استاد شهید سید قطب میفرماید: آنچه بیشتر در محافل دینی، در زمان ظهور اسلام انتشار یافته بود مطلبی است که در سفر تکوین در فصل دوم(در کتاب مقدس) آمده آنجا که میگوید:
خداوند آدم را خلق کرد و از دندهی چپ او که خواب بود حوا را به وجود آورد. با وجود آنکه چیزی از این مطلب در نصوص قرآن و سنت وارد نشده، بیشتر مفسران «نَفْسٍ واحِدَةٍ» را در این آیه و غیر آن، حضرت آدم پنداشتهاند و حوا را خلق شده از دندهی چپ او انگاشتهاند. در حالی که برخی مفسّران قدیم و جدید این فهم را لزوماً صحیح ندانسته و بلکه با توجّه به سیاق آیه، فهم دیگری را سزاوارتر دانستهاند. برخی از مفسّران جدید روایات حامل این معنی را ضعیف شمردهاند
روزی یکی از دوستان با ناراحتی گفت: بعضی از مردم در ساعات پایانی شب در خانه ام را میکوبند و با این کارشان آزارم می دهند.
«مصطفی ملکیان»، اندیشمند معاصر و فیلسوف اخلاق و نظریه پرداز نواندیش دینی، با تاکید بر اینکه آزادی آدمیان اصل اولیه زیست اجتماعی محسوب می شود گفت: این آزادی فقط زمانی که موجب خدشه و یا لطمه وارد کردن به دیگران شود، قابل تهدید است.لذا آزادی سخن گفتن و آموزش و ترویج زبان مادری هرگز تهدید بردار نیست.
سیاست قرآن کریم در قانونگذاری و تشریع احکام، سیاستی بی نظیر ونمونه است. شارع حکیم احکام و دستورات اسلامی را یکباره و پشت سر هم نازل نکرد. ميتوان گفت اکثر احکام را با ذکر علت و سبب تشریع بیان نمود. اما بیان علت و مقصد تشریع را در قالب اصطلاحات امروزی علماء ذکر ننمود. بلكه ميبينيم گاه گاهی بعد از آیاتی که در باره خلقت جهان صحبت میکند، صحبت از تشریع احکام می شود بدون اینکه اندک تفاوتی احساس شود که سیاق کلام تغییر کرده باشد.
حتی در بیان مقاصد و علت تشریع احکام، شیوه یکنواختی را در پیش نمیگیرد تا سبب ملالت و دل زدگی شود؛
همچنین، پیامبر – صلّی الله و علیه وسلّم- میفرماید: « النِّسَاءُ شَقَائِقُ الرِّجَالِ »[٢٠]. بیان حدیث عام است، و بین قضاوت و سایر امور فرق و تفاوتی نگذاشته است. ابن قیم میگوید: این حدیث دلالت بر آن دارد آنچه که در فطرت آنان معلوم و ثابت است، این است که حکم دو همتا و دو هم نظیر یک حکم است، خواه علت این حکم مربوط به قدرت و توانایی، و وقار و شخصیت باشد و یا متعلق به احکام شریعت باشد و یا هر دو، به هر صورت دلیل بر مساوی بودن دو همتا و دو هم نظیر است
واژهی ولايت با كسر و فتح واو است، ولایت با فتح مصدر است و با کسر اسم. ولایت بکسر واو، به معنی تسلط و تولّى امر است. و والی بمعنی امیر و حاکم و سلطان است. و ولایت بفتح و کسر واو به معنی قرابت و نصرت و محبت است. ولایت (با کسر و فتح واو) در بر دارنده این مفهوم است که ولی نیازمند تدبیر و عمل است چنانکه نیازمند نصرت و یاری زیر دستان است.
ولایت بر دو قسم تقسیم میگردد:
در زمانی که انتظار داشتیم شیخ احمد ریسونی رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان در قبال مسألهای که اخیراً مطرح کرده است موضع متفاوتی داشته باشد، شاهد پاسخ خشمآلود و تأکید ایشان بر مواضع گذشتهاش بودیم.
یک شبکهی مراکشی این سؤال را از شیخ پرسید: شما در جایی فرمودید هر کس به قدس سفر کند نمیتوان گفت که خواهان عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی است و تشریح کردید که هدف از سفر به موضع شرعی و سیاسی فرد بستگی دارد. در همین زمینه خبرنگار فلسطینی پرسید چه چیزی در وضعیت اشغالگران و موضع مسلمانان نسبت به آن تغییر کرده است
خواهرم!
برادرم! همکارم!
همشهری!
هم زبون و هم کیش و آیینم؛ برگشتنت فرخنده باد. چه زیبا بر گشت کردی، متفاوت، پاک، مطهر، سبک بال و بی آلایش.
آیهی «و السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما جزاء بما کسبا... »( مائده؛ 38)« دست مرد دزد و زن دزد را قطع کنید. این کیفر کاری است که انجام داده اند...» در این آیه واژه السارق و السارقة صفت مشبهه است؛ مانند: الکافر، الفاسق، المؤمنون و... یعنی دست کسی را قطع کنید که دزدی صفت ثابت او است نه کسی که اتفاقی یا موردی دست به دزدی زده است. بدین دلیل علمای گذشته بنا بر مقتضیات زمان خود حدود ۵ تا ۱۰ درهم را برای قطع دست دزد تعیین کردهاند و دزدی کمتر از آن را موجب قطع دست نمی دانستند؛ همچنین احتمال دارد دزدی علتی داشته یا اتفاقی بوده باشد
اشاره: اصلاحوب از دیرباز بنا به عهد پیشین خود مبنی بر «تقریر حقیقت»، در راستای تضارب آرا و ایجاد گفتوگو اقدام به انتشار مقالات و نوشتارهای نویسندگان و کاربران در زمینههای متعدّد ازجمله دین، فرهنگ، اندیشه و... نموده و از خوانشهای متفاوت کنشگران درباب دین، جامعه و فرهنگ استقبال مینماید. نوشتار حاضر، تلاشی است در جهت نقد مقولهی «تاریخمندی»، امید که سبب غنای بحث شود.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل