31 اردیبهشت 1403

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

  • منتقدان جدید به شعر وضعیت مستقل بخشیدند و آن را از الزامات تاریخی، زندگی‌نامه‌ای و روانشناختی رها کردند. طبق استدلال آنها، شعر بدون حمایت نویسنده و خواننده در فضای خود زندگی می‌کند. این خاصیت شگرف معمولاً «خودمختاری شاعرانه» خوانده می‌شود و مورخان نقد ادبیات معمولاً خاطرنشان می‌کنند که منتقدان جدید این ایده را در نقد قوۀ حکم کانت یافتند. این‌که کانت در جای دیگر ایدۀ خودمختاری را در رابطه با قصد و آزادی انسان تعریف کرده است

    نویسنده:
    توبین سیبریس
  • تقدیر و تشکر

    من کار خود را در زمینه اخلاق انتقاد طی ماه‌های گذشته به عنوان عضو انجمن همکاران میشیگان آغاز کردم و با یک احساس خاص از اتمام، پس از سه سال اقامت در دانشگاه کلمبیا توانستم کتاب را دانشگاه میشیگان به پایان برسانم. دو موسسه نقش عمده‌ای در شکل‌گیری این کتاب داشته‌اند. انجمن همکاران میشیگان پشتیبانی اولیه از این پروژه را انجام داد

    نویسنده:
    توبین سیبریس
  • قطعاً، براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد، به [هدايت‌] شما حريص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است. 

    خداوند این امت را تکریم کرده و آنان را بهترین امت قرار داده است؛ با فرستادن بهترین پیامبران و آخرین آنان محمد مصطفی به امت شرافت بخشیده است و بهترین کتاب را بر آنان نازل کرده است. 

    در این آیه‌ی کریمه خداوند متعال یکی از صفات رسول خدا را بیان کرده است که در این مبحث می‌خواهیم به شرح آن بپردازیم.


    لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ... این آیه دو تفسیر دارد:

  • ٤،٤، احساسات‌گرایی و احساس همبستگی

    برخی از فلاسفه معتقدند كه در رویكردهای نوع‌دوستی مورد بحث تاکنون، یك عامل مهم و شاید مهمترین عامل انگیزه‌ی اخلاقی مفقود است، شاید بتوان گفت این رویکردها، نوع‌دوستی را مسأله‌ای اساسی می‌دانند، اما این مسئله بسیار بیشتر از مطلب اصلی است، فرد خوش‌روان می‌تواند بگوید که ما باید مقداری احساس همبستگی داشته باشیم، اما این پاسخ عاطفی را با بیان دلیل علاقه‌ی شخصی برای انگیزه توجیه می‌کند، به نظر می‌رسد نتیجه‌گرایان در مورد تفکر اخلاقی ما برای احساسات دوستانه و عشقی که نسبت به افراد خاص داریم

    نویسنده:
    ریچارد کرات
  • ٢،٦ نوع‌دوستی ناب و ایثار

    از سه نوع خودگرایی روانشناختی فوق‌الذکر، نوع تا حدی مورد مخالفت نوع ضعیفی است که معتقد است نوع‌دوستی هرگز ناب نیست، این رویکرد ادعا می‌کند که هنگام هر عملی، یکی از انگیزه‌های ما نفع شخصی ما است، هیچ استدلال قیاسی مناسبی برای این تز وجود ندارد یا در هر صورت، استدلال قیاسی که برای قوی‌ترین شکل خودگرایی روانشناختی در نظر گرفتیم، از آن پشتیبانی نمی‌کند، زیرا دو قضیه مورد استفاده در آن استدلال بسیار غیرمحتمل است، اما با این وجود ممکن است مطرح شود که در واقع، ما همیشه انگیزه‌های شخصی را پیدا می‌کنیم که با رفتارهای نوع‌دوستانه همراه باشد

    نویسنده:
    ریچارد کرات
  • معمولاً وقتی رفتاری نوع‌دوستانه توصیف می‌شود که انگیزه‌ی آن میلی برای سودرساندن به دیگری است بیش از آن‌که در جهت منافع شخصی باشد، این اصطلاح بر خلاف عبارات «منافع شخصی» یا «خودخواهانه» یا «خودگرایانه» است که برای توصیف رفتار با انگیزه منحصر به منافع شخصی بکار می‌روند، «بدخواه» به یک تفاوت بزرگ‌تر اشاره می‌کند و در مورد رفتارهای بکار می‌رود که میل به آسیب‌رسانی به دیگران را تنها با این هدف بیان می‌کند،

    با این وجود، برخی اوقات اصطلاح نوع‌دوستی به طور گسترده‌تر مورد استفاده قرار می‌گیرد تا صرف نظر از انگیزه‌ی آن، به رفتاری که به نفع دیگران است،

    نویسنده:
    ریچارد کرات
  • این مقاله درباره‌ی اسلام که اساساً عبارت است از ایمان به خدا و انجام عمل صالح و آراستن به اخلاق زیبای نبوی نیست؛ از اسلام در حوزه‌ی دعوت و امور خیریه هم نمی‌گوید. بلکه روی سخنش با اسلام سیاسی است یعنی حرکات سیاسی که اسلام را به عنوان مرجع فکری خود برای رسیدن به قدرت و حفظ سلطه قرار می‌دهند.

    نویسنده:
    منصف المرزوقي- رییس‌جمهور پیشین تونس
  • یکی از اسباب درخشش فقه اسلامی در دوران طلایی آن، توانایی فقیه در جمع بین فقه متون شرعی و فقه احوال واقعی جامعه بود. فقیه زمانی فقیه حقیقی به‌حساب می‌آید که بین فقه به معنای فهم متون اسلامی و فقه واقع، هماهنگی و توازن ایجاد نماید، البته نه به این معنا که واقع بر متن مسلط باشد، چون هیچ عالمی چنین تصوّری از فقه واقع ندارد؛

    نویسنده:
    دکتر عصام البشیر
  • شب قدر

    08 خرداد 1398

    کلمه‌ی قدر که در توصیف این شب آمده است به معنی مقام و شرف و برکت است؛ به همین خاطر خدای متعال می‌فرماید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ* أَمْراً مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ* رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (الدخان:٣-٦).

    [كه‌] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم، [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم. در آن [شب‌] هر [گونه‌] كارى [به نحوى‌] استوار فيصله مى‌يابد. [اين‌] كارى است [كه‌] از جانب ما [صورت مى‌گيرد]. ما فرستنده [پيامبران‌] بوديم. [و اين‌] رحمتى از پروردگار توست، كه او شنواى داناست.

    «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ القَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ القَدْرِ* لَيْلَةُ القَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ* تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ* سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الفَجْرِ» (القدر:١-٥).

    نویسنده:
    دکتر زغلول نجار
  • مهم‌ترین علت شکوفایی فقه اسلامی در دوران طلایی اسلام، قدرت فقیه در ایجاد هم‌خوانی بین نصوص شرعی و واقعیت جامعه بود. چون فقیه زمانی فقیه محسوب می‌شد که بتواند فقه نص را با درک واقعیت موجود تطبیق دهد نه به این معنی که واقعیت بر نص حکم کند کسی چنین ادعایی ندارد؛

    نویسنده:
    دکتر عصام البشیر