دربارهی آن و واکنش احتمالی با نخستوزیر اسرائیل گفتوگو کند.
این نشانهها حاکی از احتمال افزایش تنش در آیندهی نزدیک است و ممکن است شاهد دور دیگری از درگیری باشیم؛ مگر اینکه اتّفاق و تحوّل خاصّی رخ دهد و مانع آن شود و یا خود رئیس جمهور آمریکا نظر خود را تغییر دهد.
همچنین هشدارهای امروز فرماندهی نیروی دریایی و فرماندهی نیروی هوافضای سپاه، همزمان با ارسال پاسخ ایران، احتمالاً معطوف به این برآورد تهران باشد که منطقه به سمت دور دیگری از تنش نظامی حرکت میکند و با این پیامها احتمالاً خواسته است نسبت به تصمیم احتمالی طرف مقابل برای ازسرگیری درگیری هشدار دهد.

نظرات